KNToosi.in - همکلاســــی

وبلاگ گروهی دانشجویان ِ دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی

KNToosi.in - همکلاســــی

وبلاگ گروهی دانشجویان ِ دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی

طولانی‌ترین تصنیف تاریخ موسیقی


طولانی‌ترین تصنیف تاریخ موسیقی


 

طولانی‌ترین تصنیف تاریخ موسیقی ایران را همایون شجریان با آهنگسازی محمدرضا درویشی روی بازسازی کاری از عبدالقادر مراغی خوانده که قرار است اواخر امسال به بازار موسیقی عرضه شود.

به‌گزارش همشهری‌آنلاین محمدرضا درویشی، در دومین نشست پیش‌همایش عبدالقادر مراغی، موسیقی‌دان نامدار قرن نهم هجری که در ساختمان فرهنگستان هنر در خیابان ولی‌عصر برگزار شد، ضمن اعلام این خبر گفت: « این تصنیف که ۲۱ دقیقه زمان دارد، حاصل دو سال تلاش شبانه‌روزی گروه عبدالقادر مراغی است که قرار است به‌همراه ۲۳ تصنیف دیگر در مجموعه‌ای با یک کتاب و سه سی‌دی از سوی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان(!) به بازار موسیقی عرضه شود. »

وی گفت: « به‌دلیل آنکه ۱۷ دقیقه از این تصنیف در مدح امام هشتم شیعیان سروده شده است، هیچ‌گاه از سوی نوازندگان و خوانندگان ترکیه اجرا نشده و برای نخستین بار است که بعد از پنج قرن این تصنیف اجرا و خوانده شده است. »

این تصنیف که بخش‌هایی از آن در همین نشست پخش شد در سه‌گاه نوشته شده و عمده‌ی آن در بخش‌های اوج صدای خواننده قرار دارد و همایون شجریان توانسته با تمرینات طاقت‌سوزی که روی این کار انجام داده، به خوبی از پس کار برآید.

 

در این نشست که با حضور برخی از اعضای گروه عبدالقادر مراغی برگزار شد، همایون شجریان ـ که از سوی درویشی برجسته‌ترین خواننده‌ی معاصر بعد از پدرش لقب گرفت ـ حضور داشت و گفت که وقتی کار را ابتدا شنید برایش بسیار عجیب و شگفت‌انگیز جلوه کرد؛ چرا که در برخی از لحظات تصنیف نقاط اوج و فرودهای آن با معیارهای آوازخوانی موسیقی سنتی همخوانی نداشت؛ ‌به این معنا که خواننده درست در زمانی‌که باید فرود بیاید با یک اوج دیگر روبه‌رو می‌شود که این تجربه به این می‌مانست که دونده‌ای که صد متر را با بالاترین سرعت دویده، وقتی به خط پایان رسید، تازه به او بگویند که صد متر دیگر را هم باید در جهت عکس بدود.

وی همچنین از کم آمدن نفس خواننده در برخی از نقاط خبر داد و گفت کار عبدالقادر به گونه‌ای بود که در بخش‌های بم تصانیف، خواننده با کمبود نفس روبه‌رو می‌شود و برای غلبه بر این مشکل نیازمند تمرینات طاقت‌سوزی است که من سعی کردم از پس کار برآیم.

 

محمدرضا درویشی درباره‌ی چگونگی کار روی این تصانیف گفت که دو سالی است، هر هفته دو جلسه‌ی ۴ ساعته با گروه تمرین می‌کند و شکل‌گیری این گروه ۹ نفره به گونه‌ای‌ست که نه کسی می‌تواند به گروه اضافه شود و نه از آن کم شود ؛ چرا که پیوستن هر فرد به گروه، نیازمند ۶ ماه تمرین مقدماتی فشرده برای آشنایی با سبک کار مراغی و نواختن این قطعات است.

درویشی گفت که چند سالی، تمامی وقت و انرژی خود را گذاشته تا از آرشیوهای شخصی و نیز کتابخانه‌های موسیقی ترکیه و یونان بتواند این تصانیف را به‌دست آورد که از میان سی تصنیفی که یک محقق ترک نشانی آنها را در کتاب خود داده، توانسته به ۲۴ تصنیف دست پیدا کند و بقیه‌ی تصانیف را نتوانسته به‌دست آورد.

 

در گروه عبدالقادر مراغی نگار بوبان (عود)، ساناز نخجوانی (قانون)، آرش شهریار (چهارتار)، علی صمدپور (رباب)، سیروس جمالی (رباب)، سیامک جهانگیری (نی)،احسان ذبیحی فر (کمانچه آلتو)، سامر حبیبی (کمانچه آلتو) و بهزاد میرزایی (دایره) می‌نوازند و به گفته‌ی درویشی در شکل‌گیری و ساخت این مجموعه تصانیف تمامی اعضای این گروه که از آهنگسازان و نوازندگان شناخته‌شده‌ی کشور به شمار می‌روند سهمی جدی و تأثیرگذار داشته‌اند.

 

درویشی گفته است که پس از انتشار آلبوم و سی‌دی عبدالقادر مراغی، گروه یادشده کنسرت صحنه‌ای کار را در ایران و سایر کشورها اجرا خواهد کرد.

پیش از سخنان درویشی، داریوش طلایی درباره‌ی « علم و عمل موسیقی: دیدگاه‌ها و کاربردها » سخن گفت و ضمن ارائه‌ی تاریخچه‌ای از نظریه‌پردازی در موسیقی ایران، از فارابی تا ابن‌سینا و ارموی و مراغی، به فضای عملی کارهای آنها نیز پرداخت.

 

پس از درویشی نیز فرهاد فخرالدینی که چند سال قبل یکی از تصانیف عبدالقادر مراغی را در سریال امام علی (ع) با صدای صدیق تعریف انتشار عمومی داده بود، به شکل تئوریک و با استفاده از عدد و رقم و نت گفت که سی سال است روی این پروژه کار کرده تا توانسته به چنین لحن و بیان عملی در کار دست یابد.

پس از سخنان فخرالدینی و درویشی، چند تن از حاضران سؤالاتی را با این دو موسیقی‌دان نامی در میان گذاشتند.

منبع : همشهری آنلاین

برنامه‌های نخستین روز جشنواره موسیقی فجر


برنامه‌های نخستین روز جشنواره موسیقی فجر


نخستین روز بیست و سومین جشنواره موسیقی فجر با 20 اجرای موسیقی و یک سخنرانی از جمعه 30 آذر کار خود را آغاز خواهد کرد.

به گزارش همشهری آنلاین در بخش ویژه بانوان که در تالار وحدت برگزار می‌شود (ساعت 18) ارکستر موسیقی پارس به سرپرستی ناصر نظر، موزیسین موسیقی کودک و نوجوان اجرای برنامه خواهند داشت.

در سالن رودکی که اجراهای بخش رقابتی جشنواره در آن برگزار خواهدشد، گروه‌های موسیقی پیام هنر به سرپرستی بهرنگ کوفگر و گروه فلک الافلاک خرم آباد به سرپرستی فرشاد سیفی (ساعت 18) و دو گروه ارکستر مجلسی فرهنگسرای بهمن به سرپرستی مهدی غلامی و گروه شباهنگ خلیج فارس از ماهشهربه سرپرستی عزیز حیدری (ساعت 20 و 30 دقیقه) اجرای برنامه دارند. در هین بخش گروه علی شمس در ساعت 19 در سالن آوینی فرهنگسرای بهمن برنامه اجرا خواهد کرد.

در فرهنگسرای هنر چهار گروه آوای فاخته از همدان به سرپرستی رضا عباسی،گروه شور ازتبریز به سرپرستی بهزاد کیاست (ساعت 18) ، گروه کوئینتت هم آوا به سرپرستی هوتن غضنفری و گروه بوم رنگ به سرپرستی مازیار یونسی (ساعت 20 و 30) اجرای برنامه خواهند داشت.

در فرهنگسرای نیاوران دو گروه آوازی تهران به سرپرستی میلاد عمرانلو (ساعت 18) و گروه دوئت از فرانسه(ساعت 20 و 30 دقیقه) اجرای برنامه دارند.

