مبارزه ی رسانه ای ِ گسترده و پایدار با جنبش سبز، نمایانگر بزرگی ِ مساله ی جنبش سبز در نزد دولت و حاکمیت است!
وقتی طرفداران دولت وقت در هر فرصتی که گیر می آورند صحبت از شکست جنبش سبز و لو رفتن چهره ی منافقانه شان در نزد مردم میزنند تعجب آور است این همه سرمایه گذاری برای ادامه ی مبارزات با این جنبش!
اگر این جنبش از بین رفته و یا همان ابتدای راه هم قابل توجه نبوده است، چرا تا این حد به آن پرداخته می شود؟
زمانی باور خواهم کرد که این جنبش از بین رفته، که از چشم بیافتد، پایداری مبارزه ی رسانه ای با جنبش سبز نشان میدهد که این جنبش هنوز خیلی در چشم است و پایان این مبارزات خبر از مرگ جنبش سبز خواهد داد!
یک برگ تا زمانی که روی درخت است، سبز است، اگر زرد گردد از درخت افتاده و زیر پاها خرد می شود!
برگ خرد شده را کسی خرد نمی کند، به بیانی دیگر "بچه زدن نداره!" اگر بچه است، اینقدر نزنیدش!
مگر آنکه خودتان هم بچه باشید!
زمانی باور خواهم کرد که این برگ زرد شده است، که اول خودتان باور کنید این زردی و سقوط را...
موافقم!
نمی توان ادعا کرد که موضوعی برایمان اهمیت ندارد اما تمام حرف ها و اعمالمان حول و حوش آن موضوع بگذرد!
گاهی هم برای اینکه ضعف خودمان در حل مشکلات نشان دهیم شروع می کنیم به انکار مشکل یا کوچک خواندن آن!!
----------
عکس انتخابیتون زیباست!
مبارزه با نفاق همیشه هست. بیدار کردن ناآگاهان در طول تاریخ، توقفی داشته است آقای توکلی؟
موافقم...
ما ناآگاهان زیادی داریم که باید بیدارشان کنیم، به آنها میگویند هواداران جنبش سبز، پس چون هواداران این جنبش زیاد هستند، تلاش ما برای بیدار کردن باید هر روز بیشتر شود!
===> کسانی هستند که باید بیدار شوند!
بحث در مورد آن نیست که آگاهند یا ناآگاه، باید بیدار شوند یا خیر، مهم این است که بپذیریم وجود دارند، پس وجودشان را انکار نکنیم...
پیروز و پایدار باشی!
این همه متن های بزرگ تر از حد قانونی وبلاگ همکلاسی هست! شما زورتون به گردن نازک ما فقط میرسه حمید آقا؟!
تبعیض نژادیه دیگه!
دوست عزیزم!
آخرین باری که اعمال قانون کردم، 16 مرداد 88 بود!
تاریخ عضویت تو دوست گرامی: 6 تیر 89
متن ها دانه به دانه مورد اعمال قانون قرار میگرند و نمی توان در یک لحظه همه را اصلاح کرد، با اینحال اگر فکر میکنی تبعیضی صورت گرفته از مرتضی جان در موردش سوال نما تا موضوع برایت روشن شود!
ممنون از طرح انتقاد!
پیروز و پایدار باشی!
این جنبش مردنی نیست...

گیرم که در باورتان بر خاک نشستم
و ساقه های جوانم از ضربه های تبرهاتان زخم شد...
با ریشه چه میکنی؟
با رویش ناگزیر جوانه چه میکنی؟
مرسی به خاطر مطلبتون
جنبش سبز نمردنیست؛ زیرا مردمیست!
اگر همه مردم را بکشدن شاید بمیرد...
اگر به خیابان ها نمیرویم یا داد نمی زنیم دلیل بر مرگمان نیست
بلکه سکوتی اختیار کردیم در پشت این سکوت ریشه می دوانیم...
مبارزه ی رسانه ای به آن شکل وجود نداد! مبارزه با دروغ است که همیشه پیروز خواهیم بود.
اما زمانی تمام می شود که بخواسته هایمان برسیم...
و سوال اینست:
آیای خواسته های جنبش سبز تمام شدنیست؟؟
همان بس که وجود آنها دلیل بون ماست...!
بهترین عدله بر دوام ما...
درود بر سرباز بیدار وطن...
شاید تکمیل شده ی حرف شما این باشد:
زمانی که با شیوه ای از حکومت داری مواجه شدیم که مخالف را انگ دشمن نزدند و صدایش را مانند صدای موافق شنیدند، بدانید که به اهداف این جنبش رسیدیم.
و این آغاز نشستن بر سر صحبت مخالفان افکار به دور از تنش ست.
تا بیداد ستم دیده هست ، دادخواهی نیز خواهد بود.
برگهای زرد پای درخت قوت ریشههاست ...

شیخ بازیگوش ما از بس مرید خویش بود
عطسه ای فرمود و گفت این جمله ی مشهور کیست!
حمید جان برو به پزشک یه سر بزن عطسه فرمودی
غضنفر یه تیکه آشغال می پره تو چشمش . می ره جلوی آینه تو چشش فوت میکنه. خانمش بهش میگه دیوونه تو فوت نکن بذار اون فوت کنه!
/آقا حمید تو فوت نکن نظام باید فوت کنه