KNToosi.in - همکلاســــی

وبلاگ گروهی دانشجویان ِ دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی

KNToosi.in - همکلاســــی

وبلاگ گروهی دانشجویان ِ دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی

سلامD: - امیدوارم عمرتون مثله ستارهاتون طولانی و درخشان باشه

سلام به همه ستاره دوستتان عزیز  

امیدوارم عمرتون مثله ستارهاتون طولانی و درخشان باشه

خوشحالم که "ستاره شناسی"هم به جمع موضمعات همکلاسی اضافه شده. امیدوارم بتونم اخبار جالبی برای شما عزیزان فراهم کنم.  

ازتون میخوام که به من و دوستانم را در این راه کمک کنید.گرچه شاید بگید خبر که نظر نمیخاد ولی بازهم منتظر نظرات شما هستیم.

از آقای عنایتی برای این پیشنهاد و آقای توکلی برای قبول آن متشکرم.  

راستی این جمله ی مروف منه: 

هر وقت دل تنگ کسی شدید که از هم خیلی دور بودید کافیه به آسمون نگاه کنید مطمئن باشید ستارشو پیدا میکنید.ستارای که اون بالا منتظر درد و دل شماست.

 

@ انتقاد پویا صفری از حمید توکلی - در مورد نحوه برخورد با دانشگا

 

انتقاد پویا صفری از حمید توکلی (۲)

به نام خدا

در ادامه ی متن  http://kntu.blogsky.com/?PostID=951  متن زیر نگاشته شده است :              

نوشته های پویا صفری به رنگ سبز

نوشته های حمید توکلی به رنگ آبی و قرمز

 

با درودی دگر بار بر حمید عزیز و همه دوستان گرامی

سلام و درود بر تو دوستی که عیب مرا رو در رو به خودم میگویی و پشت سر من لب فرو بسته ای !

و دورد بر همه کسانی که مثل تو صادقانه در همکلاسی انتقاد می کنند ! مطمئنا انتقاد برای اتحاد مفید تر از دورویی ها و سکوت است !

در ابتدا از حمید عزیز که نقد بنده را قابل دانست و آنرا مورد مطالعه قرار داد و جوابیه ای از برای آن ارسال نمود نهایت تشکر و قدردانی را دارم، و اینکه برای جوابیه ی این متن تا ساعت ۲:۳۰ شب بیدار مانده تا پاسخ مرا دهد نهایت ارزش را برای من داشته و جنبه نقد پذیری او را نشان می دهد، که به واقع قابل تقدیر وستایش است، و به واقع که با این نقدها نه تنها از دوستی ما کاسته نشده که بر تحکیم آن نیز افزوده و ما را به یکدیگر نزدیک تر می سازد، امید به آنکه همیشه شاهد چنین رویدادهای فرخنده ای در همه ی عرصه ها باشیم

همچون رویه ی گذشته قصد بر آن دارم تا پاسخ ایشان را با هم مرور کرده و نقد نمایم، امید به آنکه نقدهایم در جهت رعایت اصول اخلاقی بوده و مقبول واقع گردد.

در ابتدا منشأ زلزله های خواجه نصیر را وب لاگ گروهی دانستی، آن هم از قول اهل فن! تمثیل زیبا و جالبی بود، ولی باز هم منشأ زلزله حتی از جانب اهل فن خودت شناخته شدی، چراکه پایه گزار این بلاگ شخصی نبود جز حمید توکلی عزیز، که چه گام بلند، مثبت، آزاد فکرانه و دور اندیشانه ای بوده، که موجب رفع بسیاری از ابهام ها،حل بسیاری از مشکلات و روشنگری های فراوان بوده و به حتم در آینده هم عزم بر آن است تا این راه را با یاری دوستان ادامه دهیم و اهداف والای این وب لاگ آزاد و گروهی دانشجویان خواجه نصیر را محقق سازیم.

اما در ادامه حادثه ای نا خوشایند رخ داد، که به حتم از دید شما پنهان مانده و مغفول واقع گشته و یا شاید هم فراموش شده، آن حادثه ی ناخوشایند و نا فرخنده مربوط به اعلام ساعت شما برای زمانی است که وقتی را گرفتیم، در اینجا فکر می کنم که ما مبنا را بر پایه ی صداقت بنیاد نهادیم و می باید که همه ی مسائل و حتی جزئیات را نیز با شرح دقیق و بیانی واقعی ذکر نماییم، که به حتم شما هم در همه ی موارد این نکته را رعایت نمودید ولی در این امر مغفول واقع گشته که فکر می کنم با یاد آوری ساده ای مرتفع گردد، و به قصد و نیت نهاییمان که همانا شفاف سازی می باشد نیز می رسیم، دوست من اگر درست به خاطر آورم ما در آن روز در حوالی ساعت ۱۵ به دفتر جناب دکتر صدیق مراجعت کردیم که در همان زمان قصد ملاقات با جناب دکتر صدیق را داشتیم، بدون آنکه زمانی را از قبل مشخص نموده باشیم، و مسلما دکتر هم در آن زمان وقتی را نداشتند و منشی جناب دکتر صدیق به ما اطلاع دادند که ایشان در جلسه ای هستند، و با لطفی که نسبت به ما داشتند وقتی را برای ۳۰ دقیقه ی بعد به ما دادند. بنابر این به حتم فصور از جانب ما بوده، و بس. و سپس به درستی اشاره نمودی که جناب دکنر کاویان پور را هم در جریان وقت ملاقاتی که گرفتیم قرار دادیم و ازایشان هم خواستیم که جناب دکتر صدیق را نیز به جلسه دعوت کنند ، ایشان هم پذیرفتند اما بعد فراموش کردند! بله دوست من، در واقع بعد از شروع آن جلسه و بحث بر روی موضوع های مختلف هم ایشان و هم جلسه ی با جناب دکتر صدیق را فراموش نمودیم

پویا جان تو ، سعید و خانم صفاجو حوالی ساعت 15 به دفتر ریاست مراجعه نمودید ، اما بنده چند ساعت قبل از شما و به تنهایی به دفتر ریاست رفته و تقاضای دیدار نمودم ، و با توجه به ساعتی که خانم منشی به بنده گفتند ، ساعت 15 همگی با هم به دفتر ریاست مراجعه کردیم ! و تو چون از رفتن من بی خبر بودی این سوء تفاهم برای تو پیش آمده !


و سپس منظور خود را از دگر اندیدشی جناب دکتر کاویان پور طرح نمودی و گفتی که ایشان تمایل به حل مشکلات را دارند، ولی نیازی به برگزاری همایش را حس نمی کنند، در اینجا پرسشی بوجود می آید و آن اینکه هدف اصلی ما از برگزاری همایش با جناب دکتر صدیق چیست؟ به گمان بنده طرح مشکلات است و در نهایت ختم شدن به حل آنها، بسیار خوب اگر اینگونه است، همانطور که بارها بیان شده همگی دانشجویان محترم می توانند دو روز در هفته در ساعات مشخص شده به مسئولین امر مراجعت نموده و مشکلات خود را با آنها طرح نمایند، پس این روزهای اعلام شده برای چه می باشد؟؟ بنابراین مسئولین محترمی که قبل از اینکه ما برای طرح مسائل با آنها اینگونه روزها و ساعاتی را پیش بینی نموده اند فکر نمی کنم که ابایی از برگزاری همایشی برای همین امر داشته باشند

بنده نگفتم ابایی دارند ، عرض کردم نیازی نمی بینند !

اما در ادامه افزودی که جناب دکتر عقیق تمایلی به برگزاری این جلسه نداشتند و به اصرار جناب دکتر کاویان پور به این جلسه تن در دادند، بله این نکته را به درستی اشاره نمودی، جناب دکتر عقیق پس از آن رفتار تند شما دیگر تمایلی به ادامه ی این جلسه نداشتند، وبه اصرار جناب دکتر کاویان پور در این جلسه ماندند،

بله درست است ، جناب دکتر عقیق بعد از رفتار تند بنده ، خواستار ترک جلسه شدند اما اگر یادت باشد قبل از رفتار تند بنده و در همان ابتدای جلسه نیز دکتر عقیق می خواستند به کلاس درسشان بروند و به اصرار دکتر کاویان پور نرفتند !

و سپس افزودی که شما و همه ی دانشجویان الکترونیکی ۲ ماه خود را لغو کرده اید، و به احترام دانشگاه عکس العمل جدی را نشان نداده اید!!! آیا به واقع اینگونه بوده است؟ یعنی شما ۲ ماه خود را لغو نموده اید و هیچ عکس العملی را نشان نداده اید؟؟!! در ابتدا باید عرض نمایم که به حتم هیچ کسی از جمله شما در هیچ شرایطی نمی تواند ۲ ماه از زندگی خود را لغو نماید، که اگر اینگونه بوده به گمان من ضعف از خود آن شخص بوده و از عدم برنامه ریزی اوست که ناشی می شود، چراکه در هفته ما تنها ۱۲ ساعت کلاس الکترونیکی داریم و از این۱۲ ساعت ۶ ساعت آن مختص دروس عمومی و ۶ ساعت آن مختص دروس اختصاصی، که فکر نمی کنم تا به حال بر سر ۶ ساعت دروس عمومی آن مشکلی بوده باشد، اما بر سر ۶ ساعت دروس اختصاصی مشکلات زیادی وجود داشته که می توان به درستی بر سر آن معترض بود، حال سؤالی که به وجود می آید این است که آیا ۱۳۴۴ساعت شما طی این دو ماه تحت تأثیر ۴۸ ساعت کلاس با اختلال برگزار شده ی این دو ماه یا به عبارتی ۰.۳۵ وقت شما فنای کل وقت شما می شود؟؟!! به گمان من این عمل شما فرافکنی بوده چرا که من خود می دانم که چه برنامه های دقیقی دارید و نمی دانم که چرا به چنین فرافکنی هایی می پردازید؟؟؟

منظور بنده از جمله ی دو ماه خود را لغو کرده اند این است که دوماه با کلاس به شدت بی کیفیت خود کنار آمده اند ، اشتباه من در بیان بوده است !

و در ادامه هم افزودی که وقت جناب دکتر عقیق گران بهاتر از وقت ما دانشجویان نیست، به حتم که این گونه است و فکر نمی کنم که خلاف این گفته را در عرایضم گفته باشم، و سپس ادامه دادی که جناب دکتر عقیق از اینگونه لیست ها بسیار تهیه نموده اند ولی از مشکلات ما کاسته نشده است، دوست من، بار دیگر فکر می کنم که کم انصافی رخ داده، اگر بخواهیم بگوییم که هیچ یک از مشکلات ما حل نشده، من فکر می کنم که وضعیت حال کنونی ما به هیچ وجه قابل قیاس با وضعیت اول ترم ما نباشد، به جهات مختلف، اول آنکه در حال حاضر تنها مشکل برگزاری کلاس های اختصاصی بردها می باشند، و صدای اساتید بصورت بسیار مطلوبی دریافت می شودند، و دوم هم آنکه کلاس های حضوری که یک هفته در میان برگزار می شوند، مبنایی بر برگزاری این کلاس ها بطور یک هفته در میان نبوده که در حال حاضر به این صورت برگزار می گردند، که این دو مورد از بزرگترین موارد می باشد که نشان از رفع بخشی از مشکلات ما دارد، و فکر نمی کنم که در انصاف بگنجد که اینگونه دست به فرافکنی زده و بگوییم که مشکلات ما کم نشده است! درست است که مشکلات ما هنوز به طور کامل حل نشده اند، ولی به حتم از آنها همانطور که نمونه هایی ذکر رفت از تعداد آنها و سطح آنها کاسته شده است

تا تخته و صدا و همه ی تجهیزات کلاس از راه دور تا به طور کامل حل نشود ، استاد نمی تواند راحت تدریس نماید پس باید با هم بررسی شود و نه به صورت مجزا !

کلاس های حضوری یک هفته در میان یک مشکل کم کرد و چند مشکل اضافه کرد ، ابتدا استادیار تمرین حل می کند و سپس استاد هفته ی بعد درس مربوط به تمرین حل شده را می دهد ، در یک جلسه از صفحهات ابتدای کتاب و انتهای کتاب سوال انتخاب می شود و معلوم نیست کجای کتاب تدریس می شود ، در سر کلاس حضوری ادامه ی درس کلاس از راه دور داده می شود ، حال آنکه کلاس از راه دور هیچ ثمره ای نداشته است !

( مشکلات کلاس های حضوری را سعید و خانم صفاجو به عنوان نماینده در جلسه منعکس نمودند )

آیا از بی برنامگی های فوق می توان ناتوانی مسئولین در برنامه ریزی را نتیجه گرفت ؟ خیر مسئولین در برنامه ریزی ناتوان نیستند اما گویا توانشان برای ما به سر رسیده است !

و بعد از آن هم افزودی که آن روز تئاتری برای ما برگزار شده، من نمی دانم که چگونه می اندیشی، ولی به نظر من دلیلی برای برگزاری این تئاتر وجود داشته باشد، و زمانی که اینگونه صادقانه جناب دکتر کاویان پور و جناب دکتر عقیق در مقابل ما می نشینند و قصد بر رفع مشکلات ما دارند، از انصاف به دور است که این عمل را به تئاتر تمثیل نموده و همه چیز را به این راحتی پایمال نماییم

اگر مشکلات طبق وعده های داده شده حل شد که قبول دارم اشتباه کرده ام و معذرت می خواهم اما اگر حل نشد ان شااالله در یک متن جداگانه مساله ی تئاتر را بررسی خواهم نمود !

و بعد هم ادامه دادی که توقع داری تا در صورت بروز مشکلات اینچنینی مسئولین سعی بر جبران آن داشته باشند، دوست من به حتم که مسئولین در صدد رفع این مشکلات هستند، همانطور که در مثال هایی ذکر رفت، اما در مورد آن اطلاعیه هم می دانی که قصوری صورت گرفته و جناب دکتر کاویان پور هم از جناب دکتر عقیق خواستند تا دیگر از اینگونه حساسیت زایی ها نگردد

جناب دکتر کاویان پور خواستار ویرایش ادبی آن اطلاعیه شدند که الان بعد از گذشت یک هفته هنوز آن اطلاعیه ویرایش نشده است !.

دوست من، فرمودی که دقیقا مراحل را طبق اصول طی نمودی، جای تعجب است، اگر این گونه بوده چگونه است که منشی جناب دکتر صدیق فرمودند تا اینکه باید جناب دکتر کاویان پور هم در این جلسه حضور داشته باشند؟؟ این امر کاملا واضح و روشن هم می باشد، و به حتم باید معاون امور آموزشی در این جلسه حضور داشته باشند، چراکه جناب دکتر صدیق در جریان کلیه ی امور نبوده و باید ایشان در این جلسه به کمک جناب دکتر کاویان پور پاسخ گوی دانشجویان باشند

بنده در این مورد با منشی محترم ریاست صحبتی نکرده ام و فقط به خاطر دارم که جناب دکتر صدیق ریاست محترم دانشگاه در مورد ضرورت حضور دکتر عقیق توضیحاتی دادند اما حرفی از دکتر کاویان پور نزدند

و بعد از این هم گفتی که رفتار تند شما اولین بار است که بروز نموده، بله درست می گویی، ولی به راستی چه توجیهی برای این رفتار وجود دارد؟؟! البته کمی جلوتر اشاره نمودی و در آنجا توجیه شما را هم بررسی خواهیم نمود، اما توجیه مرا برای سستی های مسئولین جویا شدی، اولا من توجیه گر سستی های مسئولین نبوده و نخواهم بود و به من ارتباطی هم ندارد که کارهای مسئولین را توجیه نمایم، من تنها سعی بر آن دارم تا راوی حقایقی باشم که تا کنون اتفاق افتاده و می افتد، امید به آنکه راوی خوبی باشم و به خوبی واقعیات را نقل نمایم

قطعا راوی خوبی هستی ، از اینکه اینگونه توجیه کننده خطابت نمودم مرا ببخش !.

در ادامه دیگر حرفهایت جالب شد!! گفتی که به عنوان منعکس کننده ی رفتار و نیاز دانشجوهای دیگر در جلسه حضور یافتی! و در واقع خود را به نوعی نماینده ی و قیم دانشجویان خواندی!!! و نکته ای را که ما خود چندی پیش با دیگران بر سر آن جدال داشتیم، خود آن را مورد تعدی قرار دادی، و سؤال های زیادی را در ذهن من ایجاد نمودی!!! دوست من هر شخصی که در آن جمع حضور داشته هرگز نمی تواند این ادعا را داشته باشد که به عنوان منعکس کننده ی رفتار و نیاز دانشجوهای دیگر در جلسه حضور یافته و در واقع نماینده و قیم دانشجویان است!! دوست من دانشجویان عزیز، دوستان خوب ما فکر نمی کنم که هیچ نیازی به نماینده و قیمی داشته باشند، چراکه هر کدام از آنها دارای شعور خود بوده، مسائل خود را دارند، و به حتم حق دارند تا مسائلشان را خودشان مطرح سازند، و نه قیمشان! و این امر هم خوشبختانه با وقتی که مسئولین اختصاص داده اند محقق گشته، و هر شخصی که مشکل و یا مسئله ای که دارد می تواند در روزها و ساعات مشخص مراجعت نماید تا مشکلاتش را رفع نماید، و ضمنا تمامی تلاش ما برای تشکیل شورای صنفی و تشکلاتی از این قبیل این بوده که همه ی داشنجویان فعالانه در عرصه های مورد علاقه ی خود مشارکت نمایند و مشکلاتشان را مرتفع نمایند، و این فعالیت ها تنها سامان دهی یابند تا با انسجام بیشتری این مشارکت ها صورت گیرند، و دانشجویان عزیز هیچ نیازی به قیمی ندارند تا رفتار خود را به خاطر آنها توجیه نماید، و عصبانیت خود را به خاطر آنها بداند و به این راحتی توجیه نماید

منظور بنده از به کار بردن واژه ی منعکس کننده ، نماینده و یا قیم نبوده است اما حرف تو کاملا صحیح است و اشتباه خود را می پذیرم ، هم از تو و هم از دانشجویان دیگر به خاطر استفاده از این واژه معذرت می خواهم

و سپس هم افزودی که با هرکس با توجه به رفتار خود او رفتار خواهی کرد!!! جای تعجب بسیار است!!! این حرف تو عملا به من می گوید که تو از خود رفتار مشخصی را نداری و رفتارت تحت تأثیر رفتار دیگران شکل می گیرد!!! آیا به واقع اینگونه است و تو از خود رفتار و کردار مشخصی را نداری؟؟!! من فکر می کنم که هر شخصی از خود داشته ای را دارد و آن داشته ی خود را مصرف می نماید، اگر داشته ی شما مثبت است، همیشه مثبت خواهید بود، و اگر هم که خلاف این مطلب است که آن داشته را مصرف می نماید، من فکر می کنم که داشته ی تو همواره مثبت می باشد، همانطور که بارها اثبات نموده ای، و باید همواره باید آنرا مصرف نمایی، نه آنکه در قبال رفتار هر شخصی داشته ی خود را فراموش کرده و شأن خود را به شکلی دیگر به نمایش در آوری، و اینگونه رفتار به حتم احترام ظاهری نبوده، و بیانگر ذات حقیقی و داشته ی واقعی آن فرد است، و نه احترام ظاهری

بنده نگفتم که دقیقا مثل طرف مقابل باید رفتار نمود ، بلکه حرف بنده این است که رفتار من باید متناسب با رفتار طرف مقابلم باشد ، نمی گویم باید به دروغ گو ، دروغ گفت بلکه می گویم باید به دروغ گو اخم کرد و به راست گو لبخند زد تا راست گو به راست گویی تشویق و دروغ گو متنبه گردد !.

و خیلی هم خوشحالم که در ادامه گفته های خود را ذکر نمودی تا دوستانمان در جریان دقیق رخداد قرار گیرند.

و سپس در ادامه نقل قول هایی نمودی که فکر نمی کنم حرفی بر روی آنها داشته باشم، جز اینکه تشکری داشته باشم که اینگونه صادقانه مسائل را بیان داشتی.

و بعد از آن هم گفتی که ما اینجا اسیر مشکلاتی شده ایم، تا تجربه ای بر روی ما کسب شده و راهکاری گردد برای از ما بهتران!! دوست من بارها گفته ام که این نوع از آموزش به تازگی در ایران ایجاد شده و به حتم ما که مدرنیسم و تجربه و هم گامی آن راخواستار گشته ایم باید عواقب آن و مشکلاتش را نیز پذیرا باشیم، و آن را برای نسل های آینده ی استفاده کنندگانش محیا سازیم، و به حتم که آنها هم دوستان و عزیزان ما خواهند بود و نه از ما بهتران

بنده مشکلات را می پذیرم به شرط آنکه دانشگاه مشکلات خودش را بپذیرد نه اینکه مشکلات را انکار نموده و اطلاعیه بدهد که مشکلات دانشگاه جزئی است و مشکل اصلی از دانشجو می باشد ! زمانی کاستی های دانشگاه برای دانشجو قابل تحمل است که دانشگاه نیز کاستی های خود را پذیرفته باشد !

و سپس گفتی که باید این مشکلات از قبل حل می شده، دوست من همانطور که در آن جلسه هم ذکر رفت مشکلاتی به وجود آمده که از دست مسئولین دانشگاه خارج بوده و آنها سعی بر برگزاری این نوع از آموزش را به بهترین نحو خود داشته و دارند، ولی چه می توان کرد که بعضی از امور از دست مسئولین خارج بوده و نمی توان در قبال این محدودیات کاری را انجام داد. و بعد هم که باز به فرافکنی دست زدی و گفتی که ما در این مدت هیچ یاد نگرفتیم!! آیا به واقع اینگونه بوده؟؟!! در ابتدا توضیح دادم مشکلات را و دیگر به تکرار نمی پردازم. اما باری دیگر هم گفتی که چرا دانشگاه دست به جبران نمی زند، دوست من بارها هم اقدامات دانشگاه در جهت جبران را گفته ام پس از تکرار آنها هم می پرهیزم، و بعد هم که کلاس ها ی حضوری را مزخرف خواندی! به حتم این کلاس ها هم با اشکالاتی مواجه هستند، ولی باز هم این نکته فرافکنی و بی انصافی است که آنها را مزخرف بخوانیم، من خود امروز استفاده ی بسیار زیادی از کلاس ها بردم، زمانی که دانشجویان در این کلاس ها دائما به صحبت کردن می پردازند، و خودشان از اساتید مطالب مورد نظر را نمی طلبند چه توقعی می توان از اساتید و انگیزه ی آنان برای آموزش کامل و مفید داشت؟

بی برنامگی و بی نظمی در آموزش را نمی توان به گردن دانشجو انداخت ، البته مشکل از اساتید محترم نیز نیست ، مشکل از مسئولین است !

دوست من دانشگاه هرگز منتی را ندارد که بر سر ما گزارد، و هرگز هم چنین کاری را به یاد ندارم که انجام داده باشد،

این یکی را مطلقا نمی پذیرم ، برخی از مسئولین دانشگاه خواجه نصیر منبع منت گذاری ، وعده های فریبنده و تحقیر دیگران ... هستند !

 

ولی دیگر بعد از آن باز هم به فرافکنی آن هم از نوع اول خود نمودی!!! دوست من در اول این نوشتار هم اشاره نمودم که اگر ۰.۳۵ زمان شما موجب از میان رفتن کل زمان شما می گردد باید به برنامه ریزی شما شک کرد، که من خود می دانم که چه برنامه های دقیقی دارید و نمی دانم که چرا به چنین فرافکنی هایی می پردازی؟؟؟!!! و ضمنا می توانی تا ابد هم طلبکار دانشگاه بمانی، ولی فکر نمی کنم که با چنین رویکردهایی نتیجه ای حاصل شود، جز همان که دیدیم و شنیدیم

دیدنی ها و شنیدنی ها هنوز باقی است!

و سپس گفتی که دیگر حرف کسی را که به قول های خود عمل نکرده باور نکنیم! دوست من مسلما تمامی قول های مسئولین اجرایی نگشته ولی در این مطلب شک مکن که آن امر اجرا نشده از حیطه ی توانایی آنها خارج بوده مه اجرایی نگشته و آنها سعی بر اجرای کامل آنها را داشته اند، همانطور که تا به الان کلاس های حضوری یک هفته در میان اجرایی گشته و یا کلاس ها تا حد توان بهبودی یافته و در حال بهبودی کامل است

آیا مسئولین دانشگاه صنعتی خواجه نصیر توانایی برنامه ریزی صحیح برای کلاس های جمعه را ندارند ، اگر ندارند از معاون دبستان ما کمک بگیرند !.

دوست عزیز، من با لغو یک کلاس از جانب دکتر عقیق به وجد نیامده و نمی آیم، تنها این مورد را ذکر کردم تا متذکر شوم که مسئولین بی مسئولیتی نداریم، و برای ما اینگونه ارزشی قائلند که کلاس ارشدهای خویش را به خاطر ما لغو نمایند، و بعد هم فکر نمی کنم که ما ۷۰۰ دانشجوی الکترونیکی داشته باشیم که به مسخره گرفته شده باشند، و به علاوه فکر می کنم علیرغم اینکه خود را به هیچ وجه نماینده ی دانشجویان نمی دانم هفته هاست که به همراه خودت، با یکدیگر از کرج این مسافت را طی می نماییم و به ساختمان مرکزی می رویم تا این مشکلات را مطرح سازیم، و هیچ منتی هم بر هیچ کسی نداریم چراکه با میل خود بوده و با عشق این کارها را انجام داده ایم، و شاید این گوشه ای از وجد ما را برساند که در این مدت این کارها را انجام داده ایم

درست می گویی ، باز هم معذرت می خواهم ، به امید روزی که مسئولیت پذیری مسئولین گل ما ، در بهبودی کامل امور تحصیلی منعکس گردد !

و بعد هم گفتی که از حرف و وعده دادن هم چیزی عاید ما نمی شود، نه دوست من، بهبودی کلاس های الکترونیکی در حد توان، برگزیری کلاس های حضوری بصورت یک هفته در میان و دیگر کارهای انجام شده از همان مذاکرات و حرف ها و وعده ها می آید و نه تندی ها و پرخاش ها

درست است ، اینها نتایج مذاکرات نمایندگان خوب دانشجویان الکترونیکی بوده است ! بنده این مساله را رد نکرده ام و منظورم از وعده ، وعده ی مسئولین بوده است !

دوست من باری دیگر در آخر خود را به گونه ای دیگر قیم دانشجویان دانستی!!! به تکرار گفته ها نمی پردازم و به این پرسش اکتفا می کنم که مگر همه ی دانشجویان دارای رویکردی یکسان هستند که شما به فرض قیم بودنتان این پرسش را مطرح می سازید؟؟

نه دوست من، در اینجا تعداد زیادی از دانشجویان با رویکردهای مختلف وجود دارد، که هر یک حق بروز رفتار خود را دارند،

بار دیگر از تو و همه ی دانشجویان به خاطر این اشتباه فاحش معذرت می خواهم ، و شرمندگی خود را اعلام می نمایم !

و ضمنا پیوستگی در برخورد این نیست که مسئولین را با پرخاش جویی از خود بدان سان برانیم! رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود

بله دوست من، نقطه ی عطف را هم به درستی در یافتی! و رسم اصلاح طلبی هم٬ اگر در رفتار می خواهی که بدانی، این است که داشته ی خود را خرج نماید!

و در مورد اجازه ی انتشار اخبار هم جناب دکتر عقیق کلیت آن جلسه را فرمودند که نگوییم، و خوشحالم که دلیلش را هم به زیبایی درک نمودی، و تا حدی هم اجرا نمودی

بنده فکر می کنم که منظور جناب دکتر عقیق بیان ننمودن کارهای انجام شده و وعده های داده شده است ، چون تقریبا سه بار از ایشان خواستم که اجازه بدهید کارهای مفیدتان را به دانشجویان بگوییم و وعده ها را منعکس نماییم تا بیشتر قدر بدانند اما ایشان اجازه نفرمودند ! فکر نمی کنم منظور ایشان حاشیه ی جلسه بوده باشد !

در انتها یادآوری می نمایم که بنده در انتهای جلسه از دکتر عقیق به خاطر تندی در رفتار معذرت خواهی نموده ام !

و چون برخی دانشجویان در نظرات گفتگوی قبلی من و پویا ، رفتار بنده را تند ارزیابی کردند ، بار دیگر در همکلاسی از جناب دکتر عقیق معذرت می خواهم و یکبار دیگر در روزهای آتی حضورا در ساختمان مرکزی از ایشان معذرت خواهی خواهم کرد !

در نهایت بار دیگر از جنبه ی بالای انتقاد پذیریت نهایت تشکر و سپاس را دارم، و خوشحالم که در این میان بسیاری از نکات مبهم بر طرف می گردد.

با آرزوی بهترین ها برای تو دوست خوبم، و تمامی دوستان عزیز دیگر

تا درودی دگر بار بدرود

باز هم از لطفی که به بنده داری ، و وقتی که صرف هدیه دادن به من می کنی ، بی نهایت سپاسگزاری می نمایم !

به امید روزی که همکلاسی هایمان متوجه شوند که انتقاد ، اتحاد را از بین نمی برد ، بلکه پرده از اتحاد ظاهری کنار زده و زمینه ساز اتحاد واقعی است!

 

نظر شما در مورد این گفتگو چیست ؟ بنده را راهنمایی نمایید ؟

 

US seeks to retain pressure on Iran

 

US seeks to retain pressure on Iran

 

ADDIS ABABA, Ethiopia - The Bush administration scrambled Wednesday to hold together a global alliance of suspicion against Iran, saying the clerical regime still has much to answer for despite a U.S. reversal of its claim that Tehran is seeking nuclear weapons now.

President Bush opened a trip to Nebraska with a warning about Iran — his second in the two days since U.S. intelligence agencies jointly concluded that Iran had long ago dropped active military nuclear ambitions.

Bush's top diplomat, who must explain and sell the shifted U.S. position among European allies later this week, pushed anew Wednesday for international solidarity on Iran.

No allies have told Secretary of State Condoleezza Rice they want to back out of a U.S.-led drive for new sanctions on Iran, but the administration is worried that the new assessment weakens its leverage over Iran and drains the urgency from international efforts to roll back Iran's nuclear program.

The re-evaluation of the Iranian threat has overshadowed diplomatic meetings Rice attended in Africa.

"It is the very strong view of the administration that the Iranian regime remains a problematic and dangerous regime and that the international community must continue to unite around the Security Council resolutions that it has passed," Rice said in Ethiopia.

Bush demanded that Tehran detail its previous program to develop nuclear weapons "which the Iranian regime has yet to acknowledge."

"The Iranians have a strategic choice to make," he said before a political appearance in Omaha, Neb. "They can come clean with the international community about the scope of their nuclear activities," and accept U.S.-backed terms for new nuclear negotiations, "or they can continue on a path of isolation."

The idea of talking truthfully about a past illicit program is something the United States is pushing hard as it tries to make sure that a useful diplomatic coalition against Iran does not fracture. That alliance was built partly on the strength of U.S. assertions that Iran had an ongoing ambition to build a bomb and could not be trusted with sensitive technology that could speed that process.

Rice reminded reporters that the U.N. Security Council has already demanded that Iran halt its uranium enrichment and reprocessing activities, "because those enriching and reprocessing activities permit, if they are perfected, a state to acquire fissile material for a nuclear weapon."

The National Intelligence Estimate essentially backs up Iran's long-standing claim that its nuclear program is peaceful, although it says Iran once had a covert weapons program. The assessment says the bomb program was shelved in 2003, before the U.S.-backed push for international sanctions took root.

"The report was a declaration of victory for the Iranian nation against the world powers over the nuclear issue," Iranian President Mahmoud Ahmadinejad said Wednesday.

Rice has been working the phones to defend the administration's strategy on Iran and to explain the intelligence assessment released to surprise in Washington and abroad.

"It opens a window of opportunity for Iran now, because Iran obviously has been somewhat vindicated in saying that they have not been working on a weapons program, at least for the past few years," U.N. International Atomic Energy Agency chief Mohamed ElBaradei said.

The response from European partners who would lead any new negotiations with Iran has been modulated but generally supportive.

European and U.N. officials said the U.S. report bolsters their argument for negotiations, and that the world should not walk away from years of talks with an often defiant Tehran that is openly enriching uranium for uncertain ends.

They also said sanctions are still an option to compel Iran to be fully transparent about its nuclear program. Russia and China, which have never been strong supporters of the United Nations sanctions operation, could veto any new proposals.

Rice will see European counterparts during NATO meetings this week in Brussels. She will also come face-to-face with Russian Foreign Minister Sergey Lavrov, who has become the public face of resistance to new sanctions.

On Wednesday, Lavrov said Russia had no evidence that Iran ever had active nuclear weapons ambitions.

"Data that we have seen don't allow to say with certainty that Iran has ever had a nuclear weapons program," he told reporters in Moscow.

On Monday and Tuesday, Rice called Lavrov as well as her British, Chinese, German, French and European Union colleagues to tell them "Look, we have got the right strategy," she said as she flew to Ethiopia.

Rice said it would be a "big mistake" to ease any diplomatic pressure on Iran despite the new U.S. findings. "It doesn't mean you should take the pressure off. It puts a premium on diplomatic efforts. I continue to see Iran as a dangerous power in international politics."

 

http://news.yahoo.com/s/ap/20071205/ap_on_re_mi_ea/us_iran

ساخت روبات خطی توسط یکی از دانشجویان الکترونیکی

R.T.L Group

نوید حسنی : اولین روبات ساخته شده توسط گروه R.T.L این ربات یک ربات خطی هستش و تقدیم می کنم به همه ی بچه های  دانشگاه خواجه نصیر. منبع خبر: http://www.rtl.coo.ir

آقایان مسئولین دانشگاه !!! تواناییهای دانشجویان الکترونیکی را بیشتر ببینید تا  چوب مجازی بودن را بر سر ما نکوبید!!!

@ من با تو همکلاسی ام !

 

من با تو همکلاسی ام !

به نام خدا

من به رشته ای که انتخاب کردم خیلی علاقه دارم ، مهندسی فناوری اطلاعات !

در انتخاب رشته ی دانشگاه ، حدود 30 انتخاب اول رو مهندسی فناوری اطلاعات زدم ، حدود 20 انتخاب بعد رو مهندسی صنایع زدم و بعد از آن هم حدود 30 انتخاب مهندسی نرم افزار زدم !  بعد از این سه رشته تقریبا بقیه رو مخلوط زدم ، مثلا 2 تا مهندسی برق ، 1  مهندسی عمران و ...

از نوع انتخاب رشته ام ، کاملا هویداست که به سه رشته ی فناوری اطلاعات ، صنایع و نرم افزار به شدت علاقه مندم !

 از دانشجوهای دیگه هم در مورد علاقه هاشون پرسیدم ، و میتونم بگم علاقه مندی های مشترک زیادی بین دانشجوهای این سه رشته پیدا میشه !

در دانشکده های دیگه ی خواجه نصیر و دانشگاههای دیگه ، وقتی شورای صنفی تشکیل میشه ، هیچکس کاری به رشته نداره و مثلا نمیگن که به تعداد مساوی از همه ی رشته ها در شورای صنفی نماینده باشه ، به نظر بنده ما هم نباید کاری به رشته هامون داشته باشیم و در انتخابات شورای صنفی ( انتخاب نماینده برای رفع مشکلات آموزشی و رفاهی و... ) نباید بحث رشته ها رو مطرح کنیم ، همینطونر بحث جنسیت رو !

یعنی اگه همه ی اعضای اصلی شورای صنفی ( نمایندگان دانشجویان ) رشتشون مهندسی صنایع بود ، و اگر همشون دختر بودند ، هیچ اعتراضی نکنیم ، مشکلاتمون رو به آنها انتقال بدهیم و هر موقع که لازم شد ازشون حمایت کنیم و اونا رو واقعا نماینده ی خودمون بدونیم و این طرز تفکر که هرکس باید به فکر هم رشته ای خودش باشد را کاملا از بین ببریم !

ما از هر رشته ای که باشیم و از هر دانشکده ای که باشیم ، همکلاسی هستیم ! و باید از همکلاسی دفاع کنیم و مشکلات همکلاسیمون رو رفع کنیم !

به ما میگن دانشجوی الکترونیکی ! یعنی در وجود همه ی ما الکترون هایی وجود داره ، اگه ما از هم جدا باشیم ، این الکترون ها در جای خودشون ثابت می مونند و هیچ جریانی رو به وجود نمی آورند ، اما اگه دست به دست هم بدیم ، الکترون های وجودمون میتونند از مداری که بین ما تشکیل شده به صورت یک جریان الکترونیکی عبور کنند ، اونوقت کافیه که یه لامپ در این مدار نصب بشه ، آنقدر این لامپ به ما روشنایی میده که برای هر سه رشته کافیه ، اگه یه آهنربای الکتریکی ، در مدار بینمون قرار بدیم ، اونوقت با این آهنربا میتونیم دوست ها رو به خودمون جذب و دشمنانمون رو دفع کنیم !

این لامپ یا این آهنربا ، شورای صنفی دانشجویان الکترونیکیه ! ( که البته هنوز تشکیل نشده )  اگه فقط خدایی نکرده یک نفر بخواد تفرقه ایجاد کنه ، اونوقت مدار باز میشه و لامپ خاموش میشه ، و دیگه هیچ کاری از دستمون بر نمیاد ، پس بیایید خیلی صادقانه و محترمانه از همدیگه انتقاد کنیم تا سوء تفاهم ها از بین بره و توی دلمون از کینه و نفرت چیزی باقی نمونه !  بیایید برای اتحاد تلاش کنیم ،    دانشگاه ما رو تنها گذاشته ، ما همدیگرو تنها نذاریم !

بیایید آنقدر توی هم حل بشیم که یادمون بره رشتمون چیه ، آنقدر ویژگی های مشترکمون رو فریاد کنیم که یادمون بره اختلاف نظرهایی هم بین ما هست !

 

امروز و دیروز ، متن های زیر را دانشجویان رشته های مختلف در مورد اتحاد نوشته اند :

 

درخواست اتحاد از مهندسی صنایع : تلاش  برای بهبود اوضاع 

درخواست اتحاد از مهندسی نرم افزار : اتحاد و هماهنگی 

درخواست اتحاد از مهندسی IT :  برای رسیدن به اتحاد واقعی

 

نظر یادتون نره !

اولین روبات خطی ساخته شده توسط گروه R.T.L

 

اولین روبات خطی ساخته شده توسط گروه R.T.L 

R.T.L Group

ساخته شده توسط نوید حسنی دانشجوی مهندسی نرم افزار ، ورودی ۸۶

دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی

 

مشخصات مدیران ِ وبلاگ گروهی همکلاسی

 

گفت‌وگوی صریح جلایی‌پور با دانشجویان بسیجی

گزارش «نوروز» از سخنرانی عضو شورای مرکزی جبهه‌ مشارکت
گفت‌وگوی صریح جلایی‌پور با دانشجویان بسیجی


نوروز: «حمیدرضا جلایی‌پور» عضو شورای مرکزی جبهه‌ مشارکت و مدرس گروه جامعه‌شناسی دانشگاه تهران، عصر روز چهارشنبه در برنامه‌ای با عنوان «بررسی رفتار انتخاباتی مردم ایران» در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران و به دعوت بسیج دانشجویی این دانشگاه سخنرانی کرد و ضمن ارائه تحلیلی از اصول برگزاری انتخابات به پرسش‌های دانشجویان پاسخ گفت. دفاع از انتخابات دوحزبی، جایگاه احزاب و عملکرد اصلاح‌طلبان و سیاست‌های خاتمی از محورهای دیگر سخنرانی جلایی‌پور بود که حتی در چندین مورد با تشویق دانشجویان بسیجی همراه شد.

مباحث تئوریک درباره انتخابات در دنیا
به گزارش خبرنگار نوروز، جلایی‌پور در بخش اول سخنانش درباره دلایل برگزاری انتخابات در دنیا گفت: یکی از این دلایل این است که دولت باید ساخته جامعه باشد و جامعه است که باید دولت را ایجاد کند. حکمرانی دولت بر مردم نیز باید با رضایت مردم باشد و انتخابات وسیله‌ای برای اعمال حق حاکمیت مردم است.

وی با اشاره به ویژگی‌های دولت مدرن از نظر ماکس وبر یعنی هرج و مرجی نبودن و داشتن جامعه مدنی اضافه کرد: این ویژگی را دولت در جامعه محقق می‌کند و دولتی می‌تواند امنیت را در کشور برقرار کند که دولت متمرکز باشد؛ اما نباید فراموش کرد که دولت متمرکز مشکل قدرت متمرکز را به دنبال دارد و قدرت متمرکز فساد می‌آورد؛ لذا انتخابات به معنای دادن قدرت موقت است.

این مدرس دانشگاه در ادامه با بیان اینکه انتخابات نظام خشک بروکراتیک را نرم می‌کند، افزود: وبر معتقد است نخبگان سیاسی و نمایندگان مردم هستند که جامعه را اداره می‌کنند و نه همه مردم. در واقع نوعی نگاه نخبه‌پروری دارد. او می‌گوید تبلیغ می‌شود که مردم جامعه را اداره می‌کنند، در حالی که در حقیقت الیت(نخبگان) جامعه را اداره می‌کنند.

جلایی‌پور با بیان اینکه «از نظر وبر پارلمان نخبه می‌پروراند»، اظهار داشت: تجربه پارلمانی باعث تربیت و تولید نیروی نخبه و سیاسی می‌شود. احزاب نیز نیروی نخبه سیاسی حرفه‌ای را برای سیاست پرورش می‌دهند.

وی با بیان اینکه« معمولا انتخابات شیشه‌ای است که از آن ممکن است غول درآید و ضمانت شده نیست»، تصریح کرد: نتیجه انتخابات می‌تواند غیرمنتظره و غیر قابل پیش‌بینی باشد.

جلایی‌پور در ادامه، یکی از وجوه پر سر و صدای انتخابات را بحث تبلیغات انتخاباتی دانست و توضیح داد: در انتخابات دعوا بر سر نابرابری پول و رسانه است که برای رفع این مشکل می‌توان به تخصیص بودجه دولتی برای تبلیغات که در بسیاری از کشورها نظیر کانادا صورت می‌گیرد، اشاره کرد؛ چنانکه شاهدیم احزاب این کشورها به شفافیت محورهای مالی خود می‌پردازند و سهمیه‌بندی استاندارد برای برنامه‌های رادیو– تلویزیون برای تبلیغات انتخاباتی صورت می‌گیرد.

وی هم‌چنین امنیت ملی، جنگ، توسعه اقتصادی و ... را از موضوعاتی دانست که می‌تواند در هر انتخاباتی به موضوع داغ تبدیل شوند؛ اما در عین‌حال گفت: مباحث اقتصادی در انتخابات همیشه اولویت پیدا می‌کند.

عضو شورای مرکزی جبهه‌ مشارکت در ادامه گفت که در تبلیغات انتخاباتی می‌توان به شیوه‌های تبلیغاتی جدیدی که علاوه بر سخنرانی و سفرهای استانی و ... در گذشته در همه جای دنیا به کار برده می‌شد، اشاره کرد و از آن قبیل به شعارهای کوتاه، مصاحبه مطبوعاتی، نظرسنجی، عکس گرفتن با شخصیت‌های مشهور، وقایع ساختگی و... پرداخت.

چالش‌ها و ویژگی‌های انتخابات در ایران
جلایی‌پور در بخش دوم سخنانش درباره انتخابات در ایران گفت: در تاریخ معاصر ایران پس از انقلاب مشروطه در مجالس اول و دوم ایران تجربه واقعی انتخاباتی پیدا کرد اما با روی کار آمدن رضا شاه انتخابات حالت نمایشی پیدا کرد. از سال 1320تا 1332 تجربه‌های انتخاباتی جدی شد و شخصیت‌هایی نظیر دکترمصدق ظهور کردند. بعد از کودتای 28 مرداد مجددا انتخابات نمایشی شکل گرفت اما بعد از انقلاب اسلامی اغلب مطالعات انجام شده نشان داده است که مشارکت سیاسی از لحاظ توده‌ای و مشارکت سامان‌مند و حضور فزاینده زنان رو به افزایش بوده است.

وی در توضیح چالش‌های انتخاباتی در ایران افزود: برخی نخبگان متنفذ سیاسی ایران مشارکت سیاسی را قبول دارند؛ اما نه برای همه، همیشه و سامان‌مند؛ چنانکه برخی گروههای فکری و احزاب روزنامه ندارند؛(مانند لائیک‌ها، اهل سنت و حتی نواندیشان دینی و ملی-مذهبی‌ها). در واقع مشارکت سیاسی دربرگیرنده و برای همه نیست؛ حتی در میان نیروهایی که جمهوری اسلامی، نظام و انقلاب را قبول دارند، نظام رقابتی چندحزبی تبلیغ نمی‌شود و حزبی نبودن، ارزش است؛ در حالی که با وجود انتخابات هر چهار سال یک بار به نظرات مختلف و نظام رقابتی حزبی نیازمند هستیم.

این مدرس دانشگاه همچنین از ضعف حزب متشکل سراسری به عنوان یکی دیگر از چالش‌ها یاد کرد و توضیح داد: در زمان انتخابات مثل قارچ حزب می‌روید و بعد از آن از بین می‌رود. در سالهای اخیر می‌بینیم که گروهی مثل آبادگران در انتخابات ظاهر شدند، به‌اصطلاح انتخابات را هم بردند اما بعد از آن به زیرزمین رفت و معلوم نیست دبیرکل و سران آن چه کسانی هستند؟ این چه حزبی بود؟ ظاهرا فقط ابزاری برای دوره انتخابات و زدن ریشه احزاب سابقه‌دار بود که حتی مؤتلفه هم از آسیب آن در امان نماند.

عضو شورای مرکزی جبهه‌ مشارکت هم‌چنین تاکید کرد که عده زیادی از متنفذان، انتخابات را تضمین‌شده می‌خواهند که این موضوع از دوم خرداد به بعد بارزتر شده است.

جلایی‌پور در ادامه با اشاره به بازار داغ شایعات در کشور گفت: وقتی نهادهای عمومی وارد صحنه‌های انتخاباتی به نفع یک جناح می‌شوند، این امر باعث بی‌اعتمادی مردم به آن نهادها می‌شود. مثلا مردم از سریال‌های تلویزیون برای تفریحات استفاده می‌کنند، ولی چون صداوسیما در عرصه عمومی و در عرصه سیاسی انصاف را برای همه جریان‌ها در نظر نمی‌گیرد، مردم به جای آنکه تکیه کنند بر اخبار صداوسیما، اخبار خود را به شکل شایعه مطرح می‌کنند و یا مشتری رسانه‌های خارجی می‌شوند.

وی همچنین با برشمردن مواردی که باعث بی‌ثباتی سیاسی می‌شود، گفت که در شرایطی که انتخابات دربرگیرنده برگزار نمی‌شود و عده‌ای انتخابات را تضمین‌شده می‌خواهند و نظارت حداکثری استصوابی را اعمال می‌کنند، این باعث می‌شود که در جامعه دوره‌های انتخاباتی تبدیل به دوره بروز جنبش‌های اجتماعی موقتی و غیرمنتظره می‌شود. مثلا ناگهان آقای خاتمی 20 میلیون رای می‌آورد و یا ناگهان احمدی‌نژاد در دور دوم 17 میلیون رای می‌آورد و یا در آزادترین انتخابات یعنی دوره دوم شوراها بالای 40 درصد با انتخابات قهر می‌کنند و یک مقاومت و جنبش منفی موقت را شکل می‌دهند.

جلایی‌پور افزود: وقتی انتخابات دربرگیرنده نباشد، معنای آن این است که عده‌ای از نخبگان برای حل و فصل مشکلات دائم تولیدشونده در جامعه مدرن ایران، اعتقادی به تقویت سازوکار مردم‌سالاری در ایران ندارند؛ یعنی دنبال آن نیستند که نمایندگان واقعی اقشار مختلف هم در شناسایی و حل مشکلات مشارکت کنند. در چنین شرایطی، فضای انتخاباتی برای مردم‌انگیزی و پاپولیسم نمایشی فراهم می‌شود.

عضو شورای مرکزی جبهه‌ مشارکت ادامه داد: در این فضا عده‌ای از شخصیت‌ها و تشکل‌های قارچی با ساده‌سازی مشکلات مردم وعده می‌دهند که ما هرچه زودتر فاسدان و دزدان بیت‌المال را می‌گیریم و مشکل فقرا را حل می‌کنیم؛ در صورتی که این پاپولیست‌های فقیردوست بعد از مدت کوتاهی چون علل واقعی مشکلات مردم را مورد توجه قرار نمی‌دهند، فقرا فقیرتر می‌شوند و لذا به نظر می‌رسد پاپولیسم نمایشی یکی از عوامل کندشدن توسعه ایران است.

