- تکرار شعار چندصدایی توسط مدیران صدا و سیما توسط هیچ کس جدی گرفته نمی شود، چراکه اگر هم چنین تصمیمی واقعی باشد، یک تاکتیک است، نه استراتژی و یک رسانه هیچ گاه نمی تواند در درازمدت مخاطب خود را فریب دهد.
- رسانه ملی بخش قابل توجهی از نخبگان را بایکوت کرده است و بخش قابل توجه دیگری از نخبگان نیز رسانه ملی را تحریم کرده اند. مگر ما چقدر نخبه در جناحین چپ و راست داریم که بسیاری از آن ها نباید دیده شوند؟
- پیام های بازرگانی به طرز حیرت انگیزی تحمیق کننده اند.
- چرا کارشناسان و میهمان برنامه های گفت وگو و میزگرد – البته به جز برنامه های پزشکی و خانه داری – این قدر محدود و بحث ها و موضوعات تکراری و کلیشه ای اند؟
- چرا هر چه خانواده های ایرانی بیشتر پای تلویزیون می نشینند، کمتر سطح فکر و فرهنگ شان ارتقاء پیدا می کند؟ مگر امام ما و قانون اساسی ما و رهبر ما از صدا و سیمای جمهوری اسلامی به دانشگاه بزرگ آدم سازی تعبیر نکرده اند؟
- مجلس مشغول تقسیم بودجه سالانه است و صدا و سیما بودجه بیشتر طلب کرده است. میگوید 110 شبکه رادیو و تلویزیونی دارد که با قریب 20 هزار کارمند به 32 زبان فراملی برنامه تولید و پخش می کند. می خواهد ماهواره مشترک با افغانستان و تاجیکستان راه اندازی کند و 400 نقطه کور کشور را زیر بلیت آنتن خود ببرد، دو شبکه جدید که یکی از آن ها فیلم و سریال است در شرف راه اندازی دارد، برای تولید سالانه 100 فیلم برنامه ریزی کرده است، اما این که چرا با این همه امکانات و گستردگی، کمترین نقش را در زندگی فردی و اجتماعی ما مردم ایفا میکند، به عقیده من به خاطر آن است که جای یک «فکر بزرگ» و متعالی در اتاق فرمان این رسانه خالی است