در مجموعه اریکه ایرانیان ابتدا ارکستر فیلارمونیک تهران و ارکستر سازهای بادی تهران(ساعت 18) اجرای برنامه دارندو در ساعت  20 و 30 دقیقه هم سید عبدالحسین مختاباد با گروه رودکی برنامه اجرا می کنند.

اریکه ایرانیان برای نخستین بار است که به سالن های جشنواره موسیقی فجر اضافه می شود.

در فرهنگسرای بهمن و در سالن سینما تراس دهکده ، ابتدا گروه فاخته به سرپرستی رضا موسوی زاده ( ساعت 18) اجرای برنامه دارند و درساعت 20 و 30 دقیقه هم دو اجرا ی ارکسترال در همین سالن به صحنه می رود.ابتدا ارکستر سازهای زهی فرهنگسرای بهمن به رهبری آرمان نوروزی و سپس گروه کر فرهنگسرای بهمن به رهبر ی آرش فلاحی  اجرای برنامه دارند.

در بخش موسیقی پاپ جشنواره موسیقی امسال خشایار اعتمادی با ارکستر 75 نفره خود در تالار بزرگ کشور (ساعت 20) اجرای برنامه دارد. اعتمادی این برنامه را شب بعد هم در همین مکان تکرار می کند.

در نهایت این که ناصر مجرد روزنامه نگار پیش کسوت که چند سال قبل کتابی هم درباره چهره های موسیقی انتشار داده بود، در ساعت 18 و 30 دقیقه در خانه هنرمندان درباره راز ماندگاری موسیقی سنتی ایران سخن می گوید.

بیست و سومین جشنواره موسیقی فجر تا هفتم دی ماه ادامه دارد و اختتامیه این جشنواره هم هشتم دی در تالار وحدت برگزار خواهد شد.

هنر نمایی با ماشین تایپ

می تونید باور کنید تمام این نقاشی ها توسط یک ماشین تایپ کشیده شده باشن؟



















پاول اسمیت در سال 1921 در فیلادلفیا با معلولیت حرکتی متولد شد.
پاول نه تنها بر مشکلات ناشی از این معلولیت غلبه کرد، بلکه تصمیم گرفت تا به یک هنرمند بزرگ و یک شطرنج باز ماهر تبدیل شود.
در هنگام کار با ماشین تایپ پاول از دست چپ خود برای ثابت نگاه داشتن دست راستش استفاده می کرد. با توجه به اینکه او نمی توانست دو کلید را به صورت همزمان فشار دهد، معمولا کلید شیفت را قفل می کرد و سپس به کمک کلید های شماره بالای کیبورد شروع به کشیدن نقاشی هایش می کرد. نقاشی های او عموما از این علامت ها تشکیل شده اند:
@ # $ % ^ & * ( ) _ .
در طول هفتاد سال پاول نقاشی های بسیاری کشید که البته الان تعداد محدودی از آنها در دسترس است. کم کم با بالا رفتن تجربه اش توانست تکنیک هایی را برای ایجاد سایه ها، رنگ ها و پس زمینه ها ایجاد کند تا نقاشی هایش هر چه بیشتر به یک نقاشی معمولی شبیه شود. این هنرمند بزرگ در 25 ژوئن سال 2007 دار فانی را وداع گفت.

هنری - استاد حسین بهزاد

                بسم الله الرحمن الرحیم من به خاطر علاقه به نقاشی و تاریخ هنر این موضوع را انتخاب کردم تا اطلاعات نه چندان قابل را در اختیار شما عزیزان بگذارم

 استاد حسین بهزاد.......

 

خداوند هنر استاد بهزاد    که نقش ازخامه بهزاد به زاد    (ملک الشعرای بهار)

مرحوم استاد حسین بهزاد در سال ۱۲۷۳ هجری شمسی در تهران زاده شد.

