امروز یک ای میلی داشتم از یکی از دوستان مبنی بر وجود برخی به قول فردوسی پور حرف و حدیث ها پیرامون آب معدنی دماوند که به دلیل حساسیت موضوع برآن شدم تا عین ای میل مذکور را منتشر نمایم... به قول بچه ها ان شاءالله که خیرِ!!!
سلام.همانطور که اقای منتجبی در پست های قبل اعلام کردند قرار است جشن تولد همکلاسی در کنار جشن تولد چند کودک شیر خوارگاه امنه همزمان صورت بگیرد.با توجه به اینکه همگی عضو این گروه بزرگ یعنی همکلاسی هستیم هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم.ظرفیت و تعداد دوستان که خواهان حضور در این امر خدا پسندانه هستند نا معلوم است و باید پیش بینی های لازم انجام شود که شرمنده ی یک سری از دوستان نباشیم پس هر چه سریعتر نام و نام خانوادگی همچنین رشته و ایدی یا شماره تماس خود را در قسمت نظرات به طور کامل بیان کنید چرا که در غیر این صورت جای گله و شکایتی نمی ماند .پس هر چه سریعتر اعلام امادگی کنید تا هما هنگی های لازم انجام شود.با تشکر(دوستانی که ثبت نام کردن ما واقعا به یه سری از شما دسترسی نداریم لا اقل شماره تلفن خودتونو به oranos_vafa@yahoo.com بفرستید)
ادامه مطلب ...
چند سال از امشب بگذره تا من فراموشت کنم
تا با یه دریا تو خودم ، خاموش خاموشت کنم
ادامه مطلب ...گاهی نگاهم را در چشمان دختری که گل به دست دارد و میگوید : آقا گل می خوای؟ ، میبینیم
زندگی چه ساده و سرد است
زندگی در افسوس های او زمستان بدون برف است
زندگی طوفان پرطلاتم است با قطرات باران او
زندگی جاریست
او بالا او بالاتر آمده
اکنون او در کنار من است و میگوید :آقا گل بدم؟
لحظات زندگی چه شیرین بر من و چه نازیبا بر وی گذشت
پ.ن:درک اون دختر از زندگی چیه و درک من چی !!! من چه آرزوهای پیچیده ای دارم و اون آرزوی داشته های من....
در زندگی باران نباش که با منت خودت به شیشه
بکوبی ابر باش تا همه منتظر باریدنت باشند
مثل ساحل آرام باش تا دیگران مثل دریا بیقرارت باشند
ابراهیم نبوی
خبرگزاری رجانیوز اعلام کرد: " جمعی از شعرا، فرهیختگان و اهالی فرهنگ، هنر و ادب عصر امروز در فضایی صمیمی با حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی دیدار و گفتگو کردند. به گزارش رجانیوز، پس از این گفتگوی صمیمانه حاضران نماز جماعت مغرب و عشا را به امامت رهبر انقلاب اسلامی اقامه کردند و روزه خود را همراه با ایشان افطار کردند. در ادامه این مراسم، تعدادی از شاعران جوان و پیشکسوت در حضور رهبر انقلاب اسلامی، سروده های خود را قرائت خواهند کرد."
ادامه مطلب ...سلام میخوام چندتا چیستان مطرح کنم جوابشم میزارم تو ادامه مطلب مردونه
اول خودت جواب بده بعد جوابرو نگاه کن
چیستان
1- آن چیست که یکی است و همیشه با تو است؟
2 - عجایب جنگل بی پایه دیدم، عجایب چادر بی سایه دیدم،
بدیدم صنعت پروردگارم، دوتا سوداگر بی مایه دیدم.
3- عجایب صنعتی دیدم در این دشت، درخت پرگلی بی سایه میگشت؟
4- آن چیست که از میان آب می گذرد، ولی خیس نمی شود؟
5- آن چیست که نمیتوانید ببینیدش، یا بچشیدش، یا با دستتان لمسش بکنید، ولی برای همه تان لازم است و همه جا هست؟
تحصیلات پیش دانشگاهی
معرفی دانشگاهها و مراکز آموزش عالی چین
بودی حالا!
نمی دونم ندیده یا ترمز بریده!
