KNToosi.in - همکلاســــی

وبلاگ گروهی دانشجویان ِ دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی

KNToosi.in - همکلاســــی

وبلاگ گروهی دانشجویان ِ دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی

خودت را باور کن...

 

 وقتی راه رفتن آموختی، دویدن بیاموز!و دویدن که آموختی،پرواز را! 

راه رفتن بیاموز زیرا راه هایی که میروی جزیی از تو میشوند و سرزمین هایی که می پیمایی بر مساحت تو اضافه می کند.دویدن بیاموز چون هر چیز را که بخواهی دور است و هر قدر که زود باشی، دیر...

 

و پرواز را یاد بگیر نه برای اینکه از زمین جداا باشی، برای آنکه به اندازه فاصله زمین تا آسمان گسترده شوی...

من راه رفتن را از سنگ اموختم،دویدن را از یک کرم خاکی و پرواز را از یک درخت!...

باد ها از رفتن به من چیزی نگفتند،زیرا آنقدر در حرکت بودند که رفتن را نمیشناختند...پلنگان دویدن را یادم ندادند زیرا آنقدر دویده بودند که دویدن را از یاد برده بودند!!!پرندگان نیز پرواز را به من نیاموختند،زیرا چنان در پرواز خود غرق بودند که آن را به فراموشی سپرده بودند!

اما سنگی که درد سکون را کشیده بود،رفتن را میشناختند!کرمی که در اشتیاق دویدن سوخته بود،دویدن را میفهمید!و درختی که پاهایش در گل بود از پرواز بسیار میدانست ؛آنها از حسرت به درد رسیده بودند و از درد به اشتیاق و از اشتیاق به معرفت!

وقتی در دریای زندگی سفر میکنی،از طوفان ها و امواج نترس، بگذار تا از تو بگذرند...تو فقط به سفرت ادامه بده و استقامت داشته باش!به خاطر داشته باش دریای آرام ناخدای باتجربه و ماهر نمی سازد.جایی در قلب هر انسان وجود دارد که در آن افکار تبدیل به آرزو میشوند و آرزوها به اهداف بدل میگردند.جایی که در آن هر غیر ممکنی ممکن میشود !تنها اگر به هدفهایمان ایمان داشته باشیم ...چند چیز هست که برای یک زندگی شاد و موفق به آن نیاز داریم:اعتقادات ،اهداف و آرزوها،عشق،خانواده و دوستان و از همه مهمتر اعتماد به نفس...

آری... تو نیز خودت را باور داشته باش!

نظرات 5 + ارسال نظر
فاطمه رنگرز جدی پنج‌شنبه 11 شهریور 1389 ساعت 16:50

از طوفان ها و امواج نترس، بگذار تا از تو بگذرند...

متن زیبایی بود، ممنون!

یور ولکام عزیزم

سید حسین هاشمی جمعه 12 شهریور 1389 ساعت 07:22

بسیار زیبا و انرژی بخش بود!

ممنون از شما

رویا خدابخش جمعه 12 شهریور 1389 ساعت 14:55

خیلی عالی بود! ازت ممنونم، به خوندنش نیاز داشتم!!

امیدوارم به همه آرزوهات برسی!

فتانه قلی پور شنبه 13 شهریور 1389 ساعت 06:13

وقتی رفتن آموختی ، دویدن بیاموز. ودویدن که آموختی ، پرواز را. راه رفتن بیاموز زیرا هر روز باید از خودت تا خدا گام برداری. دویدن بیاموز زیرا چه بهتر که از خودت تا خدا بدوی. و پرواز را یادبگیر زیرا باید روزی از خودت تا خدا پر بزنی.
عرفان نظرآهاری عزیز

ممنون متن قشنگی بود

... دوشنبه 15 شهریور 1389 ساعت 13:28

وقتی دنیا تورا به صبر اشارت میدهد،وقتی همه راهها تو را به یک نقطه می رسانند،وقتی سنگی که به حرکت معرفت پیدا کرده و حرکت می کند تا در راه تو قرار گیرد و به زمینت بزند!دیگر در دلت قبرستان آرزوهای مرده اهدافت را با خود به گور می کشند!و دیگر نیاز هایمان به اعتقادات ،اهداف و آرزوها،عشق،خانواده و دوستان و از همه مهمتر اعتماد به نفس...،بهانه های هستند برای فرار از واقعیت،ترس از زندگی ،و رسیدن به تنهایی!
کاش می شد سرنوشت را از سر نوشت!

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد