اصلاً این طور نیست. این عملیات روانی دشمن است.
آقای ح ت این قسمت را انتخاب می کردید به لایه اوزن لطمه میزد
منبع: پایگاه اطلاع رسانی مرکز بررسی جرائم سازمان یافته سپاه
وقتی کسی می خواهد به طور مثال، از فیس بوک برای اشتراک عکس های شخصی اش استفاده کند، کسی کاری به کارش ندارد. اما به محض انتشار فیلم یا عکس کاروان آزادی غزه، آن وقت است که فیس بوک یقه اش را می گیرد و لینکش را حذف می کند. پس کاربر عادی بی طرف این وسط ضربه ای نمی خورد. درست نیست؟اجازه بدهید توضیح بدهم. ما نظرسنجی هایی داریم که از کاربر سؤال هایی از قبیل این که تاکنون چندبار به سایت های مستهجن مراجعه کرده اید و امثال آن پرسیده شده است. اما وقتی در موتور جستجوی گوگل شروع به جستجو می کنید، اولین حرفی را که وارد می کنید، به شما پیشنهادهایی می دهد. معمول این پیشنهادها چیست؟
- بر اساس ورود شما به اکانت شخصی تان و با پیشینه جستجو، پیشنهادهایی را ارائه می دهد.
آیا واقعا همین طور است؟
- ظاهرا همین طور است.
امتحان کنید. همه این ها افسانه است. شما حرف های مرتبط با کلمات مستهجن از حروف الفبای فارسی را که وارد کنید، حتما پیشنهادهای اولیه، عبارات مستهجن و نامناسب است.
- خوب برای این کارشان دلیل دارند. می گویند ایرانی ها بیش تر از بقیه کلمات مستهجن را جستجو می کنند.
باشد؛ حرف شما بماند. یک قدم بیاییم عقب تر. شما هر کلمه ای را در صفحات جستجوی عکس گوگل وارد کنید جزو نتایج صفحات اول حداقل چند عکس مستهجن برای شما نمایش می دهد. چرا این طور است؟ من که کلمه ویژهای را وارد نکردم!
این که ایرانی ها بیش تر کلمات مستهجن را جستجو می کنند خبرهایی است که بعضاً منتشر می شود. اما من نقد جدی به این آمار دارم. اصلاً این طور نیست. این عملیات روانی دشمن است.
مثلاً من می خواهم در گوگل کلمه "سناتور" را جستجو کنم. تا عبارت "س" را وارد می کنم، چه پیشنهادهایی به من می دهد؟ آیا واقعا اینطور است؟ اگر اینطور است پس چرا گزارش هایی از کاربران فیس بوک داریم که پس از قرار دادن فیلم کاروان آزادی غزه، در عرض کم تر از یک دقیقه فیلم از صفحه پروفایل فیس بوک کاربر حذف شده است؟۰۰۰۰۰
چند ماه پیش خبرگزاری فارس هم با انتشار یک خبر، گوگل را متهم به سو استفاده از قابلیت Search Suggestion کرده بود، پس گرداب ادعای جدیدی را مطرح نکرده است!
در پاسخ به ادعای فارس متنی در خارج از فضای همکلاسی منتشر کرده بودم که انتشار کل متن در همکلاسی صحیح نیست، تا همین حد هم شاید صحیح نباشد اما در پاسخ به شما کپی میکنم:
"نمی دانم فارس با متهم کردن دیگران و پوشاندن واقعیت های تلخ جامعه، چه چیز را قرار است تغییر دهد، مگر این بحث محدود به گوگل است که بتوان با مخدوش کردنش، ضعف در مدیریت فرهنگ جنسی کشور را پوشش داد!?
اگر سری به سرویس های وبلاگ بزنید خواهید دید اشخاص زیادی را که با انتشار چند داستان .....، تصویر چند بازیگر زن خارجی و تعدادی تصویر خصوصی از دختران ایرانی، و همچنین افزودن بنرهای تبلیغاتی به وبلاگ خود، در حال کسب درآمد از طریق تولید شـهوت اند!
اما ریشه ی مشکلات جنسی جامعه ی ما نه گوگل است و نه این وبلاگ ها، اینها بیشتر از آنکه عامل باشند، خود معلول ِ ناکامی های جنسی اند، مشکل فرهنگ جنسی ما عدم تعادل است که بر اساس کمرنگ شدن عشق در روابط جنسی پدیدار گشته و زمینه ساز افزایش تنوع طلبی جنسی گردیده است، آنچه مخاطبین اینرتنت را وادار می کند که هر روز به دنبال مشاهده ی تصاویری دیگر از چند زن برهـنه یا مطالعه داستان ..... جدیدتری باشند، تنوع طلبی جنسی است!
آیا بهتر نبود این خبرنگار عزیز به جای ضروری دانستن طراحی یک موتور جستجوی ایرانی با گزارشی دیگر توجه مسئولین کشور را به مدیریت صحیح فرهنگ جنسی جلب می کرد؟ "
بابت استفاده از برخی واژه ها عذرخواهی میکنم!
