من را به هیچ کجای این زندگی پیچ در پیچ و پر از هیاهو امیدی نیست . بگذار در خلوت خود در روز های پاییزی با معشوقه ام ( باران ) عشق بازی کنم .
محبت باران - آغوش گرمش - صدای دلنشینش - و ... تعنه می زند به هزار انسان به هزار موجود دو پا که جز شکستن دل کاری بلد نیست .
تا توانی دلی بدست آور ....
و . ح . ی . د
آفرین به این ذوق ادبی!
ممنونم از متن!
به امید انتشار متن های مشابه!
پیروز و پایدار باشی!
ما را با این زندگی پر هیا هو کاری نیست ولی حواسمون به اون کسایی که تو این هیاهو یه کارایی میکنن هست
ممنون از این متن زیبا
"تا توانی دلی به دست آر ... "

زیبا بود!!
تا توانی دلی به دست آور!
ممنون از شما!
به وبلاگ من هم دوست داشتی یه سر بزن
www.sedayeeebaro0n.blogfa.com
متنت هم خیلی قشنگ بود...