ادامه مطلب ...این خودرو با بدنه کامپوزیت و با وزنی با حدود 450 کیلو گرم دارای استانداردهای ایمنی و فنی روز دنیا است و تولید نمونه ی این خودرو بالغ بر 10 میلیون تومان هزینه داشته که اگر به تولید انبوه برسد این خودروی دو نفره با کمتر از 5 میلیون تومان قابل عرضه برای استفاده مردم خواهد بود .
سرعت این خودرو به طور متوسط 80 کیلومتر در ساعت است و با توجه به وزن کم این خودرو تا سرعت 110 کیلومتر نیز توان حرکت را دارد . برای شارژ باطری های خودرو 8 ساعت زمان نیاز که پس از شارژ مسافتی نزدیک به 120 کیلومتر را می تواند طی کند هم چنین سیستم ترمز این خودرو 4 چرخ و به صورت دیسک و انتقال قدرت به صورت عقب محور است و سرعت اولیه و شتاب این خودرو در 25 متر در زمان 8/3 ثانیه به ثبت رسیده است .
http://www.qazviniau.ac.ir/announce/News/images/13880614145032.jpg
ادامه مطلب ...راهبردهای نهگانه میرحسین موسوی رییس جمهور منتخب مردم ایران برای بازگشت آرامش به جامعه
نخست وزیر مورد تائید و حمایت امام خمینی(ره) و رییس جمهور منتخب مردم ایران، با تاکید بر اینکه «امروز با جامعهای سودازده و دروغزده مواجیهم که در آن تحجر دولتسازی میکند»، تصیح کرد:«برخلاف آنچه دستگاههای تبلیغاتی دولتی سعی در القای آن دارند، این ما هستیم که بازگشت اعتماد و آرامش به فضای جامعه را خواهانیم و این ما هستیم که از هر اقدام تندروانه و خشن امتناع میکنیم.»
میر حسین موسوی با صدور یازدهمین بیانیه خود پس از کودتای 22 خرداد، با تاکید بر اینکه این ماهستیم که خواهان بازگشت آرامش به جامعه هستیم راهکارهای نه گانه خود برای بازگشت آرامش به کشور را اعلام کرد.
یک ماه و اندی پیش پس از انتشار مطلبی نوشتم با عنوان مشایی مهره انقلاب مخملی... مدیریت وقت برخی الفاظ مندرج درآن همچون (احمق) را توهین آمیز تلقی کرده و بع دلیل تکرار عضویت بنده به مدت یک ماه تعلیق شد... هر چند در انتهای متن توضیح داده بودم که واژه احمق برگرفته از سخنان معظم له در خطبه های نماز جمعه بوده و به سبب همین استفاده ایشان لابد فش و توهین نیست!اما به حکم قوانین همکلاسی گردن نهادم و محروم شدم تا....
تا امروز که به لطف پیگیری مدیریت محترم جدید دوباره به همکلاسی برگشتم...
ادامه مطلب ...نیمروزی بود آفتابی ، در یک روز سرد زمستانی … یخبندان شدید و منجمد کننده ، بیداد میکرد. جعدهای فرو لغزیده بر پیشانی نادنکا که بازو
به بازوی من داده بود و کرک بالای لبش از برف ریزه های سیمگون پوشیده شده بود. من و او بر تپه ی بلندی ایستاده بودیم.
زندگی ، چیزی ست تلخ و نامطبوع اما زیباسازی آن کاری ست نه چندان دشوار. برای ایجاد این دگرگونی کافی نیست آکه مثلاً دویست هزار نایل آیی یا با زیبارویی دلفریب ازدواج کنی یا به عنوان انسانی خوش قلب شهره ی دهر « عقاب سفید » روبل در لاتاری ببری یا به اخذ نشان شوی نعمتهایی را که برشمردم ، فناپذیرند ، به عادت روزانه مبدل میشوند. برای آنکه مدام حتی به گاه ماتم و اندوه احساس احساس خرسندی « ممکن بود بدتر از این شود » خوشبختی کنی باید: اولاً از آنچه که داری راضی و خشنود باشی ، ثانیاً از این اندیشه کنی و این کار دشواری نیست
ادامه مطلب ...گام اول : سلام....گام دوم:درود....گام سوم:مرحبا....گام چهارم : جبرئیل یا غرئیل(عزرائیل)....گام پنجم : من جبرئیل....گام ششم : شد عزرئیل....گام هفتم: چرا؟....گام هشتم:سکوت!!....گام نهم: ترس....گام دهم:رنگ....گام یازدهم:لال.... گام دوازدهم : کور ....گام سیزدهم : غریو....گام چهاردهم : انتظار....گام پانزدهم : جسد....گام شانزدهم: وبا....گام هفده: توهم فراموشی....گام هجدهم:دوباره سلام....گام نوزدهم:لبخند....گام بیستم:سفید...................
:
:
پ.ن: گام های اشتباه رفته ام مقصر منم که کفش ها را درست به پا کرده ام........
پ.ن:در این آسمان پاک تنها لکه تیره منم که آنگونه که باید پرواز میکنم.....چون کبوتر.......چون عقاب......
یه مدتی برام مشکلی پیش امده بود که اصلا نمیخواستم دیگه بیام نت یا مسنجر یا ..... اما درخواست ها برای صندلی داغ زیاد بود و تصمیم گرفتم که کسانی که میل زدن را وارد صندلی داغ کنم
صندلی داغ این هفته با حضور دوست خوبمون اقای عاصمی زاده هست
فردا ساعت ۱۸:۰۰پست را میزنم
التماس دعا
خدا حافظ ماه رمضون
نمی دونم چرا ، ولی چند روزیه تو گوشم اللهم اهل الکبریاء و .... پیچیده ... شاید به خاطر اینه که دیگه ماه مبارک داره باهام خداحافظی می کنه ، ولی چقدر زود داره تموم میشه چقدر زود ......
فرمانده یگان حفاظت میراث فرهنگی کرمان با اشاره به کشف جسد تاریخی یک نوزاد متعلق به دوران قاجار از دستگیری 2 نفر در این زمینه خبر داد: این افراد قصد داشتند جسد یک نوزاد را از شهرستان بم به کرمان انتقال دهند که با انجام عملیات تعقیب و مراقبت در طول مسیر دستگیر و تحویل مراجع قضایی شدند.
فراموشش کن...!
انتهای کوچه را نگاه نکن
باد تنها می آید؛ نترس !!!
چند درخت سبز دیگر تا دردهای خیس پاییز مانده است...!
پاییز و درد هایش ؛ باد هایش و غم هایش و کوچه باغ های خیسش که ساعتی قبل باران خورده ، بیا این کوچه ها را تا آخر برویم ؛ تا باورت شود که درد های من پایانی ندارد ..
نفسم بیش از این ها سرد است ./
:چند روز پیش ، خانم یولیا واسیلی یونا ، معلم سر خانه ی بچه ها را به اتاق کارم دعوت کردم. قرار بود با او تسویه حساب کنم. گفتم
بفرمایید بنشینید یولیا واسیلی یونا! بیایید حساب و کتابمان را روشن کنیم … لابد به پول هم احتیاج دارید اما مشاءالله آنقدر اهل تعارف
… هستید که به روی مبارکتان نمی آورید … خوب … قرارمان با شما ماهی ٣٠ روبل
نام قاصدک نصیر برای تداعی عنوان پیام آور دانشگاه خواجه نصیر انتخاب شده و طراحی آن در دانشکده مدیریت و ساخت آن نیز در دانشکده هوا و فضا و در کارگاه اتومکانیک این دانشگاه صورت گرفته است.
ابتدا قرار بود این خودرو تنها برای شرکت در یک مسابقه خودروهای برقی باشد اما اعضای تیم سازنده در ادامه تصمیم گرفتند آن را مناسب خیابانهای شهری طراحی کرده و بسازند.
شتاب این خودرو از خودروی سمند هم بیشتر است و حداکثر سرعت آن ۸۰ کیلومتر بر ساعت می باشد.
ادامه مطلب ...دلیل این که شازده کچولو وجود داشت این است که شیرین بود ، دلربا بود و می خندید ..
"
"
"
او و فقط او گلی داشت که مایه همه عواطف و دلخوشی ها و رنج های ش بود ..
روزی تصمیم به ترک وطن گرفت ؛ گلش را تنها گذاشت پس از گذشتن از شش سیاره به زمین رسید و در زمین با روباه آشنا شد ؛ روباه بود که مهمترین راز زندگی را بر او آشکار کرد .. رازی که شاید خیلی از ما هنوز ندانیم ..
بخشی از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با اساتید دانشگاهها
نکتهاى را که بعضى از دوستان در اینجا گفتند، مورد تأکید بنده است، که پژوهش اولاً مورد اهتمام قرار بگیرد، ثانیاً سمت و سوى پرداختن به نیازهاى کشور را پیدا کند. یعنى حقیقتاً پژوهشهائى بکنیم که مورد نیاز ماست. من بارها هم در شوراى عالى انقلاب فرهنگى به آن دوستان عرض کردهام، هم شاید اینجا گفتهام: ما ملاک پیشرفت علمىمان را درج مقالات در مجلات آى.اس.آى نباید قرار بدهیم. ما نمیدانیم آنچه که پیشنهاد میشود، تشویق میشود، برایش، آن مقالهنویس احترام میشود، دقیقاً همان چیزى باشد که کشور ما به آن احتیاج دارد. ما خودمان باید مشخص کنیم که دربارهى چى مقاله مینویسیم، دربارهى چى تحقیق میکنیم. البته انعکاس در مجامع جهانى لازم است، ضرورى است؛ و انعکاس هم پیدا خواهد کرد. مقصود این است که ما پژوهش را تابع نیاز خودمان قرار بدهیم.
دوباره بوی و یاس و شب بو
من رو تا پیش خدا می بره
پیش اون مهربونه مهربونا
همون جایی که عاشقا رو میبره


شرمنده ام که اگر کمتر جواب نظرات شما را می دهم؛ اینروزها شدیدا درگیرم.هدف از این مطلب اول از همه تشکر از شما دوستان بابت به فکر بودن و استقبالتان است.بعد از آن قصد دارم تا از برخی از دوستان که در قسمت نظرات مطالب قبلی اعلام آمادگی برای کمک کرده بودند به جهت کمک به عنوان تیم هماهنگی مراسم دعوت کنم.
از بین سرکار خانمها رویا خدابخش؛سلوا دانشور؛مهسا جرابدوزان؛فهیمه قجاوند؛نرکس توکلی؛فاطمه رنگرز جدی؛حوریه جعفری؛مهدیه فاضلی؛حمیده احمدی؛معصومه آهنگری؛صابره درخشنده و جناب آقایان پویا صفری؛سپهر سارجانی؛هادی بدری زاده؛مرتضی قاسمپور؛سعید اسماعیلی فرد؛علیرضا قهرمانی؛محمد رودسرابی؛مجتبی معصوم پور؛سید حسین هاشمی؛صالح هوشنگی؛حامد شاه محمدی؛هریک از عزیزان که مایل به همکاری هستند شنبه صبح ساعت ۱۲ در دانشکده ی علوم حضور داشته باشند تا صحبت های اولیه انجام شود و بنا بر نیاز کارها تقسیم شود.ضمنا اگر دوستان دیگری هم هستند که قصد کمک دارد و بنده اسمشان را ناخود آگاه از قلم انداخته ام؛ابتدا پوزش می طلبم و از آنها هم برای شرکت در جلسه ی روز شنبه دعوت به عمل می آورم.
ادامه مطلب ...گاهی انسان نام دارد...گاهی حیوان ناطق...گاهی مخلوق خداست...گاهی نایب او......گاهی حاکم است ...گاهی محکوم...گاهی حاله ای دارد....گاهی بی حاله محبوب.....گاهی به ظاهر مظلوم . اندرون شیطان...گاهی شیطان مینامند و اندرون مظلوم .... گاهی تنهاست و گویا همه با او هستند ..... گاهی همه با اویند و او تنها......گاهی باید اما نیست .....و گاهی نیست اما باید..... گاهی آرام به ظاهرو اندرون خروشان ....گاهی همواره آرام و در سکوت.....گاهی فریاد میزند هستم .....گاهی فریاد میزنند هستی.....گاهی اشک میریزد تمساح ... گاهی اشک میریزند محبوب.....گاهی با یک قلم آمد ....گاهی با هزاران قلم برو......گاهی صادق است از بیرون .....گاهی صادق است اندرون....گاهی می آید دل بخواه......گاهی می آید با دل ها........