وی در ادامه گفت: چالش دیگر انتخابات ایران این است که نیروهای شرکت‌کننده در انتخابات دو برداشت از جمهوری اسلامی دارند. یک دسته که قدرت‌مند هم هستند، اعتقاد به جمهوری اسلامی ندارند بلکه اعتقاد به «حکومت دینی مردمی» دارند؛ یعنی اول دوست دارند نمایندگان مردم را خودشان انتخاب کنند و بعد مردم از بین آنها یکی را انتخاب کنند. اما عده دیگری معتقد به مردم‌سالاری دینی هستند و می‌خواهند جمهوری اسلامی چنین نظامی باشد که این قرائت منطبق بر قانون اساسی است. یعنی مردمسالاری رعایت و انتخاباتی دربرگیرنده،سالم و منصفانه برگزار شود و چون اغلب مردم مسلمان هستند و چون اغلب نمایندگان مسلمان هستند، قطعا مصوبه خلاف مسلمات اسلامی تصویب نمی‌کنند. لذا یکی دیگر از چالش‌های ما، چالش میان این دو تلقی از جمهوری اسلامی است که تلقی اول قدرتمندتر است.

پرسش و پاسخ با دانشجویان
جلایی‌پور در بخش پرسش و پاسخ با دانشجویان، در پاسخ به این پرسش که «نگاه منفعل به نقش مردم در انتخابات و عدم توجه به احزاب باعث تاثیر کم مردم در انتخابات می‌شود یا خیر؟»، گفت: بحث من ناظر به رای مردم بود. هابرماس در نقد دموکراسی فردی، گفته است رایی که ناشی از کند وکاو نیست و ناشی از تبلیغات است، رای به حساب نمی‌آید. جدی گرفتن و بها دادن به رای مردم لازمه‌اش توجه به نظام رقابتی حزبی و وجود عرصه عمومی نقد و بررسی در تمام دوره‌ها، بی‌طرفی صدا و سیما و ... است.

وی همچنین در پاسخ به این پرسش که «با توجه به اینکه هر فردی جنبه خاصی از احزاب را می‌پذیرد، آیا احزاب مردم را در چارچوبی محدود نمی‌کنند؟»، توضیح داد: انتخابات زمانی غنی خواهد بود که مردم هنگام رای دادن چند انتخاب داشته باشند. مردم و احزاب باید شرایط رای‌دهی را تعیین کنند، نه دولت‌ها.

این مدرس دانشگاه، در ادامه در پاسخ این پرسش که «شما تحریم را نفی کردید، چطور عضو جبهه مشارکتی هستید که انتخابات مجلس هفتم را تحریم کرد؟»، گفت: مشارکت این کار را نکرد. حزب مشارکت در مجلس هفتم کاندیدا نداشت. دو هزار و 500 نفر ردصلاحیت شدند. مشارکت نیرویی نداشت که تبلیغ کند.

عضو شورای مرکزی جبهه‌ مشارکت تاکید کرد که با توجه به روند رفتار انتخاباتی مردم که معمولا بین 40 تا 60 درصد واجدین شرایط در انتخابات شرکت می‌کنند، تحریم شیوه صحیحی نیست.

جلایی‌پور همچنین در پاسخ به این پرسش که «آیا تعصب حزبی باعث ترجیح منافع حزب بر منافع مردم نمی‌شود؟»، افزود: تعصب به معنای منفی یعنی ایستادن در برابر حقیقت؛ چه در حزب باشد، چه دولت، چه مردم، چه مذهب و چه فامیل و ... بد است؛ تعصب به معنای حمیت می‌تواند مثبت واقع شود. مثلا یک حزب به اجرای دیدگاهها و برنامه‌های اقتصادی-سیاسی خود، باید حمیت و جدیت داشته باشد؛ این، یک حرکت منفی نیست.

این مدرس دانشگاه همچنین در پاسخ به این پرسش یک دانشجوی بسیجی که «آیا در جامعه‌ای که بر مبنای اسلام است، شرکت فردی چون ابراهیم یزدی در انتخابات غیرشرعی نیست؟» گفت: دکتر یزدی در فرانسه همراه امام خمینی بود و به عنوان وزیر خارجه ایران در اول انقلاب فعالیت می‌کرد. آیا امام کار غیرشرعی می‌کرد؟ دیدگاه سیاسی عده‌ای از متنفذین در جمهوری اسلامی دربرگیرنده نیست اما دیدگاه سیاسی عده‌ای دیگر دربرگیرنده است؛ مهم آن است که در چنین مسایلی پای دین را به میان نیاوریم.

جلایی‌پور همچنین در پاسخ به این پرسش که «در دوم خرداد 76 خواست خیلی‌ها، شخصیت مقابل آقای خاتمی بود؛ اما خاتمی پیروز شد، توضیح شما در این رابطه چیست؟»، گفت: تا قبل از انتخابات، نظر عده‌ای از مردم این بود که ممکن است اسم خاتمی را بنویسیم و نام کسی دیگر از صندوق درآید و حتی خود خط امامی‌ها فکر نمی‌کدند بیش از 4-5 میلیون رای بیاورند ؛ اما رای آوردن خاتمی نشانه غیر قابل پیش‌بینی بودن انتخابات در ایران است.

عضو شورای مرکزی جبهه‌ مشارکت در پاسخ به این پرسش که «چرا هجمه علیه هاشمی در انتخابات دوره ششم مجلس با طرفداری اصلاح‌طلبان از وی در دور دوم انتخابات نهم ریاست‌جمهوری تفاوت می‌کند؟»، اظهار داشت: در دوره اصلاحات چهار پنج گروه ائتلاف اصلی اصلاح‌طلبان را شکل می‌دادند که از کارگزاران، مشارکت، مجاهدین انقلاب اسلامی و مجمع روحانیون مبارز متشکل می‌شدند و این چهار گروه هیچ‌گاه مخالف هاشمی نبودند. میان اصلاح‌طلبان چند نفر منتقد هاشمی بودند و انتقادات خود را مطرح کردند و هزینه آن را هم دادند و زندان آن را هم رفتند؛ اما الان به طور رسمی آقای هاشمی تخریب می‌شود و به‌به و چه‌چه هم می‌شنوند!

وی در ادامه گفت: معتقدم اگر در دور دوم هاشمی رای می‌آورد وضع بهتر بود و اتفاقا حمایت اصلاح‌طلبان از هاشمی کار پخته‌ای بود و نشانه نگرانی آنها از آینده کشور؛ چون نمی‌خواستند کسانی بیایند که با درآمد 180میلیارد دلاری تورم افسارگسیخته بیاورند و قیمت مسکن چند برابر شود (تشویق حضار).

وی پیش‌بینی کرد که با حفظ فضای کنونی، اگر انتخابات دربرگیرنده برگزار شود، پیروز قاطع انتخابات مجلس هشتم، اصلاح‌طلبان خواهند بود.

جلایی‌پور در ادامه در پاسخ به این پرسش که «زمانی که حکومت اسلامی حضور دارد، آیا حضور افراد دینی در راس حکومت ضروری نیست؟»، گفت: آرزوی مشترک همه، جامعه دینی و اخلاقی است. بحث این است که این کار چه‌طور انجام شود. باید بررسی کنیم در 30 سال گذشته که قصد داشتیم از طریق دولت، جامعه را دینی کنیم چقدر موفق بوده‌ایم؟

عضو شورای مرکزی جبهه‌ مشارکت هم‌چنین در پاسخ به سوالی درباره علت رویکرد فراحزبی برخی مسوولان توضیح داد: به طور کلی همه مسوولان نباید حزبی رفتار کنند. رییس قوه قضاییه، فرمانده سپاه و ... نمی‌توانند حزبی باشند؛ اما در کشوری که هر سال انتخابات برگزار می‌کند لزوم وجود نظام رقابتی حزبی وجود دارد که بعد از انقلاب به آن تشویق نشدیم. مشکل ما این است که فرآیند حزبی را خوب طی نکرده‌ایم و تجربه تحزب ما در برابر تجربه تاسیس دانشگاه، مدارس، صداوسیما و بیمارستان ضعیف است و انباشت تجربه حزبی نداریم.

وی هم‌چنین تاکید کرد:«کسانی که ساز و کاری دربرگیرنده انتخابات را جدی نمی‌گیرند، مستعد آن می‌شوند که در شرایط ناکامی در برنامه‌ها مخالفان خود را جاسوس، حیوان و فاسد بخوانند».

وی در همین بخش از سخنانش افزود: با شناختی که از موسویان دارم به جرأت می‌توانم بگویم که او هرچه باشد، جاسوس نیست.

این مدرس جامعه‌شناسی دانشگاه تهران در ادامه در پاسخ به این پرسش که «آیا زمانی که پول و رسانه در دست دولت حاکم است، انتظار وجود شرایط برابر در انتخابات، غیرطبیعی نیست؟»، گفت: هیچ جای دنیا انتخابات صد در صد نداریم. باید به طرف انتخابات آزادتر و دربرگیرنده‌تر رفت. این انتخابات مزایایی دارد، در مقابل، بحران‌هایی هم به بار می‌آورد. باید بدانیم حتی در انتخاباتی که دربرگیرنده نیست، اینکه چه کسی روی کار می‌آید در سرنوشت کشور موثر است. انتخابات در ایران موثر است و باید در آن فعال بود.

جلایی‌پور در پاسخ به این سوال که «آیا حضور 8 کاندیدا از احزاب رسمی کشور بیانگر عدم نظارت حداکثری در انتخابات نیست؟»، گفت: باید دید چه نوع نظام حزبی موثر است. در کشور ما روند تحزب سیاسی شکل نگرفته است و نظام دو حزبی نداریم، هم‌چنین نظام رقابتی حزبی در جامعه ما جا نیفتاده است.

عضو شورای مرکزی جبهه‌ مشارکت در پاسخ به این‌که «اختلافات کروبی با احزاب اصلاح‌طلب چه تاثیری در انتخابات مجلس هشتم خواهد داشت؟»، گفت: اصلاح‌طلبان در چارچوب توافقات خاص به ائتلافی دست زده‌اند و برای اولین بار شخصی در راس آنها حضور دارد که همه او را قبول دارند. کروبی نیز خاتمی را قبول دارد. نتیجه انتخابات مجلس هشتم نیز به این بستگی دارد که انتخابات تا چه اندازه در برگیرنده باشد.

این مدرس دانشگاه همچنین در پاسخ به این سؤال که «مطابق گفته شما نخبه‌پروری سیاسی از طریق احزاب صورت می‌گیرد، در حالی که در کشور ما حزب وجود ندارد، این کار چه‌طور انجام می‌شود؟»، توضیح داد: در کشور ما حزب سراسری جوان است، اما تشکل‌های سیاسی وجود دارد که همه اینها باید در جهت تحزب‌یابی و نظام دوحزبی حرکت کنند.

وی در پاسخ به این سوال که «فاصله نخبه و عوام باعث به وجود آمدن دو مشکل شرکت نکردن در انتخابات و شرکت از روی ناآگاهی می‌شود؟»، نیز توضیح داد: در جامعه‌شناسی هرکسی از جنبه‌ای خاص، نخبه است؛ اما همه مردم نخبه سیاسی نیستند. نباید عوام را تحقیر کرد. قبول ندارم که مردم ایران نمی‌فهمند. آنها با توجه به شعارهایی که داده می‌شود و مبتنی بر اصل هزینه و فایده، انتخاب می‌کنند.

جلایی‌پور در بخش پایانی سخنانش در پاسخ به این سوال که «آیا سیاست گفت‌وگوی تمدن‌های خاتمی علامت ترسو بودن نیست؟»، توضیح داد: خاتمی با 20 میلیون رای و شعار توسعه سیاسی، اعتمادسازی و گفت‌وگوی تمدن‌ها بعد از 11 سپتامبر باعث شد بوش دیوانه ایران را هدف قرار ندهد و سراغ عراق برود. اگر شرایط باز دوره خاتمی نبود وضعیت خطرناکی نظیر وضعیت میکونوس بوجود می‌آمد که همه سفرای کشورهای غربی به کشورهای خود بازگشته بودند. خاتمی خدمت بزرگی به کشور کرد و ایران را به عنوان کشوری، به دنبال اعتمادسازی در جهان معرفی کرد.

وی افزود: باید بدانیم تمام کشورهای اطراف ما رابطه استراتژیک با دشمنمان دارند. حتی از منظر دولت شیعه درست نیست که رابطه تقابلی ایجاد کنیم. این هنر نیست که اگر آمریکا را یک گاو شیرده تمثیل کنیم، همه کشورهای مهم دنیا مثل هند، مکزیک، برزیل، مالزی، اندونزی، ترکیه از شیر گاو استفاده کنند و ما مقابل شاخ گاو بایستیم. چرا هزاران دانشجوی ایرانی نباید بتوانند از دانشگاه‌های 50 ایالت آمریکا براحتی استفاده کنند. مگر می‌شود ما برای توسعه کشور و نقش داشتن در علم واقتصاد و صنعت جهان، اما دیپلماسی تقابلی را پیشه کنیم؟ اتفاقا همان دیپلماسی تنش‌زدای هاشمی و دیپلماسی اعتمادساز دوران خاتمی باید ادامه پیدا کند.

عضو شورای مرکزی جبهه‌ مشارکت در پایان گفت: باید دید منافع ملی کشور چه‌طور تامین می‌شود. خاتمی در شرایط بی‌اعتمادی به ایران، روی کار آمد و اعتماد را به ایران بازگرداند، هم‌چنین خطر را از سر کشور گذراند و خدمت بزرگی به ما کرد.

تجمع دانشجویان شیراز در اعتراض به دستگیری یونس میرحسینی

یونس میرحسینی دستگیر شد، تجمع دانشجویان شیراز در اعتراض به دستگیری این دانشجو؛ همراه با عکس 


خبرنامه امیرکبیر: یونس میرحسینی، از فعالین دانشجویی دانشگاه شیراز، ظهر امروز، چهارشنبه ۱۴ آذرماه، حدود ۱۱ صبح در مقابل درب اصلی دانشگاه شیراز با حمله نیروی لباس شخصی دستگیر شد.

 

یونس میرحسینی دانشجوی سال سوم حقوق و از دانشجویان فعال و منتقد است. گفتنی است وی مبتلا به بیماری التهاب روده بوده و احتیاج به مراقبت های خاص دارد که به گفته پزشک معالجش استرس و فشار عصبی موجب تشدید بیماری وی خواهد شد.

 

اخبار رسیده حکایت از آن دارد که نیروهای امنیتی در حالی که مسلح بودند این دانشجو را با توهین و ضرب و شتم دستگیر کرده اند. انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شیراز قرار بود امروز مراسمی به مناسبت بزرگداشت روز دانشجو با حضور پوران شریعت رضوی، بهاره هدایت و مصطفی تاج زاده برگزار نماید. به نظر می رسد دستگیری این دانشجو جهت جلوگیری از برگزاری این برنامه انجام شده باشد.

 

به گزارش خبرنامه امیرکبیر پس از این اتفاق جمعی از دانشجویان دانشگاه شیراز در اعتراض به دستگیری میرحسینی مقابل درب دانشگاه تجمع کردند. دانشجویان معترض با سر دادن شعارها و حمل پلاکاردهایی با مضامین «هدیه روز دانشجو ، دستگیری منتقدین»، «یونس را آزاد کنید»، « یونس میر حسینی دستگیر شد، اینجا آزاد ترین کشور دنیاست؟؟!» و.. در دست داشتند.

 

دانشجویان دانشگاه شیراز در این تجمع شعارهایی از قبیل «منادی عدالت، خجالت خجالت»، «پینوشه، پینوشه، ایران شیلی نمی شه» و… سر دادند و خواستار آزادی فوری این دانشجوی در بند شدند.

shiraz۱۴azar۱.JPG

 

shiraz۱۴azar۲.JPG

 

shiraz۱۴azar۳.JPG

 

shiraz۱۴azar۴.JPG

 

shiraz۱۴azar۵.JPG

 

shiraz۱۴azar۶.JPG

 

 

روز دانشجو رسید و باز هم فیوز پرید!

روز دانشجو رسید و باز هم فیوز پرید!


برای دومین بار در سال جاری، دانشگاه امیرکبیر به بهانه قطع برق تعطیل شد. پیش از در اوایل تابستان و روز ۱۸ تیر مسئولین دانشگاه امیرکبیر به این بهانه دانشگاه را به طور کامل تعطیل کرده بودند و به نظر می‌رسد نزدیکی زمان 16 آذرماه رز دانشجو، عامل مؤثری در قطع برق این دانشگاه بوده است.

روابط عمومی دانشگاه امیرکبیر در این‌باره اعلام کرد: به علت اختلال در سیستم برق امروز، چهارشنبه ۱۴ آذر، نیمه شرقی دانشگاه برق نخواهد داشت. این درحالی است که به نوشته خبرنامه امیرکبیر (وابسته به انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه)، کلیه ساختمان‌های اداری و بخش اعظم دانشکده‌های دانشگاه‌های امیرکبیر در نیمه شرقی دانشگاه قرار دارند.

خبرنامه امیرکبیر همچنین گزارش داد که خرمشاد، معاون فرهنگی وزیر علوم، قصد دارد بار دیگر چند انجمن اسلامی که از سوی دولت در برخی دانشگاه‌ها ایجاد شده را روز پنج شنبه و جمعه تحت نام دفتر تحکیم وحدت در دانشگاه امیرکبیر گردهم جمع کند. پیش از خرمشاد تلاش فراوانی کرد تا جلسه‌ای تحت نام «تحکیم واحد» در دانشگاه شهید بهشتی برگزار نماید که با عدم حضور انجمن‌های اسلامی و جمع کثیری از سخنرانان این برنامه از اعلام این مسئله خودداری کرد.

ماه گذشته نیز معاون فرهنگی وزیر علوم تصمیم گرفت نشستی را در مشهد تحت نام طیف شیراز با حضور ۴ انجمن اسلامی ساخته دست دولت نهم برگزار نماید.اما اختلافات به وجود آمده میان همین ۴ انجمن و برخی ناهماهنگی‌ها سبب لغو این نشست شد.

برگزاری تریبون آزاد دانشجویی در دانشگاه کرمان، همراه با عکس

برگزاری تریبون آزاد دانشجویی در دانشگاه کرمان، همراه با عکس 


خبرنامه امیرکبیر: انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه کرمان، روز یکشنبه، ۱۱ آذرماه، تریبون آزادی به مناسبت روز دانشجو برگزار کرد. محورهای این برنامه جنبش دانشجوئی؛ بایدها و نباید ها، انرژی هسته ای؛ فرصت ها و تهدیدها، اصلاحات و انتخابات بود.

 

به گزارش خبرنامه امیرکبیر تریبون آزاد انجمن اسلامی کرمان ساعت ۴ بعدازظهر در تالار وحدت دانشگاه کرمان با حضور جمع کثیری از دانشجویان این دانشگاه برگزار شد و بیش از ۳ ساعت به طول انجامید. دانشجویان شرکت کننده در این مراسم نظرات خود را در خصوص موضوعات مختلفی چون بازداشت دانشجویان، نقد عملکرد دولت احمدی نژاد در حوزه های مختلف، حقوق زنان و … ابراز داشتند.

 

در طول مراسم تعدادی از دانشجویان مخالف انجمن اسلامی علی رغم اینکه از طرف انجمن اسلامی فرصتی برابر با دیگر دانشجویان برای ایراد مواضعشان به آنها داده شده بود، در پاره ای از مواقع قصد بر هم زدن و متشنج کردن جلسه را داشتند که با عدم استقبال دانشجویان مواجه شدند.

kerman.JPG

 

kerman۱.JPG

 

kerman۲.JPG

 

kerman۳.JPG

 

kerman۴.JPG

 

kerman۵.JPG

 

تجمع اعتراضی دانشجویان ارومیه

تجمع اعتراضی دانشجویان ارومیه 


خبرنام امیرکبیر: دانشجویان کرد ارومیه در اعتراض به توهین یک نشریه به هموطنان کرد، تجمع اعتراضی برگزار کردند. در این تجمع که با حضور ۵۰۰ نفر از دانشجویان همراه بود، دانشجویان به مطالب این نشریه که با حمایت بعضی از مسئولین استان منتشر می شود و برای ایجاد اختلاف بین قومیتها تلاش می کند، اعتراض کردند.

 

به گزارش خبرنامه امیرکبیر، در این نشریه علاوه بر مطالبی توهین آمیز به مردم کردستان، به ارامنه شهر ارومیه نیز توهین شده است. در بخشی هایی از بیانیه پایانی این تجمع آمده است:

 

“این افراد، برای اثبات خود به انکار و توهین به دیگران متوسل می شوند، و ملتی تاریخی و تاثیرگذار در تمدن بشری را ناآگاه، تروریست و قاچاقچی می دانند. همچنین پوشش و لباس کردی را غیراخلاقی دانسته و ملت کرد را با بیشرمی تمام، ناتوان در درک مسائل سیاسی و بین الملی و ابزار دست ابرقدرتها و دولتها و مزدور و اجیرشده بیگانگان می دانند.

 

این عده که در تفکری فاشیستی گیر کرده اند، دست پرورده جریانهایی هستند که می خواهند هویت و اصالت مردمانی را زیر سوال برند که ایران به آنها افتخار می کند.

 

لذا ما دانشجویان کرد، ضمن اعلام انزجار خود از این اقدام تفرقه افکنانه هفته نامه اولدوز، این گونه اقدامات را که بذر نفاق و کینه را در جامعه می پاشند، محکوم می کنیم”

4 تشکل‌ دانشجویی در نامه‌ای ‌به وزیر علوم خواستار تعریف مولفه‌ها

4 تشکل‌ دانشجویی در نامه‌ای ‌به وزیر علوم خواستار شدند؛
تعریف مولفه‌ها و گزاره‌های دانشگاه اسلامی در صدر برنامه‌های وزارت علوم قرار گیرد


خبرگزاری دانشجویان ایران - تهران
سرویس: سیاسی


چهار تشکل دانشجویی در آستانه روز دانشجو در نامه‌ای به وزیر علوم درخواست کردند که تعریف مولفه‌ها و گزاره‌های دانشگاه اسلامی در صدر برنامه‌های وزارت علوم و نهادهای مرتبط قرار گیرد.

به گزارش گروه دریافت خبر خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) در این نامه که از سوی اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان، اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل، دفتر تحکیم وحدت طیف شیراز و جنبش عدالت‌خواه دانشجویی تنظیم شده، آمده است: 16 آذر یادآور درخشش آرمان‌خواهی و روحیه‌ی آزادی‌خواهانه و تحول‌طلبانه‌ی جنبش دانشجویی است. روزی که در سال 1332 دانشجویان در اعتراض به سفر نیکسون معاون رییس جمهور وقت آمریکا،‌ دست به تظاهرات زدند و ایستادگی مردم را خواستار شدند.

این حق‌طلبی با جنبش دانشجویی همراه شد تا این که موجب ظهور تمامیت اسلام در انقلاب اسلامی گردید و لرزه بر اندام طاغوتیان انداخت به طوری که پیشوایان گمراهی و حاکمان غیرالهی را به فکر توطئه علیه انقلاب اسلامی واداشت.

انقلاب اسلامی به عنوان حرکتی برخاسته از شور و شعور دینی و احیاگر تفکر اسلامی در ظلمات آخر الزمان به صحنه آمد تا غدیری در تاریخ شکافته شود و قطار تاریخ بشری به آینده روشن خود رهنمون شد. اگر چه سلیقه‌ها پس از انقلاب آفریده شدند اما انقلاب عزیزمان با عنایات حضرت حق تعالی استوار و پا برجا باقی ماند.

شاخصه تفکر الهی انقلاب اسلامی این بود که متذکر عهد عبودیت انسان شد. در حالی که غرب معاصر پس از گذراندن ایمان انسان مدرن به خود محوری و امروز تشکیک در انسان‌محوری سرگردان شد و راه خود را به سوی سقوط هموار کرد. آن‌ها که از پایان تاریخ سخن می‌گفتند پایان تاریخ غربی را با پایان تاریخ اشتباه کردند و ندانستند که این انقلاب با بازگشت به دیانت حقیقی و پیوستگی با حقیقت عالم آینده نیک جهان را رقم خواهد زد.

این انقلاب مبارک در عرصه‌ی خارجی با دوری از تزلزل پست مدرنیستی و با عزت و حکمت سیاست خارجی خویش را شکل داد، در مقابل طاغوتیان ایستاد و موجب شکل‌گیری بیداری اسلامی در سراسر جهان شد به طوری که امروز عظمت و محبوبیت جمهوری اسلامی مدیون عنایت خداوند متعال و رهبری فرزانه و حکیم انقلاب است که آن را به سوی حیات طیبه رهنمون می‌سازد.

انقلاب در عرصه داخلی با فراز و نشیب‌های زیادی مواجه شد. ساختارهای فرهنگی، آموزشی، سیاسی اقتصادی و اجتماعی اگر چه رنگ ولعاب اسلامی پیدا کرد لیکن بطون آن‌ها عموما ملهم از غرب بود و همین امر پارادوکس‌های فراوانی را در جامعه‌ی اسلامی به وجود آورد.

واقعیت آن بود که یک استراتژی آموزشی و فرهنگی مطابق با عالم آرمان‌ها و اعتقادات اسلامی‌مان تعریف نشده بود که از دل آن ساختار‌های فرهنگی، آموزشی، پژوهشی، سیاسی،‌ اقتصادی و اجتماعی به وجود آید. امروز اگرچه پیشرفت‌های عظیمی در زمینه‌ی انرژی هسته‌ای، سلول‌های بنیادی، درمان ضایعات نخاعی، داروی ایدز و غیره داشته‌ایم لیکن هنوز آن تحول علمی بزرگ در علوم بالاخص علوم انسانی صورت نگرفته است و همین امر بالتبع ساختن مدینه فاضله شیعی را با استفاده از نرم‌افزارهای دینی به تاخیر می اندازد.

انقلاب اسلامی در بطن تفکر خود علم را وسیله‌ای استیلا نمی‌دانست و از این رو عبودیت علمی که با سلطه ملازمت داشت و از لوازم روح استکبار بود شایسته جمهوری اسلامی با محوریت وحی نبود.

جناب آقای وزیر اگرچه حاکمیت مدرنیسم و پست مدرنیسم غربی بر سایر علوم در دانشگاه‌ها ریشه‌های فرهنگی در جامعه و آموزشی در آموزش و پرورش را با خود به همراه دارد لیکن رفع مسوولیت از حضرت عالی و مسوولان امر نخواهد کرد لذا تعریف مولفه‌ها و گزاره‌های دانشگاه اسلامی باید در صدر برنامه‌های وزارت علوم و نهادهای مرتبط قرار گیرد.

جناب آقای وزیر دانشگاه در جمهوری اسلامی باید ظهور حقیقی‌ترین وجه زندگی بشری و به وسعت ابدیت باشد تا بتواند علوم را در غایت خود مورد مو شکافی و بررسی جدی قرار دهد. از این رو ساختارها و نرم‌افزارهای موجود باید چنین هدفی را به نحو احسن تامین کند.

در ادامه این نامه ابراز عقیده شده است: به لحاظ ساختاری توجه صرف به افزایش ظرفیت دانشجویان در دانشگاه‌ها و بی‌توجهی به علایق، انگیزه‌ها و استعدادهای موبوطه در رشته‌های مختلف، بی‌انگیزگی پسران برای حضور در دانشگاه‌ها،‌ کاربردی نبودن علوم در جامعه،‌ عدم تناسب پذیرش دانشجو و بازار کار، بالا بردن سطح توقعات دانشجویان و متعاقبا هرز رفتن سرمایه ملی به دلیل بی‌توجهی به کیفیت آموزش در دانشگاه‌ها، حضور بعضی اساتید غیرمتخصص و غیرمتعهد در دانشگاه‌ها، عدم وجود استراتژی جامع جهت تعریف پروژه‌های تحقیقاتی و پایان نامه‌های دانشجویی در راستای نیازهای اسلامی و ملی، موازی کاری و سطحی نگری در پروژه‌های تحقیقی، عدم هماهنگی بین دولت، دانشگاه‌ها و مراکز علمی، ‌جزوه و کتاب محوری و بی‌توجهی به پژوهش و ایجاد خلاقیت در دانشگاه‌ها، ناکارآمد بودن دروس گروه معارف در دانشگاه‌ها و عدم تناسب واحدهای درسی با مهارت‌های زندگی و کاری کیفیت آموزش و پروژه‌های دانشجویی را دچار چالش جدی ساخته است.

در بخش دیگری از این نامه با بیان این عقیده که از سوی دیگر حاکمیت غرب بر علوم انسانی و غیر آن در دانشگاه‌های ما مشهود است، آمده است: شکستن این فضا و باز شدن روح وحیانی و آرمانی انقلاب اسلامی نیازمند عنایت بیشتر شما و نهادهای مرتبط جهت ایجاد فضای باز و کرسی‌های نظریه‌پردازی می باشد.

جناب آقای وزیر تحول جدی در آموزش عالی و تولید علم نیازمند همکاری تنگاتنگ حوزه و دانشگاه می‌باشد و همان گونه که بی‌توجهی به این امر تاکنون ضررهای جدی در آموزش عالی را به همراه داشته است لذا این مساله عنایت فزآینده‌ی مسوولان امر را می‌طلبد.

جناب آقای وزیر وقتی فلسفه‌ی حیات ما در جمهوری اسلامی با محوریت خداوند و پیغمبر اکرم (ص) و ائمه معصومین (ع) تعریف می‌شود باید توجه به همه ابعاد و وجوه انسان، مرگ اندیشی، عنایت به زندگی و تعالی پس از مرگ بر علوم ما حاکم باشد و این عالم قطعا با فضای عالم غربی که بهره‌ای جز لاشه علم ندارند و هو الاول والاخر و الظاهر و الباطن را نمی‌بینند و عقل انسانی را محدود نمی‌دانند و در نهایت امروز دچار نسبی‌گرای و نیهیلیسم می‌شوند باید متفاوت باشد. ولی متاسفانه دانشگاه ما در جهموری اسلامی تاکنون هیچ گونه تحول جدی را در این راستا بر نتافته است.

جناب آقای وزیر این امر نتیجه‌ی سال‌ها سطحی نگری و ظاهر بینی و بی‌توجهی به معارف عمیق و حیاتی و قرآنی می‌باشد که متعاقب آن روح و حیاتی والهی در کتب دانشگاهی ما نهادینه نشده است.

جناب آقای وزیر امروز اندیشه‌های انقلاب و حضرت امام خمینی‌(ره) زنده‌تر از همیشه خود را آشکار ساخته است. بیانات حضرت امام (ره) که فرمودند: "دانشگاه باید از بنیان تغییر کند، تغییرات بنیادی داشته باشد و اسلامی باشد" و بیانات مقام معظم رهبری در راستای جنبش نرم‌افزاری به گفتمان حاکم بر دانشگاه‌ها تبدیل شده است. از این رو جنبش دانشجویی وظیفه‌ی خود می‌داند در نظام احسن که آفریده‌ی حضرت حق است و ظرفیت عالی‌ترین آرمان‌ها را دارد زمینه رشد و توسعه علمی را فراهم سازد. لیکن همت مسوولان آموزش عالی و نهادهای مرتبط را در اصلاح ساختارها و فضای حاکم می‌طلبد تا با عنایت به این مهم زمینه رشد و تولید علم فراهم شود.

جنبش دانشجویی در عرصه داخلی و خارجی جهت تحقق حاکمیت اندیشه و حیاتی خواهد کوشید. در عرصه خارجی با افتخار شعار مرگ بر اسرائیل و مرگ بر آمریکا را از روی عزت و حکمت سر خواهد داد و ضمن تقدیر از مسوولیت سیاست خارجی جهت مدیریت پیروزمندانه در پرونده‌ی هسته‌ای، از مسوولان امر می‌خواهد جهت تحقق اندیشه‌های اسلامی در فضای طالب معنویت امروز تمام تلاش خود را به کار گیرند و در عرصه‌ی داخلی از همه‌ی مهندسان آموزشی و فرهنگی کشور می‌خواهد تا استراتژی آموزشی و پژوهشی و فرهنگی کشور را مطابق با آرمان‌های انقلاب اسلامی تدوین کنند.

به امید آن که این حرکت‌ها زمینه را جهت ظهور آقایمان حضرت مهدی عج فراهم سازد، ان‌شا‌ءالله

انتهای پیام

کد خبر: 8609-08655

مرکز اسنادانقلاب اسلامی خواستار اخراج استادان و دانشجویان ‏منتقد

مرکز اسناد انقلاب اسلامی، خواستار اخراج استادان و دانشجویان ‏منتقد از تمامی دانشگاه های کشور شد 


مرکز اسناد انقلاب اسلامی در آستانه ۱۶ آذر روز دانشجو، طی مقاله ای خواستار اخراج استادان و دانشجویان ‏منتقد از تمامی دانشگاه های کشور شد و دانشجویان و استادان “ناهمسو با دولت” را “مارهایی در آستین نظام” ‏نامید.

 

این در حالی است که ده ها دانشجو طی ۲۸ ماه تشکیل دولت نهم بازداشت شده و طی دو روز گذشته نیز چندین ‏دانشجوی دیگر و از جمله دانشجویان طیف چپ و سعید حبیبی عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت بازداشت ‏شده اند.‏

 

‎‎انقلاب فرهنگی اول شکست خورد‏‎‎

 

مرکز اسناد انقلاب اسلامی که ریاست آن را روح الله حسینیان بر عهده دارد، همزمان با روز دانشجو و به بهانه ‏بیست و دومین سالگرد تشکیل شورای عالی انقلاب فرهنگی در ۱۹ آذر سال ۶۴، با انتشار نوشتاری با عنوان‏‎ ‎‏”ضرورتهای یک انقلاب فرهنگی در نهادهای تولید علم در کشور” دانشجویان و اساتید منتقد دولت را “مارهایی ‏در آستین نظام اسلامی” توصیف کرد و خواستار تشدید اخراج و تصفیه دانشجویان و استادان از سراسر دانشگاه ‏های کشور شد.‏

 

این مرکز با این ادعا که انقلاب فرهنگی اول شکست خورده، دهه هفتاد را به عنوان دهه بازگشت دانشجویان ‏دموکراسی خواه و آزادی طلب به دانشگاه ها عنوان و آنان را غرب زده نامید و نوشت: “روند دانشگاهها به سمتی ‏پیش رفت که دانشجویان به عنوان شبکه ای از نخبگان منتشر در کشور در چرخشی دیگر و جهشی جدی تر ‏خواستار شباهت سازی بیشتر رفتارهای سیاسی وفرهنگی با غرب شدند”.‏

 

این مرکز “دوم خرداد” را عامل “بازگشت کامل اساتید و کارشناسانی که انقلاب آنها را دفع کرده بود” معرفی و ‏ادعا کرد که پس از دوم خرداد، استادان اخراجی در سال های اول انقلاب، هیأت علمی های دانشگاه ها و مراکز ‏مدیریتی آموزشی را در اختیار گرفتند و “عناصر منزوی شده معتقد به اهداف و آرمانهای انقلاب و امام” را از ‏دانشگاه بیرون کردند.‏

 

‎‎دانشجو علف هرز است‎‎

 

یکی از “اعضای شورای سردبیری سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی” در این مقاله جنبش دانشجوئی را “جریان ‏معارض” و “علف” توصیف کرده و نوشته: “جریان معارضی ریشه علفی خود را در سطح نهاد علمی کشور ‏گسترانده است و همیشه مانع از ظهور و بروز گیاهان و درختان از خاک برآمده شده است”.‏

 

این مرکز با اشاره به یکدست بودن حاکمیت در دو سال اخیر آن را فرصت مناسبی برای تجدید انقلاب فرهنگی ‏دیگری دانسته و تاکید کرده: “در حال حاضر که نگاه خودی و اصیل در تجلی یک انتخابات سیاسی خود را به ‏صحنه تصمیم سازی نزدیک کرده است، در اولین برنامه ها و گامهای خود باید نسبت به هرس و کندن علفهای ‏هرز و مزاحم اقدام کند”.‏

 

مرکز اسناد انقلاب اسلامی مرحله بعدی اجرای انقلاب فرهنگی مجدد را، تغییر کتب درسی عنوان کرده و ‏خواستار آن شده که: “در مرحله بعدی باید با به کارگیری کارشناسان مجرب و اساتید فن نسبت به غنی سازی و ‏تغلیظ و تهیه مواد افزودنی به خاک دانشگاههای کشور دست” یازید.‏

 

فهرست تغیراتی که مرکز اسناد انقلاب اسلامی خواستار اجرای آن در دانشگاه ها شده “از عناوین و رشته های ‏درسی جدید تا سرفصلها و محتواهای تولیدی و ترکیبی بدیعی که بسترساز تولید علم وعمل سلیم تر و سدیدتر ذیل ‏منویات انقلاب و اسلام مهدوی” و آنچه این مرکز “تمدن سازی اسلامی” نامیده را شامل می شود.‏

 

‎‎تصفیه دانشگاه های امیر کبیر، شریف و تهران‎‎

 

تصفیه دانشگاه های شریف، امیر کبیر و تهران طی برنامه ریزی همکاران روح الله حسینیان در مرکز اسناد ‏انقلاب اسلامی در اولویت قرار گرفته و در مورد اعتراضات دانشجوئی در این دانشگاه آمده: “مسائلی که این چند ‏ساله در دانشگاههایی چون دانشگاه شریف در مسئله دفن شهدا و دانشگاه امیرکبیر و تهران رخ می دهد تجلی ‏زننده ای است که بازتاب رسانه ای پیدا کرده است”.‏

 

در حالی که طی دو سال اخیر ده ها استاد ممتاز دانشگاه های کشور اخراج، ممنوع التدریس و یا به اجبار ‏بازنشسته شده اند، و وزارت علوم و شورای عالی انقلاب فرهنگی به طور کامل در اختیار جناح راست و به ویژه ‏راست افراطی قرار دارد، مرکز اسناد انقلاب اسلامی بهانه درخواست اجرای انقلاب فرهنگی دیگری را ‏‏”جلوگیری از پذیرش دانشجویان متعهد و معتقد به جمهوری اسلامی در مقاطع تحصیلی دکتری، جلوگیری و سنگ ‏اندازی در مسیر ورود اساتید هم نوای انقلاب اسلامی در هیأت علمی های دانشگاهها، توزیع و تقسیم بودجه های ‏پژوهشی و بورس های تحصیلی برای مخالفان ملت و برخورد و ممانعت از فعالیت جدی تشکلهای خودی و مستقل ‏دانشجویی و به انزوا بردن آنها در سالهای گذشته” اعلام و تاکید کرده که وضعیت فعلی دانشگاه ها “نیاز به ‏تدبیری جدی و اقدامی قاطع در ابعاد یک انقلاب فرهنگی دارد”.‏

 

این مرکز استادان و دانشجویان منتقد را “غوغا زیست” نامیده و خواستار “تصفیه دانشگاهها از عناصر ‏غوغازیستی که حتی قانون اساسی کشور و مقدسات مردم را محترم نمی شمرند، چه در کسوت استاد و چه در ‏لباس دانشجو” شده است.‏

 

‎‎دانشجویان و استادان مارهایی در آستین نظام‎‎

 

سومین مرحله طرح انقلاب فرهنگی ارائه شده از سوی مرکز اسناد انقلاب اسلامی “پمپاژ” استادان و دانشجویان ‏همسو با جناح حاکم بر کشور به دانشگاه ها و تصرف مراکز پژوهشی است.‏

 

این مرکز مرحله سوم انقلاب فرهنگی را چنین توصیف کرده: “فراهم آوردن زمینه ای که عناصر معتقد به ‏جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی، مراکز تصمیم سازی و پژوهشی را در اختیار خود آورند”.‏

 

در طرح انقلاب فرهنگی مجدد مرکز اسناد انقلاب فرهنگی ادعا شده که: “تصور اینکه یک نظام به مخالفان و ‏بالاتر دشمنان خود توان و امکانات مالی و اقتصادی و سیاسی برای استفاده علیه خود را بدهد، تصوری بهت آور ‏و ناامید کنند است”.‏

 

این مرکز دانشجویان و استادان منتقد در دانشگاه ها را “مارهایی در آستین نظام” توصیف و خطاب به مقامات ‏وزارت علوم و شورای عالی انقلاب فرهنگی تاکید کرده که: “آنچه در بهترین وضعیت، اسلام علوی خواسته است ‏عدم برخورد و سلب حق حضور سیاسی و فرهنگی است و نه اینکه نظام با دست خود مار در آستین پرورش ‏دهد”.‏

 

گویا آنچه طی سال های اخیر برسر دانشجویان آمده و از جمله بازداشت، شکنجه و اخراج صدها دانشجو، و ‏اخراج، ممنوع التدریس کردن، و بازنشستگی ده ها استاد دانشگاه های مختلف، نتوانسته رضایت مرکز اسناد ‏انقلاب اسلامی و رئیس آن را که از یاران نزدیک سعید اسلامی است، جلب کند؛ به همین دلیل صحبت از تبدیل ‏دانشگاه به پادگان به میان آمده است.

 

روزآنلاین

تلاش دوباره خرمشاد جهت مصادره نام دفتر تحکیم وحدت

تلاش دوباره خرمشاد جهت مصادره نام دفتر تحکیم وحدت: دانشگاه امیرکبیر بار دیگر تعطیل شد 


خبرنامه امیرکبیر: طی یک سال اخیر برای بار دوم دانشگاه امیرکبیر به بهانه قطع برق تعطیل شد. پیش از در اوایل تابستان و روز ۱۸ تیر مسئولین دانشگاه امیرکبیر به این بهانه دانشگاه را به طور کامل تعطیل کردند.

 

به گزارش خبرنامه امیرکبیر روابط عمومی دانشگاه امیرکبیر روز گذشته اعلام کرد به علت اختلال در سیستم برق امروز، چهارشنبه ۱۴ آذر، نیمه شرقی دانشگاه برق نخواهد داشت. لازم به ذکر است کلیه ساختمان های اداری و بخش اعظم دانشکده های دانشگاه های امیرکبیر در نیمه شرقی دانشگاه قرار دارند.

 

هم زمان با اعلام این مسئله، خبر رسید که خرمشاد، معاون فرهنگی وزیر علوم، قصد دارد بار دیگر چند انجمن اسلامی که به همت این معاونت در برخی دانشگاه ها ایجاد شده را روز پنج شنبه و جمعه تحت نام دفتر تحکیم وحدت در دانشگاه امیرکبیر گرد هم جمع کند.

 

پیش از خرمشاد تلاش فراوانی کرد تا جلسه ای تحت نام «تحکیم واحد» در دانشگاه شهید بهشتی برگزار نماید که با عدم حضور انجمن های اسلامی و جمع کثیری از سخنرانان این برنامه از اعلام این مسئله خودداری کرد. ماه گذشته نیز معاون فرهنگی وزیر علوم تصمیم گرفت نشستی را در مشهد تحت نام طیف شیراز با حضور ۴ انجمن اسلامی ساخته دست دولت نهم برگزار نماید.

 

به گزارش خبرنامه امیرکبیر اختلافات به وجود آمده میان همین ۴ انجمن منتصب دولت و برخی ناهماهنگی ها سبب لغو این نشست شد. جالب آن که برخی رسانه ها پس از آن اعلام کردند این نشست در دانشگاه فردوسی مشهد برگزار شده است اما رئیس دانشگاه فردوسی اعلام کرد چنین نشستی در این دانشگاه برگزار نشده است.

 

به نظر می رسد پس از برگزاری چندی پیش نشست دفتر تحکیم وحدت، خرمشاد قصد دارد بار دیگر بخت خود را برای مصادره نام این تشکل فراگیر دانشجویی مورد آزمون قرار دهد. وزارت علوم از یک روز قبل از برپایی این نشست در دانشگاه امیرکبیر، اقدام به تعطیل نمودن دانشگاه کرده تا مشکلی در راه برگزاری این جلسه در روزهای تعطیل آخر هفته به وجود نیاید.

 

به نظر می رسد با توجه به تجربه ناموفق نشست در مشهد، و پس از آن اعلام برگزاری آن به دروغ در رسانه ها، این بار خرمشاد سعی خواهد کرد بار دیگر به دروغ در رسانه ها حضور بسیاری انجمن های اسلامی را در این جلسه اعلام نماید.

 

قول وزیرعلوم به مصباح‌یزدی برای‌ تحولات گسترده در دانشگاهها

دیدار وزیر علوم با مصباح یزدی، دیدار معاون وزیر با انصار حزب الله 


خبرنامه امیرکبیر: وزیر علوم به همراه تعدادی از معاونان وزارت علوم و روسای دانشگاه‌های تهران با حضور در دفتر مصباح یزدی با وی دیدار و گفت‌وگو کردند.

 

در این دیدار مصباح یزدی از زاهدی و عملکرد وی در طول دو سال گذشته در وزارت علوم قدردانی کرد. مصباح در بخش دیگری از سخنان خود با بیان اینکه یکی از مسائل اساسی انقلاب، اسلامی شدن دانشگاه‌هاست گفت: از همان آغاز کار ستاد ۶ نفره انقلاب فرهنگی، مقرر شد کتاب‌های معارف برای تدریس در دانشگاه‌ها را خود ستاد تهیه کند و استادش را حوزه تأمین نماید ولی درخصوص تربیت اساتید معارف هیچ تصمیمی گرفته نشد و نتیجه‌اش همین است که ما اکنون با کمبود ۵۰۰۰ استاد معارف در دانشگاه‌ها مواجه هستیم.

 

رییس موسسه امام خمینی با انتقاد از عدم پیشرفت قابل توجه در خصوص اسلامی شدن دانشگاه‌ها گفت: در دوران گذشته در جلسات اسلامی شدن دانشگاه‌ها، حتی نامی هم از اسلام برده نمی‌شد تا جایی که مقام معظم رهبری از وزیر علوم وقت، اسلامی شدن دانشگاه‌ها را خواستار شدند ولی متأسفانه این امر محقق نشد.

 

وی با اشاره به پشتیبانی همه جانبه موسسه آموزشی ـ پژوهشی امام خمینی از اسلامی شدن دانشگاه‌ها گفت: وقتی دولتی بخواهد در خصوص اسلامی شدن دانشگاه‌ها گام بردارد به نظر می‌رسد که راه خیلی روشنی در پیش دارد؛ چنانچه ما در اولین دیدار با رییس جمهور دولت نهم آمادگی خود را در این خصوص به عنوان یک وظیفه شرعی اعلام کردیم و سعی می‌کنیم همه توان خود را در انجام این مهم و همکاری با دولت به کار گیریم.

 

مصباح یزدی همچنین در پایان به وزیر علوم توصیه کرد بار دیگر دوره های تربیت مدرسین دانشگاه ها در دانشگاه تربیت مدرس راه اندازی شود. وی در این زمینه اظهار داشت: سعی کنید یکی از کارهایتان انجام امور ماندگار باشد به عنوان مثال راه‌اندازی مجدد دوره‌های تربیت مدرسین دانشگاه‌ها در دانشگاه تربیت مدرس، می‌تواند یکی از این امور باشد.

 

همچنین در این دیدار زاهدی، وزیر علوم، با ارائه گزارشی از وضعیت فرهنگی در دانشگاه‌ها اظهار داشت: قبل از دولت نهم در دانشگاه‌ها بعضی از جریانات سیاسی فضایی را ایجاد کرده بودند که در آن صحبت از دین و معنویت در کنار تحصیل بسیار مشکل بود. فضای حاکم بر دانشگاهها نسبت به گذشته بسیار فرق کرده. فکر می کنم با برنامه‌ریزی‌های انجام گرفته در ۵ سال آینده به جایی برسیم که هنگام ورود به دانشگاه حس کنیم که به یک دانشگاه اسلامی قدم گذاشته‌ایم.

 

 

معاون وزیر علوم در جمع انصار حزب الله: سیاست سرکوب در دانشگاه ها ادامه می یابد

 

خبرنامه امیرکبیر: پس از این دیدار حسینی، معاون حقوقی وزیر علوم، با حضور در جمع نیروهای انصار حزب الله گفت: این‌که در سال‌های اخیر عده‌ای از طرفداران آمریکا و حامیان غرب داعیه‌دار ۱۶ آذر شده‌اند، از عجایب روزگار ماست. کسانی که در نشریات دانشجویی و برخی روزنامه‌ها ایجاد رعب می‌کنند و از سازش و تسلیم دم می‌زنند، همان‌ها می‌خواهند به اسم ۱۶ آذر مراسم برگزار کنند.

 

معاون وزیر علوم در جمع نیروهای انصار حزب الله به رسوخ عده ای در دفتر تحکیم انتقاد کرد و گفت: بعد از کنار رفتن نیروهای مارکسیستی و توده‌ای، تقریبا دفتر تحکیم مدت‌ها با حضور نیروهای فعال و پایبند به نظام و انقلاب به عنوان محور ایفای نقش می‌کرد؛ اما کم‌کم می‌بینیم که عده‌ای در این جمع رسوخ می‌کنند و این هم ضعف دانشجویان مسلمان است.