جدش میرزا لطف الله واعظ مسجد وکیل شیراز بود.پدرش میرزا فتح الله اصفهانی نقاش و قلمدان سازساکن تهران از ۷ سالگی وی را نزد ملا علی قلمدان ساز در مجمع الصنایع به شاگردی گذاشت.در مدت کوتاهی پدرو استادش هر دو به مرض وبا در گذشتند و او زیر نظر میرزا حسن پیکر نگار که شاگرد بزرگ ملاعلی بود به مدت ۱۲ سال کار کرد و در ۱۸ سالگی مستقلا در حجره ای در سرای حاج رحیم خان دربازار توتون فروشها مشغول به کار شد.

در این زمان استاد بهزاد اغلب به سبک مینییاتورهای مکتب صفوی و اثار کمال الدین بهزاد و رضا عباسی کار میکرد و در این کار انچنان استادی از خود نشان میداد که تشخیص ان از کار اساتید گذشته مشکل بود.

استاد فقید؛حسین بهزاد؛به سال ۱۳۱۴ روانه پاریس شد و در مدت اقامت ۱۳ ماهه ی خود در فرانسه به مطالعه ی هنر غرب پرداخت و بخشی از وقت خود را در موزه های لوور؛ ورسای وگیمه صرف یادگیری و مطالعه اثار اساتید هنر نقاشی نمود.

ثمره ی این کار و کوشش و مطالعه؛پایه ریزی سبک نوینی در هنرمینییاتور این سرزمین شد که نه تقلید از کار استادان گذشته بود و نه خارج از قواعد مینییاتور و به گفته ی وی چنین است:(مطالعه ی من در سبک های مختلف نقاشی ایرانی و خارجی بدین منظور بود تا سبکی به وجود اورم که ایرانی باشد ضمنا با هنر امروز تطبیق کند.شیوه ی نقاشی مینییاتورکه به صورت تقلید غلط و ناپسندی در امده بود رفته رفته از بین میرفت ؛من کوشش داشتم سبکی به وجود بیاورم تا این هنر ملی فراموش نشود.)

او که بی شک از برجسته ترین و پر اوازه ترین مینییاتوریست های قرن حاضر است؛شاعر رنگها بود و با انها شادی میافرید و غم پدید میاورد و با ازادی احساسی که در هنرش بود به طبیعت هر گونه که میخواست جان میداد و در طول حیات هنری خود ۱۰۰ ها تابلوی حیرت بر انگیز خلق کرد که از ان همه مجموعه ی شامل ۲۸۹ اثر در موزه ای به نام خودش در مجموعه ی فرهنگی سعداباد نکهداری و عرضه میشود.

روانشاد استاد حسین بهزاد در شامگاه ۲۱ مهر ۱۳۴۷ در سن ۷۴سالگی سر به تیره ی تراب نهاد.

نامش جاوید و یادش پاینده باد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

میوه ممنوعه-داستانی واقعی و باورپذیر دارد- شایگان - هستی و قدسی

"میوه ممنوعه" داستانی واقعی و باورپذیر دارد
هرمز هدایت یکی از دلایل اصلی پذیرفتن پیشنهاد بازی در مجموعه تلویزیونی "میوه ممنوعه" را واقعی و باورپذیر بودن قصه عنوان کرد.

بازیگر نقش شایگان درباره پذیرش بازی در مجموعه "میوه ممنوعه" به خبرنگار مهر گفت: "بار اولم است که با توجه به آماده نبودن فیلمنامه کاری را پذیرفتم. طبیعی است این گروه ماجرایش فرق می‌کرد. البته قبلاً با حسن فتحی کار کرده بودم و از سوابق او شناخت داشتم. وقتی طرح قصه را خواندم جذبم کرد، چرا که قصه متفاوت و کار واقعی و باورپذیر بود."

هرمز هدایت در ادامه افزود: "گرچه نقش شایگان کم حجم است، اما خیلی تاثیرگذار است و برایم جالب بود تا بازتاب مردم را برای این مجموعه که همزمان با تولید پخش می‌شود، متوجه شوم. به هر حال پذیرش این نوع کارها ریسک است، به ویژه اینکه ما وسواس هم برای انتخاب نقش داریم."