:
پ.ن: گاهی آمدم که بروم ، گاهی آمدم که بمانم تا ابد......
<به بهانه ی 31امین سالگرد ربوده شدن امام موسی صدر در لیبی>
کسی که که میگفت: " هیچ کس نمی تواند در جامعه محروم از آزادی خدمت کند ، توانایی هایش را پویا و موهبت های الهی را پاینده سازد."
"آزادی یعنی به رسمیت شناختن کرامت انسان و خوش گمانی نسبت به انسان"
"آزادی هرگز پایان یافتنی نیست"
کسی که مسیحیان او را خود ِ مسیح میدانستند و در خواست کردند تا او برایشان خطبه عید روزه را در کلیسا بخواند!
کسی که دیدار 15 دقیقه ایش با پاپ، به درخواست پاپ 2 ساعت طول کشید.
موسی ای که آیت الله خویی آزادی امام خمینی بعد از 15 خرداد را بیش از هر چیز مرهون تلاش های او میداند.
ادامه مطلب ...
این فایل رو خود شرکت شجریانی ها منتشر کرده اند.
این آلبوم 7 شهریور منتشر شد.
سه شنبه ها که باز سه شنبه است
شب های تهران که باز درد دارد ..
باز هم اول بهار است و بعد تابستان !
پاییز و زمستان که نیز برود ؛ تازه شب و ستاره هایش
سنگینی چشمهای من و زنگار حفره های تو را به یاد می آورد ؛ یادشان می آید که به فردا که خیره می شدی باران می گرفت؛ باد می آمد و دل تنگی می رفت ..
دوستانم هر وقت پریشانم به سراغم می آیند .. اصل هم همین است .. ولی آن زمان که شادم آیا کسی هست که با من و برای من و به شوق من به هوا بپرد ؟!!؟؟استاد شفیعی کدکنی برای تدریس دانشگاه پرینستون آمریکا را انتخاب کرد و برای همیشه از ایران رفت.او رفت تا همیشه جای خالی قلمش در ادبیات ایران باقی؛ ..باشد یادم می ماند که شفیعی کی رفت ؛ یادم می ماند .. دعوت را پذیرفت و رفت .. سفرش به خیر اما دنیای شعر ما به کدکنیها نیازمند است.
پ.ن : یه کی بیاد یه شعر تازه تر بگه ؛ برای گیسگلابتون از مرگ جادوگر بگه ...
پ.ن 2 : نداریم
پ.ن 3: ندارد
دیدی که چگونه دیروز امروزمان را به باد داد........وای به حال فردایمان که تابان امروز را میدهیم....امروزی که در سکوت می گذرد ....امروزی که میدانیم و لب نمی گشاییم...امروزی که دیرباز دیروزه روشنمان است ...دیروز در این فکر بودیم که فردا ی بهار در انتظار است....حیف گویا دیروزمان را نیز به باد دادیم.......همه غضه ما از فرداست...... فردا را چه کنیم ....فردایی که با خزان امروز شروع میشود.....با دل ها چه کنیم ... دلهای که خزان دیروز را با خود یدک میکشد.......با یاران چه کنیم که پرپر میشوند.... فردایی مگر هست؟....نکند فردا نیز تکرار امروز است؟......امروز که بهار را بیاد داشتیم ...همه ترسم از فرداست که خزان را نیز از یاد ببریم و گرفتار زمستان همیشگی شویم......
:
پ.ن:توی این فکرم که آیا بهار رو دوباره میبینم؟........
سلام علیکم
همانطور که مطلع هستید قرار است امتحان مجدد ریاضی 2 برگزار شود.
حالا خبر جالب اینکه من با مرکزی تماس گرفتم و گفتم معمولا روال منطقی اینه که نمره رو اول میدن و بعد می گویند هرکسی خواست امتحان مجدد رو بدهد.
چیزه جالبی که شنیدم این بود که:
اینقدر نمرات بد بوده که خود استاد درخواست امتحان مجدد کردند.
چرا؟
چون گویا (از قول مرکزی ها) بالاترین نمره 8 ( هشت) بوده است!


البته یکی دوستان گفتند استاد خودشون گفتند ۱۶ هم داشتیم!
حالا هرکدوم رو میخواید باور کنید :دی !