 

حسینی با نسبت دادن حادثه ۱۸ تیر به نیروهایی خارج از دانشگاه، گفت: عوامل بیرونی حادثه‌ی ۱۸ تیر خودشان را معرفی کردند و همان افرادی هستند که پیشتر حمایت می‌کردند و حتی در دولت گذشته حضور داشتند و هنوز هم در سالگرد آن جریان موضع‌گیری‌ها و صحبت‌هایی می‌کنند.

 

وی در ادامه تشکیل بسیج دانشجویی را دمیدن خون تازه‌ای در رگ دانشگاه توصیف و به تشکیل تشکل های موازی انجمن های اسلامی دانشجویان توسط دولت اشاره کرد و گفت: به دلیل این‌که عده‌ای به اسم انجمن اسلامی، ولی در وادی دیگری، مشغول فعالیت بودند تشکل هایی مانند جامعه اسلامی دانشجویان و انجمن های اسلامی مستقل به وجود آمد.

 

حسینی با اشاره به مراسم ۱۶ آذر سال گذشته گفت: در ۱۶ آذر سال قبل در دانشگاه تهران عده‌ای از این مارکسیست‌ها رسما پرچم صلح را بلند کردند و شعارهایی علیه اسلام سر دادند و امسال هم برنامه‌های دیگری دارند. این‌ها در نشریات خود هم تفکرات ضددین را بیان می‌کنند و البته بعضی از این نشریات اصلا مجوز قانونی ندارند.

 

وی همچنین با نسبت دادن اعتراض دانشجویان به احمدی نژاد در ۱۶ مهر امسال در دانشگاه تهران به لیبرال ها، تصریح کرد: لیبرال‌ها هم در زمان حضور احمدی‌نژاد در آغاز سال تحصیلی جاری در دانشگاه تهران حرکتی را سازماندهی کردند تا همزمان با برخی از پیش‌قراولان خود در آمریکا نظیر علی افشاری و عطری، حرکتی علیه رییس‌جمهور و دولت برپا کنند.

 

حسینی، هم‌چنین طرح بحث «مقاومت مدنی» را از اقدامات افراطی انجام شده توسط این گروه‌ها دانست و گفت: اینها بحث مقاومت مدنی را مطرح می‌کردند برای زمانی که آمریکا حمله می‌کند؛ انگار که حمله‌ی آمریکا را انتظار کشیده و اشتیاق داشتند چنین کاری انجام شود تا خودشان ستون پنجمی برای فعالیت‌های آمریکا و شورش و طغیانی در داخل کشور شوند.

 

معاون وزیر علوم با هیچ و پوچ خواندن بحث دانشجویان ستاره دار، آن را ساخته و پرداخته عده ای دانست و گفت: البته این احتمال هم وجود دارد که بعضی از کسانی که قبلا مدیریت‌هایی داشتند و در حادثه‌ی کوی دانشگاه و جاهای دیگر هم ردپای آنها دیده می‌شود، گاهی اوقات چنین خط‌دهی و جهت‌دهی انجام دهند. به نظر نمی‌رسد دانشجویی که تازه وارد دانشگاه شده، خود به تنهایی به چنین مسائلی بپردازد.

 

حسینی بدون آن که توجهی به اخراج دکتر بشیریه، دکتر سمتی و دکتر دهقان و همچنین بازنشسته کردن اجباری دکتر توسلی و بیش از ۷۰ استاد دیگر دانشگاه تهران، اخراج استادان را شایعه خواند و استعفای برخی اساتید را به کم شدن پاداش آن ها نسبت داد و گفت: با سر و صدای زیادی چنین مساله‌ای را مطرح کردند تا بگویند این دولت یک نگاه امنیتی و پلیسی دارد و می‌خواهد با نخبگان جامعه برخورد کند؛ در حالی که هرکدام از این‌ها منطق و استدلال دارد. برخی استعفاها هم از ترس کم شدن پاداش‌هاست. نمی‌توانیم کسی را که این‌قدر دل‌بسته به دنیا و مال دنیاست به زور نگه داریم.

 

در حالی که هفته گذشته رئیس سازمان سنجش رسما اعمال تبعیض جنسیتی در پذیرش کنکور طی دو سال گذشته را پذیرفت، نماینده وزیر علوم در امر نظارت بر دانشگاه‌ها و موسسات آموزش عالی طرح مساله تبعیض جنسیتی در پذیرفته‌شدگان دانشگاه‌ها، دامن زدن به بحث‌های قومیتی و تفکیک دختر و پسر در دانشگاه‌ها را دیگر موضوعات مطرح شده برشمرد و با بی‌اساس خواندن موضوع اعمال تبعیض جنسیتی، در توضیح آن گفت: مثلا بوفه‌ی دانشگاه‌ها یا سرویس‌ها و اردوهای دانشجویی مختلط بوده‌اند و اعتراض می‌کنند که چرا ما از هم جدایشان کرده‌ایم.

 

حسینی با تاکید بر لزوم افزایش سطح کمی و کیفی دروس معارف اسلامی، گفت: در حال حاضر حدود ۱۲ واحد درسی به عنوان زیرمجموعه‌ی معارف اسلامی ارایه شده و در هر ترم یک میلیون ساعت درس معارف اسلامی داریم. حدود ۱۵۰۰ امام جماعت در دانشگاه‌های سراسر کشور مشغول فعالیت هستند و در ۱۵۰ دانشگاه کشور نیز دفتر نهاد رهبری وجود دارد و به طور مرتب به دانشگاه‌ها مبلغ اعزام می‌شود.

 

حسینی در ادامه درباره مبارزه با بدحجابی در دانشگاه‌ها گفت: دانشگاه متاثر از کل جامعه است و اگر کارهایی مثل اجرای طرح امنیت اجتماعی تداوم داشته باشد، قطعا در دانشگاه هم تاثیر خود را خواهد گذاشت. البته در دانشگاه‌هایی که روسایی با روحیات انقلابی داشتند، برخی تذکرات داده شد.

 

حسینی با اشاره به مساله‌ی گزینش استادان گفت: در گذشته عده‌ای گزینش را تقریبا تعطیل کرده بودند. شاید اسمی از گزینش بود و یک سری کارهای صوری انجام می‌شد ولی برخی مدیران در دولت فعلی که از قبل باقی مانده بودند به راحتی می‌گفتند که اگر بحث گزینش برای دانشگاه‌ها و استادان مطرح شود استعفا خواهیم کرد. چگونه فرزند مردم را به فردی بسپاریم که ممکن است ابتدایی‌ترین اصول اخلاقی را نداند و پس از سال‌ها زندگی در غرب، تحت تاثیر آن فرهنگ قرار گرفته باشد. نمی‌توانیم اجازه دهیم هرکسی با هر اعتقاد و ایده‌ای و صرفا به خاطر داشتن یک مدرک تحصیلی سر کلاس برود.

تجمع دانشجویان بسیجی در دانشگاه تهران

تجمع دانشجویان بسیجی در دانشگاه تهران


خبرگزاری دانشجویان ایران - تهران
سرویس: سیاسی

پس از پایان سخنرانی حسن عباسی در سمینار « من امپریالیست هستم، پس هستم» که بعد از ظهر امروز(سه‌شنبه)از سوی بسیج دانشجویی دانشکده فنی دانشگاه تهران برگزار شد، دانشجویان عضو بسیج دانشکده فنی دانشگاه تهران با بیان این که می‌خواهند مطالبات خود را مطرح کنند، با برگزاری تجمعی از دانشکده فنی به سمت دانشکده حقوق و علوم سیاسی حرکت کردند.

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) دانشجویان تجمع‌کننده با شعارهایی چون «دانشجو می‌میرد، ذلت نمی‌پذیرد»، «راست، چپ، چپ، راست، نوکر آمریکاست»، «دانشجو بیدار است، انقلاب پایدار»، «دانشجو بیدار است، از آمریکا بیزار است»، « دانشجوی مسلمان، اتحاد اتحاد »، «شش سال گذشته، ما پاسخ می‌خواهیم»، «انقلاب فرهنگی، اجرا باید گردد»، « بازیچه‌ی بیگانه، اخراج باید گردد »، « مرگ بر تو ای آمریکا»، « چماق به دست مزدور، اخراج باید گردد»، « طلبه‌ی سیرجانی، آزاد باید گردد»، « دانشجوی شیرازی، آزاد باید گردد» و هم‌چنین با شعر «آمریکا آمریکا ننگ به نیرنگ تو» به سوی دانشکده حقوق و علوم سیاسی حرکت کردند.

این دانشجویان تجمع‌کننده هم‌چنین پلاکاردهایی تحت عناوین «هشت سال گذشت، ویرانه را چه کردید؟»، «عتیقه‌ها را به موزه بازگردانید»، «عدالت، عدالت، این است شعار ملت» و «طلبه سیرجانی را آزاد کنید»، « دانشجوی مسلمان، اتحاد اتحاد»، «اساتید اخراجی را بازگردانید»، «به مافیای علوم انسانی پایان دهید» در دست داشتند.

هنگامی که دانشجویان تجمع‌کننده دانشکده فنی دانشگاه تهران در دانشکده حقوق و علوم سیاسی استقرار پیدا کردند، سه نفر از تجمع‌کنندگان به بیان سخنانی پرداختند.

مرتض کیا یکی از دانشجویان تجمع‌کننده ادعا کرد که دانشکده حقوق و علوم سیاسی توسط مافیای حقوق و علوم سیاسی کنترل می‌شود و گفت: ببینید که با جریانات اسلام‌گرا چه می‌کنند و دانشجویان بدانند استادی که سه ماه پیش اخراج شد، از قطب‌های علوم سیاسی در دانشگاه بود، اما به بهانه‌ی این‌که به دانشجویان خط‌دهی می‌کند اخراج شد ولی می‌بینیم که استادی که حتی یک جزوه‌ی درسی تایپ شده هم ندارد وقتی حکم بازنشستگی‌اش می‌آید آن را پیراهن عثمان می‌کند.

سخنان این دانشجو با تکبیر سایر دانشجویان تجمع‌کننده همراه بود.

کیا در ادامه ابراز عقیده کرد که این روز دانشجو، روز غیردانشجو است و دوستانی که به خاطر کم و زیاد شدن روغن کوی، آشوب می‌کنند بدانند کسانی که ما جنبش دانشجویی را از آنان به ارث بردیم هیچ‌گاه مسایل شخصی خود را مطرح نکردند و جنبش دانشجویی باید به دنبال مطالبه باشد، نه مسایل شخصی خودش و مسایل مهم‌تری مانند بحث عدالت و قوه‌ی قضاییه که احکامی در آن صادر می‌شود، وجود دارد.

شهبازی یکی دیگر از دانشجویان تجمع‌کننده گفت: ما برابری را برای 70 میلیون می‌خواهیم و انقلاب ما انقلاب مستضعفین جهان است قبل از این‌که انقلاب ما باشد.

شهبازی خطاب به مسوولان قضایی گفت: عدالت واقعی را اجرا کنید و این‌ها را جلوی مردم بگذارید تا مردم قضاوت کنند.

یکی دیگر از اعضای بسیج دانشکده حقوق در ادامه افزود: این چه آزادی بیانی در اصلاحات است که چند استاد حزب‌اللهی اخراج می‌شوند و در آستانه‌ی انتخابات هم دانشجویان را برای این‌که چند کرسی مجلس را به دست آورید ابزار خود می‌کنید و برنامه‌های 16 آذر را برگزار می‌کنید.

این دانشجوی تجمع‌کننده با بیان این‌که قوه‌ی قضاییه یکی از محورهای اصلی جنبش دانشجویی است و ما خواستار پاسخ هستیم، بیان کرد: ما انقلاب اسلامی را انتخاب کردیم و تا آخرین قطره‌ی خون هم پای انقلاب ایستاده‌ایم و برای اجرای عدالت هم هزینه پرداخته‌ایم. ما بچه‌های بسیجی اجازه‌ی تحرک علیه نظام را به هیچ وجه نمی‌دهیم حتی اگر این ضدیت با نظام از جانب هرکه می‌خواهد باشد و اگر امروز در دانشگاه آرام هستیم دلایلی دارد ولی وای به روزی که به فرمان مقام معظم رهبری، خشم انقلابی ما سرریز شود.

این تجمع با دعوت از دانشجویان برای شرکت در تریبون آزاد دانشجویی برای روز شنبه در تالار ابن‌سینا از سوی شهبازی و هم‌چنین با تکبیر و شعار «مرگ بر آمریکا» پایان یافت.

انتهای پیام

کد خبر: 8609-08652

رسالت جنبش دانشجویی

میزگرد « 16 آذرـ رسالت دانشجو» با حضور دبیر جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران، دبیر سیاسی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم‌پزشکی تهران، قائم مقام جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و عضو انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی در محل خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) برگزار شد.

تشکل‌ها اجازه ندهند از دانشجویان به صورت ابزاری استفاده شود

دبیر جامعه‌ی اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران، گفت: یکی از ابعاد مطرح در بحث رسالت جنبش دانشجویی در موقعیت فعلی مساله‌ی 16 آذر است و مطابق عرف، قشر دانشجویی هر سال برنامه‌ای در این زمینه برگزار می‌شود.

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، کرمی‌نیا، در این میزگرد اظهار کرد:هر دانشجو سعی دارد دانشجو بودن خود را با فعالیت‌های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی نشان دهد و این موضوع ، با رویکردهای متفاوت در فضای دانشگاه‌های کشور نمود پیدا می‌کند.

وی با بیان این عقیده که در سال‌های اخیر درون جنبش دانشجویی در زمینه‌ی 16 آذر ناخالصی به وجود آمده است، گفت: رسالت دانشجویان این است که اصل کلی 16 آذر را حفظ کنند؛ از طرفی دانشجو بودن صرف و وابسته نبودن به حرکات و جریانات بیرون از دانشگاه از اهمیت بالایی برخوردار است.

این فعال دانشجویی اظهار کرد: وابستگی به احزاب خاص که در چند سال اخیر شاهد آن بودیم به اصل جنبش دانشجویی ضرر می‌رساند و استقلال آن را زیر سوال می‌برد. مهم‌ترین وظیفه‌ی تشکل‌ها این است که اجازه ندهند از دانشجویان به صورت ابزاری استفاده شود.

دبیر جامعه‌ی اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران، افزود: دانشجو مطابق فرمایش مقام معظم رهبری باید آگاهانه و با دید باز سیاسی، عمل کند ، در برگزاری 16 آذر مشخص نماید که چه اهدافی را دنبال می‌کند و چه مطالباتی دارد؛ اوضاع را در ید قدرت خود گیرد و اجازه ندهد کسی از این فضا استفاده کند.

وی در خصوص محیط ضد امپریالیستی و ضد سلطه‌ی داخلی و خارجی، توضیح داد: با توجه به جسارت و شجاعت دانشجویان، آنها در کل کشور پرچمداران اعتراضات هستند.

کرمی‌نیا با تاکید بر فرموده مقام معظم رهبری مبنی بر اینکه دانشجو باید دید باز سیاسی داشته باشد و به دنبال سیاسی‌بازی نرود، گفت: در برخوردها و مشکلاتی که میان دانشجویان و مسوولان دانشگاه اتفاق می‌افتد باید منصفانه قضاوت کرد؛ چرا که به طور قطع اشتباه تنها مربوط به یکی از این طرفین نخواهد بود.

دبیر جامعه‌ی اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران، همچنین در خصوص علت اینکه جو ضد امپریالیستی کاهش یافته است، به شرایط بین‌المللی اشاره کرد و توضیح داد: با توجه به قدرت کشورما ، برهم خوردن توازن قوا، بالا رفتن قدرت چانه‌زنی جمهوری اسلامی ایران با خدماتی که بعد از انقلاب صورت گرفته است ، بحث ضد امپریالیستی به اندازه‌ی 16 آذر 32 مطرح نمی شود . اینکه بخواهیم موضوع را به سطح داخلی تسری دهیم، بی‌انصافی است. باید پرسید منظور از سلطه‌ی داخلی و یا حرکات ضد امپریالیستی چیست؟

وی افزود: با وجود تشتت تشکل‌های دانشجویی در دانشگاه‌ها باید بتوان روش‌ها را در چارچوبی خاص، دسته‌بندی کرد و تعریف درستی از آرمان‌خواهی ، عدالت‌خواهی و آزادی ارایه داد. 16 آذر نقطه‌ی عطف حرکات ضد امپریالیستی است؛ باید بدانیم که در این راه بهای زیادی پرداخته‌ایم. شهید، زندانی کشیده و مجروح داده‌ایم، تا جنبش دانشجویی امروز بتواند مطالبات خود را به راحتی مطرح کند و در سطح بالا به آنها پاسخ داده شود. چنین برخوردهایی نشان از سلطه‌ی داخلی نخواهد بود. باید انصاف به خرج داد و تفاوت جنبش دانشجویی امروز را با سال‌های گذشته، در مورد این که تا چه اندازه به جنبش دانشجویی بها داده می‌شود و به آن توجه می‌شود را در نظر گرفت.

کرمی‌نیا با تاکید بر اینکه اختلاف در اهداف و اصول نیست، تنها بر سر روش‌ها است، تصریح کرد: باید فضایی ایجاد شود که نظرات همه‌ی دانشجویان مطرح شود و بتوان از میان آنها به نتیجه‌ی درست رسید. امروز برخی معتقدند فعالیت‌های دانشجویی در رکود است. باید پرسید چه باید کرد تا به اهداف رسید؟

دبیر جامعه‌ی اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران، افزود: در چند سال اخیر روش‌هایی که در سالروز برگزاری 16 آذر استفاده شده به سمتی سوق یافته است که نشان می‌دهد جنبش دانشجویی از فضای هیجانی و تهییج‌آمیز فاصله گرفته است.

وی با بیان این که واقعه‌ی 18 تیر از سوی دانشجویان آغاز شد اما توسط دانشجویان ادامه نیافت، گفت: باید بررسی صورت گیرد تا بتوانیم به نتیجه برسیم که چه باید کرد تا از رکود فعلی فاصله بگیریم. دانشجو باید از پتانسیل دانشجو بودن خود استفاده کند. دانشجویان باید با در نظر گرفتن فضای سیاسی کشور روش مناسب را اتخاذ کنند و در مورد اتفاقات داخلی و خارجی تصمیمات درست را بگیرند. دانشجویان پرچم‌دار گفتمان جدیدی در دانشگاه هستند و باید آرمان‌خواهی و عدالتخواهی خود را به اثبات برسانند.

کرمی‌نیا در پایان با اشاره به صحبت صالحی دیگر میهمان این میزگرد مبنی بر اینکه در شرایط فعلی تشکل‌ها به حفظ وضع موجود بسنده کرده‌اند، ادامه داد: به نظر من چنین شرایطی وجود ندارد. فکر نمی‌کنم تشکل‌های دانشجویی تا این اندازه تنزل کرده‌اند و به حفظ وضع موجود بسنده می‌کنند. نباید بی‌انصافی کرد.

دانشجو باید در جهت پیگیری عدالت‌طلبی تلاش کند

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، صالحی، عضو انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی در این میزگرد با بیان این که امیدوارم 16 آذر مصادف با آزادی دوستان ما ،احسان منصوری، مجید توکلی، احمد قصابان، علی نیکونسبتی و علی عزیزی همراه شود، ضمن این‌که 24 اسفند را نیز یکی دیگر از ابعاد رسالت جنبش دانشجویی دانست، اظهار کرد: به طور معمول دانشجو با دو صفت آرمان‌خواهی و عدالت‌خواهی شناخته می‌شود. عدالت‌طلبی عنصری وسیع است که آزادی‌خواهی نیز شامل آن می‌شود. دانشجو باید در جهت پیگیری عدالت‌طلبی تلاش کند.

وی افزود: عنصر مهمی که دانشجویان باید برای آن موضع‌گیری کنند، مشی صلح‌طلبی و کمک به ایجاد فضای عاری از جنگ خانمان‌سوز است. دانشجویان باید از تمام پتانسیل خود برای انجام این امر استفاده کنند. در این خصوص می‌توان به رویکرد دموکراسی در خانه و صلح در جهان که چندین سال در حال پیگیری آن بودیم، اشاره کرد.

این فعال دانشجویی در ادامه تصریح کرد: با بررسی تاریخی، شاهدیم که همیشه کسانی با فعالیت‌های سیاسی دانشجویان مخالف بوده‌اند که تمامیت‌خواه هستند. این قشر نه تنها با فعالیت‌های سیاسی دانشجویان بلکه با فعالیت هر قشری غیر از خودشان مخالف هستند.

صالحی افزود: تشکل‌های دانشجویی می‌توانند بر اساس قاعده و قانون عمل کنند، اما این خصوصیت در مورد جنبش دانشجویی صدق نمی‌کند. تشکلی دانشجویی است که بر اصولی پایبند باشد و براساس آنها رفتار کند. در مقابل مسوولان نیز مطابق با قانون با آنها برخورد کرده و همه را در برابر قانون یکسان بدانند. به طور مثال تشکلی به جرم تریبون آزاد یک ساعته به دو ماه توقف تریبون آزاد محکوم می‌شود در حالی که تشکل دیگری در همان دانشگاه از ساعت 9 صبح الی 17 مقابل دفتر ریاست دانشگاه تحصن می‌کند و در نهایت ادعا می‌شود تحصن نیاز به مجوز ندارد؛ بنابراین هیچگونه منع قانونی وجود نخواهد داشت. اگر قرار است قانون اجرا شود مسوولان باید قانون را برای همه به صورت برابر اجرا کنند.

عضو انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی، اظهار کرد: علت اصلی واقعه‌ی 16 آذر در سال 32 احساس تحقیر جامعه‌ی ایرانی از سوی دولت آمریکا و دخالت آمریکایی‌ها در امور داخلی کشور است. خصوصیت مبارزه با دخالت بیگانه هنوز در دانشجویان وجود دارد، تنها موضوع آن عوض شده است. زمانی دخالت علنی و بارز بود اما هم‌اکنون با واسطه صورت می‌گیرد. بسیاری از دانشجویان به نقش دول غربی اعتراض دارند. نمی‌توان گفت جو ضد امپریالیستی دانشجویی و عدالت‌خواهی فراموش شده است، تنها رویکرد و مدل آن تغییر کرده است.

وی در ادامه‌ی این جلسه در پاسخ به صحبت کمال‌خانی ،عضو جامعه‌ی اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران، مبنی بر اینکه احمدی‌نژاد در جلسه‌ای با دانشجویان ، آبان ماه را ماه دانشجویی دانسته است، گفت: علت گرامی داشتن 16 آذر ویژگی دانشجویی بودن آن و اینکه خود دانشجویان می‌خواهند آن را گرامی بدارند، است و توسط حکم و دستوری از بالا ابلاغ نشده است. اگر بخواهیم روز دانشجو را از دانشجویی بودن خود جدا کنیم و به آن خصلت حکومتی بدهیم ، پسندیده نخواهد بود.

این فعال دانشجویی با اشاره به علی افشاری گفت که با زدن انگ‌هایی مثل بیگانه‌پرست و عامل خارجی به وی موافق نیست و ادامه داد:قبل از خروج افشاری از کشور نیز انگ عامل خارجی بودن در مورد ما وجود داشته است.

صالحی درباره‌ی علت کاهش فعالیت دانشجویی در زمان فعلی، توضیح داد: اگر بخواهیم اوج فعالیت دانشجویی در زمان انقلاب را با دوره‌ی رخوت مقایسه کنیم، پسندیده نیست. یکی از علل این رخوت را می‌توان ناامیدی و یاس بعد از شکست جنبش اصلاحات دانست.

وی درباره‌ی واقعه‌ی 18 تیر که در کوی دانشگاه اتفاق افتاد، گفت: درنهایت تنها کسی که محکوم شد، یک ریش‌تراش دزد بود. گویی تمام دعوا بر سر یک ریش‌تراش‌دزدی بوده است. دانشجویان مقصر شناخته شدند. احمد باطبی، منوچهر و اکبر محمدی محکوم شدند. دانشجویی که نتیجه‌ی حرکت سیاسی را تا این اندازه هزینه‌دار می‌بیند به سمت فعالیت‌های دانشجویی گرایش پیدا نخواهد کرد.

عضو انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی، در ادامه یکی دیگر از علل رخوت دانشجویی را از سوی مدیریت‌های بعد از دوره‌ی اصلاحات و بعضا در دوره‌ی اصلاحات خواند و ابراز عقیده کرد که مدیریت‌های این دوره را می‌توان به مدیریت داسی تشبیه کرد که ابزار آن کمیته‌ی انضباطی، احکام سنگین و ... است. اینها باعث می‌شود میل دانشجو به سمت فعالیت‌های دانشجویی کاهش یابد.

صالحی پس از بررسی 16 آذر، 18 تیر و خرداد 82، افزود: به این نتیجه می‌رسیم تا زمانی که استقلال دانشگاه به معنای واقعی به رسمیت شناخته نشود، امکان وقوع چنین وقایعی وجود دارد و تا زمانی که مانع ورود نیروهای امنیتی به دانشگاه نشویم و آزادی آکادمیک در دانشگاه را به رسمیت نشناسیم وقوع چنین وقایعی دور از ذهن نخواهد بود.

وی استقلال دانشگاه، آزادی آکادمیک، عدم ورود نیروهای امنیتی به دانشگاه را درس‌هایی دانست که می‌توان از 16 آذر گرفت و افزود: دانشگاه را باید به دانشجویان و اعضای هیات علمی سپرد؛ چرا که دانشجویان بهتر می‌دانند محیط خود را چگونه اداره کنند. اینکه اجازه‌ی انتخاب ریاست دانشگاه به دانشجویان داده نشود یک توهین است ، و این در حالی است که انتظار انجام کارهای بزرگ‌تری از دانشجویان وجود دارد.

این فعال دانشجویی یکی از راه‌های فعالیت دانشجویی را برگزاری سخنرانی دانست و ابراز عقیده کرد که متاسفانه برخی هیات‌های نظارت دانشگاه‌ها در این زمینه عملکرد سلیقه‌ای دارند؛ به طور مثال فرزندان چگوآرا در دانشگاه به بیان اندیشه‌های مارکسیستی می‌پردازند اما اجازه‌ی سخنرانی به برخی از روشنفکران دینی در بعضی از دانشگاه‌ها داده نمی‌شود.

عضو انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی، برطرف شدن فضای رخوت دانشجویی را با مذاکره امکان‌پذیر دانست و توضیح داد: لازم است که طرفین میز گفت‌وگو یکدیگر را به رسمیت بشناسند. گفت‌وگو باید میان تشکل‌های واقعی دانشجویی انجام شود و تشکلی دانشجویی است که از پایین شکل بگیرد نه از بالا توسط حکم و فرمان.

وی درباره‌ی اینکه به علت اخلال‌گر بودن به برخی اجازه‌ی سخنرانی داده نمی‌شود، گفت: راحت نمی‌توان تشخیص داد که فردی اخلال‌گر است یا خیر؟ باید مطابق قانون عمل کرد. دخالت سلیقه‌ای افراد در قانون به حاکمیت قانون لطمه می‌زند. در زمان انقلاب، مطهری اعلام کرد مارکسیست‌ها می‌توانند در دانشگاه تدریس کنند اما امروز به برخی از روشنفکران دینی اجازه‌ی سخنرانی داده نمی‌شود، به این علت که احتمال اختلال در جلسه وجود دارد. در حالی که در هر برنامه‌ای امکان به وجود آمدن اختلال وجود دارد. 28 سال پیش انقلاب شد که در کشور حاکمیت قانون اجرا شود نه حاکمیت سلیقه.

این فعال دانشجویی با اشاره به مناظره‌های دانشجویی، تصریح کرد: اینکه در مناظره دانشجویان از نتیجه‌ی بحث و گفت‌وگو حقیقت را پیدا می‌کنند، درست نیست؛ چرا که اصولا در مناظرات بیشتر از اینکه بحث علمی صورت گیرد جدل علمی انجام می‌شود.

صالحی در پایان ابراز عقیده کرد که با در نظر گرفتن جوانی و روحیه‌ی آرمان‌خواهی دانشجویان متاسفانه برخی رفتارهای مدیریتی باعث شده که تشکل‌ها تنها به حفظ وضع موجود و حفظ تشکل خود قانع باشند و آرمان‌ها را رها کرده تا زمانی که فرصتی پیدا کنند و بتوانند به دنبال آنها روند.

آرمان‌خواهی و مصلحت‌طلب نبودن از ویژگی‌های دانشجویی است

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، در این میزگرد، کمال خانی، قائم مقام دبیر جامعه‌ اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران، اظهار کرد: یکی از شاخصه‌های جنبش دانشجویی این است که مشکلات را می‌بیند و ضعف‌ها را در سطح جامعه رصد می‌کند و برای اینکه آنها به گوش مسوولان برساند یا آن را حل کند، موضوع را در جنبش یا همان تشکل خودش مطرح می‌کند.

وی معتقد است که اگر فعالیت سیاسی و مطالبات دانشجویی را قاعده‌مند کنند این دیگر از حالت جنبش درمی‌آید و تبدیل به یک حزب سیاسی می‌شود که برای رسیدن به اهداف، وسیله‌ای برای خودش تعریف کرده و از دانشجو استفاده می‌کند.

کمال‌خانی خصوصیت جنبش را این دانست که برنامه‌ریزی از قبل نداشته و چندان چارت و نمودار سازمانی ندارد و افزود: دانشجو اگر بخواهد مشکل سیاسی یا صنفی را حل کند باید در این قالب حرکت کند.

قائم مقام دبیر جامعه‌ی اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران، به دیدار برخی از دانشجویان با دکتر احمدی‌نژاد اشاره کرد و با بیان این که در آن دیدار ایشان گفتند که با توجه به واقعه‌ی 13 آبان، آبان ماه دانشجویی استآ ابراز عقیده کرد که اینکه تاکید می‌شود به خاطر فلان اتفاق در 16 آذر، بیاییم آذر را ماه دانشجویی قرار دهیم، صحیح نیست.

وی تصریح کرد: جامعه‌ی اسلامی دانشجویان با توجه به آن سخنان این طور عمل می‌کند که تاکید خود برای حرکت‌های دانشجویی را در ماه آبان و با محوریت 13 آبان قرار دهد.

کمال‌خانی ابراز عقیده کرد: اگر در گذشته جنبش دانشجویی در تجمع، تحصن، اعتراض، آتش زدن عکس و ... بوده است هم‌اکنون از آن جهت در رکود است، اما هم‌اکنون خیلی از تشکل‌ها هستند که گاهی با زیر پا گذاشتن برخی از چارچوب‌ها، در نشریات، برنامه‌ها و سخنرانی‌های خود، مواضع‌شان را اعلام می‌کنند.

قائم مقام دبیر جامعه‌ی اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران، با بیان این که خیلی از برنامه‌ها در دانشگاه تهران بوده که برگزار شده و برخورد جبری با آنها نشده است، ابراز عقیده کرد که اما اینکه شیشه‌ای شکسته نمی‌شود، استادی کتک نمی‌خورد و نیروی انتظامی هم با دانشجویی برخورد نمی‌کند در رکود است و یکی از علت‌هایش این است که نوع ابراز مواضع و نظرات عوض شده و از آن حالت زدن و شکستن تغییر کرده و به قول معروف دموکراتیک‌تر شده است به طوری که در نشریات و برنامه‌ها بروز پیدا می‌کند.

کمال‌خانی اظهار کرد: اینکه دوستان اینطور اظهار می‌کنند که الان فضای دانشگاه طوری بسته شده که هیچ کاری نمی‌شود کرد و این باعث رکود در دانشگاه شده است، صحیح نیست.

وی افزود: اگر ریشه‌ای‌تر نگاه کنیم یک قشر در جامعه هستند به نام دانشجو و چند ویژگی دارند که آرمان‌خواه است و مصلحت‌طلب و عافیت‌اندیش نیست و با توجه به برهه‌ی خاص سنی‌اش، به جایی وابستگی ندارد. این آرمان‌خواهی به صورت جنبش دانشجویی در می‌آید که نمودش در تشکل‌های دانشجویی است.

وی به ابزارهای دستیابی به هدف اشاره کرد و گفت: یکی از ابزارها، طرح پرسش است اما متاسفانه با توجه به مسایلی که دیده شده در 10 سال گذشته در برخی تشکل‌ها، پرسش‌هایی با هدف غیر از رسیدن به پاسخ مطرح بوده است و بسیاری از تشکل‌ها پرسش‌هایی را برای تخریب و تخطئه یک حکومت، دولت یا فرد و مسوول مطرح می‌کنند.

به اعتقاد قائم مقام دبیر جامعه‌ی اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران، خیلی از سخنرانانی که به دانشگاه‌ها دعوت می‌شوند تنها جنبه‌ی ژورنالیستی سخنران در نظر گرفته می‌شود تا بتواند مخاطب را به هیجان در آورد و اخلال و تشنجی ایجاد کنند که بعضی از تشکل‌ها نیز از آن برداشت‌ خودشان را داشته باشند.

کمال‌خانی به برگزاری مراسم روز آزادی بیان از سوی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران اشاره و تصریح کرد: این مراسم در سال‌های گذشته مخاطبان گسترده‌ای داشت و همیشه شور ایجاد می‌شود و سرانجامش اخلال و تشنج بود، اما امسال شاهد چیز دیگری بودیم و تشنج و اخلال هر ساله را ندیدیم.

قائم مقام دبیر جامعه‌ی اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران، به آنچه سخنرانی دوره‌ای برخی افراد می‌خواند نیز اشاره کرد و گفت: به نظرم هدف آنها طرح پرسش و رسیدن به پاسخ نیست و برای جای دیگری خیز برداشته‌اند که احتمالا برای انتخابات مجلس است.

کمال‌خانی اظهار کرد: دلیل اینکه چرا باید با برخی از سخنرانی‌ها برخورد ‌شود این است که طبق عقل و قانون شرع باید با اخلال‌گر مقابله کرد و جلویش را گرفت تا بیش از این به جامعه صدمه نزند.

قائم مقام دبیر جامعه‌ی اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران، با بیان اینکه ما این نظر را نداریم که تشکل‌ها نقش پدر را برای دانشجو دارند که بگویند کجا اخلال می‌شود و کجا ایجاد نمی‌شود و تصمیم‌گیری کنند، گفت: اما اینکه برخی برای رسیدن به اهداف‌شان برنامه‌ای را برای اخلال در دانشگاه ترتیب دهند بحث دیگری است.

به عقیده‌ی وی، در برنامه خیلی از تشکل‌ها این محرز است که در این تاریخ و این سالن، این برنامه برگزار می‌شود برای اینکه یک نمایش قدرتی باشد برای بقیه‌ی تشکل‌ها و مسوولان دانشگاه.

کمال‌خانی افزود: در عین حال برنامه‌هایی هم هر چند به اخلال کشیده شده اما هدف اصلی‌اش این نبوده است.

قائم مقام دبیر جامعه‌ی اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران، در پاسخ به اظهارات پدرام قدرتی، دبیر سیاسی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران مبنی بر جلوگیری از سخنرانی برخی استادان دانشگاه، اظهار عقیده کرد: این یک چیز عقلی است که از چاقو یک زمان می‌شود استفاده‌ی خیلی مثبت و یا استفاده خیلی منفی داشته باشیم و یک استاد نیز می‌تواند در کلاس درس عملش را ارایه دهد و تبادل علم شود اما اینکه برای سخنرانی دعوت شود تا فضا در اختیارش قرار گیرد و مطالبی را بیان کند و کسی هم در مقابلش قرار نگیرد تا به او پاسخ دهد به نظر من هدفی جز اخلال ندارد.

کمال‌خانی به برنامه «و اینکه مذاکره» که از سوی جامعه‌ی اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران برگزار شد اشاره کرد و گفت: در آن برنامه از افراد مختلف دعوت شده بود و حتی به ما هم اعتراض شد که کسی که مواضعش خیلی تفاوت دارد دعوت کرده‌اید و تریبون داده‌اید اما ما به هر کسی تریبون می‌دهیم در قبال اینکه کسی در مقابلش بنشیند تا بتواند جواب سوال و صحبت‌هایش را بدهد.

وی در مورد سخنرانی‌های هاشم آقاجری و صحبت‌های پدرام قدرتی مبنی بر اعمال سلیقه در دادن مجوز برای سخنرانی وی در برخی دانشگاه‌ها، با بیان این که کلاس‌های آقاجری تاکنون به اخلال کشیده نشده است، ادعا کرد که به طور حیرت‌آوری دیده‌ایم، هر سخنرانی‌ای که آقاجری در آن بوده به اخلال کشیده شده است.

بیداری دانشجویی اولین درس 16 آذر است

دبیر سیاسی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران وعلوم پزشکی تهران، با بیان این‌که وقتی از جنبش دانشجویی صحبت می‌کنیم ابتدا باید تعریف جنبش را بدانیم، جنبش را یک حرکت جمعی عنوان کرد که برای ایجاد تغییر صورت می‌گیرد.

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، پدرام قدرتی نیز در این میزگرد گفت: جنبش می‌تواند به اشکال مختلف صورت گیرد و کسانی که جنبشی را انجام می‌دهند اسم آن را برای خودشان اختیار می‌کنند.

قدرتی با بیان اینکه دانشجو در طبقه‌بندی‌ها در گروه روشنفکران قرار می‌گیرد، تصریح کرد: روشنفکران، تحصیل‌کرده‌هایی هستند که دغدغه اجتماعی دارند و احساس مسوولیت می‌کنند.

به گفته‌ی دبیر سیاسی انجمن اسلامی دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران گفت: دانشجو به تبع قرار گرفتن در گروه روشنفکران، جنبش روشنفکری شکل می‌دهد که این جنبش تاریخچه تقریبا طولانی دارد و از حدود سال 1320 به نحوهای مختلف آغاز شد.

قدرتی افزود: در آن زمان دانشجویان نمایندگی احزاب را در دانشگاه‌ها داشتند، تأثیرگذاربودند؛ جو غالب جنبش دانشجویی "چپ" بود و در کنار آن هم تشکل‌های دانشجویی مستقلی تأسیس شدند.

وی تأسیس این تشکل‌های مستقل را بر اساس دغدغه‌ای اسلامی و گفتمان اسلام دانست و گفت: این دانشجویان تعلقی به احزاب نداشتند و انجمن‌های اسلامی دانشجویان - که در دانشکده پزشکی دانشگاه تهران شکل گرفت - نیز برای مقابله با تفکر چپ غالب به دانشگاه‌ها تأسیس شدند؛ این جنبش به گونه‌ای ادامه یافت که تشکل‌های مستقل اسلامی تقریبا نتوانستند قدرت چندانی در مقابل شرایط غالب پیدا کنند و در آن فضا که حتی نماز خواندن مورد تمسخر قرار می‌گرفت توانستند با تلاش مؤثر، عضوهای زیادی در دانشگاه جمع کنند.

قدرتی ادامه داد: انجمن‌های اسلامی و تشکل‌های مستقل دیگر که با دغدغه‌های اسلامی وارد شدند توانستند فضا را بشکنند و تبلیغ اسلام را بکنند و این روند ادامه داشت.

وی به واقعه 16 آذر 1332 اشاره و خاطرنشان کرد: پس از کودتای 28 مرداد یک جو ضدامپریالیستی در دانشگاه‌ها و جامعه غالب شد و جنبش دانشجویی بر این اساس به سمت مقابله با امپریالیسم و سرمایه‌داری پیش رفت. 16 آذر در مخالفت با سفر نیکسون به ایران و دخالت آمریکا در ایران رخ داد.

قدرتی در تعریف کلی، جنبش دانشجویی را دارای یک هدف اصلی سلطه‌ستیزی دانست که می‌تواند خارجی و داخلی باشد و گفت: از آن‌جا که دانشجو با هر سلطه‌ای مقابله می‌کند، پس از 16 آذر مبارزات با سلطه خارجی ادامه پیدا کرد و در کنار آن نیز مبارزه با سلطه داخلی صورت می‌گرفت.

وی با بیان این‌که دانشجو باید در مقابل سلطه داخلی بیدار باشد، برخی برخوردها را نشانه‌ سلطه خواند و گفت: هم‌اکنون مبارزه با سلطه که یکی از فعالیت‌های اصلی جنبش دانشجویی است باید در عرصه داخلی و خارجی انجام شود.

وی با بیان این عقیده که افرادی مثل علی افشاری به دلیل آن‌چه آن را سلطه داخلی خواند به سلطه خارجی روی بردند، گفت: به نظر من این از چاله به چاه افتادن است. باید تعادلی در این قضیه وجود داشته باشد که نه از چاله به چاه بیفتیم و نه این‌که محدود به یک بخش باشیم.

دبیر سیاسی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران اظهار کرد: این طور نیست که مبارزه با امپریالیسم فراموش شده باشد؛ روش‌ها، عملکردها و نحوه برخوردها تغییر کرده، اما فضای مبارزه با امپریالیست هم‌چنان وجود دارد.

قدرتی با اشاره به این‌که در زمان اصلاحات دانشجویان حس می‌کردند که می‌توانند تأثیرگذار باشند، ادعا کرد که پس از اصلاحات نه تنها تأثیرگذار نیستند؛ بلکه به نوعی سرکوب می‌شوند.

وی ابراز عقیده کرد که هزینه فضای دانشگاه‌ها و هزینه‌ی فعالیت دانشجویی و عملکرد دولت‌های قبلی در تأثیرگذاری دانشجویان نقش دارند و فضای رکود فعلی نیز با یک مقدار باز شدن فضای دانشگاه‌ها شکسته می‌شود. این طبیعی و واضح است که اگر هزینه فعالیت کم شود، دانشجو فعال‌تر می‌شود و راحت‌تر می‌تواند فعالیت کند.

وی در رابطه با فعالیت‌های دانشجویی در برخورد با آنچه «سلطه داخلی» می‌نامید به اتفاقات 18 تیر اشاره کرد و گفت: در آن زمان یک عده از دانشجویان در اعتراض به تعطیلی یک روزنامه تحصن کردند و دیدید که با چه فجایعی روبرو شد.

وی با اشاره به این‌که در آن اتفاق دانشجویان در صحنه بودند، خاطرنشان کرد: هرچند که برخی می‌گفتند این سمپات احزاب بود و دانشجو هزینه اصلاحات را داد و از بالا به آن‌ها دستور داده بودند که چنین کاری بکنند اما واقعا چنین چیزی نبود.

قدرتی یادآور شد: روزنامه سلام پرمخاطب‌ترین روزنامه در دانشگاه تهران بود و پس از بسته شدن آن دانشجویان عکس‌العمل نشان دادند.

این فعال دانشجویی در رابطه با علی افشاری در پاسخ به دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه خواجه نصیر، اظهارداشت: هیچ‌وقت نگفتم که او مقصر صرف بوده است چراکه اگر شرایط و فشارهایی که برای وی به وجود آوردند نبود شاید او هم‌اکنون آنجا نبود و بخش بیشتری که باعث شد برود حبس‌ها و فشارهایی بود که کشید و باعث شد که به عقیده‌ی من در واقع به سلطه خارجی پناه ببرد؛ اما هزینه‌ای که علی افشاری برای فعالیت‌های دانشجویی ایجاد کرد را نمی‌شود انکار کرد. ایشان هم‌اکنون هم هفته‌ای یکی، دو بار در صدای آمریکایی که سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا است و به نظر من نماد امپریالیسم است، بر ضدانقلاب و مباحث دیگر صحبت می‌کند. او کسی است که در جنبش دانشجویی فعال بود اما توجیه منطقی ندارد که حرکتی انجام شود که هزینه زیادی ایجاد کنند به طوری‌که هنوز هم تاوانش را شاید باید پس بدهیم و هنوز هم به خاطر امثال او به ما انگ اینکه که شما منسوب آمریکا هستید و با آمریکا کار می‌کنید می‌زنند.

دبیر سیاسی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران به اهمیت 16 آذر به عنوان روز دانشجو اشاره کرد و گفت: اولین درسی که از 16 آذر می‌توانیم بگیریم این است که دانشجو بیدار است و متوجه است که در پیرامونش چه اتفاقاتی می‌افتد و خودش را در مقابل این اتفاقات مسوول می‌داند.

قدرتی ویژگی دانشجویان 16 آذر 32 را وابسته نبودن عنوان کرد و ادامه داد: درس دیگر از 16 آذر توان دانشجو است که دانشجو چه‌قدر می‌تواند تأثیرگذار باشد که پس از 56 سال هنوز ما یادمان آن روز را برگزار می‌کنیم و نقش دانشجویان آنقدر تأثیرگذار بوده که در تاریخ ثبت شده و مانده است.

وی درمورد برنامه‌های سالروز 16 آذر با بیان این که تشکل‌هایی که پیش‌تر تأثیرگذار بوده‌اند به طور معمول به دنبال برنامه‌های آکادمیک، سخنرانی و برنامه‌هایی از این دست بوده‌اند، ابرازعقیده کردکه این تشکل‌ها همواره با مشکلات و موانعی روبرو شده‌اند که این موانع باعث برخی حرکات غیرآکادمیک و رادیکال می‌شود که البته حرکت‌های رادیکال همواره غیرآکادمیک نیستند و به عنوان یک روش سیاسی، کاملا پذیرفته شده‌اند.

وی یادآور شد: اینکه با موانعی روبرو شدند و به برگزاری تجمع و تریبون آزاد دست زدند قصد تخریب وجود نداشت اما عده‌ای هدفدار و عده‌ای از روی احساسات برای تخریب وارد می‌شدند.

دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران به تشکیل پارلمان دانشجویی اشاره کرد و پیشنهاد داد: می‌توان روی تشکیل این پارلمان بحث شود که تشکل‌های واقعی دانشجویی در آن حضور داشته باشند که در این صورت می‌توانند تأثیرگذاری بیشتری داشته باشند؛ البته باید مکانیزمی فراهم شود که همه به طور یکسان حضور داشته باشند.

وی با بیان این ‌که پیش از این فضای دانشجویی دارای یکسری آزادی‌های آکادمیک بود و با بیان این عقیده که هم‌اکنون در دانشگاه این آزادی‌ها نقض می‌شود، ادعا کرد که اعضای هیأت علمی دانشگاه در مواقعی نمی‌توانند سخنرانی کنند و این هیچ توجیهی ندارد که اگر کسی در یک سخنرانی افراد را منحرف کند پس وقتی در دانشگاه تدریس می‌کند سالانه خیلی‌ها را منحرف می‌کند! این مکانیزم باید طراحی شود که کسی که عضو هیأت علمی دانشگاه است بتواند در دانشگاه سخنرانی کند و فکر نمی‌کنم که این خواسته‌ی غیرمعقولی باشد.

وی خاطرنشان کرد: اگر فضای گفت‌وگو باز باشد و با خواسته‌های حداقلی دانشجویان برخوردهای سلبی صورت نگیرد جو رخوت هم به زودی از بین خواهد رفت و اگر هم شرایط تغییر نکند سرانجام این جو از بین می‌رود؛ چراکه دانشجو تا یک جایی سکوت می‌کند و طاقت می‌آورد و سرانجام سکوت را می‌شکند و امیدواریم فضایی ایجاد شود که شکستن سکوت باعث هزینه‌ی سنگین‌تری نشود.

دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران با اشاره به سخنان قائم مقام دبیر جامعه‌ی اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران دیگر میهمان این میزگرد مبنی بر این‌که هدف اصلی برگزاری برخی از برنامه‌ها رسیدن به پاسخ نیست، گفت: در رابطه با برنامه‌هایی که به پاسخ نمی‌رسیم باید بگویم شاید هدف خیلی از برنامه‌ها، بیان موضوع است و سخنران دعوت نمی‌کنیم که پاسخ بگیریم؛ بلکه دعوت می‌کنیم که دغدغه‌هایی که دارد و شاید با دغدغه‌های ما یکی باشد را بیان کند و به گوش مسوولان برساند.

قدرتی در رابطه با روز آزادی بیان، نیز که کمال‌خانی قائم مقام جامعه‌ی اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران یکی دیگر از میهمانان این میزگرد آن را مطرح کرد، گفت: حرکتی که در برنامه‌های ما صورت می‌گرفت مختص 18 آبان نبود و در چندین برنامه‌ی ما در دو، سه سال گذشته این اتفاق افتاده به طوری‌که برنامه به تشنج کشیده شده است.

دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران در رابطه با این‌که شخصی که اخلال‌گر است نباید به دانشگاه بیاید، گفت: ما بر چه اساسی می‌گوییم که یک فرد اخلال‌گر است و نباید به دانشگاه بیاید؟ من هم خیلی‌ها را اخلال‌گر می‌دانم و دلیل نمی‌شود که سلیقه‌ای عمل کنیم.

وی با طرح این پرسش که اخلال یعنی چه؟ تصریح کرد: شخصی که استاد دانشگاه است و تدریس می‌کند و یا حتی عضو هیأت علمی دانشگاه است اگر اخلال‌گر است که باید از دانشگاه بیرونش کنند، اما اگر برای دانشجویان شعور قائلیم و معتقدیم که اخلال‌گر را می‌شناسند بگذاریم خودشان تصمیم بگیرند.