بازیگر نقش شایگان درباره اینکه آیا این کاراکتر جای پرداخت بیشتر هم داشت، گفت: "بله، البته نه اینکه کاراکتر شایگان کامل نیست، ولی چون خودم نویسندگی و کارگردانی می کنم، ممکن است طور دیگری نگاه کنم. شخصیت شایگان می‌توانست بیشتر از این باز شود، ولی آنچه بیشتر من را برای "میوه ممنوعه" جذب کار کرد، پرداختن به معضل کلی اجتماعی بود."

وی خاطرنشان ساخت: "جایگاه این نقش سوای اتفاقات خانواده خود، یک تولیدگر نه چندان بزرگ را نشان می‌دهد که زیر چرخ مسائل دلالی واردات له می‌شود. این معضل اجتماعی مهمی است که می توانست بیشتر به آن پرداخته شود. علاوه بر آن تراژدی این ماجرا هم جای پرداخت بیشتر داشت. تعلیق جذاب و دوست‌داشتنی هم برای کاراکتر شایگان شکل گرفته که جذاب است، چرا که این کاراکتر زیر ذره‌بین است. از سوی دیگر من هرگز دنبال حجم قصه نیستم، بلکه ماهیت قصه برایم اهمیت دارد."

هدایت درباره حضور بازیگر مقابل برای ایفای نقش‌های حسی گفت: "بازیگر مقابل یکی از عناصری است که در حس ما تاثیر دارد و علاوه بر آن حضور کارگردان، متن و ... هم موثر است. برای رسیدن به حس شایگان، مسلماً فتحی نقشی عمده داشت، اما تجربه طولانی‌ مدتم در تئاتر، تلویزیون و سینما نیز کمکم کرد، چرا که فقط بازیگری نمی‌کنم. یکی از مهمترین عنصر کار نمایشی متن است که باید به اصول درام و گره‌ها آشنا باشید."

بازیگر نقش شایگان ارزیابی خود را از مجموعه "میوه ممنوعه" اینگونه بیان کرد: "متاسفانه وقتی مارک مناسبتی بودن می‌خورد، یک مقدار پیش‌داوری به وجود می‌آید، ولی متن مجموعه "میوه ممنوعه" این طور نبود. با توجه به اینکه بازی در چنین مجموعه‌ای تجربه اولم بود یکسری محسنات همچون بازتاب مخاطبان و یکسری ضعف‌ها چون تنگی وقت وجود داشت. شخصاً چنین کارهایی را نمی‌پذیرفتم و بارها که در گروه کودک مجموعه می‌ساختم، چنین پیشنهادی که داده می‌شد، نمی‌پذیرفتم."

گزارشی از پشت صحنه‌ی سریال «اغماء» در خانه باغ درکه

گزارشی از پشت صحنه‌ی سریال «اغماء» در خانه باغ درکه - الیاس

گزارشی از پشت صحنه‌ی سریال «اغماء» در خانه باغ درکه

سریال «اغما» بیش از 22 روز است که هر شب قصه‌ای ماورایی را به تصویر می‌کشد که برای رسیدن این مجموعه به پخش، سازندگان آن هر روز از ساعت 2 بعدازظهر تا 2 بامداد روز بعد در صحنه هستند و عمده‌ی لوکیشن آن‌ها در «خونه باغ»ای است که این شب‌ها، آن را با حضور شیطان می‌شناسیم.

به گزارش خبرنگار سرویس تلویزیون ایسنا، ساختمان «خونه باغ» از نزدیک بسیار بزرگ‌تر، تو در توتر و شب‌ها حتی ترسناک‌تر از آن چیزی به نظر می‌رسد که در تلویزیون می‌بینیم. برای رسیدن به این خانه که در یکی از کوچه پس کوچه‌های «درکه» و تقریبا نزدیکی یک کوه بنا شده است باید از خیابان‌هایی تنگ، با شیب تند مخصوص چنین محله‌هایی عبور کرد.


***

خانه پلاک 21، ته کوچه واقع شده و در آن باز است. وارد باغ شده و تاب زرد رنگ «خونه باغ» که اتفاقا شیطان به آن علاقه بسیاری دارد، در سمت چپ «خونه باغ» دیده می‌شود؛ اما این بار به جای «الیاس» یکی از عوامل سریال «اغماء» در حالی که از سرما می‌لرزد و کاپشن به تن دارد بر آن نشسته و تاب می‌خورد. کمی جلوتر بنای خانه دیده می‌شود و امین تارخ که با گریم و لباس مخصوص، متن به دست راه می‌رود.