انتهای پیام

 

معجزه رنگها

معجزه رنگها

دانستن نکات زیر درباره استفاده بهینه از رنگ‌ها خالی از فایده نخواهد بود...
 
برای لاغر شدن ، از بشقاب و رومیزی آبی رنگ استفاده کنید. رنگ آبی اشتها را کم می‌کند

 
اگر مضطرب هستید و فشار عصبی طاقت شما را بریده است، از رنگ سبز استفاده کنید. رنگ سبز
آرامبخش است و فشار خون را کاهش می‌دهد  
 
اگر بی‌حال و حوصله هستید، رنگ نارنجی را انتخاب کنید، هنگام استحمام صبحگاهی از حوله و ابزار نارنجی استفاده کنید، رنگ نارنجی بی‌حالی شما را از بین می‌برد
 
اگر از کم خونی رنج می‌برید، میوه‌های قرمز رنگ مانند گیلاس ، توت فرنگی و گوشت قرمز مصرف کنید
 
افراد افسرده لباس زرد رنگ بپوشند. غذاهای زرد بخورند و رنگ زرد را اطراف خود بجویند. رنگ
زرد سطح انرژی را بالا برده و مانع افسردگی می‌شود  
 
اگر کم خواب هستید وسایل اتاق خواب را به رنگ بنفش درآورید یا از چراغ خواب به رنگ بنفش
استفاده کنید. رنگ بنفش آرامش دهنده و خواب‌آور است
 
اگر مشکلی پیش روی شماست، از رنگ نیلی استفاده کنید، رنگ نیلی کمک می‌کند تا بهتر بیندیشید

دولت به دنبال تقویت جریان تحریمی در دانشگاههاست

مجیدفراهانی در گفت‌وگو با نوروز:
دولت به دنبال تقویت جریان تحریمی در دانشگاههاست


نوروز: «مجید فراهانی» عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی، با بیان اینکه «به دلیل برخوردهای قضایی و امنیتی با دانشجویان،نشاط سیاسی و انگیزه برای مشارکت سیاسی در دانشگاها از بین رفته است»، گفت: دولت فعلی تمام تلاش خود را می‌کند تا جریان تحریم‌کننده انتخابات را در دانشگاهها تقویت کند و دانشجویان را به این نتیجه برساند که شرکت در انتخابات برای آنها نتیجه‌ای ندارد.

فراهانی که در آستانه 16 آذر، روز دانشجو، با خبرنگار نوروز گفت‌وگو می‌کرد، در ادامه گفت: تمام تلاش دولت این است که جریانات دانشجویی در انتخابات فعال نباشند تا انتخاباتی مطمئن با مشارکت پایین و بدون حضور دانشجویان برگزار کند. دولت از تحریم انتخابات استقبال می‌کند چرا که تحریم در انتخابات مجلس هفتم و ریاست‌جمهوری نهم منجی جریان اقتدارگرا بوده است. بنابراین، تحریم انتخابات در جهت سیاست‌های دولت است.

وی کمرنگ شدن مشارکت سیاسی در دانشگاهها را حاصل افزایش هزینه فعالیت سیاسی دانشجویان و برخوردهای پی در پی قضایی با آنها دانست و گفت: دولت حاکم با شعارتحقق آزادی 360 درجه‌ای روی کار آمد و مدعی بود که آزادیهای داده شده در دوران اصلاحات تنها دو درصد از آزادی بوده است و آنها 360 درصد آزادی خواهند داد؛ اما با قدرت گرفتن، فشارها را بر دانشجویان افزایش داد و تلاش کرد فضای رعب و وحشت را بر دانشگاهها حاکم کند.

عضو سابق شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت افزود: به همین دلیل است که الان که تنها چند ماه تا انتخابات مانده است، شور و نشاطی در دانشجویان دیده نمی‌شود. در حالی که 10 سال پیش، ماهها قبل از انتخابات فعالیت سیاسی جدی در دانشگاها دیده می‌شد. چرا که اصولا کسانی در انتخابات فعالیت می‌کنند که اعتقاد به اصلاح‌پذیری نظام دارند اما عملکرد دولت همواره دانشجویان را به این نتیجه می‌رساند که شرکت در انتخابات فایده‌ای ندارد.

فراهانی در بخش دیگری از سخنانش نسبت به کمرنگ شدن امید به رشد و شکوفایی علمی دانشگاههای ایران ابراز نگرانی کرد و گفت: حرکت علمی پویا نیاز به ارتباط آزادانه با محافل علمی دنیا دارد اما متاسفانه شاهدیم که دولت علی‌رغم شعار شکوفایی علمی، ایران را به سمت انزوای بیشتر سوق می‌دهد و گسترش تحریم‌ها بیشترین ضربه را به فضای علمی دانشگاهها خواهد زد.

 

تجمع دانشجویان چپ به مناسبت روز دانشجو برگزار شد

تجمع دانشجویان چپ به مناسبت روز دانشجو برگزار شد 


نوروز: تجمع دانشجویان طیف چپ دانشگاههای تهران مطابق با فراخوان قبلی ظهر امروز(سه‌شنبه) در برابر دانشکده فنی دانشگاه تهران برگزار شد.

ادوارنیوز(وابسته به سازمان ادوار تحکیم وحدت) در این‌باره گزارش داد: این تجمع در حالی برگزار گردید که در دو روز گذشته و امروز دستکم 10 تن از فعالان دانشجویی چپ گرا توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده‌اند. گفته می‌شود صبح امروز و در اقدامی بی‌سابقه نیروهای امنیتی دو دانشجو را در داخل دانشگاه تهران بازداشت کرده و با یک دستگاه اتوموبیل پیکان به خارج از دانشگاه منتقل کرده‌اند. شاهدان عینی از حضور جمعیتی نزدیک به 500 نفر در تجمع امروز خبر می‌دهند.

بنابراین گزارش، دانشجویان خواستار آزادی فعالان دانشجویی بازداشت شده در روزهای اخیر بوده‌اند. همچنین ورود به دانشگاه تهران تنها از طریق ارائه کارت دانشجویی امکان‌پذیر است.

۳۷۸۹۶-۱۱۹۶۷۷۴۵۸۴-۱.jpg

 

۳۷۸۹۶-۱۱۹۶۷۷۴۵۸۴-۵.jpg

 

۳۷۸۹۶-۱۱۹۶۷۷۴۵۸۴-۱۰.jpg

در این حال، خبرگزاری دولتی ایرنا با مخابره عکسی از این تجمع نوشت:« شماری دانشجو روز سه‌شنبه در مقابل دانشکده فنی دانشگاه تهران دست به تجمع زدند و برخی خواسته‌های صنفی و دانشجویی را در قالب شعار و پارچه نوشته بیان کردند». در این عکس (همانگونه که دیده می‌شود)، شعارهای نقش بسته بر پارچه‌های سرخ رنگ دانشجویان چپگرا محو شده است.

این درحالی است که خبرگزاری ایسنا در گزارشی از این تجمع نوشت: تعدادی از دانشجویان که خود را «فعالان مستقل دانشجو» می‌خوانند، ظهر روزسه‌شنبه در دانشگاه تهران تجمعی برپا کردند. این دانشجویان که برای برگزاری این تجمع مجوزی نداشتند و تعدادشان حداکثر به 100 نفر می‌رسید، در حالی‌که پلاکاردهایی با مضامین انتقادی علیه مسوولان دانشگاهی در دست داشتند از مقابل دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران به سمت دانشکده فنی این دانشگاه حرکت کردند و با خواندن سرود و سر دادن برخی شعارها در مقابل دانشکده فنی توقف کرده و تریبون آزاد تشکیل دادند.

بنابراین گزارش، پس از سخنرانی مجری تریبون آزاد و تعدادی از تجمع‌کنندگان، اعلامیه با نام «اعلامیه دانشجویان آزادی‌خواه و برابری‌طلب» ازسوی مجری تریبون آزاد خوانده شد. تجمع‌کنندگان ساعتی بعد درحالیکه شعار می‌دادند به سمت درب اصلی دانشگاه تهران حرکت کردند و پس از رسیدن به درب دانشگاه تهران پلاکاردهای خود را به سمت رهگذران گرفتند. تجمع‌کنندگان پس از 20 دقیقه تجمع در این محل به سمت صحن دانشگاه رفته و سپس به تجمع خود پایان دادند.

قمصری، معاون دانشجویی دانشگاه تهران، دراین ارتباط با بیان اینکه برای برگزاری این تجمع مجوزی از سوی هیات نظارت بر تشکل‌های دانشجویی دانشگاه ارائه نشده بود، به خبرگزاری ایسنا گفت:« این افراد عضو تشکل مجوزداری نیستند که بخواهند برای برگزاری تجمع درخواست مجوز کنند.»

http://norooznews.ir/news/4482.php

تجمع اعتراضی دانشجویان دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه

تجمع اعتراضی دانشجویان دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه؛ با عکس 


خبرنامه امیرکبیر: در پی عدم پاسخگویی مناسب مسئولین دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه در خصوص احکام انضباطی صادره، دانشجویان این دانشکده در اقدامی اعتراضی تجمع و تریبون آزادی را به صورت خودجوش تشکیل دادند.

 

به گزارش خبرنامه امیرکبیر دانشجویان دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی پس از آنکه دکتر قادر پریز (معاونت دانشجویی دانشگاه و رییس سابق کمیته انظباطی)، در جلسه پرسش و پاسخ از پاسخ به سوالات دانشجویان در خصوص آرای صادره کمیته انضباطی و محرومیت از تحصیل دانشجویان این دانشگاه و تعطیلی انجمن اسلامی دانشگاه طفره رفت، جلسه پرسش و پاسخ را ترک نموده و اقدام به تجمع در صحن دانشگاه نمودند که با استقبال شدید دانشجویان روبرو بود.در این تجمع دانشجویان به سخنرانی و شعر خوانی به مناسبت روز داشجو پرداختند و اعتراض خود را در خصوص بازداشت های اخیر فعالان دانشجویی اعلام داشتندو بر لزوم حمایت همه ی گروهای دانشجویی از دانشجویان دربند دانشگاه های تهران و امیر کبیر تاکید نمودند .

 

دانشجویان همچنین به فضای تک صدایی حاکم بر محیط دانشگاه و عدم اجازه فعالیت به تشکل های مسقل دانشجویی اعتراض نمودند. همچنین دکتر مؤذن زادگان استاد حقوق و رییس این دانشکده که در این تجمع حضور پیدا کرده و بر لزوم پیگیری مطالبات دانشجویان تاکید نموه و قول پیگیری و حمایت از این خواسته ها را به دانشجویان دادند.

allameh-۱۳azar-۱۱.JPG

 

allameh-۱۳azar۲۱.JPG


تجمع در دانشگاه بوعلی سینای همدان به مناسبت روز دانشجو؛ با عکس

تجمع در دانشگاه بوعلی سینای همدان به مناسبت روز دانشجو؛ با عکس 


خبرنامه امیرکبیر: امروز دانشجویان دانشگاه بوعلی سینا در تجمعی در آستانه ۱۶ آذر، ضمن محکوم کردن دستگیری و شکنجه دانشجویان پلی تکنیک، خواستار آزادی بی قید و شرط تمامی دانشجویان زندانی شدند.

 

همچنین دانشجویان با هشدار به مسئولین وزارت علوم که این بار پروژه موازی سازی و جعل نام انجمن اسلامی را در دانشگاه همدان در دستور کار خود قرار داده اند، بر حق ایجاد انجمن اسلامی با آرای دانشجویان تاکید کردند.

 

وبلاگ خبرنامه این دانشگاه در خبر خود از این تجمع آورده است: ” در این تجمع دانشجویان با شعارهای “دانشجوی زندانی آزاد باید گردد” ، “دانشگاه بیدار است”، “دانشگاه آخرین سنگر است” و “دانشجو می میرد ذلت نمی پذیرد” و هم خوانی سرودهای “یار دبستانی” و “مرغ سحر” به ادامه بازداشت دانشجویان دانشگاههای کشور به خصوص دانشجویان دانشگاه پلی تکنیک و خفقان ایجاد شده در دانشگاههای کشور اعتراض کردند.

 

امین نظری، دبیر انجمن اسلامی منتخب دانشجویان همدان، خاطر نشان کرد: هیچ برنامه ریزی برای برگزاری تجمع در روز ۱۳ آذر در دانشگاه بوعلی سینا نبود و تجمعی که برگزار شد، اعتراض خود جوش دانشجویان بود به برنامه انجمن به اصطلاح مستقل که توسط ریاست دانشگاه تاسیس شده است. با آغاز برنامه انجمن جعلی دانشگاه، دانشجویان با تجمع در مقابل درب های پلمپ شده انجمن اسلامی منتخب دانشجویان همدان، نشان دادند کدام انجمن متعلق به دانشجو و پیگیر مطالبات دانشجویان است.

 

وی در ادامه با اشاره به شعارهایی که دانشجویان حامی انجمن اسلامی منتخب دانشجویان در تجمع در ارتباط با دانشجویان در بند سر می دادند ، افزود: بسیار تاسف برانگیز است که ۱۶ آذر را باید در حالی برگزار کنیم که دانشجویانی در بند هستند. در ۱۶ آذر که نمادی از مبارزات آزادی خواهانه دانشجویان است، یاد یاران در بندمان را گرامی میداریم و به همین دلیل نیز در تجمع امروز نیز درخواست آزادی آنان را مطرح کردیم.

 

وی در ادامه خاطر نشان کرد، انجمن اسلامی منتخب دانشجویان همدان در ادامه برنامه های گفتگو آزاد خود در روز ۱۴ آذر مراسمی را در دانشکده علوم پایه دانشگاه بوعلی سینا برگزار خواهد کرد. همچنین مراسمی به مناسبت روز دانشجو در محل حزب جامعه مدنی اسلامی استان همدان در روز پنج شنبه ۱۵ آذر برگزار می کند.”

 

buali-۱۳azar-۱.JPG

 

buali-۱۳azar-۲.JPG

 

buali-۱۳azar-۳.JPG

 

buali-۱۳azar-۴.JPG

 

buali-۱۳azar-۵.JPG

 

buali-۱۳azar-۶.JPG

 

buali-۱۳azar-۷.JPG

 

buali-۱۳azar-۸.JPG

تجمع و تریبون آزاد در دانشگاه مازندران

تجمع و تریبون آزاد در دانشگاه مازندران در اعتراض به تداوم بازداشت دانشجویان 


خبرنامه امیرکبیر: در حالی که انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه همدان دیروز تجمعی را به مناسبت روز دانشجو برگزار کرد، مراسم بزرگداشت روز دانشجو، سه شنبه ۱۳ آذرماه، در دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل و در اعتراض به ادامة بازداشت دانشجویان پلی تکنیک و دو عضو دفتر تحکیم وحدت توسط انجمن اسلامی دانشجویان این دانشگاه برگزار شد.

 

به گزارش خبرنامه امیرکبیر این تجمع پس از پخش خبرنامه و نشریات ویژه این روز ساعت ۳۰/۱۱ با سرود «یار دبستانی» و «ای ایران» با حضور بیش از ۶۰۰ دانشجو برگزار شد. دانشجویان در این تریبون آزاد، ضمن دفاع از استقلال دانشگاه و آزادی‌های آکادمیک به روند برخورد دولت با دانشجویان در دو سال گذشته اعتراض کرده و خواستار آزادی تمام دانشجویان در بند و همچنین پاسداشت حرمت و قداست دانشگاه و دانشجو شدند.

 

در ابتدای این تجمع معین اسلامی، از فعالین دانشجویی دانشگاه بابل، شرحی از وقایع آذر سال ۱۳۳۲ خواند. سپس نوید ساجدی، یکی دیگر از فعالین دانشجویی، به شرح کامل وقایع دانشگاه امیرکبیر در خصوص جعل نشریات دانشجویی پرداخت و با توضیح روند شروع پروژه امنیتی پلی تکنیک، جعل نشریات و توزیع آن ها، چگونگی بازداشت و اعتراف گیری از دانشجویان، از تداوم بازداشت دانشجویان امیرکبیر و اعضای دفتر تحکیم و وضعیت کنونی ایشان در زندان اظهار نگرانی کرد.

 

در ادامه این تجمع حسین ضامن‌ضرابی، از اعضای کانون‌های فرهنگی، در مورد وضعیت فرهنگی دانشگاه صحبت کرد و با مقایسه وضعیت کنونی و قبلی دانشگاه و با یادآوری اعتراضات و حوادث سال گذشته، بهبود وضعیت فعالیت کانون‌ها و نشریات را از اثرات حضور فعال دانشجویان و همچنین مدیریت مستقل و مناسب رئیس کنونی دانشگاه دانست.

 

سپس علی احمدی، عضو انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه نوشیروانی بابل، ضمن بررسی نقش جنبش دانشجویی در جامعه نسبت به کمرنگ شدن و یا حذف نقش حرکت های دانشجویی و استهلاک تأثیر گذاری آن در سایة تفرقه و حذف یکدیگر اظهار نگرانی کرد و جریان‌های دانشجویی را به نقد صحیح و منصفانه و دوری از اتهام زدن به یکدیگر دعوت کرد تا از اتهاماتی مانند همکاری با حاکمیت یا خط‌ گیری از خارج کشور تبرئه شوند.

 

به گزارش خبرنامه امیرکبیر ایمان صدیقی، عضو دیگر انجمن اسلامی این دانشگاه، ضمن انتقاد از برخورد دولت با آزادی‌های اجتماعی و نقد عملکرد دولت در طرح امنیت اجتماعی از فشار بر رسانه‌ها و برخورد حذفی با رسانه‌ها و نشریات مستقل انتقاد کرد و ادعای مهرورزی دولت را با نحوة برخورد آن با دانشجویان و دگراندیشان متناقض دانست.

 

در ادامه این برنامه یکی دیگر از دانشجویان با اظهار نگرانی نسبت به آینده از خطر احتمالی جنگ سخن گفت و با حساس دانستن نقش دانشجویان در آینده و سرنوشت کشور و جامعه حفظ تمامیت ارضی را از مهمترین دغدغه‌های دانشجویان و روشنفکران دانست و خواستار گفت و گوی صلح بین جامعه مدنی ایران و جامعه جهانی شد.

 

در ادامه تریبون آزاد دانشجویان، مهدی عربشاهی، دبیر سیاسی دفتر تحکیم وحدت، از طریق تلفن در این برنامه سخنرانی کرد. عربشاهی ضمن ابراز علاقه به حضور در جمع دانشجویان مازندران به ارائه توضیح در مورد دانشجویان زندانی دفتر تحکیم و پلی‌تکنیک پرداخت و از ادامه حبس آنان اظهار تاسف کرد. دبیر سیاسی دفتر تحکیم با انتقاد از بازداشت‌های چند روز گذشته دانشجویان چپ و امنیتی ‌کردن فضای دانشگاه تهران از بازداشت سعید حبیبی، عضو سابق دفتر تحکیم، به شدت انتقاد کرد و نسبت به وضعیت ایشان و دیگر دانشجویان بازداشتی اظهار نگرانی کرد. عربشاهی در پایان با نقد سیاست‌های خارجی دولت احمدی‌نژاد و انتقاد از جنگ طلبان داخلی و خارجی نسبت به آینده و حفظ تمامیت ارزی کشور ابراز نگرانی کرد.

 

در پایان این مراسم عمید مشرف‌زاده، دبیر سیاسی انجمن اسلامی دانشگاه مازندران و از دانشجویان بازداشتی سال گذشته، طی سخنانی خطاب به رئیس جمهور گفت: آقای رئیس جمهور شما در دانشگاه کلمبیا ادعا کردید که در دانشگاه‌های ایران آزادی مطلق وجود دارد. شما راست‌ می‌گوئید، می‌خواهم برای شما و دانشجویان کلمبیا و تمام کسانی که صحبت‌های شما را گوش کرده‌اند، ثمره آزادی که به ما هدیه داده‌اید و تعریف آن را برایتان بازخوانی کنم.

 

به گزارش خبرنامه امیرکبیر مشرف زاده سپس افزود: آزادی یعنی بیش از ۷۰۰ حکم انضباطی، آزادی یعنی ۶۰ دانشجوی بازداشتی، آزادی یعنی تعلیق یعنی اخراج، آزادی یعنی ۳ دانشجوی بیگناه ۶ در زندان، آزادی یعنی سکوت و خفقان، آزادی یعنی اشک چشم مادر احمد، مادر احسان و مادر مجید، آزادی یعنی دانشگاه مساوی با پادگان. اکنون به کسانی که سعی در سرکوب این جنبش دارند هشدار می‌دهم اگر با بازداشت هایتان بخواهید آن زندان را دانشگاه و این دانشگاه را زندان سازید، ما درب این زندان و آن دانشگاه را خواهیم شکست.

 

در مراسم تریبون آزاد دانشجویان دانشگاه مازندران، شرکت کنندگان تصاویر دانشجویان بازداشتی و پلاکاردهایی با مضامین «دانشجوی زندانی آزاد باید گردد»، «دانشجویان پلی تکنیک را آزاد کنید»، «سهام عدالت دانشجو=سه ستاره»، «دانشگاه تنها نیست»، «دانشگاه زنده است» و… در دست داشتند. این تجمع با خواندن سرود «یار دبستانی» و در حالی که دانشجویان دست یکدیگر را به نشانة اتحاد در دست داشتند و با اعلام همبستگی با دیگر دانشجویان کشور در ساعت ۳۰/۱ پایان یافت. (عکس ها و متن خبر برگرفته از وبلاگ دانشجویان دانشگاه صنعتی بابل است).

mazand۱.JPG

 

mazand۲.JPG

 

mazand.JPG

اطلاعیه دفتر تحکیم در اعتراض به بازداشت دانشجویان چپ

اطلاعیه دفتر تحکیم در اعتراض به بازداشت دانشجویان چپ 


خبرنامه امیرکبیر: روابط عمومی دفتر تحکیم وحدت با صدور اطلاعیه ای بازداشت گسترده دانشجویان چپ را محکوم کرد. متن این اطلاعیه به شرح زیر است:

 

خون شهدای آذر ماه ۱۳۳۲، هر سال تازگی خود را باز می یابد. اگر چه نسلهای متمادی دانشجویان با گذر زمان به دانشگاهها می آیند و می روند ولیکن تنها این صدای فریاد حق خواهی آنهاست که در ساختمان دانشکده ها به جای می ماند، چه آنکه تنها صدا است که می ماند.

 

امروز سماجت و پی گیری دانشجویان در ادامه دادن راه آزادی ، عدالت و استقلال باعث ایجاد تاریخ جنبش داشنجویی شده است. اما اقتدار گرایان با برخورد روزانه با دانشجویان آزادی خواه و تحول طلب داغ شهدای دانشجو را هر روز زنده می گردانند.آنها به گمان خود می توانند با اجرای سیاست النصر بالرعب سدی در برابر بیان خواسته های جنبش دانشجویی قرار دهند. مقاومت دانشجویان در برابر اراده سرکوبگرانه ،باعث نقش بر آب شدن این خیال بوده است.

 

در روز گذشته شاهد بازداشت آقای سعید حبیبی از فعالین دانشجویی و عضو سابق شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت بودیم. همچنین اخبار نگران کننده ایی در باره بازداشت تعدادی دیگر از فعالان دانشجویی به گوش می رسد.

دفتر تحکیم وحدت ضمن آنکه خواستار آزادی فوری آقای سعید حبیبی است، به مسولین توصیه می کند در آستانه روز دانشجو با آزادی همه دانشجویان بازداشتی اولین گامها را برای برخورد محقانه و عادلانه با دانشگاه بردارند.

 

روابط عمومی دفتر تحکیم وحدت

۱۳آذر ۱۳۸۶

 

احکام کمیته انضباطی برای ۴ دانشجوی دانشگاه علامه

احکام کمیته انضباطی برای ۴ دانشجوی دانشگاه علامه 


حکم بدوی چهار تن از فعالین دانشجویی دانشکده علوم اجتماعی علامه طباطبایی، اعلام شد. بنا بر این احکام، فرهنگ سلامی و مهربان کشاورز به یک ترم محرومیت از تحصیل بدون احتساب در سنوات، و هنگامه مظلومی و عارف روشناس به توبیخ کتبی با درج در پرونده محکوم شدند.

 

این دانشجویان می بایست اعتراض خود را ظرف  ۱۰ روز پس از تحویل گرفتن حکمشان به کمیته انضباطی تحویل دهند.

بیانیه روزنامه‌نگاران در خصوص ادامه فیلترینگ ایلنا و فضای رسانه‌

بیانیه روزنامه‌نگاران در خصوص ادامه فیلترینگ ایلنا و فضای رسانه‌ای تحمیلی بر کشور 


خبرنامه امیرکبیر: جمع کثیری از روزنامه نگاران در بیانیه ای نسبت به ادامه فیلترینگ ایلنا و فضای سرکوب رسانه ای در کشور انتقاد کردند. متن این بیانیه به شرح زیر است:

 

ما روزنامه‌نگاران و خبرنگاران رسانه‌ها اکنون دیگر فقط نگران خود و احیانا سرنوشت شغلی و حرفه‌ای‌ خود نیستیم بلکه نگران تثبیت فضایی هستیم که مولود نوعی تنگ‌نظری است که می‌خواهد همه چیز را به صورتی فرمایشی و با نگاهی از بالا به پایین شکل دهد و حتی واقعیات و حقایق ملموس را با هزاران توجیه غیر موجه، کم‌اهمیت یا بی‌اهمیت جلوه دهد تا از این رهگذر با مکتوم ماندن حقایق، زحمت کمتری متوجه صاحب‌منصبان غیر پاسخگو باشد.

 

اگر زمانی گفته می شد روزنامه نویسان و خبرنگاران مرکز و یا ساکنین مطبوعات در شهرهای بزرگ کشور بیشتر از هر جای دیگری مورد تاخت و تاز قرار می گیرند در حال حاضر می توان گفت که روزنامه نگاری تبدیل به پدیده ای شده است که حتی در کوچک ترین نقاط ایران و در مقیاس محلی نیز تحمل نمی شود. اتفاقات ناگواری که در چند وقت گذشته برای روزنامه نگاران و خبرنگاران ساکن در مراکز استان‌ها و حتی شهرهای کوچک کشور رخ داده است، تصویری گویا برای اثبات اوج گرفتن معضلات، ناهنجاری ها و مشکلات تحمیلی به جامعه روزنامه نگاری و رسانه‌ای ایران است.

 

می‌گویند منتقدان دولت باید تشویق شوند و جایزه بگیرند اما خبرگزاری کار ایران (ایلنا) که تنها بخش‌هایی از سیاست‌های دولت نهم را به سیاق گذشته به نقد کشیده بود، در دو سال اخیر بهره و نصیبی جز شکایت و تحت فشار قرار گرفتن و تهدید نداشت تا اینکه بالاخره در کمال ناباوری پنج ماه پیش فعالیتش متوقف شد و هیچ‌کس هم حاضر نشد به طور شفاف اعلام کند که دلیل این برخورد چه بود؟

 

همچنین خبرنگارانی چون اجلال قوامی، آکو کردنسب، محمد صدیق کبودوند، یاسر گلی، صباح نصیری، مریم حسین‌خواه، رضا ولی‌زاده، امید احمدزاده و ابوالفضل عابدینی هنوز در زندان به سر می‌برند و بابک مهدیزاده، آرش بهمنی و کوهزاد اسماعیلی سه روزنامه نگار گیلانی به زندان محکوم شده اند. جلوه جواهری وب نگار در زندان به سر می برد و عمدالدین باقی نویسنده و فعال حقوق بشر به دلیل نوشتن مقاله هایی در خصوص قتل های زنجیره ای دوران محکومیت یک ساله خود را در زندان می گذراند. این در حالی است که رسانه‌های منتقد یکی پس از دیگری به محاق توقیف می‌روند یا توسط دولتمردان به تصرف درمی‌آیند و سیل دستورالعمل‌ها به سوی رسانه‌ها همچنان روان است.

 

جریان هایی که زمانی رسانه‌ها را متهم به کودتای خزنده علیه دولت نهم می‌کردند، کودتایی اما نه خزنده بلکه کاملا آشکار و روشن علیه رسانه‌ها شکل ‌می دهند و کسی هم حتی مجال دفاع از عملکرد خود را نمی‌یابد. در مقابل دیده می شود که برخی شبه رسانه ها و مطبوعات در شکلی امنیتی و اطلاعاتی فضای کار رسانه ای را برای روزنامه نگاران تنگ تر می کنند. در این میان فرهیختگانی که باید در صدر باشند و عملکردشان مورد تقدیر قرار گیرد، با انواع و اقسام بی‌حرمتی‌ها دست و پنجه نرم می‌کنند . بر این اساس ما از “انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران” می خواهیم ضمن پیگیری مشکلات بیان شده برای اصحاب رسانه نتیجه اقدامات خود را به اطلاع همگان رسانده و برای شفاف سازی فضای رسانه ای کشور نتایج جلسات هیأت مدیره را از طریق رسانه های عمومی به اطلاع اعضا برساند.

 

در پایان سخن ما امضا کنندگان این نامه با همه کسانی که بنا به هر دلیلی، شیوه و منش آزاداندیشی را نمی‌پسندند و رسانه را فقط تریبون خود و به عبارتی بله‌قربان‌گو می‌خواهند، آن است که بیش از این به عمق فاجعه‌ای که در حوزه رسانه‌ای کشور ایجاد شده، نیفزایند و فکر نکنند که اینگونه خواهند توانست میوه مقصود بچینند و با نگاه داشتن مردم در بی‌خبری و غفلت، به سوداهای خامی که در سر می‌پرورانند، برسند.

 

۱۳/۰۹/۱۳۸۶

اعتراض ۵۵۰ فعال زن به لایحه حمایت از خانواده

اعتراض ۵۵۰ فعال زن به لایحه حمایت از خانواده: تصمیمی اتخاذ کنیم که شرمنده فرزندانمان نشویم 


جمعی از فعالان حقوق زنان در نامه ای خطاب به نمایندگان زن مجلس شورای اسلامی اعتراض خود را نسبت به لایحه ای که با عنوان حمایت از خانواده از سوی دولت به مجلس ارسال شده است،اعلام کرده اند .این مدافعان حقوق برابر نوشته اند که نگران عواقب وخیم تصویب قوانینی هستند که بر زندگی میلیون ها زن ایرانی تاثیرات ناخوشایندی می گذارد.به اعتقاد آنها سرنخ بازی نا بخردانه ای که می کوشد این قوانین ناعادلانه را برضد زنان تصویب کند ، در تحلیل نهایی به دست عده قلیلی از مردان صاحب ثروت های بیکران قرار دارد که با تکیه بر قدرت عظیم مالی شان، مصمم اند که بدون کمترین دغدغه، به ازدواج های مکرر در مکرر، بپردازند به همین دلیل هم تمام سعی شان، جلوگیری از همدلی گروه های مختلف زنان است که هریک با سلیقه و نگاه دلسوزانه و مستقل خویش، خواهان بهبود شرایط زنانی هستند که بر اثر قوانین نابخردانه در خانواده های بی ثبات خود هر روز مورد خشونت قرار می گیرند.

 

متن کامل این بیانیه و فهرست امضا کنندگان به این شرح است:

 

زنان محترم نماینده در مجلس شورای اسلامی

 

مدتی است که دولت نهم، «لایحه حمایت از خانواده» را به مجلس شورای اسلامی تقدیم کرده است. بسیاری از زنانی که دغدغه حل مشکلات زنان را دارند نسبت به اغلب مفاد این لایحه معترض هستند. تمامی کسانی که دلسوزانه در مورد تبعات منفی این لایحه صحبت کرده و قلم زده اند، نگران عواقب وخیم تصویب قوانینی هستند که بر زندگی میلیون ها زن ایرانی تاثیرات ناخوشایندی می گذارد. همه آنان مانند شما برای سرنوشت ایران و نیمی از جمعیت آن یعنی زنان نگرانند و می خواهند مشکلات انبوه خانواده ها و زنانی که در وضعیت بی ثبات گرفتار شده اند تاحد امکان کاهش یابد و اگر به این لایحه حساسیت بیشتری دارند به واسطه آن است که متاسفانه بحث در مورد این لایحه از چارچوب حقوقی بیرون رفته و به بازی های جناحی و سیاسی تقلیل یافته است بدون آن که شرایط میلیون ها خانواده که از تاثیر مخرب تصویب آن، رنج خواهند برد در نظر گرفته شود.

 

در شرایط کنونی با توجه به فشارهای مختلفی که وجود دارد نیاز به همدلی بیشتر داریم ، اما متاسفانه عده قلیلی که همه مسائل اجتماعی و فرهنگی را امنیتی و مشکوک و تقابلی می بینند ، گویی دائم درحال ایجاد جنگ و دعوا و تفرقه هستند و یک مسئله قابل حل یعنی اصلاح لایحه خانواده را که می تواند در محیطی آرام و همدلانه به راحتی صورت گیرد ، به یک درگیری نابخردانه و «صف بندی» های غیرواقعی تبدیل کرده اند و متاسفانه سعی می کنند نه فقط کسانی را که دلسوزانه و مسئولانه نسبت به این لایحه اظهارنظر کرده و معترض هستند، با تحمیل فشارهای مختلف و غیرقانونی (از جمله احضار به دادگاه، پرونده سازی، بازداشت و تعیین وثیقه های سنگین، اتهامات واهی و حتا ورود غیرقانونی به خانه ها و مداخله در زندگی خصوصی زنان) به سمت تقابل با نهادهای قانونگذاری و قضایی که قرار است این قوانین را تصویب کنند بکشانند، بلکه درصددند با دامن زدن به جو امنیتی و ایجاد تضاد میان طیف های مختلف فکری زنان کشور، بررسی دقیق و منطقی لایحه را به مسئله «برد و باخت» سیاسی و درگیری میان زنان «خودی» و «غیرخودی» تقلیل دهند.

 

از این رو سعی می کنند با بازداشت و نسبت دادن اتهامات واهی به دختران جوانی که عمدتا پس از انقلاب به دنیا آمده و رشد کرده اند ، کینه را در میان نسل جوان جنبش زنان، نسبت به شماهایی که مسئولیتی مشخص دارید ایجاد کنند تا به این وسیله، با ایجاد تفرقه و بدگمانی بین زنانی که لااقل در ایجاد وضعیت بهتر زنان در نهاد خانواده، منافعی مشترک دارند، به منافع شخصی خود برسند. این درحالی است که شما هم اگر در خلوت تنهایی به وجدان خود رجوع کنید می بینید که نه فقط این دختران و زنان جوانی که بازداشت می شوند، به این لایحه معترض اند، بلکه دختران خود شما نیز در زندگی شخصی خود هرگز قبول نمی کنند که شوهران شان هوو بر سرشان بیاورند.. مخالفت با تعدد زوجات به زندگی شخصی همه ما زنان ایرانی گره خورده است.

 

هم شما و هم ما امضاء کنندگان این نامه سرگشاده، می دانیم که مشکلات بسیاری در نظام حقوقی کشور در زمینه حقوق و جایگاه زنان، وجود دارد که زندگی بسیاری از آنان را با بن بست ها و مشکلات جدی و خانمانسوز مواجه کرده است، چه اگر چنین نبود اساسا قوه قضائیه درصدد تنظیم لایحه برای تخفیف این مشکلات برنمی آمد. اما لایحه ای که قوه قضائیه ارائه کرده بود با تحمیل عجولانه چند ماده، به ضد خود یعنی به ضد خانواده تبدیل شد.

 

بنابراین به نظر می رسد قوه قضائیه که در دادگاه ها به طور ملموس و مستقیم درگیر پرونده های بسیار است و نیز شما نمایندگان زن مجلس که لااقل در طول نمایندگی خود موکلان و مراجعان دردمند بسیاری داشته اید که قوانین موجود برایشان مشکل آفریده اند، و بالاخره ما فعالان زن که سالهاست هر امکان کوچک مالی، جانی و قلمی خود را برای رفع مشکلات زنان کشورمان به خدمت گرفته ایم ،همگی می خواهیم قانون فعلی خانواده با توجه به انبوه مشکلات موجود زنان ، اصلاح شود، اما در این میان به یکباره عده قلیلی از مردان سیاست، موضوعی به این روشنی و سادگی را به یک مسئله جنجالی سیاسی و امنیتی تبدیل کرده اند. در واقع آن را به دستاویز تقابل و «برد و باخت» گروه خود و نیز علیه فعالان زن، مبدل ساخته اند، به جای آن که صادقانه به دنبال اتحاد و همدلی برای رفع مشکلات خواهران هموطن خود باشند.

 

مسئولان می توانند دلسوزی های پراکنده و نامنسجم مدافعان حقوق برابر را در جهتی مثبت برای سربلندی کشور تبدیل کنند و با یاری رساندن به احقاق حقوق نیمی از جمعیت کشور (زنان) و تامین کرامت و عزت و شان شهروندی آنان شادابی و امید و اطمینان را به خانواده های ایرانی بازگردانند.

 

به نظر می رسد سرنخ این بازی نابخردانه ، در تحلیل نهایی به دست عده قلیلی از مردان صاحب ثروت های بیکران قرار دارد که با تکیه بر قدرت عظیم مالی شان، مصمم اند که بدون کمترین دغدغه، به ازدواج های مکرر در مکرر، بپردازند به همین دلیل هم تمام سعی شان، جلوگیری از همدلی گروه های مختلف زنان است که هریک با سلیقه و نگاه دلسوزانه و مستقل خویش، خواهان بهبود شرایط زنانی هستند که بر اثر قوانین نابخردانه در خانواده های بی ثبات خود هر روز مورد خشونت قرار می گیرند.

 

تاریخ و وجدان حق جویانه به ما می گوید وارد درگیری هایی که ربطی به جامعه زنان ندارد نشویم و به فکر میلیون ها زن و دختری باشیم که بعدها از تصمیم ها و مصوبات ما رنج خواهند دید. از این رو پیشنهاد می کنیم که شما از قدرت نمایندگی تان بهره بگیرید و در کنار یکدیگر و به همراه ارائه دهندگان اولیه این لایحه (یعنی کمیسیون زنان قوه قضائیه) و نیز نمایندگانی از زنان پیشین مجلس، جلسات هفتگی بحث و گفتگو در حضور افکار عمومی زنان (در یکی از شبکه های صدا و سیما) برگزار کنیم و به طرح مشکلاتی که برخی از مفاد این لایحه به وجود می آورد بپردازیم و به این طریق به قوانینی که واقعا به نفع ثبات میلیون ها خانواده ایرانی است دست یابیم.

 

هر کدام از ما و شما، نماینده بخشی از زنان کشورمان هستیم. شما نماینده مجلس، و زنان قوه قضائیه نماینده بخشی دیگر و ما نیز، نماینده بخشی دیگر از زنان این سرزمین هستیم. ایران متعلق به همه ماست و همه ما فارغ از دغدغه های فکری خود، می توانیم به رسالت اصلی خود که همانا بهبود و ارتقاء زندگی زنان است بیندیشیم و تصمیمی اتخاذ کنیم که در آینده شرمنده فرزندان مان نباشیم.

 

اگر صدا و سیما که مدعی یک «رسانه ملی» است قرار نیست در انحصار عده ای باشد، اکنون ما گروه هایی از زنان مملکت درباره لایحه ای که به زندگی تک تک ما زنان ارتباط پیدا می کند، می خواهیم گفتگو کنیم لذا از مسئولان صدا و سیما می خواهیم تا در شرایطی که موضوع زنان به این مرحله از حساسیت رسیده است عرصه ای را آماده کنند تا نمایندگانی از ما امضاء کنندگان این نامه به همراه نمایندگان زن مجلس و نمایندگانی از زنان و مسئولان کمیسیون زنان قوه قضائیه در محیطی آرام در این رسانه با مردم و افکار عمومی صحبت کنند. با امید به پاسخگویی هرچه سریعتر شما.

 

رونوشت :

- صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران

 

- قوه قضاییه

 

امضاء کنندگان:

 

آتوسا جعفری٬ اسیه امینی٬ آذر اسدی٬ آذر جزایری٬ آرتا داوری٬ ارتمیس حبیبی آزاد٬ آرزو ترکتاز٬ آرزو علی مدد٬ آرزوحسینی٬ آزاده خسروشاهی٬ آزاده عصاران٬ آزاده فرامرزی ها٬ احترام قاسمی٬ افتخار قاسمی٬ افرا شکرلو٬ افسانه سعادتی٬ اقدس حجازی٬ اقدس مرعشی٬ اکرم آقا بالایی٬ اکرم خیرخواه٬ الحان طایفی نصرآبادی٬ الناز انصاری٬ الناز کامران شاهی٬ الناز ناطقی٬ الناز هاشم زاده٬ المیرا علی حسینی٬ الهام ارمان٬ الهام عبادتی٬ الهام قیطانچی٬ الهام نشاط٬ الهه کولایی٬ امیلی امرایی٬ آنا ونزن٬ آناهیتا ابراهیمی٬ آوا واحدی٬ آیدا حسینی٬ آیدا سعادت٬ آیدا مختاری٬ باران محمدی٬ بدرالسادات مفیدی٬ بنفشه حجازی٬ بنفشه رمضانی٬ بنفشه همتی٬ بهاران معینی٬ بهارک کشاورز٬ بهاره شهمیر نوری٬ بهاره مرادی٬ بهاره میرزا حسین٬ بهاره ناهیدیان٬ بهجت داداشی٬ بهجت عبد خدایی٬ بهناز مهرانی٬ بیتا بهرام وند٬ پرتو نوری علا٬ پرستو اله‌یاری٬ پرستو پوری٬ پروانه ناطقی٬ پروین ذبیحی٬ پری خان دیزجی٬ پری عابدی٬ پریا رضایی٬ پریسا احمدیان٬ پریسا انصاری٬ پریسا کاکائی٬ پریسا مرعشی٬ پوراندخت پرتوی٬ تارا سپهری فر٬ تارا نجد احمدی٬ ترانه بنی یعقوب٬ جلوه جواهری٬ جمیله داوودی٬ چیستا مراتی٬ حدیثه رضا قلی زاده٬ حمیده نظامی٬ حوریا سامی٬ خاتون مهیمنی٬ خجسته دشتستانی٬ خدیجه بوشهری زاده٬ خدیجه مقدم٬ خدیجه میدانی٬ خورشید عابدین٬ دلبر توکلی٬ راجیه افسر طلا٬ راحله بکتاش٬ راحله حسینی٬ راحله عسگری زاده٬ راشل آرامیان٬ راضیه علیزاده٬ راضیه مرادی٬ راما هاشمی اولی٬ رامش حق پرست٬ ربابه میر شکاری٬ رزا قراچورلو٬ رعنا طایفی٬ روحی افسر٬ رقیه غلامی٬ رقیه موسی زاده٬ روژین سینایی٬ روشنک قریشی٬ روفیا عباسی٬ رویا صالحی٬ رویا احمدی٬ رویا برومند٬ رویا پاکزاد٬ رویا سخایی٬ رویا صحرایی٬ رویا محمدی٬ ریحانه حقیقی٬ زارا امجدیان٫ زانیار احمدی٫ زری احمدی٫ زری سالاری٫ زهرا جعفری٫ زهرا صادقی٫ زهره امینی٬ زهره ارزنی٬ زهره تنکابنی٬ زهره ربیعی٬ زهره مجد زاده٬ زهره موحدی٬ زیبا بختیاری٬ زینب بایزیدی٬ زینب پیغمبرزداه٬ زینب رسولی٬ زینب محوی٬ ژاله سالاری٬ ژاله قنبری٬ ژاله قنبری٬ ژانت آفاری٬ ژیلا بنی یعقوب٬ ژیلا سید آبادی٬ ساچلی افلاکی٬ سارا احمدی٬ سارا دلجو٬ سارا مرادی٬ ساقی لقایی٬ سارا لقمانی٬ سایه اردلان٬ سحر افاضلی٬ سحر بیانی٬ سحر مفاخم٬ سعیده اسلامی٬ سعیده بابایی٬ سعیده شادابی٬ سعیده یوسف زاده٬ سکینه جعفری٬ سکینه حسامی٬ سلماز مقدم٬ سما بابایی٬ سمانه میدانی٬ سمیرا کلهر٬ سمیرا گل محمدی٬ سمین احتسابیان٬ سمیه اکبری٬ سمیه حاضری٬ سمیه رشیدی٬ سمیه محمدی٬ سمیه مدرس٬ سهیلا ثنایی٬ سهیلا قاسمی٬ سهیلا ثنایی زیبا کاتوزی٬ سودابه رحمدل٬ سودابه سیرجانی٬ سوسن طهماسبی٬ سولماز خوان٬ سولماز شریف٬ سونیا غفاری٬ سیما خانبخش٬ سیما سیاح افشار٬ سیما میدانی٬ سیمین دها٬ سیمین شمس فتاح٬ سیمین مرعشی٬ سیمین نظری٬ شبنم کاظمی٬ شبنم نظری٬ شقایق خانزادی٬ شمیم قربانی٬ شهرزاد محسنی٬ شهره دباغیان٬ شهره موحدی٬ شهلا فرجاد٬ شهلا لاهیجی٬ شهناز غلامی٬ شهین محمدی٬ شهین شکری٬ شهین وفایی٬ شیدا رهنما٬ شیده عظیم زاده٬ شیرانا بهروزی٬ شیرین اردلان٬ شیرین سعیدی٬ شیرین شلیله٬ شیرین فرزین مهر٬ شیرین قربانی٬ شیرین محوی٬ شیرین موسوی٬ شیرین مومنی٬ شیرین ناجی٬ شیما خضرای٬ شیوا بدیهی٬ صادقه شیردل٬ صدیقه بحرائی٬ صدیقه دبستانی٬ صدیقه کشاورز٬ صدیقه مقدم٬ صغری حجازی٬ صفیه غره باقی٬ طاهره رحیمی٬ طلعت تقی نیا٬ طنین زارعی٬ طیبه داودی٬ عاطفه کیخسروی٬ عارفه فکور٬ عاطفه قوامی٬ عزت گوشه گیر٬ عسل پیرزاده٬ عسل میرزایی٬ عطیه وحیدمنش٬ غزال کیهان فر٬ غزال شولی زاده٬ غزاله عسگری زاده٬ غزل دادور٬ فاطمه پور زارع٬ فاطمه پیغمبرزاده٬ فاطمه جعفری٬ فاطمه حسین پور کهنمویی٬ فاطمه دلبری٬ فاطمه علی اصغر٬ فاطمه فرهی بزرگ٬ فاطمه مسجدی٬ فاطمه مقدم٬ فاطمه مهدوی٬ فاطمه نجاتی٬ فایزه خسروی٬ فخری نامی٬ فرخنده جبارزادگان٬ فرخنده طبرسخن٬ فردوس تولایی٬ فرزانه آیینی٬ فرزانه طاهری٬ فرشته بهروزی نیک٬ فرناز اردبیلی٬ فرناز سیفی٬ فرنازعارفیان٬ فرنوش اشتری٬ فرنوش تهرانی٬ فروغ مرادی نیا٬ فروه امینی٬ فریال علمی٬ فریبا شیرازی٬ فریبا قربانی٬ فردوس تولایی٬ فریبا کاتوزی٬ فریبا کمال آبادی٬ فریبا نبی نژاد٬ فریبا نهری٬ فریده حسینی٬ فریده رستمی٬ فریده غائب٬ فریده فرهی٬ فریده فنایی٬ فهیمه وفایی٬ فوزیه خضری٬ فیروزه معینی٬ کتایون صالحی٬ کژال شیخ محمدی٬ کیانا خسروی زاد٬ گلی نصیری٬ گوهر بیات٬ گیتی پرویزی٬ گیتی خیرخواه٬ لادن مسعودی٬ لادن هاتف٬ لاله رشیدی٬ لاله هاتف٬ لقا دهدشتی٬ لقا ملاح٬ لیلا شکوه فر٬ لی لی فرهادپور٬ لیدا محسنی٬ لیدا نهری٬ لیلا ارشد٬ لیلا انصاری٬ لیلا صحت٬ لیلا ظهوری مهریزی٬ لیلا کرمی٬ لیلا محلوجی٬ لیلا محمودی٬ لیلا موری٬ لیلا نظری٬ مارال فرخی٬ ماریا سعادتی٬ ماندانا علیمردانی٬ مانی ممبینی٬ ماهرخ فرزین مهر٬ محبوبه ایمانی٬ محبوبه حسین زاده٬ محبوبه کرمی٬ محبوبه موسوی٬ مرجان عباسی٬ مرسده هاشمی٬ مرضیه بخشی زاد٬ مرضیه لطفی زاده٬ مریم ایزی٬ مریم بهرامی٬ مریم تراب پور٬ مریم پور شریف٬ مریم حسین خواه٬ مریم خیرخواه٬ پریسا عالی نژاد٬ مریم رستمی٬ مریم قنبری٬ مریم کبیری٬ مریم کسایی٬ مریم مالک٬ مریم مرادی٬ مریم مصلحی٬ مریم موسی پور٬ مریم میدانی٬ مریم میرزا٬ مریم نکودست٬ مریم یاسمین٬ مریم یوسفی٬ مزگان صادقی٬ مژگان ثروتی٬ مژگان عسگری٬ مژگان نوری٬ مستانه جواهری٬ معصو مه ضیا٬ معصومه علیزاده٬ معصومه لقمانی٬ ملوک عزیززاده٬ ملیحه رزازان٬ منصوره شجاعی٬ منصوره فتوره چی٬ منظر ویسی٬ منیزه حاجی دینی٬ مهتاب غیاثی٬ مهرانگیز کردوانی٬ مهرزاد غنی پور٬ مهسا جزینی٬ مهسا خانی پور٬ مهستی وطن خواه٬ مهناز افشار٬ مهناز بدیهیان٬ مهناز کوکبی٬ مهنوش آزاد٬ مهوش صادق عابدی٬ مهین آذر پناه٬ مهین جعفری٬ مونا خندان٬ مونا محمدزاده٬ مونیکا دالبی٬ مینو کیامان٬ میترا آزادفر٬ میترا پژمان٬ میرا قربانی فر٬ مینا جعفری٬ مینا رضایی٬ مینا عبدالصمدی٬ مینا مطوری٬ نادیا صمدی٬ نازلی فرخی٬ نازنین فرزان جو٬ نازنین آزادی٬ نازنین برقعی٬ نازنین کاظمی٬ ناهید خیرابی٬ ناهیدکشاورز٬ ناهید میرحاج٬ ناهید توسلی٬ ناهید جعفری٬ نجمه آجربندیان٬ نجمه خاکباز٬ نرگس جودکی٬ نرگس سرداری٬ نرگس طیبات٬ نرگس عظیمی٬ نرگس نیک ضمیر٬ نسرین سعادتی٬ نسرین فرهومند٬ نازلی فرخی٬ نازی عظیما٬ نسرین محمدی٬ نسرین ناطقی٬ نسرین ندایی٬ نسیم خسروی٬ نفیسه زارع کهن٬ نفیسه آزاد٬ نفیسه سیادتی٬ نگین احتسابیان٬ نگین جهانگیری٬ نوریه فهمی٬ نوشابه امیری٬ نوشین سید حسینی نوین٬ نوشین احمدی خراسانی٬ نوشین ذبیهی٬ نوشین کشاورزنیا٬ نیر صمدی٬ نیره هاشم زاده٬ نیره هاشمی٬ نیلوفر فروتن٬ نیلوفر گلکار٬ نیلوفر مزدایی٬ نیلوفر مهدیان٬ نیوشا ثلاثی٬ هانیه رسولی٬ هانیه اقدم٬ هانیه امیری٬ هانیه حشمتی٬ هانیه حمزه امیری٬ هانیه سلیمی٬ هانیه عشاقی٬ هانیه نشاط٬ هستی خرمی٬ هما خدا دوست٬ هما راد٬ همدم رستگار٬ وجیهه مقدم٬ وحیده مولوی٬ وحیده هاشمی٬ ویدا احمدی٬ ویدا قنبرپور٬ یاسمن دادفر٬ یاسمن تورنگ٬ یاسمن دادور٬ یاسمن قریشی٬ امضاهای حامیان٬ احمد بروغنی٬ آرارات راطوسیان٬ ارژنگ شکرلو٬ آرش حسن نیا٬ آرش صادقی٬ ارش کریمیان٬ آریا حامدی٬ اسماعیل ازادی٬ افشین امیرشاهی٬ اقبال مهاجرانی٬اکبر مهدی٬ اکبر حسن زاده٬ امیر خسرو دلیرثانی٬ امید کوهی٬ امید معماریان٬ امیر امیرقلی٬ امیر یعقوبعلی٬ ایمان پاک نهاد٬ ایمان ممبینی٬ باربد گلشیری٬ بهزاد لاهورپور٬ بهمن احمدی امویی٬ بیژن پیرزاده٬ بیژن مرعشی٬ پزمان رحیمی٬ پیام احتسابیان٬ پیام توکلی فر٬ پیمان محتشمی٬ تورج صابری وند٬ داریوش قلی زاده٬ جادی میرمیرانی٬ جواد لگزیان٬ جواد جوادی٬ حامد حامدی٬ حسین خسروی٬ حسین قاضیان٬ حمید آذرم منش٬حمید امینی٬ حمید پیمانی٬ حمید سرداری٬ حمید فرزین مهر٬ رامین کریمیان٬ روح الله رمضانی٬ سالار اشعری٬ سامان صفرزایی٬ سعید اعزازی٬ سعید عبدی٬ سعید نعیمی٬ سهراب مهدوی٬ سیامک الیاسی٬ شهاب الدین شیخی٬ شهراد شهوند٬ شهراد شهوند٬ شهرام آقامیر٬ شهرام تهرانی٬ شیرکو جهانی٬ صادق کار٬ عباس مخبر٬ عبدالرضا تاجیک٬ عبدالله مومنی٬ عزیزالله ملکی٬ علی اکرمی٬ علی تورنگ٬ علی حاجی آقا٬ علی دهقان٬ علی زیرک٬ علی صباغی٬ علی طایفی٬ علی فتوتی٬ علی قائدی٬ علی کلایی٬ علی نقوی٬ علی نیکویی٬ علی هنری٬ علی واعظی پور٬ علی واقفی٬ علیرضا بهداد٬ علیرضا شبانی٬ عماد بهاور٬ غفور محمدی٬ فخرالدین حیدریان٬ فرزام عید زاده٬ فرهادداوودی٬ فرهنگ حامدی٬ فرید مصلحیان٬ کاظم شکری٬ کاظم متولی٬ کامران طاهباز٬ کاوه کرمانشاهی٬ کاوه مظفری٬ کیومرث حکیم٬ کیومرث صابعغی٬ م خلیل٬ ماشالله عباس زاده٬ مانی حکیم ٬مجید عبدی حق٬ مجید مالکی٬ محسن شمشیری٬ محمد پور حسن٬ محمد جواد اکبرین٬ محمد حکیم افضل٬ محمد حیدری٬ محمد صفوی٬ محمد علی مختاری٬ محمد عید زاده٬ محمد فرزانه٬ محمد مهدی رحیمی٬ محمد هاتف٬ محمدرضا عطایی٬ محمود طبرسی٬ مسعود کریم زاد٬ مسعود وفایی٬ مهدی افشار نیک٬ مهدی حیدری٬ مهدی قاضی زاده اقدم٬ مهدی نیک نژاد٬ مهرداد حمزه٬ نیما فانحی٬ هادی خسروی٬ هیرو زبیری٬ وهاب قاسمی٬ یاشار بیژن زاده٬ کانون زنان ایرانی

سمینار توجیهی دوره های تخصصی فناوری اطلاعات در kntu

 

سمینار توجیهی دوره های تخصصی فناوری اطلاعات

فرم ثبت نام : http://itec.biamooz.com/Register.htm

زمان : پنجشنبه 15/10/86    -  ساعت ۱۴ تا ۱۷

مکان : دانشکده عمران

اسامی دوره ها : http://kntu-elearning.ir/images/stories/itecstyle/Courses.htm

فناوری اطلاعات به عنوان دانش و به عنوان صنعت از درجه کارآفرینی بالایی برخوردار است و در نتیجه بهره گیری مناسب و توسعه مدیریت شده آن در ایران می تواند اثرات سودمندی بر پیکره اقتصادی کشور ما داشته باشد.
با توجه به این موضوع که امروزه سلامت و رشد اقتصادی ملت ها ارتباط مستقیمی با سطح مهارت های آنها در فناوری اطلاعات و ارتباطات دارد، لذا بجاست که با گسترش بسترهای علمی و تحقیقاتی ، زمینه های فکری و فرهنگی توسعه فناوری اطلاعات را فراهم نماییم.
بدین منظور ، مدیریت آموزش های آزاد و الکترونیکی دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی با همکاری دپارتمان انجمن مدیریت راهبردی ایران اقدام به برگزاری دوره های تخصصی و فوق تخصصی فناوری اطلاعات نموده اند.
لذا از دانشجویان محترم دعوت می شود تا جهت کسب اطلاعات بیشتر در سمینار توجیهی دوره های فوق الذکر حضور بهم رسانند.


جهت شرکت در سمینار ، تکمیل فرم ثبت نام الزامی است.

 برنامه زمانبندی سمینار 
  
 
--------------------------------------------------------------------------------
مقدمه :
شرح حالی از همکاری دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی با انجمن مدیریت راهبردی ایران
مجری : معاون انجمن / مدیریت آموزشهای الکترونیکی و آزاد
زمان : 15 دقیقه
--------------------------------------------------------------------------------
معرفی :
معرفی اجمالی و نحوه برگزاری دوره های تخصصی فناوری اطلاعات
مجری : هیئت علمی
زمان : 45 دقیقه
--------------------------------------------------------------------------------
پرسش و پاسخ :
پاسخ به پرسش های مطرح شده دانشجویان
مجری : هیئت علمی
زمان : 30 دقیقه
--------------------------------------------------------------------------------
پذیرایی ( با خودتون چند تا فندق بیارید )
--------------------------------------------------------------------------------

کارگاه آموزشی :مجری : هیئت علمی
کارگاه تخصصی آموزشی 1 ---- سه شنبه 13 آذر (امنیت - شبکه)
کارگاه تخصصی آموزشی 2 ---- پنجشنبه 15 آذر (برنامه نویسی)

زمان : 60 دقیقه
 

 

من که میام ، شما چی ؟

سرچشمه توان ما گنجینه درون ماست.

بسم الله الرحمن الرحیم

بشر نمی تواند بدون احساسات زندگی کند. اما همان لحظه ای که که احساسات در ذات خود به ارزش به معیار حقیقت به توجیهی برای انواع واقسام رفتارها تبدیل شود هولناک می شود.   «میلان کوندرا»

عزیزان به آن می کوشیم که تواناییم

                    سرچشمه توان ما گنجینه درون ماست.

حتی اگر فراموش کنی به یادت می آورم

                  که تو چه قدر یگانه ای ومی دانم که توانایی

آنگونه که به مصلحت خود ودیگران است عمل کن.

عزیزان من به عنوان کوچکترین عضو این این جمع بزرگ دانشجویان الکترونیکی در ابتدا ۱۶ آذر روز دانشجو را به همه شما بزرگواران تبریک عرض می نمایم و عاجزانه از همه شما خواهشمندم که به نوشتن مطالبی که در شان یک فرد دانشجو نیست پایان دهیم وحامی خوبی برای عزیزانی باشیم که بدون هیچ توقعی همیشه سعی در بهبودی وضع کنونی دارند( نمایندگان عزیز) و اتحاد ویکدلی خود را به معرض نمایش گذاشته وبا اتکا به قدرت همدلی مشکلات موجود را حل کنیم .در آخر من عذر خواهی می کنم از عزیزانی که شاید از این نوشته ناراحت شوند .                       «به امید آن روز زیبا»

میلاد نو

امروز میلاد یکی از همکلاسی های نیک و مهربانمان است، از برای این میلاد خجسته شعر زیر را به او تقدیم می دارم:

 

 

وقتی که فصل سوم این سال

                                 با آذرخش و تندر و طوفان

                                                                         و انفجار صاعقه آغاز شد

باران استوایی  بارور

                         شست تمام کوچه و بازار را

                                                             رنگ درنگ کهنگی خواب و خاک را

و با میلادی شگرف عاشقی پای به جهان گشود

                                              و در صحاری شب باغ ها را بیدار و بارور گرداند

کبوتران سپید را به آشیانه ی خونین باز گرداند

                                                    هزار آئینه جاری شد

                                                            و هزار آئینه به هم آوائی قلب اوتپید

و طنین شوق بر افکند

                   و آنگاه که در رگ هر برگ خوناب خزان میخزید

                                                                        شور و شادی هزاران آفرید

و اکنون می خواهم از نسیم بپرسم

                                         که بی جزر و مد قلب او

                                                                   دریا چگونه می تپد امروز؟؟؟!!!

 

میلاد نوزدهم را به همکلاسی عزیز، سعید اسماعیلی فرد تبریک می گویم، و همواره برای او در سال های آتی آرزوی بهترین ها را دارم.

                              

برای رسیدن به اتحاد واقعی باید از اتحاد ظاهری دست بکشیم !

 

برای رسیدن به اتحاد واقعی باید از اتحاد ظاهری دست بکشیم !

 

به نام خدا

آقای X با تو اختلاف نظر دارد ، پشت سر تو صحبت می کند و در خلوت با دوستان از تو بد می گوید !  اما در هنگام رویارویی با تو ، اظهار دوستی کرده و احترام می گزارد ، آقای X یک انسان دو رو است .

چند خانم و آقای X در بین ما وجود دارد ؟ ما با این برخورد های منافقانه ، هیچ گاه به اتحاد واقعی نمی رسیم ، بلکه فقط می توانیم ادعا کنیم که اتحاد داریم ، اما در عمل هیمشه عقب هستیم ، چون این اتحاد ظاهری است .

آقای Y با تو اختلاف نظر دارد ، پشت سر تو صحبت نمی کند ، عیب تو را مستقیما به خود تو هدیه می دهد ، در هنگام رویارویی با تو اظهار دوستی می کند ، آقای Y بهترین دوست تو است .

چند خانم و آقای Y در بین ما وجود دارد ؟

ما هیچ گاه نمی توانیم اختلاف نظرهای موجود بین خود را از بین ببریم ، این نحوه ی برخورد با اختلاف نظر است که مهم می باشد !  اگر بتوانیم عیب ها را هدیه کنیم ، از اختلاف نظر ها برای ایجاد یک اتحاد واقعی و کارآمد بهره برده ایم ، اما اگر عیب ها را به دور از چشم یکدیگر بزرگ کرده و در سر همکلاسی خود بکوبیم ، فقط می توانیم به اتحاد ظاهری دست پیدا کنیم ، اتحادی که به حقیقت از تفرقه پست تر است .

آقای Y عیب دوست خود را به خودش می گوید و آن را فریاد نمی زند ، اما اگر احساس کند موضوع انتقاد به همه مربوط می شود ، ترجیح می دهد که انتقاد خود را در حضور دوستان دیگر بیان نماید تا دیگران نیز اظهار نظر نمایند !

اگر بتوانیم با Y های بین خودمان صحیح برخورد نماییم ، X  ها هم تشویق شده و به سمت Y  میل می کنند ، اما اگر نتوانیم برخورد صحیحی با انتقاد ها داشته باشیم ، Y ها نا امید شده و به سمت X ها میل می کنند .

اگر واقعا مشتاق اتحاد هستیم باید از Y ها حمایت کنیم ، اما اگر اتحاد ظاهری برای ما کفایت می کند ، بهتر است با موضع گرفتن جلوی انتقاد ها به ترویج غیبت ها و دورویی ها بپردازیم !

تلاش  برای بهبود اوضاع ............ خانم سپیده حسینی

اتحاد و هماهنگی....... خانم الناز ختمی

انتقادی به یک دوست... آقای مهدی دزفولی

نقدی بر به اصطلاح وب سایت دوستان نرم افزار و صنایع – آقای سعید اسماعیلی فرد

انتقاد از کسایی که فقط اسمشون نماینده است.صنایع – خانم الهه حسین پور

 گفتگوی پویا صفری و حمید توکلی بر سر مشکلات دانشگاه ! - آقای پویا صفری

کسی که انتقاد می کند ، شاید احتیاج به راهنمایی داشته باشد اما هیچ گاه محتاج طعنه ها نیست !

نظر خود را در قسمت نظرات این متن ، بیان نمایید !

 

دولت شگفتی ها

دولت شگفتی ها


کریم ارغنده پور

نقل از وبلاگ شخصی کریم ارغنده پور


در دو سال گذشته شگفتی ها در رفتار و گفتار دولت به قدری بوده که می توان گفت آن را به یک رویه و عادت تبدیل کرده است. برکناری مکرر وزرا هم در همین راستا قابل تحلیل است. اما آنچه درباره وزیر آموزش و پرورش، شگفتی در شگفتی ایجاد کرده این است که مجلس در اواخر اردیبهشت ماه سال جاری وی را استیضاح کرد ولی رئیس دولت با تمام قوا از او دفاع کرد و نتیجه رایزنی های گسترده این بود که فراکسیون های اصول گرایان در مجلس در اقدامی هماهنگ شده به او مجددا رای اعتماد داد. رایی که بلافاصله به عنوان انسجام اصولگرایان و نمادی از آینده امیدبخش در آن اردوگاه در کارزار انتخابات آینده مجلس تلقی گردید. حال پس از گذشت فقط 6 ماه از آن واقعه، برکناری او از مقامش -بدون آنکه اتفاق خاصی رخ داده باشد- چه نسبتی می تواند با واقعه استیضاحش و آن رفتار منسجم در مجلس و انتخابات آتی بیابد؟ تجربه نشان داده است که در تحلیل و ارزیابی اینگونه رفتارها نیازی به رازگشایی های چندان پیچیده نیست. عزل و نصب های پی در پی پیش از آنکه به هدف بهره وری در سازمان بیانجامد چه بسا به ضد آن تبدیل شود ولی بیش از آن نشانگر تعیین کنندگی رفتار و پسند فردی به جای برنامه گرایی یا سازمان گرایی و یا حتی جناح گرایی است. این رفتار را البته نمی توان به کلیت راست نسبت داد به همین ترتیب نیز شکاف در اردوگاه راست در آینده و از جمله انتخابات آتی روزافزون و گریزناپذیر خواهد بود. از یک سو جامعه، عملکرد دولت را به حساب تمامیت راست خواهد نوشت و از سوی دیگر پشتیبانی دولتی که مناسبات و مصالح اردوگاه خود را نیز رعایت نمی کند اگرچه در کل برای آنها در کوتاه مدت امری ناگزیر است ولی در دراز مدت مقدور و میسر نخواهد بود و در نتیجه شکاف ها خواه ناخواه سرباز خواهد کرد.

شش ماه پیش وقتی استیضاح وزیر آموزش و پرورش در مجلس ناکام ماند تحلیلی در باره آن نوشتم که امروز وقتی به آن مراجعه کردم به نظر می رسد در رفتارشناسی این جریان همچنان یاری رسان باشد که علاقمندان را به خواندن آن در اینجا دعوت می کنم.

Iran halted its nuclear weapons development program in the fall

WASHINGTON - Iran halted its nuclear weapons development program in the fall of 2003 under international pressure but is continuing to enrich uranium, which means it may still be able to develop a weapon between 2010 and 2015, senior intelligence officials said Monday.

That finding, in a new National Intelligence Estimate on Iran, is a change from two years ago, when U.S. intelligence agencies believed Tehran was determined to develop a nuclear capability and was continuing its weapons development program. It suggests that Iran is susceptible to diplomatic pressure, the officials said.

"Tehran's decision to halt its nuclear weapons program suggests it is less determined to develop nuclear weapons than we have been judging since 2005," states the unclassified summary of the secret report, released Monday.

Officials said the new findings suggest that diplomacy has been effective in containing Iran's nuclear ambitions, although President Bush's national security adviser, Stephen Hadley, said the risk of Iran acquiring a nuclear weapon remains " a serious problem."

Thre estimate suggests that Bush "has the right strategy: intensified international pressure along with a willingness to negotiate a solution that serves Iranian interests, while ensuring that the world will never have to face a nuclear armed Iran," Hadley said.

The finding comes at a time of escalating tensions between the United States and Iran, which Bush has labeled part of an "axis of evil," along with Iraq and North Korea. At an Oct. 17 news conference, Bush said "if you're interested in avoiding World War III, it seems like you ought to be interested in preventing them (Iran) from having the knowledge necessary to make a nuclear weapon."

The halt to active weapons development is one of the key judgments of the latest NIE on Iran's nuclear program. National Intelligence Estimates represent the most authoritative written judgments of all 16 U.S. spy agencies.

Despite the suspension of its weapons program, Tehran may ultimately be difficult to dissuade from developing a nuclear bomb because Iran believes such a weapon would give it leverage to achieve its national security and foreign policy goals, the assessment concluded.

"The bottom line is this: for that strategy to succeed, the international community has to turn up the pressure on Iran with diplomatic isolation, United Nations sanctions, and with other financial pressure and Iran has to decide it wants to negotiate a solution," Hadley said.

Director of National Intelligence Mike McConnell decided last month that the key judgments of NIEs should as a rule not be declassified and released. The intelligence officials said an exception was made in this case because the last assessment of Iran's nuclear program in 2005 has been influential in public debate about U.S. policy toward Iran, and needed to be updated to reflect the latest findings

To develop a nuclear weapon, Iran needs a warhead design, a certain amount of fissile material, and a delivery vehicle such as a missile. The intelligence agencies now believe Iran halted design work four years ago and as of mid-2007 had not restarted it.

But Iran is continuing to enrich uranium for its civilian nuclear reactors. That leaves open the possibility the fissile material could be diverted to covert nuclear sites to make enough highly enriched uranium to make a bomb.

The amount of fissile material Iran has is closely linked to when it can produce a weapon. Even if the country went all out with present enrichment capability, it is unlikely to have enough until 2010 at the earliest, the officials said. The State Department's Intelligence and Research office believes the earliest likely time it would have enough highly enriched uranium would be 2013. But all agencies concede Iran may not have sufficient enriched uranium until after 2015.

Iran would not be capable of technically producing and reprocessing enough plutonium for a weapon before about 2015, the report states. But ultimately it has the technical and industrial capacity to build a bomb, "if it decides to do so," the intelligence agencies found.

This national intelligence estimate was originally due in the spring of 2007 but was delayed because the agencies wanted more confidence their findings were accurate, given the problems with a 2002 intelligence estimate of Iraq's weapons of mass destruction program. They also got a late influx of new data that caused changes in their findings.

"There was a very rigorous scrub using all the tradecraft available, using the lessons of 2002," said a senior intelligence official, speaking on condition of anonymity because of the subject's sensitivity.

www.Yahoo.com

 

آن روز شاید برسد

سلام

تو عمیق ترین محرک ارزوهای خویش تنی

هرچه ارزوی توست اراده ی توست

هرچه اراده ی توست  عمل توست

هرچه عمل توست تقدیر توست

دوستان عزیز بیاید از ته دل برای عاقل مندی دانشگاه و خودمون آرزو کنیم

البته یادمون نره که مانیز نسبت به آینده ی خود مسئولیم وخیلی از ما هنوز لای کتابامونو باز نکردیم مطمعنا اگر با معدل های بالا ی امتحانات ترم اول  با دانشگاه روبرو  شویم بهتر به مطالباتمون میرسیم

رهایی از کمیاب گیوکی، عضو انجمن اسلامی خواجه نصیر، هم شکایت کرد

رهایی از کمیاب گیوکی، عضو انجمن اسلامی خواجه نصیر، هم شکایت کرد 


خبرنامه امیرکبیر: علیرضا رهایی، رئیس دانشگاه امیرکبیر، از یکی دیگر از دانشجویان به خاطر آن چه شرکت در مراسم غیرقانونی می خواند به کمیته انضباطی مرکزی، وزارت علوم شکایت کرد.

 

در پی صدور احکام سنگین چندین سال حبس برای سه دانشجوی در بند دانشگاه امیرکبیر، مجید توکلی، احمد قصابان و احسان منصوری، تریبون آزادی در اعتراض به این احکام در تاریخ ۳۰ مهرماه با عنوان «ستاره ها در اوین» در دانشگاه امیرکبیر برگزار شد. دانشجویان دانشگاه های مختلف تهران در این مراسم شرکت داشتند.

 

به گزارش خبرنامه امیرکبیر کمیاب گیوکی، عضو انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه خواجه نصیر، با شکایت رئیس دانشگاه امیرکبیر به کمیته انضباطی مرکزی احضار شد. اتهامات این دانشجو شرکت در تریبون آزاد غیرقانونی، ایراد خسارات متعدد جانی و مالی به دانشگاه امیرکبیر عنوان شده است.

 

پیش از این علیرضا رهایی از علی وفقی، عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، نیز شکایت مشابهی کرده بود. رهایی همچنین از کلیه دانشجویان پلی تکنیک که طی یک سال اخیر توسط نیروهای امنیتی دستگیر شده اند به اتهام اخلال در نظم دانشگاه به نهادهای قضایی شکایت کرده است.

برنامه های انجمن اسلامی دانشگاه علوم پزشکی شیراز به مناسبت روز د

برنامه های انجمن اسلامی دانشگاه علوم پزشکی شیراز به مناسبت روز دانشجو 


خبرنامه امیرکبیر: مراسم بزرگداشت ۱۶ آذر ،روز دانشجو، توسط انجمن های اسلامی دانشجویان دانشکده های دانشگاه علوم پزشکی شیراز برگزار می گردد.

 

به گزارش خبرنامه امیرکبیر در این مراسم دکتر پوران شریعت رضوی، بهاره هدایت و سیدمصطفی تاج زاده سخنرانی خواهند کرد. این برنامه در روز چهارشنبه ۱۴/۹/۸۶ در محل تالارهای صدرا و سینای دانشگاه علوم پزشکی شیراز برگزار می گردد.

 

 

چاره ای جز دفاع از استقلال دانشگاه نداریم

چاره ای جز دفاع از استقلال دانشگاه نداریم 


۱۶azar.JPG

۱۶ آذر، امسال، جمعه است. این ولی مانع از آن نیست که دانشجویان روز دانشجو را گرامی ندارند. خصوصا در زمانه ای ‏که بیش از همیشه طعم فشار و سرکوب را زیر زبان حس می کنند. در حال حاضر دو عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم ‏در زندان به سر می برند. آنها اما تنها دانشجویان زندانی نیستند، مجید توکلی، احمد قصابان و احسان منصوری سه ‏دانشجوی پلی تکنیک اکنون به واسطه ی فرایند پر ماجرای پرونده ی شان جزء شناخته شده ترین زندانیان سیاسی ایران ‏محسوب می شوند. صباح نصری، هدایت غزالی و یاسر گلی، سه دانشجوی کردی هستند که با اتهاماتی نانشخص بازداشت ‏شده اند.دیروز از دستگیری های تازه هم خبر رسید: سعید حبیبی و تعدادی دیگر که هنوز اخبار موثقی در مورد آنها در ‏دست نیست.‏

مشکل دانشگاه اما فقط به زندانی شدن دانشجویان منحصر نمی شود؛ اخراج اساتید، دخالتهای سیاسی در کار گروههای ‏تخصصی و دانشکده ها، محروم کردن دانشجویان منتقد از تحصیل و جلوگیری از تحصیل آنها در مقاطع بالاتر، فشار برای ‏حذف رشته هایی نظیر حقوق بشر و مطالعات زنان از لیست رشته های تحصیلی در وزارت علوم، توهین و تحقیر ‏دانشجویان به عنوان مبارزه با بد حجابی و…‏

به گفته ی البرز زاهدی، فعال دانشجویی دانشگاه تهران: “مجموعه ی همین مصایب است که دانشجویان را وامی دارد تا در ‏تدارک یک ۱۶ آذر با شکوه باشند.”‏

وی می افزاید: “امروز فعالین دانشجویی بیش از هر زمان دیگری احساس می کنند که موظفند از حریم دانشگاه دفاع کنند، ‏دانشگاه امروز با هجوم بنیادگرایان مواجه است و ما چاره ای جز دفاع از استقلال دانشگاه نداریم.”‏

مهدی عربشاهی، از فعالین با سابقه ی دانشجویی و عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در گفتگو با خبرنگار روز ‏می گوید: “با توجه به تعطیلی روز جمعه، اتحادیه با هماهنگی انجمنها تصمیم گرفت، برنامه ی روز دانشجو را یکشنبه ۱۸ ‏آذر در دانشگاه تهران برگزار کند.”‏

عربشاهی از همه ی دانشجویان خواست که در این مراسم شرکت کنند و افزود: “تاکید ما بر مسائلی است که مبتلا به همه ی ‏دانشجویان است، مهمترین این مسائل، بحث دفاع از استقلال دانشگاه و آزادیهای آکادمیک است.”‏

عربشاهی با انتقاد از سیاستهای محدود کننده ی دولت در برخورد با منتقدین و مخالفین مسالمت جواین ساستها را “نشانه ای ‏از نبود آزادی بیان در کشور” می داند. به نظر عربشاهی “عدم تحمل صداهای متفاوت در دانشگاه و جامعه، نشانه ای ‏آشکار از ناشکیبایی حکومت در برخورد با منتقدین است”. عربشاهی سیاست تشکل متبوع خود را دفاع از فعالیت و آزادی ‏بیان همه ی دانشجویان در دانشگاه می داند: “دفتر تحکیم وحدت حتی خود را موظف به دفاع از حقوق ان دسته از فعالین ‏دانشجویی که عضو آن نیستند نیز می داند.”‏

علی وفقی، عضو دیگر شورای مرکزی تحکیم که به همراه عربشاهی و دیگر اعضای شورای مرکزی این اتحادیه ی ‏دانشجویی ۱۸ تیر ماه سال گذشته- سالگرد حمله ی خونین به کوی دانشگاه- و به دنبال تجمع مسالمت آمیز در برابر دانشگاه ‏پلی تکنیک توسط نیروهای امنیتی بازداشت و یک ماه بازجویی در بند ۲۰۹ زندان اوین را تجربه کرده است، در همین ‏ارتباط به روز می گوید:” تدارکات برای برگزاری مراسم روز دانشجو آغاز شده و دفتر تحکیم می کوشد با همکاری ‏انجمنهای مختلف مراسم با شکوهی را برگزار کند.”‏

وی از انتخاب ۱۸ آذر برای برگزاری مراسم دفاع می کند و می افزاید: “اول اینکه عدد ۱۸ یاد آور ۱۸ تیر است، دوم ‏اینکه آذر است و آذرماه با مبارزات دانشجویی گره خورده و یاد آور خاطره ی ۳ شهید جنبش دانشجویی در این ماه هم است ‏و سوم اینکه ۱۸ آذر روزیست درست میان ۱۶ آذر و ۲۰ اذر و بیست آذر امسال هم سالگرد اقدام شجاعانه ی دانشجویان ‏پلی تکنیک است در اعتراض به حضور احمدی نژاد در دانشگاه.”‏

وفقی یکی از وظایف اولیه ی دفتر تحکیم را دفاع از استقلال دانشگاه می داند و می افزاید: “ما سئوالهای زیادی از آقای ‏احمدی نژاد داشتیم، نه فقط در مورد خاموش کردن صدای منتقدین بلکه در مورد عملکرد فاجعه بار دولت ایشان چه در ‏عرصه ی بین المللی چه در مدیریت اقتصادی کشور، دفتر تحکیم دغدغه ها و سئوالهای خود را طی دو نامه با رییس ‏جمهور در میان گذاشت که متاسفانه هیچ پاسخی به انها داده نشد.”‏

مراسم ۱۸ آذر با همکاری دانشجویان لیبرال و دانشجویان کرد برگزار می شود. اما از طرف دیگر به گزارش پایگاه خبری ‏امیرکبیر”در پی بروز اختلافاتی میان دفتر تحکیم و گروهای چپ دانشجویی قرار بر این شد امسال هر گروه برنامه ‏بزرگداشت روز دانشجو را به صورت جداگانه برگزار نمایند. با اعلام روز ۱۳ آذر از سوی دانشجویان چپ، دفتر تحکیم ‏وحدت روز ۱۸ آذر را برای تجمع و تریبون آزاد خود انتخاب کرد.”‏

خبرنامه ی امیرکبیر می افزاید: “دفتر تحکیم وحدت به مناسب روز دانشجو، تجمع و تریبون آزادی با عنوان «دانشگاه، ‏آخرین سنگر آزادی» در روز یکشنبه ۱۸ آذرماه در دانشگاه تهران برگزار خواهد کرد. محورهای پنج گانه این تجمع تلاش ‏برای صلح و مخالفت با جنگ افروزان داخلی و خارجی، دفاع از آزادیهای آکادمیک و اعتراض به گسترش فضای سرکوب ‏و اختناق، حمایت از دانشجویان دربند و درخواست آزادی زندانیان سیاسی، اعتراض به سیاست های نا کارآمدی دولت نهم ‏و گسترش فقر و فساد و تبعیض، اعلام همبستگی جنبش دانشجویی با جنبش زنان، کارگران، معلمان و اقوام خواهد بود.”‏

بنابه بر اخبار رسیده به “روز” به غیر از دانشجویان دانشگاه تهران، دانشجویان پلی تکنیک و علامه نیز شورای مرکزی ‏تحکیم را در برگزاری این مراسم یاری می کنند. به گفته ی یکی از فعالین دانشجویی بسیاری از انجمنهای شهرستانها نیز ‏برای شرکت در برنامه ی ۱۸ آذر اعلام آمادگی کرده اند.‏

به هر حال از ۱۳ تا ۱۸ آذر، دانشجویان قرار است گرد هم آیند تا به یاد همگان بیاورند که “دانشگاه زنده است.”

دستگیری ۵ تن از دانشجویان دانشگاه های تهران

سعید حبیبی، عضو سابق شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت بازداشت شد،دستگیری ۵ تن از دانشجویان دانشگاه های تهران 


خبرنامه امیرکبیر: سعید حبیبی عضو سابق شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت صبح امروز در مقابل محل کار خود در تهران بازداشت شد.

 

همچنین مأموران دادستانی حدود ساعت ۳ بعدازظهر امروز با تفتیش منزل وی، مقداری از دست نوشته ها، کتاب ها و لوازم شخصی او را ضبط نمودند.

این افراد ضمن تأیید خبر بازداشت سعید حبیبی، اطلاعی در مورد مکان نگهداری وی در اختیار خانواده اش قرار نداده اند.

 

همچنین بنابر گزارش کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر، احتمال بازداشت ۵ تن از فعالان چپ دانشجویی دانشگاه تهران در صبح امروز وجود دارد.

بنابر این گزارش ۵ تن از فعالان چپ دانشجویی دانشگاه تهران از صبح امروز ناپدید  شده اند اسامی این فعالان دانشجویی بدین شرح است:انوشه آزادفر، الناز جمشیدی، احسان آزادفر، مهدی گرایلو، نادراحسنی.این دانشجویان از صبح امروز پس از خروج از منزل به سوی دانشگاه، ناپدید شده و تلفن های همراه کلیه افراد نامبرده خاموش می باشد.

 

رییس ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان تهران بزرگ:در حال ضابطه‌گذاری هستیم

رییس ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان تهران بزرگ:
ـ در حال ضابطه‌گذاری هستیم
ـ بانکی ازاسامی300نیرو در اختیار داریم
ـ هنوز تصمیم به اعلام شعارهای انتخاباتی نداریم


خبرگزاری دانشجویان ایران - تهران
سرویس: سیاسی

رییس ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان تهران بزرگ گفت: فهرستی از مجموعه‌ای از افرادی را که احزاب اصلاح‌طلب برای کاندیداتوری در مجلس مناسب دیده‌اند را به ستاد ائتلاف اصلاح طلبان بزرگ فرستاده‌اند.

مرتضی حاجی در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) افزود: ما در حال ضابطه‌گذاری هستیم برای آن‌که دوستانی را که حداقل فضای تصمیم‌گیری و انتخاب را برای تهیه‌ لیست نهایی باید تامین کنند، انتخاب کنیم و از دوستان می‌خواهیم که برای ثبت‌نام مصمم شوند تا در ترکیب لیست نهایی با کمبود نیرو مواجه نشویم.

وی اظهار کرد: در شرایط فعلی که احزاب اسامی خود را برای بانک اطلاعاتی ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان تهران بزرگ ارسال کرده‌اند، بانک نیروهای ما بیش از 300 نفر است از این جهت خوب است اما معلوم نیست که همه آن‌ها تصمیم و آمادگی برای ثبت‌نام داشته باشند. شرایط به گونه‌ای است که متاسفانه عده‌ای تمایل به ثبت‌نام ندارند؛ بنابراین ما باید مطمئن شویم تا برای تنظیم لیست نهایی دست‌مان باز باشد و افراد شایسته و توانایی که می‌توانند در مسیر حل مشکلات این کشور حرکت و منافع جمهوری اسلامی ایران را تامین کنند با ترکیبی همگون و مناسب از ناحیه اصلاح‌طلبان به مجلس بروند.

وی درباره شعارهای انتخاباتی ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان گفت: هنوز تصمیمی برای اعلام شعارهای انتخاباتی نداریم. البته کار کارشناسی بر روی این شعارها صورت می‌گیرد و ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان در کل کشور از یک سیاست پیروی می‌کنند. در نتیجه شعارها نیز یکسان خواهد بود. ممکن است در برخی مناطق به دلیل نیازهای منطقه‌یی ارایه‌ شعارهای کوچک‌تر نیز ضرورت داشته باشد اما در سطح کلان با یک سیاست و شعار مشترک حرکت خواهیم کرد.

رییس ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان تهران بزرگ درباره معیارهای انتخاب شعارهای انتخاباتی برای انتخابات مجلس هشتم گفت: شعارهای ما در ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان واقعیت‌های روز جامعه و کمبودهایی که مردم آن را لمس و احساس می‌کنند را در بر می‌گیرد. اکنون زمان مناسبی برای تعیین شعارها نیست.

حاجی همچنین در پاسخ به پرسشی مبنی بر این‌که آیا اعضای ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان تهران بزرگ سفرهای استانی و یا نشست‌های درون منطقه‌یی تهران خواهند داشت؟ گفت: اعضای ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان تهران بزرگ طبیعتا دلیلی برای رفتن به سفرهای استانی ندارند اما اگر ضرورتی وجود داشته باشد که کسی از اعضای این ستاد با حضور در استانی بتواند رفع مشکل کند منعی برای این سفر وجود نخواهد داشت اما در تهران نیز در روش تبلیغات تمام موارد قانونی مورد توجه قرار می‌گیرد از جمله شرکت در جمع مردم در مناطق مختلف تهران البته هر نشستی و گفت‌وگویی دلیلی بر تبلیغ انتخاباتی نیست اما به هر حال ما تبلیغات انتخاباتی خود را نیز در زمانی که برای تبلیغات معین می‌شود، خواهیم داشت.

انتهای پیام

کد خبر: 8609-06909

رییس امور مناطق حزب اعتماد ملی: بیش از 50 درصد فعالیت‌های انتخاب

رییس امور مناطق حزب اعتماد ملی:
بیش از 50 درصد فعالیت‌های انتخاباتی را انجام داده‌ایم
نامزدهای معرفی شده 11 استان در ستاد مرکزی بررسی شده‌اند


خبرگزاری دانشجویان ایران - تهران
سرویس: سیاسی

رییس امور مناطق حزب اعتماد ملی، با اشاره به فعالیت‌های انتخاباتی دفاتر این حزب در استان‌ها و تلاش آن‌ها در جهت شناسایی نامزدها خاطرنشان کرد: از آن جا که تصمیم نهایی در مورد کاندیداها در شورای مرکزی حزب گرفته می‌شود، تا کنون پیشنهادهای اولیه‌ی 11 استان کشور در ستاد مرکزی بررسی شده است.

خسروی در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، اظهار داشت: این روند در جلسات هفتگی آینده نیز ادامه دارد.

وی با اشاره به استراتژی حزب اعتماد ملی برای حضور مستقل و فراگیر در انتخابات پیش ‌رو، با تعامل، همکاری و احترام به سایر احزاب و گروه‌ها به ویژه اصلاح‌طلبان، تصریح کرد: اگر چه شوراهای استانی حزب اعتماد ملی از چند ماه گذشته کار شناسایی افراد توانمند و با انگیزه‌ای را که مقبولیت مردمی دارند، آغاز کرده است، اما نهایتا ستاد مرکزی افراد پیشنهادی شوراهای استانی حزب را بررسی و در نهایت تصمیم‌گیری می‌کند.

خسروی با بیان این که در صورت اختلاف شورای استان و ستاد مرکزی، دبیر کل به صورت اقناعی موضوع را فیصله می‌دهد، افزود: در حزب اعتماد ملی تصمیمات نهایی لیست سراسری را ستاد مرکزی که تدوین سیاست آن را دبیر کل حزب به عهده دارد، خواهد گرفت.

رییس امور مناطق حزب اعتماد ملی، با اشاره به این که در حال حاضر همه‌ی شوراهای استانی در مورد شناسایی و انتخاب کاندیداها فعال هستند، افزود: اکثر هسته‌های مرکزی شهرستان‌های حزب نیز به استان‌های مربوطه سرویس‌دهی می‌کنند و در انتخابات مجلس هشتم فعال خواهند بود.

این عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی، با اشاره به این که بیش از 50 درصد امور مربوط به انتخابات تا کنون انجام شده و 50 درصد دیگر با توجه به ثبت‌نام‌ها و تعیین صلاحیت‌ها صورت می‌پذیرد، افزود: در استان‌ها نیز همانند ستاد مرکزی شوراهای استانی فعال هستند و ضمن هر گونه همکاری با سایر گروه‌ها در انتخابات هشتمین دوره‌ی مجلس با تابلوی حزب به صورت مستقل از کاندیداهای خود پشتیبانی می‌کنند.

رییس امور مناطق حزب اعتماد ملی، با تاکید بر این که حزب اعتماد ملی در ائتلاف اصلاح‌طلبان حضور ندارد، در پایان گفت‌وگوی خود با ایسنا، یادآورشد: تا کنون 17 نفر از کاندیداهای حزب در تهران نهایی شده‌اند و سایر نامزدها نیز بعد از ثبت نام‌ها نهایی و اعلام خواهند شد.

انتهای پیام

کد خبر: 8609-06673

جبهه‌ اصلاحات: با خویشتن‌داری وارد بازی جناح مقابل نمی‌شویم

رییس دوره‌یی شورای هماهنگی جبهه‌ اصلاحات:
ـ با خویشتن‌داری وارد بازی جناح مقابل نمی‌شویم
ـ همه‌ امکانات اعضای عضو این جبهه در اختیار ستاد ائتلاف قرار می‌گیرد


 

خبرگزاری دانشجویان ایران - تهران
سرویس: سیاسی

رییس دوره‌یی شورای هماهنگی جبهه‌ اصلاحات، با اشاره به جلسه‌ اخیر این شورا گفت: در این جلسه مقرر شد همه‌ احزاب عضو جبهه‌ اصلاحات طبق یک سنت دیرینه در آستانه انتخابات همه‌ امکانات مالی و معنوی خود را روی هم ریخته و کل این امکانات را در اختیار ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان قرار دهند.

هدایت آقایی در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) افزود: در این راستا در جلسه‌ اخیر فرم‌هایی بین اعضای جبهه اصلاحات توزیع شد تا اعضاء طی هفته جاری امکانات مالی، معنوی و و نیروهای انسانی خود را اعلام کنند.

وی ادامه داد: اعضاء در این جلسه هم‌چنین حمله‌های سیاسی و برچسب‌زنی به اصلاح‌طلبان از طریق رسانه‌ها و امکاناتی که جناح راست برعهده دارد را مورد توجه قرار دادند.

رییس دوره‌یی شورای هماهنگی جبهه اصلاحات، افزود: تحلیل اعضاء این بود که جناح راست با این هدف در آستانه انتخابات قصد دارند ضعف‌های خود را بپوشانند تا قول و قرارهایی که در انتخابات ریاست جمهوری نهم به مردم داده شده تحت‌الشعاع این حملات قرار گیرد.

آقایی در پایان گفت‌وگوی خود با ایسنا، افزود: به این منظور قرار بر این شد که اعضاء برای حفظ فضای سیاسی مناسب انتخابات و برای این‌که حضور مردم در این عرصه کمرنگ نشود، خویشتن‌داری کرده و وارد این بازی جناح راست نشوند.

انتهای پیام

کد خبر: 8609-06962

تشکل استانی کشور نیز به این ائتلاف پیوستند

سخنگوی ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان: سه تشکل استانی کشور نیز به این ائتلاف پیوستند 


سخنگوی ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان از پیوستن سه تشکل استانی کشور به ائتلاف اصلاح‌طلبان خبر داد.

به گزارش گروه دریافت خبر خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) در پی پیوستن احزاب و تشکل‌های سراسری و استانی به ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان، سه تشکل منطقه‌یی نیز به ائتلاف اصلاح‌طلبان پیوستند.

عبدالله ناصری اعلام کرد: در این راستا ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان تقاضای تشکل‌های استانی و احزاب منطقه‌یی و محلی که با سیاست‌های کلی و منشور ائتلاف اصلاح‌طلبان همخوانی دارند برای پیوستن به ائتلاف مورد بررسی قرار می‌دهند. بر این اساس سه تشکل از استان‌های گیلان(حزب مشارکت‌های مردمی استان گیلان)، خراسان رضوی(کانون اسلامی دانشگاهیان خراسان) و خوزستان(سازمان دانشجویان و دانش‌آموختگان استان خوزستان) به ستاد ائتلاف در استان‌های مربوطه پیوسته و همکاری خود را شروع کرده‌اند.

   پایان خبر

 

پاسخ دبیرکل مشارکت به انتقادات اقتدارگرایان نسبت به مجلس ششم

پاسخ دبیرکل مشارکت به انتقادات اقتدارگرایان نسبت به مجلس ششم:
آقایان طرفدار مجلسی هستند که از آن صدای بن‌لادن و ملاعمر در بیاید



سرمایه-امیر عباس نخعی-مرجان توحیدی:
برای گفت‌وگو با محسن میردامادی دبیرکل جبهه مشارکت به خیابان سمیه دفتر جبهه رفتیم. بسیاری از چهره‌های آشنا از سال‌های دور حضور در قدرت، آن‌جا بودند اما جالب‌تر از آن لوازم دفتر دبیرکل بود که نشان می‌داد برخلاف احزاب متصل به بازار این حزب از مشکلات مالی رنج می‌برد.حتی صندلی‌های دفتر دبیر کل آشنا بودند; همان صندلی هایی که روزگاری برای مصاحبه با چهره‌های حزب در دوران خاتمی روی آن‌ها می‌نشستیم، آن‌قدر آن‌ها را دیده بودم که امروز با مشابه‌شان اشتباه نکنم و بوی کهنگی‌شان هم فریاد می‌زد.شاید این خود مهم‌ترین معضل جبهه مشارکت در این روزها باشد; نداشتن توان مالی مناسب برای هدایت حزبی که داعیه ملی دارد. این مشکل در کنار فشارهای موجود و انتقادهای احزاب نزدیک به اصلاح‌طلبان که روزی خود پرچم‌دار بودند از چالش‌های بزرگی است که حزب را می‌آزارد.
محسن میردامادی در حالی سکان‌دار حزب شده که علاوه بر مخالفان سنتی، صف جدیدی از منتقدان جدید که یاران دیروز بودند نیز در آستانه انتخابات تشکیل شده است.در خصوص آخرین تحولات حزب گفت‌وگویی با محسن میردامادی دبیر کل حزب انجام داده‌ایم که در پی می‌آید:

به نظر می‌آید در آستانه انتخابات موقعیت بد نباشد؟

موقعیت جبهه مشارکت به این بستگی دارد که انتخابات تا چه میزان به معنای واقعی کلمه برگزار شود. در صورتی که انتخابات واقعی برگزار شود، نه تنها موقعیت جبهه بلکه کلا اصلاح‌طلبان موقعیتشان بد نیست اما قاعدتا تا لحظه برگزاری انتخابات روشن نمی‌شود که مسوولان برگزارکننده می‌خواهند چه کار کنند؟ این که می‌خواهند این انتخابات را مثل انتخابات مجلس هفتم برگزار کنند یا این که واقعا می‌خواهند برگزاری انتخاباتی به معنای واقعی را شاهد باشیم. اگر انتخاباتی واقعی برگزار شود، به نظر من وضعیت بد نیست. البته نظرسنجی نداریم که بخواهیم بر مبنای نظرسنجی صحبت کنیم، بلکه این‌ها برداشت کلی ما از وضعیت جامعه است. چرا که به نظر می‌رسد، انتظاراتی که از آقای احمدی‌نژاد به خصوص در ‌‌بخش اقتصادی بوده برآورده نشده و از وی رضایت وجود ندارد و فکر می‌کنیم هر قدر به سمت انتخابات برویم این موضوع جدی تر خواهد شد.
جبهه مشارکت در اوایل سال گذشته تحرکاتی را برای نزدیکی به برخی از گروه‌ها مثل حزب موتلفه آغاز کرد. در این زمینه هم رایزنی‌ها و گفت‌وگوهایی انجام گرفت. آن‌ها (موتلفه) نیز به دلیل این که حس می‌کردند در حال حذف شدن هستند، تمایلاتی را از خود نشان دادند ولی با نزدیک شدن به انتخابات صحبت‌هایی مطرح می‌شود که چندان با روال سال گذشته همخوانی ندارد. به طوری که آقای حبیبی، دبیرکل موتلفه در مصاحبه‌ای اعلام کرده بودند که «براندازان از تریبون مجلس ششم استفاده می‌کردند و دوم خردادی‌ها در مجلس به دنبال شکستن تقدس‌ها بودند.»
بحث‌هایی که بین ما و موتلفه آغاز شد به منظور نزدیک شدن به یکدیگر صورت نگرفت. بالاخره موتلفه در جناح محافظه‌کار کشور قرار دارد و با مشارکت و گروه‌هایی مثل آن که امروزه اصلاح‌طلب نامیده می‌شوند ‌مسلما ‌رقیب هستند و در رقیب بودن آن‌ها در عرصه سیاسی کشور تردیدی وجود ندارد. آن دیدارها هم به این منظور انجام شد که روی برخی از مسایل که می‌توانست فراحزبی و یا فراجناحی باشد بحث و تبادل‌نظر صورت بگیرد در آن مقطع هم موضوع هسته‌ای مطرح بود. با توجه به این که احساس می‌شد بحث هسته‌ای به سمت مراحلی می‌رود که می‌تواند لطماتی را به کشور برساند، تصمیم جبهه این بود که با گروه‌هایی هم که در جناح مقابل هستند و احیانا می‌توان با آن‌ها صحبت کرد و ‌انتظار‌برخورد منطقی از آن‌ها داشت‌، مذاکراتی صورت بگیرد. برخی موضوعات دیگرهم بعضا مطرح بوده و این تصور بوده که می‌‌توان‌این موضوعات را بین اصلاح‌طلبان و برخی از گروه‌های محافظه‌کار از جمله موتلفه به طور مشترک مورد بحث قرار داد ‌به طوری که نتایجی هم در برداشته باشد، بحث درخصوص تحزب و نقش احزاب در جامعه از این جمله بود، موتلفه جزو گروه‌هایی است که نسبت به این موضوع نظرات مثبتی دارد و این نقطه‌نظرها با برخی از گروه‌های اصلاح‌طلب نزدیک است و همین امر این امکان را فراهم می‌کند که بحث‌های مشترکی صورت بگیرد. هم اکنون این نوع بحث‌ها بیش‌تر در خانه احزاب صورت می‌گیرد.

یعنی در بحث هسته‌ای نقاط اشتراکی وجود دارد؟

یعنی نکاتی هست که احزاب رقیب هم می‌توانند با یکدیگر درباره آن بحث داشته باشند (از باب پیدا کردن راه‌حل‌هایی که به مصلحت کشور باشد) یعنی در آن مقطع در موضوع هسته‌ای این نظر مطرح بود که پرونده ایران در حال رفتن به‌شورای امنیت است که منجر به تصویب قطعنامه‌هایی در این شورا علیه کشور خواهد شد و این مساله به سود کشور نیست و ممکن است در نهایت به درگیری نظامی‌‌ هم بینجامد. هدف این بود که گروه‌های مختلف در این باره چاره‌اندیشی کنند تا چنین اتفاق‌هایی رخ ندهد. این مساله موضوعی است که طبیعتا همه گروه‌ها یا اکثر آن‌ها در خصوص آن نگرانی‌های مشابهی دارند‌و می‌توانند با یکدیگر صحبت کنند.
در برخی از مسایل شاید هرگز نتوان وارد صحبت شد ولی در این موضوعات می‌شود بحث کرد، در بحث تحزب هم به همین شکل است ولی من هم احساس می‌کنم که ادبیات مسوولان موتلفه در هفته‌های اخیر ادبیات تندتری شده است نسبت به ادبیات سابق خودشان. چندی پیش هم دبیر کل موتلفه چنین مضمونی گفته بود‌که از مجلس ششم صدای آمریکا شنیده می‌شد.»
این مثل این است که برخی بگویند «آقایان طرفدار مجلسی هستند که از آن صدای بن لادن یا ملاعمر در بیاید.»
ولی به هر حال همین آقایان‌هم نمی‌توانند منکر شوند که در انتخابات چهار دوره اخیر مجلس که داشته‌ایم، انتخابات مجلس ششم آزادترین انتخابات بوده است.

احساس نمی‌کنید این تغییر لحن در ادبیات برخی احزاب به خاطر نوعی خروج از رقابت است و یک نوع زمینه‌سازی است برای شکل گرفتن برخی از حرکات در آستانه انتخابات؟ چرا که این گونه نقدها خیلی زیاد شده است؟

به نظر من این نقدها دو دلیل دارد. یک دلیل این است که اصول‌گرایان در مجموعه خود برای رسیدن به ائتلاف و یک کار واحد و مشترک دچار مشکل شده‌اند. به همین دلیل هم مرتب می‌خواهند افراد و گروه‌های درون جناح خود‌را بترسانند که‌مجلس ششم تکرار خواهد شد‌، به این معنا که اگر شما در ائتلاف شرکت نکنید و یا فهرست جداگانه بدهید و متفرق شوید مجددا مجلس ششم تکرار می‌شود‌اما دلیل دوم این است که‌آن‌ها احساس می‌کنند در جامعه وضع کسانی که منتسب به آقای احمدی‌نژاد بوده و به عنوان حامیان وی شناخته می‌شوند در انتخابات چندان خوب نیست و طبیعتا وزن اصلاح‌طلبان و به خصوص جایگاه آقای خاتمی‌‌و کسانی که منتسب به ایشان هستند، نسبتا خوب است، بنابراین می‌خواهند زمینه‌ای را فراهم کنند تا شورای نگهبان و هیات‌های اجرایی و نظارت را تحت تاثیر قرار داده و به این وسیله صلاحیت‌ها را مجددا رد کنند.

در صحبت‌های خود به این نکته اشاره کردید که برخی از حملات طرف مقابل تلاشی است برای شکل‌گیری ائتلاف و البته مشخص است که آن‌ها نتوانسته‌اند به این مهم دست پیدا کنند اما از طرف دیگر آیا اصلاح‌طلبان که در ابتدا قرار بود با مثلث خاتمی،‌‌هاشمی‌‌و کروبی به یک ائتلاف صددرصدی برسند، به این ائتلاف دست یافته‌اند؟

مثلثی که از آن صحبت می‌شد، بیش‌تر یک بحث روزنامه‌ای بود و هیچ وقت در واقعیت این سه نفر در کنار هم ‌ننشسته‌اند که برای اصلاح‌طلبان تصمیم بگیرند. به نظر من در آینده هم‌چنین اتفاقی نخواهد افتاد.
در واقع این‌افراد هر کدام یک نقش متفاوتی دارند. آقای‌‌هاشمی‌‌ ضمن این که با اصلاح‌طلبان ارتباط خوبی دارد و برخی از گرو‌ه‌ها مثل کارگزاران ارتباط نزدیک‌تری با ایشان دارند ولی آقای‌‌هاشمی ‌‌هیچ‌گاه چنین نقشی را به عهده نگرفته است که خود را در یک جناح قرار بدهد و بخواهد نقش برجسته‌ای را در یک جناح به عهده بگیرد. آقای‌‌هاشمی ‌‌با توجه به این که رییس خبرگان هم شده است ترجیح می‌دهد که با هر دو جناح ارتباط داشته باشد ضمن این که اگر توصیه یا راهنمایی‌هایی هم برای اصلاح‌طلبان داشته باشند آن‌ها را مطرح می‌کنند. آقای کروبی هم امروز سکاندار یک حزب هستند و همه تلاششان برای مطرح شدن آن حزب است. به این دلیل نمی‌توانند یک نقش اجماعی برای همه احزاب و در مجموعه اصلاح‌طلبان ایفا کنند. چون شخص ایشان پذیرفته است که در محدوده تشکل خود کار بکند. فردی که عمدتا می‌تواند ایفاگر نقش باشد آقای خاتمی ‌‌است که این نقش را به نظر من تا به امروز ایفا کرده است.

همان طور که در صحبت‌های خود به زمینه‌سازی برای ردصلاحیت‌ها اشاره کردید و با توجه به این که آقای خاتمی‌‌هم در این باره اظهار نگرانی کرده‌اند، در صورت وقوع این مساله و تکرار انتخابات مجلس هفتم، آیا مشخص است که واکنش اصلاح‌طلبان به این مساله چه خواهد بود؟

لزومی ‌‌ندارد ما به بدترین سناریوها بپردازیم و این تصور را داشته باشیم که بدترین سناریوها پیش می‌آید. ضمن این که نمی‌خواهم بگویم خیلی خوش‌بین باشیم و فکر کنیم که انتخابات خیلی خوب به طور مثال مشابه انتخابات مجلس ششم برگزار خواهد شد. در مجلس هفتم آن موردی که به آن اعتراض داشتیم و اگر مجددا پیش بیاید باز هم نسبت به آن معترض خواهیم شد این است که آن واقعه اصلا انتخابات نبود. ترکیب عمده کرسی‌‌های مجلس هفتم از قبل تعیین شده بود و منتخبین بیش از 190 کرسی از قبل تعیین شده بودند. بنابراین در این‌حوزه‌‌ها هیچ رقابتی وجود نداشت و تکلیف مجلس از قبل مشخص بود. ولی ما فکر می‌کنیم شرایط فعلی جامعه، شرایطی نیست که انتخاباتی مثل مجلس هفتم تکرار شود چرا که تهدیدهای خارجی به شکلی است که تنها یک انتخابات جدی می‌تواند این تهدیدها را تا حدی برطرف کند.‌‌‌تنها یک انتخابات خوب و آزاد می‌تواند این تهدیدها را برطرف کند. یک انتخاباتی که اقبال عمومی‌‌ نداشته باشد، هیچ کمکی به این شرایط کشور نمی‌کند. دلایل دیگری هم هست. من در مجموع احتمال تکرار سناریوی انتخابات مجلس هفتم را کم می‌دانم.
کما این که در انتخابات ریاست‌جمهوری که پس از انتخابات مجلس هفتم برگزار شد، آن سناریو تکرار نشد، نوع دیگری عمل شد و رقابت قابل قبولی در این انتخابات به وجود آمد. همچنین در انتخابات شورای سوم نیز همانند مجلس هفتم عمل نشد هر چند که در این انتخابات هم اشکالات جدی وجود داشت.

نمایندگانی که در مجلس ششم بودند آیا برای حضور در انتخابات آتی اعلام آمادگی کرده‌اند؟

من فکر می‌کنم که اکثر نمایندگان مجلس ششم برای حضور در انتخابات آتی ثبت‌نام می‌کنند.

آیا مجموعه ائتلاف اصلاح‌طلبان برای انتخابات برنامه‌ریزی و یا شعار مشخصی دارد یا در واقع بیش‌تر‌به کمک‌های آقای احمدی‌نژاد دل بسته است؟

کمک‌های آقای احمدی‌نژاد که قابل توجه است. بالاخره عملکرد آقای احمدی‌نژاد، عملکردی است که به طور مرتب رای اصلاح‌طلبان را افزایش می‌دهد ولی در جمع اصلاح‌طلبان هم یک گروهی تشکیل شده که عمدتا از کسانی هستند که در دولت آقای خاتمی‌‌و مجلس ششم بوده‌اند. این افراد در حال حاضر روی برنامه مجلس هشتم کار می‌کنند که‌آن را قبل از انتخابات منتشر خواهند کرد. طبیعتا از دل برنامه، شعار استخراج می‌شود.

واژه تندروی این روزها از سوی دو جناح کشور شنیده می‌شود. در عین حال این گمان هم وجود دارد که تندروی در فضای سیاسی کشور ما به درستی تعریف نشده است که منظور از تندرو و تندروی چیست؟ تندروی اگر برای رسیدن به اهداف باشد که خوب است. آیا شما فکر می‌کنید تعریف مشخصی از این واژه وجود دارد و یا این که این مساله تنها به چماقی برای کوفتن بر سر حریف تبدیل شده است؟

این اصطلاحات در هیچ کجا تعریف نشده است. به نظر من بحث تندروی و اعتدال را جناح مقابل اصلاح‌طلبان راه انداخته برای این که فتنه‌ای را در جریان رقیب خود ایجاد کند. عده‌‌ای هم دنباله‌رو این بحث شده‌اند و این مساله را تکرار می‌کنند. به نظر من کسانی که عمدتا این اصطلاحات را به کار می‌برند، منظورشان از تندرو کسانی هستند که مطابق میل آن‌ها عمل نکرده‌اند.‌ما در حال حاضر شرایط را طوری ارزیابی نمی‌کنیم که بخواهیم وارد این نوع تقابل‌‌ها شویم.

به نظر می‌آید که حمله به اصلاح‌طلبان هم از سوی رقیب و هم از سوی انشعابیون انجام می‌شود سیاست سکوت اصلاح‌طلبان تا چه موقع ادامه خواهد یافت؟

در جمع‌بندی ما به این رسیدیم که به این نوع صحبت‌ها چه در باب انتقاد از مجلس ششم و چه جبهه مشارکت پاسخ ندهیم. چرا که نتیجه پاسخ دادن به این انتقاد‌ها را به نفع جریان مقابل اصلاح‌طلبان قلمداد و فکر می‌کنیم جریان مقابل از این تقابل‌‌ها ‌استفاده اصلی را می‌کند. طبعا این سکوت به این معنا نیست که آن حرف‌ها و انتقادها پاسخ ندارد.‌ما نمی‌خواهیم صحبتی کنیم که روزنامه کیهان و صداوسیما بابت آن هلهله و پایکوبی کنند و چنین صحبت‌هایی را به عنوان مسایل اختلافی در جریان اصلاح‌طلب هرروز تکرار‌کنند. به این دلیل فکر می‌کنیم زمان، زمان مناسبی برای ورود به این منازعات و بحث‌ها نیست ولی حتما این اظهارات پاسخ دارد که در شرایط مناسب‌قابل طرح است.

فکر نمی‌کنید این سکوت باعث شده است تا فضایی در جریان اصلاح‌طلبی ایجاد شود که بر این اساس گروه‌هایی که وزن کم‌تری داشته‌اند، بیش‌ترین خواسته را داشته باشند؟

این مساله همیشه وجود داشته است و به دلیل سکوت نیست. گروه‌های کوچک‌تر معمولا ادعاهای بیش‌تری دارند. به خصوص زمانی که می‌خواهید کار ائتلافی انجام دهید گروه‌های بزرگ‌تر باید گذشت بیش‌تری بکنند تا ائتلاف شکل بگیرد ولی ما از پاسخ ندادن تا به حال ضرر نکرده‌ایم. یعنی این منطق را که اصلاح‌طلبان باید ‌از ورود به دعواهای خودی آن هم در شرایط کنونی بپرهیزند همه‌افراد فهیم در مجموعه اصلاح‌طلبان می‌پسندند و می‌پذیرند. ما خود خیلی مواجه بودیم با کسانی که حتی در بیرون از مشارکت از این سکوت و تحمل تقدیر کرده و می‌خواستند که این روند را ادامه دهیم. البته ما در بدنه حزب به خصوص از سوی نسل جوان حزب با فشار روبه‌رو هستیم که چرا به این انتقادات پاسخ نمی‌دهیم؟ ولی به هر حال سعی‌مان این است که با قانع کردن ‌آن‌ها همین مسیر را ادامه دهیم و وارد دعوایی که به صلاح اصلاح‌طلبان نیست، نشویم.

در صحبت‌های خود اشاره کردید به نیروهای جوان حزب. آیا شکل‌گیری و قدرت تاثیرگذاری نیروهای جوان و نسل سوم مشارکت از این پس به قدری خواهد بود که در تصمیمات این تشکل تاثیر گذاشته و احیانا روندی اتخاذ شود که با روند و منویات رهبرانی که حزب را تشکیل دادند، متفاوت باشد؟

جوانان در یکی، دو سال اخیر در جبهه مشارکت فعال‌تر از سال‌های گذشته شده‌اند و این طبیعت کار حزبی است که بخش‌هایی که در حزب فعال‌تر می‌شوند، هم مطالبات جدید و هم تاثیرگذاری بیش‌تری پیدا می‌کنند. جوانان به هر میزان که فعال شوند، به همان میزان هم تاثیرگذار می‌شوند، نه تنها تاثیر رسمی ‌‌و تعریف شده‌ای که در حزب و به شکل تعداد آرا وجود دارد بلکه غیر از آن با حضور فعال خود در آرای دیگران هم می‌توانند تاثیرگذار باشند. بنابراین با این تاثیرگذاری، بیش‌تر می‌توانند خواسته‌های خود را محقق کنند.

ولی احساس می‌شود که تا به این جا روند کار، یک روند اقناعی بوده است، آن هم از جانب رهبران و گردانندگان حزب؟

ما در مشارکت یک شرایطی را از ابتدا داشتیم که الان هم وجود دارد. اول این که اختلاف جدی را در حزب شاهد نبوده‌ایم هر چند ممکن است که در بدنه با دیدگاه‌های متنوع و متفاوتی هم روبه‌رو بوده باشیم. یعنی در شورای مرکزی حزب در اوایل تشکیل افرادی بودند که کاملا جزو افراد مدرن اصلاح‌طلب محسوب می‌شدند و عده‌ای هم بودند که جزو طیف سنتی این جریان سیاسی به شمار می‌آمدند ولی هیچگاه در درون حزب و فعالیت‌ها دچار مشکل نمی‌شدیم و بعد از مدتی که این افراد در کنار هم نشستند و بحث‌هایی را با هم داشتند به قدری به هم نزدیک شدند که با ذهنیت قبلی خود آن‌ها نمی‌‌خواند.
ولی ضمن این‌که ما مشکل اختلاف درون حزبی به شکلی که در خیلی از احزاب پیش می‌‌آید نداریم باید به این نکته توجه کنیم که‌نسل اول مشارکت باید به تدریج جای خود را به نسل‌های بعدی و جوان‌تر‌‌ها بدهد وگرنه حزب در جا می‌زند و سپس رو به افول می‌‌رود.
در کنگره گذشته که بحث تعیین دبیرکل مطرح بود و آقای خاتمی ‌‌هم این مسوولیت را نمی‌پذیرفت، من مایل نبودم این مساله را بپذیرم و‌استدلالم هم این بود که «منطق کار حزبی حکم می‌کند فردی جوا‌ن‌تر از دبیر کل قبلی دبیرکل شود.» اگر می‌خواهیم با نگاه به آینده حزب حرکت کنیم ‌باید کسی بیاید که از نظر سیاسی پختگی لازم را داشته باشد و از نظر سنی هم جوان‌تر‌باشد اما مجموعه شرایط حزب به سمتی رفت که این امر محقق نشد.

کنگره نهم و انتخابات شما به عنوان دبیر کل جبهه مشارکت با گمانه‌زنی‌هایی در محافل سیاسی همراه بود مبنی بر این که انتخابات حاوی این پیام است که مشارکت قصد دارد با حاکمیت (دولت) تعامل داشته و بینش نقادانه خود را کم‌رنگ کند. در حالی که در یک سال گذشته چنین مساله‌ای از سوی مشارکت مشاهده نشده است. از این پس رویکرد و نسبت مشارکت با دولت چگونه خواهد بود؟

به نظر من اگر انتظار این بود که با تغییر دبیر کل مشی حزب تغییر کند، انتظار واقع‌بینانه‌ای نبوده است. چرا که ما در حزب کار فردی انجام نمی‌دهیم. اگر دوره‌ای که آقای خاتمی ‌‌دبیر کل بودند خط مشی و راهبردی دنبال می‌‌شده‌نتیجه و حاصل یک کار جمعی بوده، ‌زمانی هم که من دبیر کل شدم باز هر چه اتفاق افتاده حاصل کار گروهی بوده است.
به این دلیل بعید می‌دانم تفاوت محسوسی نیز در مواضع و عملکرد قبل و امروز جبهه مشارکت مشاهده شود اما در رابطه با حاکمیت چنانچه حاکمیت را کلیت‌نظام تلقی کنیم و نه صرف دولت، سیاست ما، سیاست قبول کلیت و انتقاد به اجزا برای اصلاح بوده و هست.
یعنی ما جزو این نظام هستیم و نظام جمهوری اسلامی ‌‌را متعلق به خودمان می‌دانیم. سهم اصلاح‌طلبان را در انقلاب و شکل‌گیری جمهوری اسلامی ‌‌نه تنها کم‌تر از محافظه‌کاران نمی‌دانیم بلکه این سهم را ‌بیش‌تر هم می‌دانیم. اما در رابطه با رویکرد ما نسبت به دولت که مورد سوال شما بود طبعا با این نگاه که عرض کردم ما نسبت به بسیاری از امور و از همه بیش‌تر نسبت به عملکرد دولت انتقاد جدی داریم. به نظر من اشکال اصلی دولتمردان فعلی این است که با مقتضیات 30 سال پیش می‌‌خواهند امروز کشور را اداره کنند و این را اصول‌گرایی می‌‌پندارند در صورتی که این به معنای ‌‌در نظر نگرفتن عنصر زمان و مکان است که همواره یکی از اصلی‌ترین ملاک‌‌ها و معیارهای امام در تصمیم‌گیری‌‌هایشان بوده است.

شش ایراد اساسی بودجه 87 از طرف مرکز پژوهش‌های مجلس

شش ایراد اساسی بودجه 87 از طرف مرکز پژوهش‌های مجلس


مغایرت با قانون اساسی، کاهش اختیارات مجلس، باقی ماندن قدرت چانه زنی، متعهد نبودن دولت در برابر مجلس، عدم تامین حقوق قوه مقننه و عملیاتی نبودن، شش ایراد اساسی چارچوب پیشنهادی دولت در خصوص لایحه بودجه سال 1387 اعلام شد.


به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری فارس، مرکز پژوهشهای مجلس در گزارشی به ارزیابی چاچوب پیشنهادی دولت در خصوص لایحه بودجه سال 1387 کل کشور پرداخت که مشروح این ارزیابی به شرح زیر منتشر می شود.
این گزارش بر منبای مستندات زیر که در کمیسیون برنامه و بودجه و محاسبات مجلس شورای اسلامی توزیع شده است و همچنین توضیحات مسئولین ذی‌ربط در جلسات تخصصی تهیه شده است:
1- پیشنهاد چارچوب کلی لایحه بودجه 1387 کل کشور، معاونت برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی ریاست جمهوری، مرداد ماه 1386.
2- گزارش توجیهی چارچوب کلی پیشنهادی لایحه بودجه سال 1387 کل کشور، معاونت برنامه‌ریزی و نظارت و راهبردی ریاست جمهوری ، مرداد ماه 1386.
در چکیده این گزارش آمده است: طی برگزاری جلساتی در کمیسیون برنامه و بودجه و محاسبات، مسئولان معاونت برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی ریاست محترم جمهوری، چارچوب کلی پیشنهادی لایحه بودجه سال 1387 را ارائه دادند. بر این اساس اسناد بودجه‌ای سال 1387 در سه بخش اسناد پشتیبان لایحه، لایحه بودجه( شامل ماده واحده و چند حکم، جداول خلاصه و کلان) و پیوست‌های لایحه ( شامل جداول تفصیلی ، منابع و مصارف) ارائه خواهد شد. بخش‌های اول و سوم صرفا اطلاعی بوده و بخش دوم به تصویب مجلس شورای اسلامی خواهد رسید.
این گزارش می‌افزاید: طبق چهارچوب پیشنهادی در «سند بودجه» سه تغییر مشخص روی داده است. این سه تغییر عبارتند از :« حذف تبصره‌های فعلی بودجه» ،«‌حدود کردن ردیف‌های متفرقه و انتقال اعتبارات برخی ردیف‌های متفرقه به ذلیل اعتبارات دستگاه های اصلی» و « تجمیع اعتبارات دستگاه‌های اجرایی ذیل تعداد محدودی دستگاه اصلی».
مرکز پژوهشهای مجلس در ادامه خاطرنشان کرده است: حذف تبصره‌ها ( به شرط آنکه اجرای بودجه را با خلا قانونی رو به رو نکند) و محدود کردن ردیف‌های متفرقه را می‌توان اقدامی مثبت تلقی کرد. اما تجمیع اعتبارات دستگاه‌های اجرایی بر حسب دستگاه‌های اصلی( صرفا وزارتخانه‌ها و برخی عناوین اصلی دیگر) اولا با اصول 53 و 55 قانون اساسی و همچنین ماده ( 68) قانون محاسبات عمومی کشور و ماده (12) قانون برنامه و بودجه مغایر است و ثانیا می‌تواند اختیارات مجلس شورای اسلامی را در اولویت ‌بندی وظایف و نحوه اختصاص منابع عمومی به دستگاه های اجرایی که دارای قانون تاسیس یا اساسنامه قانونی هستند مخدوش کند. ثالثا چانه زنی بودجه‌ای را به سطح وزارتخانه‌ها و برای تمامی طول سال مالی منتقل خواهد کرد.
این گزارش می‌افزاید: در چارچوب پیشنهادی دولت هیچ گونه عنصری که دولت را به لحاظ عملیاتی در مقابل مجلس شورای اسلامی متعهد کند، وجود ندارد. در عمل برنامه‌های عملیاتی و شاخص‌هایی که نظارت را به شکل قانونی امکان‌پذیر کند به تصویب مجلس شورای اسلامی نمی‌رسد.
بنابراین گزارش چارچوب پیشنهادی دولت حقوق قوه مقننه در بودجه (مجموعه عملیات دولت به همراه میزان اعتبار لازم برای اجرای آن‌ها و تناسب محصول مورد انتظار و دلایل بودجه پیشنهادی و نتایج حاصل از اجرای بودجه ) را تامین نمی کند. علاوه بر این چارچوب مزبور با الزامات بودجه‌ریزی عملیاتی نیز قابل ارزیابی نیست.

به گزارش فارس، متن کامل این گزارش به شرح زیر است:

مقدمه

طی جلساتی در کمیسیون برنامه و بودجه و محاسبات و مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی مسئولان معاونت برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی ریاست جمهوری چارچوب کلی لایحه بودجه سال 1387 را ارائه دادند. بر این اساس اسناد بودجه‌ای سال 1387 در سه بخش تهیه خواهد شد:
بخش اول: اسناد پشتیبان لایحه ( اهداف ، سیاست‌های کلی و برخی جداول).
بخش دوم: لایحه بودجه ( ماده واحده و تبصره‌ها و جداول خلاصه و کلان بودجه).
بخش سوم : پیوست‌های لایحه( جداول تفصیلی منابع و مصارف).
بخش‌های اول و سوم صرفا اطلاعی بوده و فقط بخش دوم به تصویب مجلس شورای اسلامی خواهد رسید. گزارش حاضر به بررسی چارچوب مزبور می‌پردازد.

چارچوب الگو و اهداف

1- طبق چارچوب پیشنهادی دولت تبصره‌های فعلی بودجه حذف و صرفا ماده واحده و احکام محدودی با هدف کمک به عملیاتی کردن بودجه، بخش اول« سند لایحه بودجه» را تشکیل خواهند داد. برخی احکام که به نظر دولت برای اجرای بودجه لازم تشخیص داده شده است، در قالب لایحه جداگانه‌ای به قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت ملحق خواهد شد.
2- اطلاعات راجع به منابع و مصارف بودجه به صورت کلان در 12 جدول ارائه خواهد شد( این اطلاعات در حال حاضر نیز در لوایح و قوانین بودجه وجود دارد).
3- اعتبارات کلیه دستگاه‌های اجرایی کشور در قالب تعداد محدودی دستگاه اصلی تجمیع شده است که در همین سطح( به تفکیک اعتبارات هزینه‌ای ، تملک دارایی‌های سرمایه‌ای و تملک دارایی‌های مالی) به تصویب مجلس شورای اسلامی می‌رسد. اعتبارات دستگاه‌ های اجرایی بر حسب برنامه و اهداف کمی و اعتبار طرح‌های تملک دارایی‌های سرمایه‌ای به عنوان پیوست‌های اطلاعی به مجلس شورای اسلامی تقدیم می‌شود.
4- اعتبارات ردیف‌های متفرقه تا حد ممکن به ذیل دستگاه‌های اجرایی ذی‌ربط اصلی انتقال یافته است و سایر ردیف‌های متفرقه نیز ذیل هفت سر فصل کلی طبقه‌بندی خواهد شد.
5- عمده اطلاعاتی که محتوی اسناد بودجه‌ای در سنوات اخیر را تشکیل می‌داد شامل درآمدها و واگذاری دارایی‌های سرمایه‌ای و مالی( بر حسب بند، جزء و دستگاه اجرایی)، اعتبارات دستگاه‌های اجرایی بر حسب برنامه و اهداف کمی، اعتبار طرح‌های تملک دارایی‌های سرمایه‌ای ، بودجه استان‌ها و بودجه شرکت‌های دولتی، بانک‌ها و موسسات انتفاعی وابسته به دولت به ترتیب به عنوان پیوست‌های (1) تا ( 5) لایحه بودجه، برای تصویب به مجلس ارائه می‌شود. طبق چارچوب پیشنهادی این اسناد از این پس اطلاعی است و به تصویب مجلس نخواهد رسید.
6- طبق چارچوب پیشنهادی علاوه بر اسناد مزبور مجموعه اطلاعاتی به عنوان اسناد پشتیبان لایحه بودجه تنظیم و به مجلس ارائه می‌شود. این اطلاعات رئوس گزارش‌های عملکرد شاخص‌های کلان و بخشی سال 1385 و شش ماهه سال 1386، سیاست‌های کلی و جهت‌گیری‌های کلان، اهداف کمی و کیفی برنامه سالانه دولت، ملاحظات و اولویت‌های توزیع اعتبارات ملی و استانی خواهد بود. این اسناد نیز اطلاعی بوده و به تصویب مجلس نمی‌رسد.

هدف‌های کلی چارچوب پیشنهادی دولت به شرح زیر مطرح شده است:

1- افزایش حجم اطلاعات پشتیبانی کننده محتوای سند بودجه و حذف تبصره‌های بودجه،
2- تاکید بیش‌تر بر اهداف و شاخص های کمی مبنای بودجه دستگاه‌های اجرایی،
3- افزایش اختیارات دستگاه‌های اجرایی در راستای تسریع در اجرای بودجه ‌ریزی مبتنی بر عملکرد،
4- منظور کردن ساز و کارهای تشویقی در بودجه برای افزایش انگیزه مدیران اجرایی با هدف افزایش بهره‌وری،
5- واگذاری اختیار تخصیص اعتبارات فعالیت‌ها و طرح‌ها به دستگاه‌های اجرایی،
6- مبادله سند قرارداد بودجه با دستگاه‌های اجرایی در سطح کلی اهداف کمی برنامه،
7- نظارت کلان راهبردی توسط معاونت برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی، نظارت عملیاتی توسط دستگاه‌های اجرایی و نظارت‌های مالی توسط وزارت امور اقتصادی و دیوان محاسبات

ارزیابی الگو

1- اصل (52) قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران « تهیه بودجه» را به عهده دولت و «بررسی و تصویب بودجه» را برعهده مجلس شورای اسلامی گذاشته است. به طور طبیعی « چارچوب تهیه بودجه» بر کیفیت بررسی و تصویب بودجه و نحوه نظارت توسط مجلس شورای اسلامی اثرگذار است. لذا مجلس شورای اسلامی در ارتباط با چارچوب بودجه دارای حقوق مشخصی است. بعد از انقلاب اسلامی به موجب اصل (52) قانون اساسی جمهوری اسلامی مقرر گردید بودجه سالانه کل کشور باید« به ترتیبی که در قانون مشخص می‌شود» از طرف دولت تهیه و برای بررسی و تصویب به قانون گذار پیشنهاد شودو از آنجا که چنین قانونی تاکنون تهیه و تصویب نشده، تغییر سازماندهی و تجدید طراحی‌های سند بودجه برای انطباق با نیازهای اطلاعاتی جدید ضرورت پیدا نکرده است. در حال حاضر در بودجه‌ریزی ایران احکام قانونی و مقررات اداری جامع و روشنی در مورد نحوه تهیه، بررسی و تصویب سند بودجه وجود ندارد و این نارسایی، موجب شده است تا در سه دهه اخیر و به خصوص 5 سال گذشته تغییرات گسترده‌ای در صورت‌بندی و محتوی اطلاعات اسناد بودجه‌ای روی دهد.
2- طبق چارچوب پیشنهادی در « سند بودجه» سه تغییر مشخص روی خواهد داد. این سه تغییر عبارتند از :« حذف تبصره‌های فعلی بودجه»،«‌محدود کردن ردیف‌های متفر قه و انتقال اعتبارات برخی ردیف‌های متفرقه به ذیل اعتبارات دستگاه‌های اصلی» و » تجمیع اعتبارات دستگاه‌های اجرایی ذیل تعداد محدودی دستگاه اصل». ذیلا این سه تغییر ارزیابی می‌شود.

1- حذف تبصره‌های بودجه

به نظر می‌رسد تهیه و تصویب تبصره‌های بودجه به شکل مرسوم بودجه‌های سنواتی مهم‌ترین و بحث‌برانگزترین اخلال در نظام بودجه‌ریزی و قانون‌گذاری کشور است. نتیجه تصویب تبصره‌ها در بودجه‌های سنواتی یا تجمیع احکام آن‌ها ذیل قوانینی مانند « قانون وصول برخی از درآمدهای دولت و ...» (مصوب سال 1376) ،«قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت» ( مصوب سال 1380) و الحاقیه آن ( مصوب سال 1384) ، کثرت قوانین و مقررات فاقد کیفیت لازم و گاه متعارض و دارای مدت اعتبار محدود بوده است که نتیجه آن را می‌توان در اخلال در نظام حقوقی کشور از یک سو و غفلت مجلس از اصل ماموریت در ابراز رای نسبت به بودجه، از سوی دیگر ، خلاصه کرد.
با توجه به مراتب مزبور حذف تبصره‌ها را در کل می‌توان اقدامی مثبت تلقی کرد. اگر چه لازم است به همراه ماده واحده احکام مشخصی راجع به تشریح و توضیح ردیف‌های اعتباری فاقد ماموریت‌های قطعی وجود داشته باشد.
در این مورد یک سوال مشخص قابل طرح است. معمولا مسئولان قوه مجریه در سنوات قبل در پاسخ به انتقاد قوه مقننه به حجم احکام تبصره‌ها وجود آن‌ها را برای اجرای بودجه لازم می‌دانستند و با حذف آن‌ها توسط مجلس شورای اسلامی مخالفت می‌کردند. سوال این است که چه تحولی قوه مجریه را به این نتیجه رسانده است که ظرفیت‌های قانونی لازم برای اجرای بودجه وجود دارد و لذا نیازی به ارائه تبصره‌ها و کسب مجوز وجود ندارد؟

2- محدود کردن ردیف‌های متفرقه

فلسفه وجودی اعتبار در ردیف‌های متفرقه عدم امکان پیش‌بینی دقیق برنامه و موارد هزینه و مهم‌‌ترین موارد آن مربوط به هزینه‌های پیش بینی نشده جاری و عمرانی است. اعتبارات پیش‌بینی شده برای حوادث غیر مترقبه یک مثال است . تعدد این ردیف‌ها و تنوع آن‌ها یکی از دلایل عدم شفافیت اعتبارات دستگاه‌های اجرایی و محملی برای چانه‌زنی دستگاه‌های اجرایی جهت دستیابی به آن بوده و به همین جهت نیز همواره تجمیع اعتبارات ذیل ردیف‌های متفرقه توسط دستگاه‌های کارشناسی و نظارتی محل اعتراض بوده است. لذا انتقال این ردیف‌ها به ذیل اعتبارات دستگاه‌های اجرایی ذی‌ربط و محدود کردن آن‌ها به موارد ضرور در چارچوب پیشنهادی دولت قابل قبول است.
در این مورد نیز مسئولان اجرایی قوه مجریه همواره به دلایل مدیریتی و کسب اطمینان از اختصاص اعتبارات این ردیف‌ها به انجام فعالیت‌های مشخص و درگیر بودن دستگاه‌های اجرایی مختلف در فرآیند تصمیم‌گیری راجع به این اعتبارات، با انتقال آن‌ها به ذیل دستگاه‌های اجرایی مخالف می‌کردند. اینکه چگونه در حال حاضر شرایط این کار فراهم شده است نیز محل سوال است.

3- تجمیع اعتبارات دستگاه‌‌های اجرایی

طبق چارچوب پیشنهادی اعتبارات بر حسب دستگاه‌های اصلی به تصویب مجلس شورای اسلامی می‌رسد. این تغییر مهم‌ترین و بحث‌برانگیزترین موضوع در چارچوب پیشنهادی است و به لحاظ تاثیرات مختلفی که در مراحل مختلف بودجه‌ریزی دارد به تفکیک هر یک از این مراحل مورد بررسی قرار می‌گیرد.

الف ) مرحله تهیه و تنظیم بودجه
همچنان که ذکر شد در حال حاضر در بودجه‌ریزی احکام قانونی و مقررات اداری جامع و روشنی در مورد سند بودجه وجود ندارد. با این حال تهیه و تنظیم بودجه کل کشور به تبعیت از دو قانون اصلی برنامه و بودجه و محاسبات عمومی صورت می‌پذیرد، اگر چه قوانین دیگری نیز مراحل مختلف انجام کار را تحت تاثیر قرار می‌دهند.« گزارش توجیهی چارچوب کلی پیشینهادی لایحه بودجه سال 1387 کل کشور» مبانی قانونی تهیه و تصویب بودجه را ارائه کرده است. طبق این گزارش ماده(12) قانون برنامه و بودجه و ماده(68) قانون محاسبات عمومی کشور از جمله مبانی قانونی تهیه بودجه است. ولی بررسی این مواد نتیجه متفاوتی را نشان می‌دهد. طبق ماده(12) « اعتبارات طرح‌های عمرانی در قالب برنامه اجرایی همراه با اعتبارات جاری دستگاه‌های اجرایی در بودجه کل کشور منظور و برای تصویب به مجلس شورای اسلامی تقدیم می‌گردد. دستگاه اجرایی طبق بند ( 11) ماده ( 1) همین قانون، شامل وزارتخانه‌ها، نیروهای مسلح، استانداری‌ها، شهرداری‌ها ، موسسات دولتی و وابسته به دولت، شرکت دولتی و ....تعریف شده است که عهده‌دار اجرای قسمتی از برنامه سالانه هستند. همچنین طبق ماده (68) قانون محاسبا عمومی « بودجه هر یک از وزارتخانه‌ها و موسسات دولتی و واحدهای وابسته به آن‌ها باید به طور کامل و جداگانه در بودجه کل کشور درج شود». چارچوب پیشنهادی آشکارا با این مبانی قانونی ناسازگار است. زیرا اولا بودجه هر یک از وزارتخانه‌ها، موسسات دولتی و واحدهای وابسته به آن‌ها به طور کامل و جداگانه در بودجه کل کشور درج نمی‌شود و ثانیا برای تصویب به مجلس شورای اسلامی تقدیم نمی‌شود.
- طبق اصل (53) قانون اساسی کلیه پرداخت‌ها به دولت« در حدود اعتبارات مصوب به موجب قانون انجام می گیرد». طبق اصل (55) قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران « دیوان محاسبات کشور به کلیه حساب‌های وزارتخانه‌ها، موسسات، شرکت‌های دولتی و سایر دستگاه‌هایی که به نحوی از انحا از بودجه کل کشور استفاده می‌کنند و به ترتیبی که قانون مقرر می‌دارد رسیدگی یا حسابرسی می‌کند که هیچ هزینه‌ای از اعتبارات مصوب تجاوز نکرده و هر وجهی در محل خود به مصرف رسیده باشد». اصل (52) قانون اساسی تصویب بودجه( تعیین اعتبارات مصوب) را از اختیارات مجلس شورای اسلامی می‌داند. با توجه به مراتب مزبور عدم تصویب اعتیارات کلیه دستگاه‌های اجرایی و صرفا تصویب اعتبارات دستگاه‌های اصلی در مجلس شورای اسلامی برخلاف اصول مزبور است.
- فرایند تنظیم برنامه و بودجه طبق قانون برنامه و بودجه و نحوه اجرای آن در عمل در نمودار 1 نشان داده شده است. در عمل اولا هیچ گاه برنامه سالانه طبق تعریف قانون برنامه و بودجه توسط دستگاه‌های اجرایی تهیه و توسط سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی بررسی نشد و ثانیا اغلب اوقات دستگاه‌های اجرایی به طور مستقیم با سازمان برنامه و بودجه (سازمان مدیریت و برنامه ریزی) و سپس مجلس شورای اسلامی وارد مذاکرات بودجه‌ای می‌شدند و وزرا در بررسی برنامه‌های سالانه و اعتبارات دستگاه‌های اجرایی نقش چندانی نداشتند. حسب چارچوب پیشنهادی، اعتبارات در سطح دستگاه های اجرایی اصلی به تصویب می رسد. هدف این امر نیز تأکید بیشتر به اهداف و شاخص‌های کمی مبنای بودجه دستگاه‌های اجرایی و.... عنوان شده است. چند پرسش مشخص در این ارتباط قابل طرح است:
* ایا پیوست شماره 2 لایحه بودجه 1387 که در آن اعتبارات دستگاه های اجرایی بر حسب برنامه و اهداف کمی درج شده است طبق فرایند پیش بینی شده در قانون برنامه و بودجه تهیه شده است؟ در صورتی که این فرایند طی شده است و اعداد این پیوست معتبر باشد چه اختیارات بیشتری نسبت به وضعیت فعلی برای وزرا قابل تصور است که پس از آن بتوانند اعمال کنند؟
*‌در صورتی که این فراینأ طی نشده باشد و همانند وضعیتی که تاکنون مورد عمل بوده است اعتبارات صرفا توسط دستگاه (بدون بررسی برنامه ها و اعتبارات توسط وزرا) پیشنهاد شده باشد چگونه می توان وزرا را در اجرا مسئول دانست؟
ضمن آنکه با توجه به فرایند تحول سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور به معاونت برنامه ریزی و راهبردی رئیس جمهور کیفیت بررسی اعتبارات و برنامه های پیشنهادی این دستگاه ها نیز قابل بحث است.

ب) در مرحله تصویب
ایجاد وظیفه و خدمت عمومی در صلاحیت نهایی مجلس شورای اسلامی است هر چند آزادی عمل دولتها و اقتضای منافع عمومی ممکن است به پیشنهاد انجام خدماتی در بخش عمومی منجر می شود. در واقع این مجلس است که می تواند در هنگام بررسی بودجه با دادن رأی موافق یا مخالف به اینگونه پیشنهادهای دولت آنها را تنفیذ یا رد کند. از سوی دیگر حذف یک وظیفه یا خدمت عمومی در صلاحیت مقامی است که آن را ایجاد کرده است چنانچه انجام وظیفه یا خدمت مورد نظر موضوع قانون باشد حذف آن نیز نیازمند قانون است اما اگر مجوز آن قانون بودجه (پیشنهاد دولت و پذیرش مجلس) باشد مادام که تخصیص اعتبار اجرایی مربوط لغو نشده باشد لازم الرعایه خواهد بود. بسیاری از دستگاه‌های اجرایی دارای قانون تأسیس، اساسنامه و.... هستند و مجلس شورای اسلامی وظایف مشخصی را برای آنها تعیین کرده است. اگرچه در حال حاضر نیز ممکن است اعتبارات کافی برای انجام وظایف قانونی در اختیار دستگاه اجرایی قرار نگیرد اما این مجلس شورای اسلامی است که مرجع نهایی جهت اولویت بندی در اختصاص منابع و در نتیجه اولویت بندی در انجام وظایف قانونی دستگاه هاست. در چارچوب پیشنهادی مرجع نهایی اولویت بندی وظایف و نحوه اختصاص آنها به دستگاه های اجرایی به جای مجلس شورای اسلامی وزرا و استانداران خواهند بود.
*در چارچوب پیشنهادی هیچگونه عنصری که دولت را به لحاظ عملیاتی در مقابل مجلس شورای اسلامی متعهد کند وجود ندارد. برنامه های عملیاتی دستگاه های اجرایی و اهداف بودجه‌ای به تصویب مجلس شورای اسلامی نمی رسد. این امر می تواند در عمل تخصیص بودجه را سلیقه ای کند. در چارچوب پیشنهادی اعتبارات دستگاه های اجرایی بر حسب برنامه و هدف کمی و سایر اطلاعات مرتبط طبق نظر دولت اطلاعی است و به تصویب مجلس نمی رسد. لذا این اسناد نمی توانند خلأ مزبور را جبران کنند.
*نحوه بررسی و تصویب بودجه مطابق با چارچوب پیشنهادی در مجلس شورای اسلامی نامعلوم است. عدم وجود اسناد موضوع بند فوق موجب می شود تا احتمال به هم ریختن چارچوب کلی بودجه در اثر پیشنهادها و تغییرات احتمالی در مجلس شورای اسلامی تشدید شود. به عبارت دیگر اعتبارات هزینه‌ای و تملک دارایی های سرمایه ای بر حسب امور و فصل و دستگاه های اجرایی اصل در دسترس مجلس شورای اسلامی قرار دارد. حال پرسش این است که بر چه مبنایی باید کمیسیون‌های تخصصی مجلس شورای اسلامی و کمیسیون تلفیق تناسب این اعتبارات با وظایف دستگاه‌های اجرایی از یک سو و شاخص های احتمالی از سوی دیگر را مورد سنجش قرار دهند؟
*درباره بودجه عمرانی نیز باید گفت که طبق ماده 32 قانون برنامه چهارم اعتبارات طرح های تملک دارایی‌های سرمایه ای جدید نیز برای یک بار به قیمت ثابت سالی که طرح مورد نظر برای اولین بار در لایحه بودجه سالیانه منظور می شود به تصویب مجلس شورای اسلامی می رسد.

ج)‌مرحله اجرا
*در روش فعلی بودجه ریزی هر دستگاه حسب مذاکرات بودجه ای که در مرحله تهیه و تصویب صورت می گیرد تعیین می شود و پس از تصویب بودجه دستگاه ها عملیات اجرایی خود را متناسب با آن سازمان می دهند. در عین حال پس از تصویب بودجه در مجلس شورای اسلامی و ابلاغ آن به دست رئیس جمهور چانه زنی عمدتا در مورد میزان تخصیص و اعتبارات ردیف های متمرکز و عمدتا در سطح سازمان مدیریت و برنامه ریزی وجود داشت. در روش پیشنهادی و باتوجه به عدم تصویب اعتبارات حسب دستگاه اجرایی و برنامه چانه زنی‌های بودجه ای به سطح وزارتخانه ها منتقل شده و در تمام طول سال مالی ادامه خواهد یافت.

4-عدم تأمین نیازهای اطلاعاتی قوه مقننه جهت بررسی و رأی به بودجه

در جمهوری اسلامی ایران اصول 113 تا 142 قانون اساسی فرماندهی و رهبری سازمان اداری را به مقام‌های سیاسی سپرده و مسئولیت و وظایف هرکدام را برشمرده است تا پاسخگوی کارها و مسئولیت‌هایشان در برابر قوه مقننه باشند. این اصول متضمن اشراف قوه مقننه و مرجع قانونگذاری بر دولت است و چگونگی حضور مجلس در فرایند بودجه و تأمین حقوق عملی تجویزی و نظارتی آن را ممتاز می‌کند. به عبارت دیگر نظام سیاسی شبه پارلمانی ایران در عین آنکه تقریبا همه عوامل اجرایی در بخش های سیاسی و اداری و انتظامی و نظامی را در خدمت قوه مجریه قرار داده تفوق قوه مقننه و مرجع قانونگذاری بر دولت را به رسمیت شناخته است.
تأمین حقوق قوه مقننه در ساختارهای مختلف حاکمیت‌های سیاسی با تعبیرها و شیوه‌های اجرایی متفاوتی صورت می گیرد. در چارچوب مناسبات حقوقی و رویه های معمول ایران تأمین حقوق تصویبی مجلس مستلزم سازماندهی نظام متناسبی برای تولید و ارائه اطلاعات لازم توسط دولت در مرحله بررسی و تصویب بودجه است. این نظام که تأمین اطلاعات مورد نیاز قانونگذار در مرحله نظارت و ارزیابی را نیز بر عهده خواهد داشت باید به دو سوال مشخص پاسخ دهد:
1- مجموعه عملیات دولت (برنامه های اجرایی) به همراه میزان اعتبار لازم برای هر یک از آنها، محصول (انواع تعهد دولت) و نحوه پاسخگویی مالی و محاسباتی را به طور مشخص بیان کند. این مجموعه در مجلس تصویب خواهد شد و مبنایی برای پاسخگویی دولت خواهد بود.
2- دلایل بودجه پیشنهادی و نتایج حاصل از اجرای بودجه را از طریق ارائه شاخص های قابل ارزیابی و دقیق تعیین کنند.
لازم به ذکر است که در شیوه فعلی ارائه بودجه به مجلس نیز موضوع ارائه اطلاعاتی که مجلس شورای اسلامی را در موضع تصمیم گیری راجع به بودجه قرار دهد همواره مغفول مانده است در رویه فعلی بررسی و رأی به بودجه، توجه مجلس به طور عمده به بررسی تبصره های بودجه معطوف می شود که عمدتا مجوزهایی برای اجرای بودجه توسط دولت هستند.