ناگهان عکاس سریال «اغماء» که دختر علیرضا افخمی (نویسنده سریال) هم است از خانه بیرون می‌پرد و نظرسنجی مرکز مطالعات را مقابل چشمان امین تاریخ می‌گیرد. او با خوشحالی اعلام می‌کند که «اغماء» در دو هفته نخست پخش با بیش از 80 درصد رضایتمندی مواجه بوده است و از سریال رقیب آن‌ها پیشی گرفته است. از پدرش می‌پرسیم، می‌گوید که این روزها به شدت مشغول نوشتن است و کمتر می‌توانند همدیگر را ببینند.

در طبقه پایین «خونه باغ» که در اصل تالار پذیرایی محسوب می‌شود، عوامل صحنه مشغول تنظیم نور و چیدن صحنه هستند؛ قرار است سکانسی با حضور امین تارخ و حامد کمیلی در این محل تصویربرداری شود.


***

به قصد دیدن کارگردان(سیروس مقدم) از راهرویی باریک که پر از پله است ـ چند باری هم در سریال «اغماء» آن را دیده‌ایم ـ گذر کرده و به طبقه بالا می‌رویم. طبقه بالا پر از اتاق است و در نهایت در یکی از اتاق‌ها سیروس مقدم را می‌بینیم که مشغول انجام دکوپاژ است؛ برخلاف سکوت طبقه بالا، طبقه پایین پر از جنب و جوش است. یکی از عوامل صحنه از فهیمه کمالی منشی صحنه می‌پرسد که چند روز دیگر تا پایان کار مانده؟! که او پاسخ می‌دهد که عید فطر هم می‌مانیم؛ عیدی‌هایمان را می‌گیریم و می‌رویم.

سرانجام سیروس مقدم با یادداشت‌های حاوی دکوپاژ به صحنه می‌آید، برخلاف انتظار همان زمان را بهترین زمان برای مصاحبه می‌داند. سپس مجددا برای فرار از همهمه به طبقه بالا می‌رویم.

به عکسی که از او با چشمان خسته و قرمز منتشر شده، اشاره می‌کنیم؛ می‌گوید که از شروع ماه رمضان تا به امروز شبی بیشتر از 2-3 ساعت نخوابیده است و ادامه می‌دهد: روزی 14 تا 15 ساعت تصویربرداری داریم؛ بعد از تصویربرداری هم که معمولا تا 2-3 صبح به طول می‌انجامد برای مونتاژ و اصلاحات آخر قسمتی که قرار است شب پخش شود، می‌روم و این کار هم تا 6 -7 صبح طول می‌کشد. پس از آن است که به منزل می‌روم و 2-3 ساعت می‌خوابم و بعد دکوپاژ را شروع می‌کنم.‌

مقدم هم‌چنین به این مساله اشاره می‌کند که به دلیل آماده شدن قسمت به قسمت فیلمنامه آن‌ها نمی‌تواندن صحنه‌ها را رج بزنند؛ بنابراین این روزها با «اغماء» زندگی می‌کنند و این سریال جزیی از زندگی‌شان شده است.

وی از ساخت سریال «اغماء» به عنوان ریاضتی لذت‌بخش یاد می‌کند و در پاسخ به این پرسش ایسنا که در میان سریال‌های اخیرش (نرگس، پرواز در حباب و اغماء) کدام را بیشتر دوست دارد، ما را به جوابی به قول خودش کلیشه‌ای سوق می‌دهد: «تمام کارهای یک کارگردان مثل بچه‌هایش می‌مانند»

سیروس مقدم با این حال می‌گوید که همواره آخرین سریالش را بیش از دیگر سریال‌ها دوست داشته، چرا که احساس می‌کند پخته‌تر از بقیه است. او ادامه می‌دهد که با تجربیاتی که از ساخت سریال‌های قبلی به دست آورده، سعی کرده بچه‌ی آخرش‌ را بهتر از دیگران تربیت کند.