5-عدم تأمین الزامات حرکت به سمت بودجه ریزی عملیاتی

بودجه ریزی عملیاتی عبارت است از برنامه سالانه به همراه بودجه سالانه که ارتباط میان میزان اعتبارات تخصیص یافته به هر برنامه و نتایج بدست آمده از آن برنامه بر اساس شاخص های عملکرد را نشان می‌دهد به عبارت دیگر در این نوع بودجه ریزی به گونه ای نظام مند شاخص های عملکردی بودجه‌ای برای ارزیابی مدیران به کار گرفته می شود.
این شیوه بودجه ریزی با توجه به تعریف خود حداقل با دو مفهوم ارتباط تنگاتنگ دارد:
1- تخصیص اعتبار بر اساس شاخص های عملکردی
2- امکان ارزیابی مدیران بر اساس شاخص های مزبور هدف اصلی دراین شیوه بودجه ریزی تحویل کالاو خدمات به شهروندان با حداقل هزینه و حداکثر کیفیت است. برای تحویل کالا و خدمات با کیفیت نیز ابتدا باید اهداف ملوب برگزیده سپس هزینه دستیابی به آن حداقل شود.
برای انتخاب اهداف مطلوب یک سازمان یا وزارتخانه باید در مرحله اول کلیه وظایف زائد را که به دلایل متعددی در مقاطع مختلف تاریخی انباشته شده است مجددا بازبینی شود، سپس وظایف و فعالیت های باقیمانده را بر اساس کاراترین شیوه و با حداقل هزینه در قالب کالا و خدمات ارائه کرد. به همین جهت نیز دستگاه اجرایی باید وظایف و فعالیت مرتبط را بازبینی کند که در برخی موارد نیازمند تغییر اساسنامه یا قانون تأسیس آن دستگاه است.
در مرحله بعد دستگاه های اجرایی برای رسیدن به اهداف قانونی خودنیاز به تعریف شاخص‌هایی دارند تا بتوانند موفقیت یا عدم موفقیت آنها را بر آن مبنا ارزیابی کرد. این شاخصها باید مقبول معتبر و قابل نظارت باشند و توسط مراجع رسمی تهیه، تصویب و ابلاغ شوند تا معیار ارزیابی دستگاه تقنینی، مدیر اجرایی و دستگاه های نظارتی یکسان باشد. از طرف دیگر این شاخصها باید گویای ظرفیتها و قابلیت‌های دستگاه مورد نظر باشند به عنوان مثال اشتغالزایی برای وزارت دفاع، افزایش متراژ زندان‌های ساخته شده برای سازمان امور زندانها و افزایش میزان درآمد جرایم رانندگی برای پلیس راهنمایی و رانندگی باتوجه به وظایف اصلی این دستگاه‌ها شاخص های معتبری قلمداد نمی شود.
در چارچوب بودجه ریزی عملیاتی مدیر اجرایی برای رسیدن به اهداف مورد نظر باید دارای اختیارات مشخی باشد پس قوانین و مقررات متناسب این اختیارات نیز باید بازبینی شود. در حال حاضر قانون محاسبات عمومی کشور بیشتر نظارت بر فرایند اجرا را مدنظر قرار می دهد تا نتیجه و محصول را بقیه قوانین و مقررات نیز به نوعی در تکمیل آن تهیه و تصویب شده اند لذا امکان نظارت عملیاتی در چارچوب مجموعه قوانین فعلی وجود ندارد.
به این ترتیب برای عملیاتی کردن بودجه باید برنامه های راهبردی تعیین شاخص عملکردی در سطوح مختلف اجرایی و سیاستگذاری تهیه تصویب و زمینه‌های مدیریتی و قانونی جهت تقویت ظرفیت‌های سازمانی فراهم شود.
چارچوب پیشنهادی دولت برای بودجه 1387 اطلاعات لازم را برای ارزیابی حرکت بودجه به سمت بودجه‌ریزی عملیاتی ارائه نمی‌دهد. طبق شواهد موجود نه اهداف سازمانها و دستگاه های اجرایی بازبینی شده اند و نه شاخص‌های معتبری در مراجع رسمی به تصویب رسیده است. تنها معیاری که بتوان آن را نمودی از عملیاتی کردن بودجه در پیش نویس بودجه 1387 قلمداد کرد استناد آن به شاخص‌هایی است که بندهای 2،3،4 گزارش توجیهی معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی فرض کرده و هدف اصلی را تأکید بر اهداف و شاخص های کمی، افزایش اختیارات دستگاه‌های اجرایی، منظور کردن ساز و کارهای تشویقی و نظارت کلان قرار داده است. در واقع تمامی این اهداف منوط به وجود و کیفیت شاخص‌های کمی است که وجود و مرجع تصویب آنها مورد تردید جدی است. در فقدان چنین پیش نیازهایی نظارت مجلس شورای اسلامی و حتی نظارت مؤثر معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور بر بودجه مقدور نیست.
بدین ترتیب در مقایسه با قالب‌های اطلاعاتی سال های قبل پیش نویس لایحه بودجه 1387 را می‌توان اینگونه تصویر کرد که در شکل قبلی امکان نظارت مالی بر فرایند تخصیص اعتبارات طبق ردیف‌های موجود در اسناد بودجه توسط دیوان محاسبات وجود داشت ولی در شکل جدید این شکل نظارت نیز تضعیف شده است بدون اینکه شاخص های معتبری برای نظارت بر نتیجه یا محصول اعتبارات تخصیص یافته جایگزین شود.

پیشنهادها

1- رفع مغایرت‌های چارچوب پیشنهادی در ارتباط با تجمیع اعتبارات دستگاه‌های اجرایی با اصول قانون اساسی قانون محاسبات عمومی و قانون برنامه و بودجه ضرورت دارد. اعتبارات تمامی دستگاه‌ها (و ردیف‌هایی) که دارای اساسنامه یا قانون تأسیس و حکم قانونی هستند باید به تفصیل در بودجه قابل تصویب (نه اطلاعی) وجود داشته باشد.
2-تأمین حقوق قوه مقننه در بودجه مستلزم ارائه مجموعه اطلاعاتی است که متضمن دو ویژگی مهم پیش‌بینی‌های دولت در برابر قوه مقننه باشد:
*ترسیم محدوده برنامه های عملیاتی دولت در سال بودجه (سیاست های بودجه ای، برآورد اعتبار لازم برای اجرای سیاست، نتایج اجرای هر سیاست و نحوه تأمین مسئولیت محاسباتی)
*ارائه شاخص های دقیق که آثار و نتایج کلی عملیات بودجه ای را در اداره امور و تغییرات حاصل در شاخص‌های کلان اجتماعی و اقتصادی نشان دهد.
اعلام نظر قوه مقننه نسبت به مجموعه سیاستها و اعتبارات پیشنهادی دولت به منزله تأدیه حقوق تجویزی این قوه است.
همانگونه که ذکر شد در روال فعلی بودجه ریزی نیز هیچگاه مجموعه اطلاعاتی که حقوق قوه مقننه در بودجه را تأمین کند در اختیار مجلس شورای اسلامی قرار نگرفته است. حال که دولت از طریق الگوی پیشنهادی قصد دارد تا تسهیلاتی را برای خود در اجرای بودجه فراهم کند مجلس شورای اسلامی نیز می‌تواند با درخواست اطلاعات مزبور نسبت به استیفای حقوق قانونی خود اقدام کند.

ارزیابی عملکرد اقتصادی دولت در سال ۸5

ارزیابی عملکرد اقتصادی دولت در سال ۸5


علی مزروعی

نقل از وبلاگ شخصی علی مزروعی

چکیده
تحلیل عملکرد اقتصادی کشور باعث می شود که از یک سو نقاط قوت و ضعف اقتصاد کشور شناخته شده و در جریان تصمیم‌گیری‌ها و تدوین هر نوع سیاست اصلاحی در این عرصه فضای بیش‌تری فراهم شود ، و از سوی دیگر اثرات شرایط محیطی و محدودیت‌های خارج ازکنترل دولت مشخص‌تر شده و در نتیجه امکان استفادهء بیش‌تر از این شرایط و محدودیت‌ها فراهم آید . با این رویکرد بررسی و تحلیل عملکرد اقتصادی کشور در سال 1385و ارایهء اطلاعات آماری می‌تواند به عنوان ابزار مناسبی در تبیین روند های موجود و پیش‌بینی‌روند های آیندهء اقـتصـاد کشـور بـه کـار آیـد و زمینهء سـیاست‌گذاری موثر و مناسب توسط برنامه‌ریزان و سیاست‌گذاران را فراهم کند.
سیاست‌های اقتصادی جاری در سال 1385 باید بر پایهء «قانون برنامهء چهارم توسعه»‌و در هم‌جهتی با اسناد بالادستی تدوین این قانون یعنی «سند چشم‌انداز توسعهء 20 سالهء کشور» و «سیاست‌های کلی برنامه» مصوب مجمع تشخیص مصلحت نظام به اجرا در می‌آمد اما غلبه نگرش‌های جدید نسبت به مسایل اقتصادی و اجتماعی در مجلس هفتم از سال 1383و استقرار کامل دولت نهم از نیمه دوم سال 1384 به ریاست احمدی‌نژاد در همسویی با این نگرش ها و اتخاذ رویکردهای تازه در عرصهء سیاست خارجی و داخلی به ویژه مدیریت پروندهء هسته‌ای ایران ذیل عنوان «سیاست تهاجمی » و طلبکارانه به شدت شرایط اقتصادی کشور را در ماههای پایانی سال84 و سال 85 تحت تاثیر قرارداد و در اجرا به فاصله‌گیری بیشتر دولت نهم از اجرای کامل قانون برنامهء چهارم توسعه در این سال انجامید . ارایهء چهار لایحه متمم و یک اصلاحیه بودجه در سال 85 و برداشت 6988 میلیون دلار از «حساب ذخیرهء ارزی» برای تامین کسری بودجهء دولت، که همانند سال 84 برای برداشت 9815 میلیون دلار از این حساب با تصویب مجلس هفتم همراه بود ، دلیل آشکاری بر این موضوع است ، و متاسفانه وقوع این رخداد را با هر دلیل و توجیهی نمی‌توان اقدام درستی در پایبندی به برنامه‌‌ای عمل کردن در اصلاح ساختار اقتصاد کشور و در ادامهء روند اصلاحی گذشته قلمداد کرد . در مجموع از آنجا که عملکرد اقتصادی کشور در سال 1385 به طورکامل به عملکرد دولت احمدی‌نژاد و مجلس هفتم همفکر و همسو ارتباط می‌یابد در هر گونه ارزیابی و داوری نسبت به وضعیت موجود باید جناح حاکم را مسئول و شریک دانست و آثار و پیامدهای ناشی از اجرای سیاست‌ های جدید را ،که به تدریج در عرصهء فعالیت‌های اقتصادی واجتماعی کشور ظاهر شده و می‌شود ، متوجه حاکمیت این جناح در دولت و مجلس و سایر نهادها دانست و البته در گذر زمان و با ظهور نتایج بیشتر سیاست های در پیش گرفته شده بهتر می‌توان به ارزیابی عملکرد اقتصادی کشور واین جناح در اداره امور پرداخت.
در سال 1385 روند افزایش قیمت نفت ادامه یافت و با وجود اتخاذ سیاست‌های جدید توسط دولت نهم در عرصهء داخلی و خارجی و تشدید تنش‌های منطقه‌ای و بین‌المللی و همچنین پاره‌ای از محدودیت‌های داخلی ناشی از چالش‌های سیاسی و مشکلات نهادی و ساختاری واحدهای تولیدی و خدماتی ، اقتصاد ایران با بهره‌گیری از درآمد بالای نفت توانست با نرخ رشدی مثبت این سال را (همانند سال 84) پشت‌ سر گذارد ، سالی که درآمد نفت وگاز به رقمی افسانه‌ای در تاریخ معاصر اقتصادی ایران ( حدود 62 میلیارد دلار ) رسید.

با توجه به این مقدمه و با در نظر گرفتن مجموعه شرایط محیطی و داخلی که کشور با آن مواجه بوده است ، در ادامه تلاش خواهد شد به ارایهء تصویری از عملکرد اقتصاد ایران در سال 1385 با تکیه بر شاخص‌های کلان اقتصادی و ارزیابی آن بپردازم . طبعا ارزیابی واقع‌بینانه ، علمی و کارشناسانهء عملکرد اقتصادی کشور در هر سال می‌تواند مبنای مناسبی برای ارزیابی عملکرد هر دولت در انطباق با شعارها، برنامه و پاسخ‌گویی به مطالبات شهروندان و همچنین چگونگی اجرای قوانین مرتبط باشد و به ویژه از این منظر می توان عملکرد دولت نهم و مجلس هفتم (جناح حاکم) را در دستیابی به اهداف کمی پیش بینی شده در قانون برنامهء چهارم توسعه و سند چشم‌انداز 20 ساله و شعارها و وعده های داده شده توسط اینان به شهروندان مورد نقد و ارزیابی قرار داد.

1- تولید ناخالص داخلی به قیمت ثابت
این شاخص نشان‌دهندهء نتیجهء کلی عملکرد اقتصادی کشور طی یک سال است . برآورد مقدماتی حساب‌های ملی حاکی از رشد 3/5 درصدی این شاخص در نه ماهه اول سال 1385 است . هر چند رشد این شاخص عمدتا به واسطهء افزایش قیمت و درآمد نفت وگاز حاصل شده است ولی در مقایسه با رشد 4/5 درصدی سال 1384 کاهش1/0 واحد را نشان می‌دهد و در مقایسه با متوسط عملکرد اجرای قانون برنامهء سوم توسعه به میزان نرخ رشد 55/5 درصد ( متوسط سالانه طی سال‌های 79-83) کاهش 25/0 واحد را به نمایش می‌گذارد و این که اقتصاد ایران به رغم برخورداری از در آمد بالای نفت در این سال نتوانسته است گام بلندتری را در مسیر رشد و توسعه بردارد .

برپایه گزارش بانک مرکزی در این سال ارزش افزودهء گروه نفت و گاز با افزایش نرخ رشد نسبت به سال 1384 رو به‌رو و از رشدی بالغ بر 3/2درصد برخوردار شد . این رقم در مقایسه با نرخ رشد 6/0درصدی ارزش افزودهء این گروه در سال 1384، 7/1 واحد درصد افزایش نشان می‌دهد . بخش کشاورزی در شرایط نسبتا مشابه جوی نسبت به سال 1384به نرخ رشد 7 درصدی(1/0 واحد کاهش نسبت به سال 84) دست یافت . در مورد گروه صنایع و معادن ،که مهمترین نقش را باید در عرصه توسعه صنعتی کشور وایجاد ارزش افزوده ایفا کند ،تاکنون نرخ رشدی اعلام نشده است و ظاهرا بر سر محاسبه نرخ رشد این گروه و سهم آن در نرخ رشد تولید ناخالص داخلی بین بانک مرکزی و وزارت صنایع و معادن در درون دولت نهم اختلاف نظر وجود دارد و کمیته ای مسئول محاسبه و اعلام نرخ رشد این بخش در سال 1385 شده است ، و البته رخداد این موضوع خود پدیده بی سابقه و قابل توجهی در عملکرد دولت آحمدی نژاد در رابطه با موضوع حساب های ملی و مسئولیت بانک مرکزی در این باره به شمار می رود ، و جالب اینکه مسئولان این بانک نیز به چنین رخدادی تمکین نموده اند و بر خلاف سنت گذشته از انتشار نماگرهای اقتصادی سه ماهه چهارم سال 1385 و گزارش حساب های ملی این سال تاکنون خوداری کرده اند ، و البته تغییر رئیس کل بانک مرکزی در این شرایط جای بسی تامل وتوجه دارد ! گروه خدمات که بیش‌ترین سهم از تولید ناخالص داخلی را در این سال به خود اختصاص داده است ، همچون سال 1384 رشد ملایمی را پشت‌سر گذاشت به نحوی که نرخ رشد این گروه در سال 1385 به 3/6 درصد (7/0 واحد افزایش نسبت به سال 1384) رسید .

لازم به یادآوری است در بخش اهداف کمی قانون برنامهء چهارم توسعه دستیابی به نرخ رشد اقتصادی متوسط سالانه هشت درصد برای سال‌های اجرای این برنامه(88-84)پیش‌بینی شده است که در سال دوم اجرای این برنامه باید شاهد تحقق نرخ رشد اقتصادی 4/7 درصدی در کشور می‌بودیم اما نرخ رشد3/5 درصدی حاصله حکایت از فاصلهء معنادار با نرخ رشد پیش‌بینی شده، با وجود بهره‌مندی فراتر از پیش‌بینی برنامه در استفاده از درآمد نفت دارد و در واقع باید عملکرد اقتصاد ایران را در دستیابی به نرخ رشد هدف‌گذاری شده در قانون برنامهء چهارم توسعه در سال اول و دوم اجرا ناموفق ارزیابی کرد و آنرا با فاصله‌گیری از پایبندی به اجرای تام و تمام این قانون توسط دولت نهم ارتباط داد . بدیهی است ادامهء این وضعیت و روند دستیابی به نرخ رشد متوسط سالانهء اقتصادی هشت درصد پیش‌بینی شده در قانون برنامهء چهارم توسعه را ممتنع می‌کند .

باتوجه به این که شاخص تولید ناخالص داخلی ارتباط مستقیم با میزان درآمد ارزی کشور، جریان تشکیل سرمایه، بهره‌وری و اشتغال نیروی کار، بودجهء دولت ، میزان واردات ، جمعیت و... دارد در مقام ارزیابی عملکرد ، به خصوص در مقام مقایسه با عملکرد اقتصادی دولت ‌های گذشته ، باید مجموعهء این عوامل را با هم دید و داوری کرد. به عبارت دیگر عملکرد اقتصاد کشور و دولت ارتباط وثیقی با میزان منابع و امکاناتی که در آن به کار گرفته می‌شود، دارد و به خصوص در اقتصاد ایران، شاخص تولید ناخالص داخلی به عنوان یک متغیر، شدیدا به میزان درآمد ارزی کشور، واردات و بودجهء دولت بستگی دارد . جدول (1) تصویری از شاخص های کلان اقتصادی کشور طی سالهای 1376 تا 1385 (به قیمت ثابت سال 1369) را نشان می دهد .

2- تشکیل سرمایه
نسبت سرمایه‌گذاری به تولید(به قیمت ثابت)، شاخص جریان تشکیل سرمایه در اقتصاد ملی هر کشور را نشان می‌دهد . این شاخص از اهمیت بسزایی در روند رشد و توسعهء یک کشور برخوردار است. لازم به ذکر است که در ادبیات اقتصادی برای کشورهای درحال توسعه، دستیابی به رقم حداقل 25 درصد برای این شاخص را ضروری می‌دانند و البته برای کشوری با شرایط ایران که دست به گریبان مشکلاتی همچون نرخ بیکاری و تورم دورقمی و فقر چشم‌گیر دو دهک جمعیتی است دستیابی به رقم40 درصد الزام‌آور می‌نماید. رقم این شاخص در سال 1385 حدود 29 درصد و مشابه سال 1384است و طرفه اینکه علیرغم مدعای دولت نهم در افزایش چشمگیر بودجه عمرانی با برداشت از حساب ذخیره ارزی این رقم نسبت به رقم سال های 1381 به اینطرف تفاوت معناداری را به نمایش نمی‌گذارد ضمن آن که تفاوت معناداری را هم با رقم40 درصد نشان می‌دهد.

نکتهء مهمی که در رابطه با این شاخص باید به آن توجه داشت اینکه ‌‌در جامعهء ما درصد بسیار کمی از شهروندان درآمد خود را پس‌انداز کرده و به سرمایه‌گذاری اختصاص می‌دهند ضمن اینکه فضای کلی کسب و کار و ساز و کارهای مناسب هم برای جلب و جذب عامه مردم و پس اندازهای آنان بسوی بازار سرمایه وجود ندارد . در نتیجهء جریان انباشت سرمایه‌ به کندی صورت می‌گیرد و در واقع در کشور ما سیاست ‌های «توزیع و مصرف درآمد» بر سیاست ‌های «تولید ثروت» کاملا غلبه دارد به گونه‌ای که در استفاده از منابع و ثروت متعلق به آیندگان (منابع و ذخایر بین نسلی مثل نفت و گاز) نیزگشاده دستی شـده، بدون آنکه برای نسل‌های بعدی ذخیره و سرمایه‌گذاری شود . حال اگر در نظر آوریم که عمر سرمایه‌گذاری‌های گذشته نیز، خصوصا در بخش صنایع، در حال استهلاک و رو به پایان است و جایگزینی لازم هم برای جبران استهلاک سرمایه به خوبی انجام نگرفته است به عمق مشکل پی خواهیم برد. طبیعی است که ادامهء این روند نه تنها به نفع اقتصاد ملی نیست، بلکه موجبات عقب‌افتادگی بیش‌تر کشور را فراهم می‌سازد . از این رو ضرورت توجه هر چه بیش‌تر به پس‌انداز و سرمایه‌گذاری در اقتصاد ملی و ایجاد بسترهای مناسب حقوقی و نهادی اجتناب ناپذیر می نماید و بهبود شرایط مساعد داخلی و محیطی برای تشویق به پس‌انداز و سرمایه‌گذاری و همچنین جلب و جذب سرمایه گذاری خارجی باید بیش از پیش در دستور کار ادارهء کشور قرار گیرد . متاسفانه سیاستهای متخذه توسط دولت نهم در سال 1385 نسبت به نرخ سود بانکی ونحوه برخورد با بازار سرمایه کشور(بطور بارز بازار بورس) نه تنها جاذبه چندانی برای ورود به این عرصه ایجاد نکرده ، بلکه موجبات دوری شهروندان را از پس انداز وسرمایه گذاری در بازار رسمی دامن زده است . نکتهء مهم و قابل توجه آن که تحولات حادث به جریان خروج سرمایه از کشور از سال 1384 دامن زده است و هر چند رقم دقیق آن معلوم نیست اما آثار و پیامدهای منفی آنرا بخوبی می توان در جریان تشکیل سرمایه و شاخص های کلان اقتصادی کشور مشاهده کرد . جریان ورود سرمایه ‌به کشور ،که در سالهای آخر دولت خاتمی رو به افزایش بود ، نیز کند شده و از حدود سه میلیارد دلار در سال 1383 به حدودیک میلیارد دلار در سال 1385 ( بر پایه سخن وزیر امور اقتصادی ودارایی )تنزل یافته و طبعا این رخداد را باید در رابطه با ادارهء اقتصاد ایران منفی ارزیابی کرد ، و البته علل وقوع چنین رخدادی را باید در مجموعهء سیاست‌ها و اقداماتی که جناح حاکم بر مجلس هفتم و دولت نهم پی گرفته‌اند جست‌وجو کرد .

از منظر ارزیابی عملکرد اقتصاد ایران در سال 1385 درمقایسه این شاخص با هدف کمی قانون برنامهء چهارم توسعه یادآور می‌شود که تحقق نرخ رشد متوسط سالانه 2/12درصد برای سرمایه‌گذاری طی سال‌های اجرای این برنامه پیش بینی شده است که در سال 1385 باید نرخ رشدی معادل 11 درصد برای سرمایه‌گذاری تحقق می‌یافت اما عملکرد اقتصاد ایران حاکی از تحقق نرخ رشد 4/5 درصدی است که فاصلهء معناداری را با نرخ رشد پیش‌بینی شده در برنامه نشان می‌دهد و این در شرایطی است که ایران نیاز فراوان به سرمایه‌گذاری برای حل مشکلاتی از قبیل بیکاری و فقر و توزیع درآمد دارد ، و عملکرد حاصله حکایت از عدم پاسخ‌گویی مناسب به نیاز اشتغال جمعیت فعال و جویای کار و رو به ازدیاد بازار کار ایران می کند .

نکته قابل تامل در جریان تشکیل سرمایه طی دو سال اخیر آنکه نرخ رشد سرمایه گذاری در بخش صنعت و معدن (سر منشاء اصلی ایجاد ارزش افزوده بالا و اشتغال پایدار در اقتصاد هر کشور) که طی سالهای اجرای قانون برنامه سوم توسعه روند صعودی یافته بود ، با روی کار آمدن دولت نهم دچار سکته شد و روند نزولی یافت به گونه ای از نرخ رشد 2/12 درصد در سال 1383 به 2/7 درصد در سال 1384و5/4 درصد در سال 1385(که بر سر اعلام آن اختلاف شده) کاهش یافته است . به عبارت دیگر عمده اشتغال ایجاد شده در کشور در دو سال گذشته در بخش خدمات اتفاق افتاده است که ارزش افزوده بالایی را نصیب اقتصاد کشور نکرده و کمک چندانی هم به هموار شدن راه توسعه ورشد صنعتی کشور نمی کند . در عین حال افت سرمایه گذاری خارجی و داخلی در بهره برداری از منابع نفت و گاز کشور به ویژه منابع گازی مشترک با کشور قطر و کاهش رقم سرمایه گذاری به رقم 4 میلیارد دلار در سال 1385 در این بخش نشانه دیگری از وضعیت نگران کننده جریان سرمایه گذاری در اقتصاد ایران را به نمایش می گذارد و اینکه در صورت ادامه این وضعیت ایران در سالهای آینده فقط در حد تامین نیازهای داخلی قادر به تولید نفت و گاز خواهد بود و به تدریج از نقش یک کشور صادر کننده نفت و گاز به یک کشور مصرف کننده تبدیل خواهد شد و اثر گذاری خود را در بازار انرژی دنیا از دست خواهد داد .

نرخ رشد سرمایه گذاری در بخش ساختمان در سال 1385 نسبتا خوب بود و بالغ بر 7 درصد شد که در مقایسه با نرخ رشد 7/4 درصدی سال قبل حاکی از شرایط نسبتا جذابی در این بخش به شمار می رود هرچند باید این رخداد را در رابطه با وضعیت کل اقتصاد کلان ایران و بازار سرمایه کشور تحلیل وارزیابی نمود. در این سال سرمایه گذاری در ماشین آلات نیز نسبت به سال 1384 رشد داشته و از رقم 4/6 درصد به 8/8 درصد افزایش یافته است که آنرا باید مثبت و در جهت انباشت سرمایه در کشور ارزیابی کرد .

3- نرخ تورم
مجموعهء سیاست‌های اقتصادی به کار گرفته شده در دولت خاتمی موجبات کنترل نرخ تورم و نوعی ثبات بخشی به آن را در اقتصاد ملی فراهم آورده بود ، به گونه‌ای که با وجود اجرای سیاست انبساط پولی در نیمهء دوم سال 1384 و رشد نقدینگی 3/34 درصدی در این سال، نرخ تورم از رقم2/15 درصد در سال 83 به رقم 1/12 در سال 84 کاهش یافت . هر چند دولت نهم بر روی کاهش این نرخ به عنوان یکی از موفقیت های عملکردش مانور داد و جناح حاکم آنرا نتیجه اجرای سیاست تثبیت قیمت های مورد حمایت خود قلمداد و تبلیغ کرد اما با توجه به رکودی که در سال 85 به تدریج دامنگیر بازار بورس و سرمایه کشور شد ، و در عین حال رخداد رشد نقدینگی حدود 40 درصد، نرخ تورم بار دیگر روند صعودی به خود گرفت و در سال 1385 به رقم 6/13 درصد افزایش یافت و فاصله معنا داری را با نرخ تورم پیش بینی شده در قانون برنامه چهارم توسعه برای این سال یعنی رقم 5/11 در صد به نمایش گذاشت . در سایه این وضعیت یعنی عدم تناسب بین«نرخ رشد نقدینگی» و «نرخ تورم» در دو سال اخیر ، نظری مبنی بر از هم گسستگی رابطهء «نرخ تورم» و «رشد نقدینگی» در اقتصاد ایران از سوی مسئولان بانک مرکزی مطرح شد اما برخی صاحبنظران بارد این نظر آن را ناشی از شرایط محیطی ، رکودی و عدم چرخش پول متناسب با نقدینگی موجود در فعالیت‌های اقتصادی، افزایش واردات کالاهای مصرفی و خروج سرمایه از کشور ارزیابی می‌کنند. والبته غالب تحقیقات انجام شده حاکی از همبستگی مثبت و بالای نرخ های رشد نقدینگی وتورم در اقتصاد ایران است و با تکیه بر این تحقیقات و نرخ های تورم اعلامی دو سال اخیر می توان گفت که در دامن اقتصاد ایران نوعی تورم نهفته لانه کرده است که با تاخیر زمانی خود را ظاهر خواهد ساخت ، و از اینرو باید انتظار رخداد نرخ تورم بیشتری را نسبت به سال 85 در سال جاری داشت . از آن‌جا که رقم شاخص «تورم» نقش مهمی در ایجاد ثبات اقتصادی، توزیع درآمد و حفظ قدرت خرید مردم و روی‌آوری آنان به پس‌انداز و سرمایه‌گذاری دارد ، کنترل و مهار آن از سوی دولت ‌ها بسیار حایز اهمیت به شمار می‌رود، به ویژه آن که تعیین نرخ سود بانکی و بازدهی فعالیت‌های اقتصادی و تجاری ارتباط وثیقی با رقم این شاخص در هر کشور دارد . از این منظر افزایش نرخ تورم در سال 85 هیچگونه انطباقی با شعارها و وعده های اقتصادی و اجتماعی دولت نهم به ویژه شعارهای عدالت محوری ، بهبود معیشت اقشار محروم ومتوسط مردم و توزیع درآمد و...ندارد . یاد آور می شود که در قانون برنامه چهارم توسعه دستیابی به نرخ تورم یک رقمی برای سال آخر اجرای این برنامه (سال 88) پیش بینی شده است ، و مجلس هفتم هم با تصویب قانونی بر تحقق این هدف به ویژه در رابطه با کاهش نرخ سود بانکی تاکید و دولت را مکلف به انجام آن کرده است ، و همچنین رئیس دولت نهم هم بارها بر تحقق این هدف ابرام و تصریح و با همین توجیه اجرای سیاست کاهش نرخ سود بانکی به صورت دستوری را پی گرفته است اما واقعیت اقتصاد ایران و ارقام شاخص های کلان و به ویژه نرخ تورم در دو سال اخیر چنین چشم اندازی را به نمایش نمی گذارد و در این شرایط دستیابی به نرخ تورم یک رقمی را باید یکی از آرزو های دور اقتصاد ایران برشمرد .

مجلس هفتم و دولت نهم که بر اجرای سیاست تثبیت قیمت کالاها و خدمات دولتی و کاهش نرخ سود بانکی با هدف مهار و کنترل تورم و حمایت از وضعیت اقتصادی و معیشتی اقشار محروم و متوسط جامعه نظر و تاکید داشته و دارند و در سه سال گذشته و جاری این موضوع را دنبال و اجرا کرده‌اند طبعا می باید نسبت به تحقق این موضوع تصمیمات و اقدامات همسویی را هم دنبال می کردند اما در عمل و اجرا اعداد و ارقام ناشی از اجرای قوانین بودجهءدو سال 1384 و 1385 چنین عملکردی را به نمایش نمی‌گذارد و در واقع به لحاظ منطق اقتصادی نوعی تناقض آشکار بین نظر وعمل جناح حاکم به ویژه در تدوین و تصویب و اجرای قوانین بودجه سنواتی بدلیل افزایش بالای هزینه های دولت و دامن زدن به رشد نقدینگی در جامعه و دیگر سیاستها در این دو سال مشاهده می شود و این رخداد از نوعی سر در گمی فکری و برنامه ای در این جناح به رغم بهره مندی کامل از مزیت یکپارچگی و یکدستی فکری و سیاسی در حاکمیت حکایت می کند . برای اثبات این مدعا و به عنوان نمونه اشاره می شود که میزان نقدینگی کشور در پایان سال 1383 حدود 68500 میلیارد تومان بود که طی این دو سال به حدود 130000میلیارد تومان (نزدیک به دو برابر) افزایش یافته است (رشد متوسط سالانه نقدینگی 37 درصدی در مقابل رشد متوسط سالانه 20 درصدی قانون برنامه چهارم توسعه) . براساس منطق اقتصادی روشن است که این میزان افزایش در نقدینگی کشور آنهم ظرف دو سال زود یا دیر اثرات مخرب تورمی خود را در افزایش قیمت کالاها و خدمات مورد تقاضای بیشتر جامعه ظاهر می کند که افزایش جهشی قیمت زمین و مسکن(در برخی شهرها تا بیش از صددرصد) در سال1385چشمه ای از آن به شمار می رود (قابل توجه اینکه قیمت جاری زمین و مسکن در اندازه گیری شاخص تورم توسط بانک مرکزی منظور نمی شود). این رخداد از یکطرف ثروت صاحبان مسکن و زمین را بطور غیر منتظره و باور نکردنی افزایش داده و بر دامنه شکاف طبقاتی و توزیع بدتر درآمد در جامعه ، درست برخلاف شعار عدالت محوری دولت احمدی نژاد ، افزوده و از طرف دیگر صاحب مسکن شدن اقشار محروم و متوسط به ویژه زوج های جوان را به آرزو یی دور دست و رویایی تبدیل کرده است .

از منظر ارزیابی عملکرد اقتصادی کشور با هدف کمی پیش‌بینی شده برای شاخص تورم درقانون برنامهء چهارم توسعه همچنانکه آمد عملکرد دولت در سال 85 ناموفق بوده است . یادآور می‌شود دستیابی به نرخ رشد متوسط سالانه تورم9/9 درصد در سال‌های اجرای قانون برنامهء چهارم توسعه پیش‌بینی شده ، که دستیابی به نرخ تورم یک رقمی در سال انتهایی برنامه از اهداف کلیدی آن به شمار می‌رود ، اما آنچه در دو سال اول اجرای این برنامه حاصل آمده تحقق نرخ رشد متوسط سالانه تورم 85/12 درصد است که فاصله معناداری را با هدف برنامه به نمایش می گذارد .

4 - تجارت خارجی
تراز بازرگانی و تراز حساب جاری کشور در سال 1385 همچون سال‌های پس از 78 به دلیل افزایش قیمت نفت و تحولات در عرصهء تجارت خارجی مثبت بوده است.

درآمد حاصل از صادرات نفت ، گاز و فرآورده های نفتی در سال 1385 بالغ بر 886/61 میلیارد دلار (بالاترین رقم درآمد نفت در تاریخ معاصر اقتصاد ایران) شد که در مقایسه با رقم پیش‌بینی شده برای عواید حاصل از نفت در جدول شماره 8 قانون برنامهء چهارم توسعه برای این سال ، یعنی 15597 میلیون دلار ، افزایش نزدیک به چهار برابر را به نمایش می‌گذارد. این درآمد علاوه بر این‌که امکان هزینهء ارزی پیش‌بینی شده در قانون بودجه سال 1385 را فراهم ساخت ، مازادی بالغ بر 46289 میلیون دلار را به وجود آورد که باید به «حساب ذخیرهء ارزی» واریز می شد ، اما با برداشت مبلغ 25115 میلیون دلار از این رقم بابت هزینه‌های بودجهء دولت و مابه‌التفاوت دیون مشمول تغییر نرخ ارز و پرداخت تسهیلات بالغ بر 5/5 میلیارد دلار به بخش خصوصی ، ماندهء دارایی های این حساب در پایان سال 85 باید به رقم حدود 099/32 میلیارد دلار می رسید (مانده دارایی این حساب در پایان سال 84 رقم 10686 میلیون دلار موجودی نقدی و 5740 میلیون دلار مطالبات بابت تسهیلات اعطایی بود) ولی بنا بر گزارش بانک مرکزی مانده دارایی های این حساب در پایان سال 1385 معادل 20477 میلیون دلار بوده ،که هرچند نسبت به پایان اسفندماه سال قبل 7/24 درصد افزایش نشان می دهد اما با رقم محاسبه شده فوق فاصله قابل توجه دارد . موجودی نقدی این حساب در اسفند ماه سال85 بالغ بر 472/9 میلیارد دلار شده است که این رقم در مقایسه با رقم موجودی نقدی در حساب ذخیره ارزی هنگام تحویل گیری دولت نهم از دولت خاتمی حدود 533 میلیون دلار کسری نشان می دهد . این اتفاق که با اصرار دولت نهم در برداشت از این حساب و عمدتا در قالب متمم‌های بودجهء 1384 و 1385و درست در دو سالی که ایران بیش‌ترین درآمد ارزی حاصل از فروش نفت و گاز را داشته است رخ داده، اتفاق بسیار قابل توجه و تاملی است و به صراحت و قاطعیت می‌توان گفت که نه تنها زنگ خطر عمیق شدن ابتلا به «بیماری هلندی» را در اقتصاد ایران به صدا در آورده است بلکه عملا فلسفه وجودی«حساب ذخیره ارزی» را بلاموضوع و بی وجه کرده است . جدول(2) جریان وجوه «حساب ذخیرهء ارزی» را از آغاز تا پایان سال 1385 نشان می‌دهد.
«حساب ذخیرهء ارزی» یکی از ابتکارات و تمهیداتی بود که با استفاده از تجربیات اجرایی گذشتهء کشور توسط دولت خاتمی برای محافظت از تاثیرات برون‌زای مخرب نوسانات درآمد ارزی حاصل از فروش نفت و گاز بر اقتصاد ملی در تدوین برنامهء سوم توسعه پیش‌بینی و پس از تصویب این قانون از سال 79 به اجرا درآمد. در مسیر اجرا نیز با اصلاح مادهء 60 مربوط در قانون برنامه سوم توسعه در مجلس ششم در چگونگی نحوهء استفاده از منابع این حساب به دولت اجازه داده شد حداکثر معادل 50 درصد مانده موجودی این حساب را برای اعطای تسهیلات ارزی به بخش خصوصی تخصیص دهد که این تصمیم را باید یکی از مهم‌ترین اقدامات اصلاح طلبان در حمایت از بخش خصوصی و بهره‌گیری از درآمد نفت برای سرمایه‌گذاری و تولید در اقتصاد ایران به شمار آورد . ظاهرا افزایش مستمر درآمد نفت پس از سال 78 یکی از اهداف اصلی تمهید این حساب را که همانا ایجاد لنگرگاهی مطمئن برای اقتصاد کشور در قبال جزر و مدهای درآمد ارزی کشور بوده است ،از دیدگاه دولت نهم بلاموضوع کرده و همین امر باعث رویکرد کامل هزینه‌ای به منابع موجود در این حساب شده است . در عین حال باید توجه داد که هرگونه ذخیرهء‌ارزی در این حساب می‌تواند به عنوان پشتوانه‌ای قوی برای بهره‌مندی بیش‌تر کشور از امکانات بازار سرمایهء جهانی باشد که با خالی شدن آن را طبعا امکان این بهره‌مندی هم از بین می‌رود . متاسفانه نوع نگاهی که پس از استقرار مجلس هفتم و دولت نهم نسبت به این حساب به وجود آمده و در عمل نیز استفاده از منابع آن را در جهت ‌هایی غیر از سرمایه‌گذاری و تولید رقم زده است به طور قطع با فلسفهء تاسیس این حساب در تناقض بوده و وجود آن را تقریبا بلاموضوع کرده است.

درآمد حاصل از صادرات کالاهای غیرنفتی در سال 1385بالغ بر 301/16 میلیارد دلار اعلام شده است که حاکی از سیر صعودی و مثبت این شاخص در سال‌های اخیر است . اگر در نظر آوریم که دستیابی به چنین رقمی هم‌زمان با ثبات نسبی نرخ ارز در هفت سال گذشته - به معنای واقعی کاهش نرخ برابری ارزهای خارجی با پول ملی- و تغییر در ترکیب صادرات غیرنفتی از کالاهای سنتی به صنعتی رخ داده است ، آنگاه به عملکرد مثبت سیاست‌های اقتصادی دولت خاتمی در زمینهء صادرات غیرنفتی بیش‌تر پی خواهیم برد و آن را باید موفقیتی برای کشور و اصلاح‌طلبان محسوب کرد اما قطعا تلاش‌های بیش‌تری باید در جهت کسب درآمد از ناحیهء صادرات غیرنفتی ، خصوصا صادرات محصولات صنعتی توسط دولت نهم انجام گیرد و را هبرد توسعهء صادرات با همهء لوازم و مقتضیاتش در ادارهء اقتصادی کشور پی‌گرفته شود . یاد آور می شود نزدیک به نیمی از رقم صادرات غیر نفتی(رقم 6702 میلیون دلار) به صادرات مواد شیمیایی و پتروشیمی(به ویژه میعانات گازی) اختصاص دارد که ناشی از سرمایه گذاری های دوره دولت خاتمی در این بخش می باشد . رقم حاصله از صادرات غیرنفتی در سال 1385 در مقایسه با رقم پیش‌بینی شده در قانون برنامهء چهارم توسعه یعنی 9455 میلیون دلار حاکی از موفقیت عملکرد اقتصاد ایران در این باره و افزایش 47 درصدی نسبت به آن است و تحقق این امر چشم‌انداز امیدوارکننده را پیشاروی اقتصاد کشور در این عرصه قرار می‌دهد.

میزان واردات گمرکی در سال 1385 برابر 390/41 میلیارد دلاربوده که در مقایسه با سال قبل(742/39 میلیارد دلار) معادل 1/4 درصد رشد داشته است . بطور برآورد می توان دریافت که واردات کل کالا و خدمات به کشور به رقم حدود 50 میلیارد دلار در این سال بالغ شود . رقم واردات سال 1385 در مقایسه با رقم 639/36 میلیارد دلار سال 1383 و 742/39 میلیارد دلار سال 1384 و همهء سال‌های گذشته بالاترین رقم واردات در اقتصاد ایران است . جالب آن که اقتدارگرایان در همهء سال‌های گذشته به دولت خاتمی دربارهء افزایش میزان واردات ایراد گرفته و آن را عملکردی منفی ارزیابی می‌کردند ، اما تاکنون در قبال این رخداد در دو سال 1384و1385، که جمعا 132/81 میلیارد دلار واردات به کشور انجام گرفته است، سکوت کرده‌اند . در گذشته در پاسخ به این ایراد همواره نویسنده یادآور می‌شد که در شرایط امروز جهانی میزان داد و ستد با اقتصاد جهانی و تراز تجاری مثبت معیار مناسبی برای ارزیابی عملکرد اقتصادی یک کشور است و رقم واردات به تنهایی نمی‌تواند نشانگر عملکرد مثبت یا منفی باشد ، اما در شرایط اقتصاد ایران باید افزایش چشم‌گیر رقم واردات در دو سال1384و1385را قابل توجه و تامل دانست. رقم پیش‌بینی شده برای واردات در سال 1385 در قانون برنامهء چهارم توسعه4/34 میلیارد دلار بوده است که در مقایسه با عملکرد حاصله تفاوتی 20 درصدی را نشان می‌دهد و حاصل اینکه در سال اول اجرای برنامه 25/1 برابر و در سال دوم 2/1 برابرآنچه در برنامه پیش‌بینی شده، کشور واردات داشته است . البته علت اصلی این رخداد را باید در افزایش درآمد ارزی کشور ناشی از افزایش قیمت نفت دانست. با نگاهی به جدول(3) ملاحظه می‌شود که در سال‌های پس از 76 تا 83 (دورهء دولت خاتمی) سهم عمدهء واردات به کالاهای سرمایه‌ای و واسطه‌ای ، که نقش عمده و مستقیمی در تولید و اشتغال دارند ، تعلق داشته است اما گزارشهای اعلام شده حاکی از تغییر ترکیب کالاهای وارداتی به سمت واردات کالاهای مصرفی در دوره دولت نهم است که این رخداد را نمی‌توان مثبت ارزیابی کرد ، و با توجه به اقتصاد نفتی ایران باید مزمن شدن «بیماری هلندی» را انتظار کشید . در عین حال باید یادآور شد که رشد واردات در سطوح بسیار بالاتر از نیاز رشد تولید ملی مبین محتوای بیش از حد نیاز وارداتی رشد تولید کشور است و این نگرانی وجود دارد که اقتصاد ملی به میزان مطلوب بازدهی نداشته است .

تراز پرداخت ‌های خارجی کشور در سال 1385 در بخش تراز بازرگانی و حساب جاری هنوز توسط بانک مرکزی اعلام نشده است امابه یمن افزایش درآمد نفت هر دو مثبت ارزیابی می شود . در عین حال با توجه به شتاب واردات و عدم پایداری قیمت نفت، وضعیت حاکم بر تراز پرداخت‌های کشور را نمی‌توان روندی ماندگار و پایدار تلقی کرد. نقطهء آسیب تراز پرداخت ‌های کشور زمانی است که قیمت نفت در بازارهای جهانی دچار کاهش شود. علاوه بر این حساب جاری تراز پرداخت ‌های کشور طی سال‌های آتی از بابت پرداخت‌های حساب خدمات برای پروژه‌های B.O.T خصوصا در زمینهء‌برق و سایر خدمات دولتی تحت فشار قرار خواهد گرفت. از سوی دیگر در این دوره خالص حساب سرمایهء کشور در شش ماهه اول سال 1385دارای کسری معادل 2987 میلیون دلار بود . این کسری عمدتا ناشی از کاهش مازاد حساب ‌های بلندمدت و کوتاه‌مدت در نتیجهء بازپرداخت بدهیهای گذشته و افزایش ماندهء ارزهای تهاتری و نیز کاهش مازاد حساب بانک‌ها و سایر به دلیل روند نزولی افزایش در اعتبارات اسنادی و افزایش دارایی‌های خارجی بانک ‌ها بوده است . مجموع دارایی‌های خارجی بانک مرکزی و حساب ذخیرهء ارزی در شش ماهه اول سال 1385رقم 9402 میلیون دلار افزایش نشان می‌دهد که با احتساب ذخایر و دارایی‌های قبلی در سال 1385 ذخائر ارزی کشور به رقمی بیش از65 میلیارد دلار بالغ می‌شود . از این‌رو می‌توان گفت دولت احمدی‌نژاد در موقعیتی کاملا استثنایی به لحاظ پشتوانهء مالی و اعتباری نسبت به دولت‌های پس از انقلاب مسوولیت ادارهء کشور را به عهده گرفته است ، فرصتی که از آن می‌توان برای جهش اقتصادی کشور و دستیابی به اهداف پیش‌بینی شده درقانون برنامهء چهارم توسعه و سند چشم‌انداز توسعهء 20 سالهء کشور نهایت استفاده را برد .

بزرگ‌ترین چالش بخش خارجی اقتصاد ایران، بلکه تصویر کلان اقتصاد کشور، طی سال‌های آینده ایجاد ظرفیت پرداخت جدید و تنوع در مبانی صادراتی است. آزادسازی در تجارت خارجی (عمدتا تسهیل واردات) و جریانات سرمایه‌ای طی سال‌های اخیر اگرچه بسیار مثبت و سازنده بوده است اما باید با سیاست‌های معطوف به تنوع‌پذیری در تولید و صادرات و حفظ رقابت‌پذیری اقتصاد ملی در عرصه جهانی ممزوج و تکمیل شود . آزادسازی‌های یک جانبهء سال‌های اخیر ، محتوای وارداتی رشد تولید و سرمایه‌گذاری در اقتصاد ملی را به شدت افزایش داده است (تفاوت متوسط رشد سالانهء واردات 21 درصد و رشد متوسط سالانهء تولید 4/5 درصد طی دورهء 1379-1385) . این تحول نشانگر آن است که اقتصاد ملی نه‌تنها در حد ظرفیت‌های بالقوه تولید نمی‌کند، بلکه از بابت رقابت‌پذیری و فروش محصول دچار مشکل است و از این‌رو بازنگری در برخی سیاست‌ها را ضروری می‌کند . در این مسیر پاسداری از «حساب ذخیرهء ارزی» از بابت پشتوانهء‌ارزی برای کشور و بودجهء دولت در شرایط کاهش قیمت نفت و حمایت و تقویت مستمر بخش خصوصی و نیز ایجاد اطمینان لازم در فعالان اقتصادی باید به جد مورد توجه دولت و مجلس قرار گیرد و برداشت از این حساب جز در موارد حیاتی و ضروری انجام نشود ، اقدامی که متاسفانه دولت نهم و مجلس هفتم در نیمهء دوم سال 1384 و سال 1385 به آن توجه و عمل نکرده‌اند .

لازم به ذکر است که با وجود افزایش رقم تجارت خارجی کشور در سال 1385 به رقم حدود 120 میلیارد دلار (عمدتا به دلیل افزایش قیمت نفت) سهم ایران از تجارت جهانی بالغ بر 45/0 درصد بوده است که تناسب چندانی با نسبت جمعیت ایران به جهان و امکانات و توانایی‌ها و جایگاه کشور در عرصهء جهانی و منطقه‌ای ندارد.