***

کارگردان صحبت‌هایش را پایان می‌دهد و بار دیگر به عوامل صحنه ملحق می‌شویم که این بار امین تارخ و حامد کمیلی را نیز در میان خودشان می‌بینند. این دو نشسته بر مبل‌هایی که قرار است سکانس در آن جا تصویربرداری شود، دیالوگ‌ها را با هم تمرین می‌کنند. این تمرین به تدریج با نفر سومی به نام سیروس مقدم همراه می‌شود. او بر میزی که روبروی مبل‌ها قرار دارد تکیه می‌کند و هر بار خیره به دهان بازیگری که باید دیالوگ‌هایش را بیان کند، چشم می‌دوزد.

در سمتی دیگر امیر معقولی، تصویربردار «اغماء»‌ که فیلم‌ها و سریال‌هایی چون «ساعت 25» (مسعود آب پرور)، «روابط» (ایرج کریمی) و «پرواز در حباب» (سیروس مقدم) از کارهای اخیر وی محسوب می‌شود، آخرین تغییرات صحنه را اعمال می‌کند.

او در گفت‌وگویی کوتاه به محدودیت‌های تصویربرداری در ویدئو اشاره می‌کند و این که تصویربرداری اغلب صحنه‌های «اغماء» در شب و نور کم به بهتر شدن تصاویر کمک می‌کند.

معقولی هم‌چنین درباره‌ِ صحنه‌هایی که دوربین از حالت عادی خارج و زاویه دید شیطان به تصویر کشیده می‌شود، می‌گوید: سعی کردیم به گونه‌ای کار کنیم که این صحنه‌ها برای تماشاگر باورپذیر شود. بیننده تلویزیون پیش از «اغماء» تصاویری از این دست را کمتر شاهد بوده و بیشتر در فیلم‌های هالیوودی آن‌ها را دیده است.


***

صدای قارقار کلاغ‌ها از بیرون از خانه به گوش می‌رسد. پیش از این تنها با تماشای «اغماء» فکر می‌کردیم این صداها ساختگی است، اما مثل این که چندان هم برای ماورایی کردن کار نیازی به افکت‌های صدایی ندارند؟! فرشید احمدی(صدابردار) به این تصور لبخند می‌زند و می‌گوید: بخشی از این صداها واقعی است و بخشی هم افکت است. افکت‌های صدایی به اندازه‌یی که کارگردان تمایل داشته باشد به صحنه اضافه می‌شود.

او که با سریال‌های مناسبتی بسیاری چون «خانه به دوش» و «متهم گریخت» (به کارگردانی رضا عطاران)، «خوش رکاب» (شاه حاتمی) و «حبیب آقا» ( که امسال عید پخش شد) همکاری داشته، می‌گوید که تا حدودی به فشردگی این قبیل مجموعه‌ها عادت کرده است. احمدی سپس از نحوه استقبال مردم از «اغماء» می‌پرسد و از سریال شبکه دو به نیکی یاد می‌کند!


***

به گزارش ایسنا، افطار نزدیک است. تلویزیون روشن می‌شود و سفره‌ها را پهن می‌کنند. عوامل «اغماء» در کنار هم می‌نشینند و افطار می‌کنند. سر سفره هم صحبت از «اغماء» است و این که روزنامه‌ها و خبرگزاری‌ها درباره این سریال چه نوشته‌اند و حتی اخیرا چه پیامک‌هایی درباره «اغماء» و خصوصا «الیاس» منتشر شده است. اما حضور یک خبرنگار جو را سنگین‌تر از روزهای قبل می‌کند. حامد کمیلی به دلیل مصاحبه‌های اخیری که به اشتباه از وی چاپ شده تصمیم گرفته مدتی با هیچ خبرنگاری صحبت نکند و تمام عوامل هم این مساله را مدام گوشزد می‌کنند! او سر سفره افطار هم از نقش شیطانی‌اش در امان نیست و گریم مخصوصش به او اجازه نمی‌دهد که به راحتی حلیم بخورد! با لبخند می‌پرسد که این‌ها را هم در گزارش می‌نویسید؟!

سیروس مقدم بالای سفره می‌آید و به گونه‌ای که به کسی برنخورد خصوصا به افشین سنگ‌چاپ (دستیار اولش) هشدار می‌دهد که وقت تنگ است و اگر دیر بنجبند روزهایی می‌رسد که بازیگران بدون گریم مجبورند مقابل دوربین بروند!


***

پس از افطار به سراغ امین تارخ می‌رویم که به نظر می‌رسد وضعیت بهتری از چند ساعت قبل دارد. او این بار به درخواست مصاحبه پاسخ مثبت می‌دهد و از سنگ‌چاپ می‌خواهد هر وقت قرار است کار شروع شود، صدایش کنند و رو دربایستی نداشته باشند. تارخ تفاوتی میان بازی در سریال‌های ماه رمضان و سایر پروژه‌های سینمایی، تلویزیونی و تئاتر قائل نیست.

با اعتقاد بر این که اصولا بازیگر با حرفه سختی روبه‌رو است، می‌گوید: ممکن است کمبود وقت شرایط را کمی سخت‌تر کند، اما ما سعی کرده‌ایم این شرایط سخت را تحمل نکنیم، بلکه از آن لذت ببریم؛ تا این لذت به کار هم منتقل شود.

امین تارخ در عین حال از مدیران تلویزیون می‌خواهد که حساب شده‌تر و دقیق‌تر برای سریال‌های مناسبتی برنامه‌ریزی کنند. با صدای افشین سنگ‌چاپ که نزدیک شدن به آغاز تصویربرداری را اعلام می‌کند، مصاحبه را به پایان می‌رساند.


***

سیروس مقدم پس از انتقال آخرین نظراتش به بازیگران روی صندلی‌ای آبی رنگی که روی آن کلمه «کارگردان» نوشته شده است جای می‌گیرد. گویا برای جلوگیری از غیب شدن صندلی، این تمهید را چیده‌اند. صندلی دیگر هم با درج عنوان «منشی صحنه» به فهیمه کمالی اختصاص دارد.

همه چیز مرتب است؛ یک بار تمرین و بار دیگر ضبط نهایی. دیالوگ‌ها باید توسط افشین سنگ چاپ، کنترل شود تا مبادا بیان کلمه‌ای متفاوت، به اصلاحیه زدن از سوی تلویزیون و اجبار به استفاده از صداگذاری بر روی دیالوگ‌ها منجر شود.

شیطان در این صحنه قصد دارد دکتر پژوهان را نسبت به «دکتر بردیا» بدبین کند. اما پژوهان به قول خودش این یکی را دیگر نمی‌پذیرد، چرا که بردیا دوست مولود همسرش مرحومش بوده است. اما به قول الیاس «دیگر مولودی در کار نیست!»

شیطان وقتی با اصرار پژوهان مواجه می‌شود او را با گفتن جمله «خداحافظ دکتر پژوهان خوش قلب اما... ساده دل» تنها می‌گذارد و حال ظرف میوه است که باید توسط پژوهان که به شدت عصبانی است از روی میز پرتاب شود. امین تارخ اصرار دارد ظرف چینی نباشد تا در صورت لزوم تکرار صحنه، نشکسته باشد. اما برای بازیگری چون او همین یک بار کافی است.

پلان روبه‌رو گرفته می‌شود و حال نوبت آن است که از زاویه دید هر کدام از بازیگران این صحنه بار دیگر تکرار شود.


***

حوالی ساعت 19 و30 دقیقه این سکانس که قرار است در قالب قسمت بیست و چهارم پخش شود به پایان می‌رسد و حال زمان آن فرا رسیده که همانند روزهای قبل همگی دور هم جمع شوند و قسمتی دیگر از سریال را به تماشا بنشینند؛ گویا این جمله سیروس مقدم برای تمامی آنان مصداق دارد «با اغماء زندگی می‌کنیم»

گزارش از : خبرنگار ایسنا ـ پیوند مرزوقی

 میوه ممنوعه-داستانی واقعی و باورپذیر دارد- شایگان