5 - بدهی خارجی
در هنگام روی کار آمدن دولت خاتمی در سال 76 تعهدات بالفعل (بدهی) خارجی ایران 3/14 میلیارد دلار بود که در پایان کار دولت خاتمی در سال 1384 به حدود 23 میلیارد دلار افزایش یافت و این در حالی بود که طی همین دوره میزان ذخایر ارزی و دارایی‌های خارجی بانک مرکزی از رقم حدود سه میلیارد دلار به بالاترین حد خود طی سال‌های پس از انقلاب رسید و بالغ بر حدود 50 میلیارد دلار شد (بیش از 16 برابر) . مدیریت بدهی خارجی و افزایش ذخایر و دارایی‌های خارجی کشور، که ناشی از مدیریت منابع ارزی توسط دولت خاتمی به نفع اقتصاد ملی بوده است را می توان یکی از موفقیت‌های برجستهء این دولت به شمار آورد.

تعهدات خارجی کشور با حدود 3/8 در صد تغییر از 9/41 میلیارددلار در پایان سال 1384 به 3/45 میلیارد دلار در پایان اسفند سال 1385 افزایش یافت . دراین دوره تعهدات بالقوه خارجی با 1/24 درصد افزایش به 825/21 میلیارد دلار رسید . تعهدات بالفعل نیز معادل 5/23 میلیارد دلار بود که نسبت به پایان سال قبل (3/24 میلیارد دلار) 1/3 درصد کاهش نشان می دهد . در یک ارزیابی واقعبینانه رقم بدهی کل کشور نسبت به رقم تولید ناخالص داخلی و در مقایسه با دیگر کشورهای در حال توسعه رقم قابل قبولی است هرچند با نگاه احتیاطی باید از ایجاد و افزایش هر گونه بدهی جدید برای کشور و دولت جلوگیری کرد.

ارزش قراردادهای بیع متقابل شناسایی شده تا پایان 9 ماههء اول سال 2005 میلادی حدود 86222 میلیون دلار بوده که17051 میلیون دلار از تعهدات پیمانکاران آن محقق شده و 8088 میلیون دلار (شامل6956میلیون دلار اصل و1132میلیون دلار بهره) از تعهدات قبلی نیز بازپرداخت شده است. میزان خالص تعهدات بالقوه و بالفعل از قراردادهای بیع متقابل در مقطع مذکور به ترتیب معادل 5811 و10095 میلیون دلار است . متاسفانه اعداد و ارقام مربوط به سال 2006 در این باره اعلام نشده است ضمن اینکه با توجه به تحولات حادث پس از روی کار آمدن دولت نهم در عرصه داخلی و خارجی روند سرمایه گذاری در منابع نفت و گاز به صورت بیع متقابل دچار سکته و تقریبا متوقف شده است که این رخداد را نمی توان برای اقتصاد نفت ایران مثبت ارزیابی کرد .

6 - بیکاری و اشتغال
بر پایه ادعای وزیر کار و اموراجتماعی دولت نهم عملکرد اقتصاد کشور در ایجاد فرصت‌های شغلی در دو سال 1384و 1385 حدود1950هزار شغل در مقابل عرضه2500 هزار نیروی کار به بازار بوده است . همچنان‌که ملاحظه می‌شود این عملکرد پاسخ‌گوی بازار کار نبوده و این در حالی است که کشور با انباشت حدود سه میلیون نفر جمعیت بیکار از سال‌های گذشته و موج جمعیت جویای کار به بازار در سال‌های آتی رو به‌روست. در قانون برنامهء چهارم توسعه برای پاسخ‌گویی به نیاز اشتغال در کشور طی سال‌های اجرای برنامه، ایجاد متوسط سالانه 897 هزار فرصت شغلی پیش‌بینی شده است تا از این رهگذر نرخ بیکاری از 3/12 درصد در سال 1383 به 4/8 درصد در سال 1388 کاهش یابد، و طی همین دوره جمعیت بیکار از حدود 7/2 میلیون نفر به 2/2 میلیون نفر برسد. هرچند بنا به ادعای وزیر کار عملکرد اقتصاد کشور در دو سال اول اجرای قانون برنامه چهارم توسعه بیش از پیش بینی برنامه در مورد ایجاد فرصت های شغلی عمل کرده است و در صورت صحت این مدعا باید آنرا موفقیتی برای دولت نهم قلمداد کرد اما نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن 1385 تعداد بیکاران در این سال را برابر 991/2 میلیون نفر و نرخ بیکاری را 75/12 درصد گزارش کرده است . از آن‌جا که مسالهء بیکاری و اشتغال را باید یکی از مهم‌ترین چالش های پیش‌روی اقتصاد ملی در شرایط کنونی دانست یقینا حل آن نیاز به عزم ملی و همراهی همه ارکان و اجزای نظام دارد و این که باید از تمام روش‌ها و امکانات موجود داخلی و خارجی و دولتی و خصوصی برای سرمایه‌گذاری استفاده شود که در این مسیر تعامل مثبت و سازنده با اقتصاد جهانی اجتناب‌ناپذیر می‌نماید. بر پایه سخن همین وزیر برای تحقق اهداف کمی سند چشم انداز توسعه بیست ساله کشور سالانه بطور متوسط نیاز به سرمایه گذاری معادل 200 میلیارد دلار دارد که تامین حتی نیمی از این میزان سرمایه سیاست های خاص و عزم ملی را می طلبد و از روز روشن‌تر است که عدم پاسخ‌گویی مناسب به نیاز سرمایه گذاری و اشتغال برای خیل بیکارانی بیش از سه میلیون نفر چه آثار و عواقب زیانباری را می‌تواند متوجه کشور و نظام کند . گسترش فقر و فساد و تبعیض و... ناشی از افزایش دامنهء بیکاری و انباشت خیل بیکاران می تواند به شکل‌گیری پدیده‌ای به نام «لشگر ذخیرهء آشوب» منجرشود که حتما مسوولان ادارهء کشور که بیشترین شعار هارا در مبارزه با فقر و فساد و تبعیض و... سرداده و می‌دهند به این موضوع توجه تام و تمام دارند . جالب آنکه آنانی که بیش‌ترین انتقادها را از این ناحیه متوجهء دولت خاتمی و اصلاح‌طلبان می‌کردند حال خود به طور یکپارچه در مصدر ادارهء امور قرار گرفته‌اند و طبعا باید پاسخ‌گوی شعارها و وعده‌های گذشتهء و حال خود باشند.

تصویری از توزیع جمعیت کشور برحسب فعال و شاغل بیان می‌دارد که نرخ بیکاری در پایان سال 1384 معادل 1/12 درصد بوده است (جمعیت فعال 3/22 و شاغل 6/19 میلیون نفر) ، و برپایهء نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن 1385 نرخ بیکاری در این سال 75/12درصد اعلام شده است (جمعیت فعال 5/23 میلیون نفر و شاغل 5/20 میلیون نفر) که مقایسهء رقم این دو سال حاکی از افزایش نرخ بیکاری در سال 1385 است و در واقع عملکرد اقتصاد کشور در این باره موفق نبوده است.

7 - ارزش پول ملی
عملکرد اقتصاد کشور را با توجه به مجموع شاخص‌های کلان اقتصادی، به خصوص با تکیه بر دو شاخص نرخ رشد تولید و تفاوت نرخ تورم داخلی و جهانی، در زمینهء حفظ و تقویت ارزش پول ملی را تا حدودی باید موفق ارزیابی کرد. در سال 1385 نرخ برابری ریال با ارزهای خارجی چندان تغییری را تجربه نکرد که این امر نوعی آرامش و ثبات را به اقتصاد ملی ارزانی داشت و فعالان اقتصادی را نسبت به نوسانات نرخ ارز در دامنهء کم اطمینان داد که در صورت شرایط مساعد می‌تواند در ترغیب این گروه برای سرمایه‌گذاری موثر باشد و انتظار می‌رود که سیاست حفظ و تقویت ارزش پول ملی همچون گذشته مورد توجه دولت باشد. در عین حال باید بر این نکته تاکید کرد و توجه داد که ثابت نگه داشتن نرخ برابری پول ملی با ارزهای خارجی به صورت دستوری و اداری از سوی دولت و بانک مرکزی در میان مدت و دراز مدت به کاهش قدرت رقابت بنگاههای اقتصادی ایران در عرصه جهانی و به ضرر کالاهای صادراتی عمل خواهد کرد و می تواند سیاست توسعه صادرات غیر نقتی را با شکست مواجه کند .

8 - بورس اوراق بهادار
جدول (4) عملکرد معاملات سهام در بورس اوراق بهادار تهران از سال 76 به بعد را نشان می‌دهد. ملاحظه می‌شود که عملکرد بازار بورس در سال 1385 برای سهام‌داران بازده مناسبی را به همراه نداشته و آن‌ها سود چندانی از حضور در این بازار نبرده ‌اند . افزایش 8/3 درصدی رقم شاخص قیمت کل سهام خود گویاترین نشانه بر وضعیت دشوار و بحرانی بورس در این سال است هر چند نسبت به کاهش 9/21 درصدی این شاخص در سال 1384روند کاهشی این شاخص متوقف و تا حدودی ثبات یافته است.

دلایل چنین رخدادی را باید در ارتباط با تحولات داخلی (سیاست های دولت) و خارجی (مسایل مرتبط با پروندهء هسته‌ای ایران و سیاست خارجی) و مسایل درونی سازمان بورس جست‌وجو کرد . به هر حال ارزش جاری بازار سهام تحت تاثیر این تحولات از 325729 میلیارد ریال در پایان سال 1384 به 382514 میلیارد ریال در پایان سال 1385 افزایش یافت که حاکی از 4/17درصد رشد در این بازار است اما هنوزدر مقایسه با ارزش جاری بازار در پایان سال 1383(رقم 387547میلیارد ریال) کمتر است و در واقع هنوز بازار به وضعیت دو سال قبل خود بازگشت نکرده است و با وجود رشد مثبت 9/1 درصدی تعداد سهام معامله شده در این سال ارزش معاملات در حد 6/15 درصد کاهش یافته است. در یک جمع‌بندی می‌توان گفت روند مثبتی که از سال 76 در بورس اوراق بهادار به راه افتاده بود و موجبات جذب پس‌اندازهای مردم به سوی سرمایه‌گذاری و تولید را دامن می‌زد، متاسفانه از نیمهء دوم سال 1383 دچار آسیب شد و در سال 1384 این روند نزولی شدت یافت و عملا به فرار سرمایه از این بازار دامن زد به گونه ای که به رغم ورود فعال دولت برای واگذاری شرکت های دولتی از طریق بورس و افزایش شرکت های بورسی از 419 در سال 1384 به 431 شرکت در سال 1385 بازار سرمایه موفق به جلب اعتماد دوباره سرمایه گذاران وجذب پس اندازهای خرد و کلان بسوی سرمایه گذاری و تولید نشد . وضعیت بازار بورس و روند حرکت شاخص قیمت کل سهام بازتابی از روند تحولات و وضعیت اقتصادی و اجتماعی و سیاسی جاری کشور است و به همین دلیل دولتمردان و فعالان عرصهء سیاست و اقتصاد باید به شدت نسبت به این وضعیت و روند حرکتی شاخص حساس بوده و جهت‌گیری آن را در هر گونه تصمیم‌گیری و اقدام لحاظ کنند . نکتهء قابل ذکر این که اجرایی شدن قانون جدید بازار سرمایه از نیمهء دوم سال 1384 نیز نتوانسته تاثیرمثبت چندانی در اصلاح روند جاری بورس اوراق بهادار در سال 1385بگذارد ، هرچند که اجرای کامل این قانون و تاثیرات آن را باید در سال جاری پی گرفت .

9 - بودجه‌دولت
جدول (5) متغیر ها و شاخص های کلان اقتصادی کشور در رابطه با بودجه دولت نشان می دهد. اگر به نسبت های بودجه کل کشور و بودجه عمومی دولت به تولید اسمی در دو سال 1384 و 1385 ( به ترتیب 2/90 ، 1/95 ، 8/27 و 6/28 ) در مقایسه با سالهای 1376به بعد توجه و تامل شود به خوبی از گسترده شدن حیطه مداخله دولت در اقتصاد ملی و دولتی شدن هر چه بیشتر اقتصاد ایران بواسطه افزایش چشمگیر در آمدهای نفتی در این دو سال و هزینه آن توسط دولت نهم حکایت دارد . این شاخص ها که در واقع بیانگر نقش دولت در اقتصاد ملی است به خوبی بیانگر میزان بالای مداخلهء دولت در اقتصاد ایران است و با توجه به روند افزایشی آن در سال‌های اخیر باید آن را به لحاظ کاهش نقش تصدی‌گری دولت منفی ارزیابی کرد . ضمن آنکه بر پایه نتایج مطالعات و تحقیقات انجام شده در کشورهای در حال توسعه ناکارآیی اقتصادی و رشد فساد همبستگی مثبتی با میزان مداخله دولت در اداره اقتصادی این کشور ها دارد و تجربه ایران نیز گواه درستی بر این نتایج است . جدول (6) تصویری از ارقام بودجه کل کشور در سالهای 76 الی 86 را ارائه می کند .

از مهم‌ترین شاخص‌های موجود در بخش بودجهء دولت، نسبت درآمدهای مالیاتی به تولید اسمی است . این نسبت برای سال 1385برابر3/7 درصد بوده است که در مقایسه با سا‌ل‌های قبل (این نسبت برای دو سال1383 و1384 برابر با 1/6 درصد بوده است) اندکی افزایش نشان می‌دهد که با توجه به روند افزایشی هر چند کند این شاخص طی سال‌های اجرای قانون برنامهء سوم توسعه باید آن را مثبت ارزیابی کرد و امید داشت که با تصویب لایحهء « مالیات بر ارزش افزوده» ارایه شده از سوی دولت به مجلس این نسبت به نفع اقتصاد ملی و بودجهء دولت افزایش مناسب یابد . به هر میزان که سهم مالیات در بودجهء عمومی دولت افزایش یابد می‌توان گفت به همان میزان نیز اقتصاد ملی رو به پویایی و سالم‌سازی و فاصله گیری از وابستگی به درآمد های نفتی حرکت می کند.

شاخص مهم دیگری که در رابطه با بودجهء دولت باید به آن پرداخت نسبت هزینه‌های جاری دولت به تولید اسمی است . این شاخص برای سال 1385 بالغ بر4/19 درصد بوده است که در مقایسه با رقم 8/18 درصدی برای سال 1384حاکی از افزایش است که مثبت ارزیابی نمی شود . شاخص نسبت مخارج جاری دولت به کل درآمدهای مالیاتی ، که به عنوان شاخصی از شکل تامین مناسب مخارج جاری دولت است ، نشان می‌دهد که در سال 1385 هزینه‌های جاری دولت6/2 برابر درآمدهای مالیاتی آن بوده است که مثبت ارزیابی نمی شود و شرایط مطلوب برای چنین شاخصی تامین تمام مخارج جاری دولت از طریق مالیات است . در ادبیات اقتصادی برابر یک بودن این نسبت را دلیل محکمی برای سالم و پویا بودن یک اقتصاد ملی دانسته و انتظار می‌رود که هزینه‌های جاری دولت تا حد امکان از محل درآمدهای مالیاتی تامین شود، هدفی که تحقق آن در قانون برنامهء چهارم پیش‌بینی و الزام‌آور شده است اما عملکرد اقتصاد کشور در سال اول و دوم اجرای این برنامه چشم‌انداز امیدوارکننده‌ای را در این باره به نمایش نگذاشته است و این بحث باید با توجه به افزایش 7/21 درصدی درآمدهای مالیاتی در سال 1384 نسبت به سال قبل و تحقق 1/99 درصدی رقم پیش‌بینی مصوب قانون بودجهء این سال و رشد 5/47 درصدی مالیات در سال 1385 و تحقق 4/85 درصدی آن مدنظر و ملاحظه بیشتر قرار گیرد.

در تحلیل عملکرد بودجهء دولت ، در بخش درآمدها ، درآمدهای مالیاتی و سایر درآمدها (بدون احتساب رقم شفاف‌سازی قیمت حامل‌های انرژی) در سال 1385 با 30 درصد افزایش نسبت به سال قبل به 181868 میلیارد ریال بالغ شد که سهمی برابر 6/31 درصد از کل درآمد های دولت را به خود اختصاص داد . به عبارت بهتر در این سال تنها حدود یک سوم درآمدهای دولت از طریق مالیات تامین شده و مابقی آن عمد تا از طریق فروش نفت یعنی ثروت ملی تامین شده است . سهم درآمدهای نفتی(شامل فروش نفت خام ، مالیات عملکرد شرکت نفت ، سود سهم دولت در شرکت نفت و برداشت از حساب ذخیره ارزی) در بودجه عمومی دولت در سال 1385 برابر 1/65 درصد بوده است . مجموع درآمدهای عمومی دولت در سال 1385 با در نظرگرفتن چهار متمم و یک اصلاحیه قانون بودجه این سال بالغ بر 574984 میلیارد ریال شده است که در مقایسه با رقم عملکرد سال 1384 رشدی 22 درصدی را نشان می دهد . پرداخت هزینه‌های جاری در سال 1385 (بدون احتساب رقم یارانهء حامل‌های انرژی) معادل 415793 میلیارد ریال بود که نسبت به سال قبل از7/25 درصد رشد برخوردار بوده است .

در سال 1385 واگذاری دارایی‌های سرمایه‌ای به رقم 182797 میلیارد ریال رسید که نسبت به سال گذشته4/2 درصد کاهش نشان می‌دهد . واگذاری دارایی‌های مالی نیز که شامل استفاده از منابع داخلی و خارجی است ، با نزدیک به 2 برابر افزایش نسبت به سال قبل به161061میلیارد ریال رسید . نکتهء بسیار قابل تامل و توجه در تحلیل بودجهء دولت در سال 1385 این است که در این سال با استقرار کامل دولت احمدی‌نژاد، رخداد کسری بودجهء ناشی از تراز عملیاتی و سرمایه‌ای از یک سو و فشار وعده‌های هزینه‌ای داده شده از سوی دیگر باعث ارایهء چهار لایحهء ‌متمم و یک اصلاحیه بودجه از سوی دولت به مجلس شد، اقدامی که در همهء سال‌های پس از انقلاب و جنگ به جز سال 1384 وآنهم دو لایحه متمم بودجه توسط همین دولت تازه استقراریافته ، سابقه ندارد . بر پایهء این اقدام با اصلاح مادهء سه و جداول شمارهء چهار و هشت قانون برنامهء چهارم توسعه ناشی از دو متمم بودجهء‌سال 1384 کل کشور (مصوب 28/10/1384) رقم مربوط به وجوه حاصل از فروش نفت خام در سال 1384 از 128494 به 186342 میلیارد ریال و درسال 1385 با احتساب چهارلایحه متمم و یک اصلاحیه از 140734 به 262053 میلیاردریال افزایش یافت . لازم به یادآوری است که بر پایهء اصلاح قوانین بودجهء دو سال 1384 و 1385(جمعا هفت لایحه متمم واصلاحیه) هزینهء ارزی دولت (ناشی از درآمد نفت و برداشت از حساب ذخیرهء ارزی) به رقم بی‌سابقهء 79 میلیارد دلار افزایش یافت که در مقایسه با رقم حدود 46 میلیارد دلاری دو سال 1382 و1383، حاکی از افزایشی برابر 33 میلیارد دلار است که رقم 48 میلیارد دلار آن از حساب ذخیرهء ارزی تامین و برداشت شده است.

شاخص دیگری که در انتهای این بخش می‌تواند به تحلیل بودجه و فعالیت‌های دولت کمک کند سهم مخارج عمرانی دولت از کل درآمدهای نفتی است . این شاخص در بهترین شرایط می‌تواند برابر یک یا بیشتر باشد، مشروط بر آن که درآمدهای نفتی به هیچ‌وجه در بودجه صرف هزینه‌های جاری نشده و پس‌انداز یا سرمایه‌گذاری شود . چنانچه این سهم بالاتر و نزدیک‌به یک باشد مؤید آن است که کل‌درآمدهای نفتی صرف ایجاد زیرساخت‌های اقتصاد ملی و عمران و آبادانی کشور شده است . در سال 1385 سهم مخارج عمرانی از درآمدهای نفتی (بدون احتساب برداشت از حساب ذخیرهء ارزی) بالغ بر 9/26درصد و کل آن 48 درصد شده است که در مقایسه با رقم مشابه سال 1384 بهبود را به نمایش می گذارد.

مقایسهء عملکرد بودجه دولت در دو سال 1384 و1385 به لحاظ رشد اعداد و ارقام بودجه با سال‌های قبل خود گویای تغییر روش و نگرشی است که در دولت نهم و مجلس هفتم (جناح یکدست حاکم) نسبت به ادارهء اقتصاد کشور و نقش دولت بوجود آمده است هر چند در همین دوره با ابلاغ سیاست های مرتبط با اصل 44 قانون اساسی "خصوصی سازی" هم در دستور کار دولت و مجلس قرار گرفته است !

10 - سیاست‌های پولی و اعتباری
برپایهء مصوبات بودجه‌ای در سال 1385 نقدینگی کشور نسبت به سال 1384 معادل 4/39 درصد افزایش یافت که نسبت به رشد دورهء مشابه سال قبل (3/34) با افزایشی معادل 1/5 واحد درصد مواجه بوده است. بررسی عوامل موثر بر رشد نقدینگی در سال ۸۵ نشانگر این است که مطالبات از بخش غیردولتی با سهمی معادل 9/34 واحد درصد، بالاترین سهم را در رشد نقدینگی داشته است . سهم خالص دارایی های داخلی سیستم بانکی در رشد نقدینگی 9/25 درصد و سهم خالص دارایی های خارجی سیستم بانکی در رشد نقدینگی 5/13 واحد درصد بوده است . در بین عوامل تشکیل دهنده خالص دارایی های داخلی، خالص مطالبات از دولت عمدتا به علت افزایش سپرده های دولتی نزد سیستم بانکی، سهمی کاهنده معادل 1/3 واحد درصد و خالص سایر عوامل نیز سهمی کاهنده معادل 6/5 واحد درصد در رشد نقدینگی داشته است . از سوی دیگر، خالص مطالبات از شرکت ها و موسسات دولتی نیز از سهم کاهنده اندکی(3/0 درصد) در مقایسه با سایر عوامل در کاهش رشد نقدینگی برخوردار بوده است . مهمترین عامل افزایش پایه پولی در سال ۸۵ ، خالص دارایی های خارجی بانک مرکزی با سهمی معادل 7/50 واحد درصد بوده که ناشی از افزایش دارایی های خارجی بانک مرکزی است . مطالبات بانک مرکزی از بانکها نیز از سهم فزاینده ای معادل 7/8 واحد درصد در تغییر پایه پولی برخوردار بوده است . با انتشار اوراق مشارکت بانک مرکزی در سال ۸۵ ، موجودی این اوراق از 10۷۶۹ میلیارد ریال در پایان سال ۸۴ به 21۴۶۶میلیارد ریال در پایان سال ۸۵ رسید که به میزان 10۶۹۷ میلیارد ریال افزایش نشان می د هد که سهم کاهنده 9/4 درصد در رشد پایه پولی و 3/5 درصد در رشد نقدینگی داشته است . در نهایت برآیند مجموع عوامل موثر در تغییر پایه پولی منجر به افزایشی معادل 8/26 درصد در پایه پولی کشورگردیده است.

تغییرات عرضه پول ، ناشی از تغییرات در پایه پولی (پول پر قدرت ) و ضریب فزاینده نقدینگی است . ضریب فزاینده نقدینگی از 176/4 در سال ۸۴ با ۹/۹ درصد افزایش به 591/4 در سال ۸۵ افزایش یافت . افزایش ۹/۹ درصدی ضریب فزاینده نقدینگی در سال ۸۵ عمدتا مربوط به کاهش نسبت ذخایر اضافی به کل سپرده ها به میزان۴۳ درصد بوده است که به لحاظ ارتباط منفی این نسبت با رشد ضریب فزاینده، نهایتا منجر به 3755/0 واحد افزایش در ضریب فزاینده شده است . کاهش نسبت اسکناس و مسکوک در دست اشخاص به کل سپرده ها نسبت به پایان سال قبل به میزان 6/13 درصد موجب افزایش در ضریب فزاینده نقدینگی به میزان 1129/0 واحد و افزایش نسبت موزون سپرده های قانونی به کل سپرده ها به میزان 8/2 درصد موجب کاهش ضریب فزاینده به میزان0740/0 واحد شده است .

بررسی مطالبات سررسید گذشته و معوق بانکها در بخش غیر دولتی نشان می دهد که نسبت این مطالبات به کل تسهیلات اعطایی بانکها رو به افزایش بوده واز 5/12 درصد در پایان سال 1384 به 7/13 درصد در سال 1385 رسیده است به گونه ای که مانده مطالبات سررسید گذشته و معوق بانکها از بخشهای اقتصادی غیر دولتی در پایان سال 1385 بالغ بر 8/139 هزار میلیارد ریال گردیده است که نسبت به به پایان یال 1384 (2/90 هزار میلیارد ریال) از رشد 55 درصدی برخوردار بوده است . طی سال 1385 بخش های "صنعت و معدن" و "بازرگانی و خدمات" به ترتیب با 2/40 06/32 درصد بیشترین سهم مطالبات معوق و سررسید گذشته بانکها به بخش غیر دولتی را به خود اختصاص داده اند . این نسبت در بخش های کشاورزی با 8/16 درصد ، مسکن با 9/6 درصد ، صادرات با 9/1 درصد و ساختمان با 7/1 درصد سهم روبرو بوده است .

در یک ارزیابی کلی در رابطه با سیاست های پولی و اعتباری انجام شده و با توجه به نرخ رشد اقتصاد ایران در سال‌های اخیر ، که از روندی ثابت و نسبتا قابل قبول برخوردار بوده، می توان گفت که اقتصاد ایران همواره با تهدیداتی در زمینه اقتصاد کلان و به ویژه در زمینه پولی و اعتباری رو به رو بوده است . فشار بر منابع نظام بانکی در قالب تسهیلات تکلیفی، برداشت از حساب ذخیره ارزی برای جبران عدم تحقق درآمدهای ریالی دولت و یا افزایش اعتبارات هزینه‌ای دولت از جمله این تهدیدها بوده است. همچنین "آسان‌گیری در مقابل بی‌انضباطی‌های بودجه‌ای، اصرار بانک‌ها برای اضافه برداشت از منابع بانک مرکزی و محدودیت بانک مرکزی در استفاده از ابزارهای قانونی برای کنترل حجم نقدینگی" از دیگر عوامل موثربر عملکرد پولی و مالی کشور در دو سال اخیر بوده است. عملکرد حاصله به ویژه در دوره دولت احمدی نژاد در عرصه تحولات پولی و اعتباری نشانگر سلطه بخش مالی بر سیاست‌های پولی، نوسانات شدید(باروند افزایشی) ضریب فزاینده و مخاطره‌های وارد بر سیاست‌های پولی از بابت روابط بانک مرکزی و بانک ‌ها و تاثیرپذیری پایه پولی از عملکرد بودجه دولت است . هرچند از یک‌سو عدم استقراض دولت از بانک مرکزی پدیده‌ای مثبت در تحولات پولی سال‌های اخیر تلقی می‌شود و بدین ترتیب یکی از عناصر پرمخاطره در تدوین و اجرای سیاست‌های پولی طی سال‌های اخیر تا حدودی برطرف شده، اما با برداشت‌های بالای دولت نهم از حساب ذخیره ارزی و خرید ارز مازاد بر فروش توسط بانک مرکزی ، جزء خالص دارایی‌های خارجی بانک مرکزی را به عنوان یکی از اجزای مهم پایه پولی به طور مستمر افزایش داده است . در عین حال وابستگی زیاد منابع بودجه دولت به درآمدهای نفتی موجب شده است که افزایش دارایی های خارجی بانک مرکزی ،که ناشی از مازاد عرضه نسبت به تقاضای موثر ارز در بازار داخلی است، بالاترین سهم را در رشد سالانه پایه پولی کشور داشته باشد.

با توجه به آنچه آمد در پیش گرفتن سیاست هایی برای کنترل رشد نقدینگی و تورم ،که از چالش‌های اصلی سیاست‌های پولی کشور است ، توسط دولت ومراجع تصمیم گیری به ویژه بانک مرکزی اجتناب ناپذیر می نماید و بطور مشخص "لزوم سالم‌سازی ساختار مالی دولت و کاهش اتکای بودجه دولت به درآمدهای نفت و رعایت انضباط مالی در سیاست‌های بودجه‌ای" ،" لزوم تبدیل ابزار نرخ سود بانکی به‌ابزار فعال و موثر جهت مدیریت نقدینگی با ملاحظه قانون عملیات بانکی بدون ربا" و " کاهش بدهی دولت به نظام بانکی" از جمله سیاست هایی است که می تواند در این زمینه موثر و راهگشا باشد . در عین حال دولت برای کنترل نقدینگی باید در اداره امور و اجرا با" الزام کامل در رعایت و پایبندی نسبت به بودجه تصویب شده وعدم ارائه لوایح متمم برای برداشت ازحساب ذخیره ارزی" ، " توجه به محدود بودن ظرفیت جذب ارز در بازار بین بانکی و التزام نسبت به عدم جایگزینی منابع ارزی سهل الوصول نفتی به جای درآمدهای ریالی محقق نشده" ، " تاکید بیشتر بر کارکردهای سرمایه گذاری و تثبیتی و بین نسلی حساب ذخیره ارزی و لزوم حفظ مازاد منابع برای تامین مالی اهداف رشد بلند مدت اقتصادی"،"کاهش و حذف عملی تسهیلات تکلیفی ، ترجیحی و اولویت بندی شده از سوی دولت به بانکها جهت اعطای اعتبار به بخش های اقتصادی" ،"لزوم اعطای استقلال عملیاتی و ابزارسیاست پولی به بانک مرکزی به عنوان مسئول سیاستگذار پولی کشور به منظور طراحی و اجرای سیاستهای پولی مناسب با هدف کنترل و مهار تورم و ایجاد تحرک در رشد اقتصادی" و"فراهم نمودن پیش زمینه های سیاستی – نهادی لازم برای افزایش جذب سرمایه و منابع مالی خارجی در جهت کاهش آسیب پذیری اقتصاد به درآمد های بی ثبات نفتی" از تزریق بیش از ظرفیت در آمد های نفتی به اقتصاد ایران به ویژه برای پاسخگویی به هزینه های جاری و مصرفی خودداری نماید، واز این طریق با ثبات بخشی به شاخص های اقتصاد کلان موجبات بهبودی فضای کسب و کار و پیش بینی پذیر کردن آینده برای فعالان اقتصادی را فرا هم و اسباب تشویق و ترغیب هرچه بیشتر آنان را برای مشارکت فعال در عرصه تولید و سرمایه گذاری رقم زند .

جمع‌بندی
در یک جمع‌بندی خلاصه و با تکیه بر ارقام شاخص‌های کلان اقتصادی کشور می‌توان گفت که عملکرد اقتصاد ایران در سال 1385 ادامهء روند سال 1384و سیاست های جدید دولت نهم بوده است ، هر چند به رغم بهره مندی دولت احمدی نژاد از درآمد بالا و افسانه ای نفت این عملکرد پاسخگوی نیازها و مطالبات اقتصادی رو به افزایش جامعه، ‌خصوصا در زمینهء اشتغال وکا هش نرخ بیکاری ، رفع فقر و فساد و تبعیض ، بهبود وضعیت معیشتی اقشار محروم و متوسط و افزایش رفاه همگانی و در یک کلام شعار عدالت محوری دولت نهم نبوده است و حتی در تامین اهداف کمی پیش‌بینی شده شاخص های اقتصادی و اجتماعی برای سال اول و دوم اجرای قانون برنامهء چهارم توسعه ناموفق بوده است. جدول (7) تصویری از نتایج عملکرد اقصادی دولت احمدی نژاد و ارزیابی آنرا در انطباق با اهداف کمی پیش بینی شده در قانون برنامه چهارم توسعه و متوسط نتایج حاصله از اجرای قانون برنامه سوم توسعه دولت اصلاح طلب خاتمی نشان می دهد .
روی کار آمدن دولت احمدی‌نژاد ، که در همسویی کامل فکری و سیاسی با مجلس و دیگر نهادهای حاکمیتی انجام گرفته و وعده ‌های اقتصادی و اجتماعی بسیار به مردم داده است از قبیل مبارزه با فقر و فساد و تبعیض، بردن درآمد نفت به سر سفره‌های مردم ، توسعهء عدالت محور و... هم‌زمان با افزایش قابل توجه درآمدهای نفتی ایران ، انتظارات اقتصادی و اجتماعی بسیاری را در جامعه دامن زده است که طبعا نظام باید پاسخگوی آن‌ها باشد. رویکرد متفاوت دولت خاتمی و اصلاح‌طلبان به اقتصاد و سیاست کارنامه‌ای از خود در هشت سال 76 الی 83 به جای گذاشته است که خود مبنای مقایسه‌ای برای عملکرد دولت احمدی‌نژاد و جریان همسویش از نیمهء دوم سال 1384 به این سو خواهد بود ، به ویژه آن‌که همهء افراد و گروه ‌های درون جناح حاکم فعلی از منتقدان سرسخت عملکرد اقتصادی و اجتماعی دولت خاتمی و اصلاح‌طلبان در آن دوره بوده اند و حال خود باید پاسخگوی شعارها، وعده‌ها و عملکردشان در این دوران باشند . جدول (8) تصویری مقایسه ای از شاخص های کلان اقتصادی دهه اول و مقاطع اجرای برنامه های توسعه اول تا کنون را نشان می دهد که با توجه بدان می توان به ارزیابی کلی از عملکرد اقتصادی کشور و دولتهای پس از انقلاب و روند حرکت شاخص های کلان اقتصادی به صورت مقایسه ای و در ارتباطی متقابل با یکدیگر پرداخت .

در پایان باید یادآور شوم که اقتصاد ایران همچنان با چالش‌هایی از قبیل: عدم تناسب نرخ رشد اقتصادی با شرایط و مطالبات جامعه، بالا بودن نرخ بیکاری و کشش‌ناپذیری بخش تولید، سطح پایین بهره‌وری عوامل تولید و بهره‌وری کل، وابستگی بودجهء دولت به درآمد نفت و نوسانات بازار نفت، بالا بودن اندازهء دولت و چسبند گی هزینه‌های جاری دولت ، درصد تحقق پایین بودجهء‌عمرانی ، رشد تعهدات خارجی به طور اعم و بدهی‌های کوتاه‌مدت قطعی به طور اخص ، منفی شدن وضعیت بازار ارزی بانک ‌ها و کاهش تقاضای میان‌مدت ارز در بازار بین بانکی، فقدان اعتماد و اطمینان لازم برای مشارکت فعالانهء بخش غیردولتی و ناچیز بودن حجم صادرات غیرنفتی در مقایسه با حجم فعالیت‌های اقتصادی، عدم اجرای سیاست های خصوصی سازی و عملیاتی کردن سیاست های ابلاغی مرتبط با اصل 44 قانون اساسی ، شکاف طبقاتی و توزیع ناعادلانهء‌درآمد و وجود فقر و محرومیت رنج‌آور در دو دهک جمعیتی کشور و... مواجه است که دربارهء آن‌ها باید چاره‌اندیشی و سیاست‌گذاری شود . سند چشم‌انداز توسعهء20 سالهء کشور و قانون برنامهء چهارم توسعه با توجه به این شرایط و واقعیات تدوین و تصویب شده و باید راهنمای عمل قوای حاکم در سال‌های پیش‌رو برای اداره امور کشور باشد ، اما عملکرد دو سال 1384و 1385 اقتصاد کشور و دولت احمدی نژاد و دیگر نهادهای حاکم حرکت در این چارچوب و مسیر را به نمایش نمی‌گذارد و نگرانی این است که با فاصله‌گیری از اجرای این‌ها باز هم از گام زنی جمهوری اسلامی ایران در راه توسعهء اقتصادی و اجتماعی و دستیابی به جایگاه هدف گذاری شده در سند چشم انداز یعنی قدرت اقتصادی برتر منطقه در افق سال 1404 باز مانده و حتی در مقایسه با روند توسعه اقتصادی و اجتماعی برخی کشورهای همسایه ناکام مانیم.


جدول (1) : شاخص های کلان اقتصادی طی سال های 1376 تا 1385به قیمت ثابت 1369


به نقل از بانک مرکزی * ارقام نهایی توسط بانک مرکزی اعلام نشده است. ** برگرفته از گزارش شاخص های توزیع درآمد مناطق شهری ایران- گزارش بانک مرکزی

جدول (2) : جریان وجوه حساب ذخیره ارزی سالهای 1379 – 1385 (میلیون دلار)


منبع : اداره آمار و تعهدات و اداره سیاست ها و مقررات ارزی – بانک مرکزی ( اسفند 1385)

جدول (3) : واردات و ترکیب آن بر حسب کالاهای مصرفی،واسطه ای و سرمایه ای


جدول (4 ) : فعالیت بورس اوراق بهادار تهران


جدول (5) : متغیرها و شاخص های کلان اقتصادی طی سال های 1376 تا 1385(درصد / میلیارد ریال)


جدول (6) : ارقام بودجه کل کشور در سالهای 76 الی 86 (ارقام به میلیارد ریال)


جدول (7) : ارزیابی شاخص های کلان برنامه چهارم توسعه در انطباق با عملکرد اقتصادی دولت


جدول (8) : مقایسه شاخص های کلان اقتصادی دهه اول و مقاطع برنامه های توسعه

دعوت دبیر جبهه متحد اصولگرایان از رسانه‌ها

دعوت دبیر جبهه متحد اصولگرایان از رسانه‌ها:
افکار عمومی را به سمت تمایل به دانستن برنامه‌های جریان‌های سیاسی سوق دهید


خبرگزاری دانشجویان ایران - تهران
سرویس: سیاسی

دبیر شورای مرکزی جبهه متحد اصولگرایان از کلیه رسانه‌ها دعوت کرد تا با ایجاد حس کنجکاوی در اذهان عمومی، افکار عمومی را به سمت تمایل به دانستن برنامه‌های جریان‌های سیاسی برای مجلس هشتم سوق دهند.

به گزارش گروه دریافت خبر خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) سید شهاب‌الدین صدر افزود: یکی از بهترین زمان‌ها برای احزاب سیاسی، جهت تولید فکر و ارایه برنامه جهت حل مشکلات مردم آستانه انتخابات‌ها می‌باشد و رسانه‌ها باید این فرصت را غنیمت بشمارند و به جای تلاش جهت دانستن نام سرلیست‌ها از احزاب کلان سیاسی کشور برنامه بخواهند و «برنامه محور بودن» را به جای «شخص محوری» نهادینه کنند.

مدیر اجرایی جبهه متحد اصولگرایان ادامه داد: ضمن قدردانی از کلیه احزاب و گروه‌هایی که به پیشنهاد ما مبنی بر «گفت و گوی میان احزاب در فضایی به دور از تنش و بازی‌های رسانه‌ای » چراغ سبز نشان دادند از رسانه ملی، مطبوعات، رسانه‌های گروهی و تشکل‌های دانشجویی درخواست می‌کنیم تا با فراهم کردن فضایی سالم زمینه لازم را برای گروه‌ها و جریانات سیاسی فراهم کنند تا حرف‌ها و برنامه‌های یکدیگر را بشنوند.

دبیر شورای مرکزی جبهه متحد اصولگرایان در پاسخ به این سوال که پرچمداران واقعی اصولگرایی و اصلاحات چه کسانی هستند گفت: حقیقتا پرچمداران واقعی اصولگرایی و اصلاحات کسی جز مردم نیست واین عنوان محصر به یک یا دو فردخاص نیست.

صدر افزود: اصولگرایی و اصلاح‌طلبی در ذات انقلاب اسلامی ما نهفته است و از آن‌جا که مردم ما همواره پایبند به اصول و مدافع این انقلاب در عرصه‌های گوناگون بوده‌اند؛ بنابراین همین مردم پرچمداران واقعی اصولگرایی و اصلاح‌طلبی هستند.

انتهای پیام

کد خبر: 8609-06684

بادامچیان: در پیوستن به جبهه متحد اجباری وجود ندارد

بادامچیان:
در پیوستن به جبهه متحد اجباری وجود ندارد
اگر قالیباف و رضایی فهرستی بدهند بررسی می‌کنیم


خبرگزاری دانشجویان ایران - تهران
سرویس: سیاسی

یک عضو شورای مرکزی جبهه‌ی متحد اصول‌گرایان گفت:‌ اگر آقایان رضایی و قالیباف فهرست پیشنهادی خود را به جبهه‌ی متحد ارائه دهند، ما آن را بررسی می‌کنیم؛ در واقع هر گروهی که لیستش را به ما ارائه دهد، آن را بررسی می‌کنیم.

اسدالله بادامچیان در گفت‌وگو با خبرنگار ایسنا، با بیان این که جبهه‌ی متحد اصول‌گرایان مشغول فعالیت‌ها و بحث‌های خود است گفت:‌ اصل مساله این است که فهرست‌ها شکل بگیرد. موقع شکل گرفتن فهرست‌ها نیز بحث‌ها جدی‌تر از گذشته می‌شود و در آن موقع است که نتیجه مشخص می‌شود.

وی در پاسخ به این پرسش که آیا آقایان رضایی و قالیباف به جبهه‌ی متحد اصول‌گرایان لیستی داده‌اند گفت: من از این موضوع خبر ندارم.

بادامچیان در ادامه درباره نتیجه رایزنی‌ها با رضایی و قالیباف، در حالی که آنها اظهار می‌کنند چتر جبهه باید گسترده‌تر شود، گفت: من خود گفت‌وگوهایی داشته‌ام. این که آقایان می‌گویند چتر جبهه باید گسترده‌تر باشد ما خود نیز بر این امر تاکید می‌کنیم؛ چرا که می‌خواهیم جبهه‌ی متحد اصولگرایان متعلق به همه‌ی اصولگرایان باشد.

وی در پایان گفت: البته در پیوستن به جبهه اجباری وجود ندارد و گروه‌ها با توجه به اختیارات خود تصمیم می‌گیرند ولی ما معتقدیم همه‌ی اصول‌گرایان باید با یکدیگر همراه باشند.

انتهای پیام

کد خبر: 8609-06869

دیدار خانواده باقی با دو تن از مراجع تقلید

دیدار خانواده باقی با دو تن از مراجع تقلید


نوروز:‌خانواده عمادالدین باقی ،رئیس انجمن دفاع از حقوق زندانیان روز 5شنبه 8آذر 86 به صورت جداگانه با حضرات آیات عظام منتظری و صانعی دو تن از از مراجع تقلید نواندیش شیعه در شهر قم دیدار کردند . خانواده باقی در دیدار با آیت الله صانعی که آرای فقهی و سیاسی ایشان در سالهای اخیر در زمره نوگراترین آرای فقهای شیعه قرار می گیرد ،گزارشی از آخرین وضع عمادالدین باقی ارائه کردند .خانواده باقی با ابراز نگرانی از وضع این نویسنده و فعال حقوق بشر تاسف خود را از برخوردهای این چنینی بیان کردند و بلا تکلیف نگه داشتن باقی را در این وضعیت موجب وهن قانون و قضا و به دور از شرع دانستند .

آیت الله صانعی نیز با اشاره به این که هنر نظام حفظ دوستان است، تاکید کردند در شرایط حساس کشور ، نظام به دوستان بیش از مخالفان نیاز دارد و نباید از دوست ، مخالف ساخت . این فقیه نواندیش، باقی را از فرزندان انقلاب و معتقد به آرمانهای آن بخصوص آزادی دانست که نقش مهمی در احیا و توجه به مساله حقوق بشر داشته است . ایشان با تاکید بر اهمیت مباحث حقوق بشر و حقوق زنان در جهان امروز، پرداختن به این موضوعات را مهم ترین وظیفه فقه شیعه و اندیشه اسلامی شمردند و با ابراز نگرانی از کج سلیقگی هایی که درباره افرادی مانند عمادالدین باقی می شود ،افزودند : با وجود این ، ضروری است که مسائلی از این دست شما را از ادامه راهی که برای رشد اندیشه اسلامی و حقوق بشر طی می کنید مایوس نسازد و بدانید که این انقلاب موسس و بنیان گذاری به بزرگی امام خمینی داشت که برای به ثمر رساندن آن زحمات بسیار کشید و کار بزرگ زحمات عظیم می طلبد .

ایشان همچنین ضمن دعا برای آزادی باقی و امثال او که وفادار به نظام و انقلاب اسلامی بوده و هستند اظهار امیدواری نمودند که هر چه زودتر با تلاش آیت الله کروبی و دیگران زمینه بازگشت ایشان به خانواده و تلاش در مسیر خدمت به اسلام و حقوق بشر و دفاع از زندانیان با رعایت موازین اسلامی ، فراهم شود .

هم چنین خانواده باقی 5 شنبه شب به دیدار آیت الله العظمی منتظری رفتند . ایشان با اشاره به حوادث اخیر به خصوص برخوردهایی که با افرادی مانند عمادالدین باقی یا هادی قابل می شود گفتند : این حوادث البته جای تاسف دارد اما به فرض آن که فردی یا مقامی یا روحانی ای در نظام اسلامی مسبب این اتفاقات بوده ، شما نباید از اسلام و انقلاب ناامید شوید و با توجه به شناختی که از آقای باقی دارم ایشان در اعتقادات خود راسخ تر و جازم تر می شوند .

آیت الله العظمی منتظری با یادآوری زندانهای گذشته تاکید کردند : دراسلام و نظام اسلامی باید وضع زندانها انسانی تر از وضع موجود باشد، بلکه اصولا در اسلام به این معنا نداریم چه رسد به اینکه افراد برای اتهامات اثبات نشده یا فاقد ادله مدتها در زندان انفرادی بمانند . پیامبر گرامی اسلام بنا به سیره و روایات و اخباری که به ما رسیده است هیچ کس را (حتی اگر متهم به قتل باشد ) بیش از 6 روز در حبس نگه نمی داشت .

آیت الله منتظری در پایان این دیدار آرزو کردند با تدبیر بیشتر در کار کشور، زندانیان به ویژه آقای باقی آزاد شوند.

 

رئیس جامعه مدرسین:کابینه و کارگزاران دولت فرضی امام معصوم، معصوم

رئیس جامعه مدرسین: کابینه و کارگزاران دولت فرضی امام معصوم، معصوم نیستند


اعتماد:رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه که با «بهار زنجان» گفت وگو می کرد به سوال این هفته نامه که «آیا می توان از کابینه فرضی امام معصوم (ع) و کارگزاران دولت او انتقاد کرد» پاسخ قابل تاملی داد؛ «کابینه امام معصوم(ع) و کارگزاران دولت او معصوم نیستند، مگر همه کارگزاران امیرالمومنین(ع) معصوم بودند؟ مگر شریح قاضی، قاضی منصوب از طرف ایشان نبود؟ مگر زیاد ابن ابیه، منصوب از جانب ایشان نبود؟ اینها منصوب بودند و در حکومت ایشان کار می کردند. مگر آن زن غسوده بنت عمار نیامد و از حاکم امیرالمومنین(ع) شکایت نکرد؟ علی(ع) دست شان را به طرف آسمان بلند کردند و از خدا عذرخواهی کردند که در زمان من چنین چیزی هست و بلافاصله فرمان عزل او را نوشتند و به دست آن زن دادند.» عضو فقهای شورای نگهبان با تاکید بر اینکه بدون تردید در صورت وقوع خلاف می توان از کارگزاران و کابینه امام معصوم انتقاد کرد، گفت؛ «اگر کسی بگوید در صورت وقوع خلاف توسط اعضای کابینه و کارگزاران امام معصوم(ع) از آنها انتقاد می کنم، هیچ اشکالی بر او وارد نیست. غیراز معصوم، هیچ یک از شاگردان، یاران و کارگزاران او معصوم نیستند و به هرکس که مرتکب خطا شود می توان تذکر داد. این گونه مسائل از بدیهیات و الفبای تفکر اسلامی است و هیچ اشکالی ندارد.» این درحالی است که پس از اعلام نظر اعلمی در این باره، برخی روزنامه ها و سایت های نزدیک به دولت وی را به دلیل اینکه انتقاد را از کابینه و کارگزاران مورد انتصاب معصومین (علیهماالسلام) بلااشکال دانسته بود مورد انتقاد قرار دادند. اعلمی این سخنان را به این دلیل عنوان کرده بود که برخی حامیان دولت به دلیل بیان انتقادات صریح اعلمی از عملکرد رئیس جمهور و اعضای کابینه به وی معترض شده بودند.

   پایان خبر

 

اجاره آریا

اجاره آریا 


کیهان نوشت: عطریانفر و یکی دیگر از دست‌اندرکاران روزنامه‌های زنجیره‌ای که از تخصص و استعداد ویژه‌ای در به تعطیلی کشاندن مطبوعات برخوردارند، برای اجاره کردن روزنامه آریا خیز برداشته و مذاکراتی را با صاحب امتیاز این روزنامه انجام داده‌اند.
این روزنامه مدعی شد: روزنامه آریا در سال 1379 و به دستور مستقیم رئیس‌جمهور وقت توقیف شد و چند ماه قبل از سوی قوه قضائیه رفع توقیف گردید.