آنچه به لایه اوزون لطمه میزند، فرار ما از واقعیت های موجود و تشویق سایرین به فراموش کردن زشتیهای اخلاقی جامعه است!
ممنون از شما، پیروز و پایدار باشی!
تا کی می خوایم سرمون رو مثل کبک زیر برف نگه داریم!؟؟ انکار اینکه ما ایراد داریم ، واقعا مشکلی را حل نخواهد کرد!
اصلا لزومی به تحقیق و بررسی خاصی نیست! (البته بررسی خاصی هم صورت نمیگیره ، ما فقط منتظریم ببینیم تحقیقات غرب چی میگه بگیم غلطه!)
یک نگاه اجمالی به دور و اطراف ، به دوستان ، به خیابان خیلی چیزها رو مشخص میکنه!!!
جالب بود.
بودن نقشه ای در پشت این موضوع را قبول دارم.
خودم تست کردم.
اولین بار تو سایت با یکی از همکلاسی ها که مشغول سرچ بودم وقتی می خواستم دانشگاه ... رو سرچ کردم.دانشگاه که دیگه هیچ ربطی نداره.وقتی دا رو زدم داستان سک.. رو پیشنهاد می داد و با پسوند های متفاوت دهها رقمش را
از سرخ شدن بی حدم بگذریم آن زمان بود که که یه تست کوچیک کردم دیدم هر موضوع رو به مسائل جنسی می چسبونه
شک ندارم توطئه ای درکاره
ابتدا عرض می کنم که
اگر قصدی بر رفتن به سمت حقیقت بود ، این حرف کودکانه با یه جستجو در مورد شیوه ی کارکرد این امکان قدرتمند گوگل که از چهار تکنولوژی برتر و موفق گوگل است حل می شد.
می دانیم که هدفشان چیست!
____
اگر اشتباه نکنم، اوایل سال 2009 بود که گوگل ، تکنولوژی پیشرفته یGoogle Search Suggestion را راه اندازی کرد.
اما چندین سال پیش از اینکه این بخش آغاز به فعالیت کند، آمارهایی که گوگل منتشر می کرد تصدیق کننده ی این موضوع بود که؛ "استفاده از لغات غیر اخلاقی در کشورهای در حال توسعه و عقب نگه داشته شده، به نسبت کشورهای توسعه یافته بسیار بیشتر است.
وجالب اینجا بود که چند کشور اسلامی هر ساله عضو ثابت رنکینگ برترین ها بودند.
اصلا اگر "کمی هم" فکر کنیم متوجه می شویم که بیراه نیست این آمار!
قطعا به دلایل محدودیت های اجتماعی، فیلترینگ، غیر رسمی بودن ،و بسیاری دیگر از موارد قابل، و غیر قابل ذکر، جستجوی این لغات در این کشورها، بسیار بیشتر از سایر کشور ها بوده.
_______
ضمنا قابل عرض است که ؛ در حال حاضر، با زدن حرف «س» اولین پیشنهاد گوگل: "سایت کلمه" ، دومین پیشنهاد "سایت جرس" ، و سومین پیشنهاد گوگل، "سحام نیوز" است
و با زدن حرف S ، اولین پیشنهاد گوگل: "Sears" ، دومین پیشنهاد "Skye" ، و سومین پیشنهاد گوگل، "Sprint" است
نوشته های دوستانتان از لحاظ تکنیکال دچار اشکال است.
___________
در آخر باید تاکید کنم که؛
پیشنهادات گوگل صرفا بر اساس تعداد جستجو های انجام شده در هر کشور انجام می گیرد.
« و طبعا فرشنده، کالایی را در معرض دید می گذارد که خریدار بیشتری دارد.»
لطفا شما این سوال رو از خودتون بپرسید
« حقیقتا ما گوگل را منحرف کردیم یا گوگل ما را؟ »
پیش از اینها فکر میکردم خدا
خانه ای دارد کنار ابر ها
مثل قصر پادشاه قصه ها
خشتی از الماس خشتی از طلا
پایه های برجش از عاج و بلور
بر سر تختی نشسته با غرور
ماه برق کوچکی از از تاج او
هر ستاره پولکی از تاج او
اطلس پیراهن او آسمان
نقش روی دامن او کهکشان
رعد و برق شب طنین خنده اش
سیل و طوفان نعره ی توفنده اش
دکمه ی پیراهن او آفتاب
برق تیر و خنجر او ماهتاب
هیچ کس از جای او آگاه نیست
هیچ کس را در حضورش راه نیست
پیش از اینها خاطرم دلگیر بود
از خدا در ذهنم این تصویربود
آن خدا بی رحم بود و خشمگین
خانه اش در آسمان دور از زمین
بود ،اما میان ما نبود
مهربان و ساده و زیبا نبود
در دل او دوستی جایی نداشت
مهربانی هیچ معنایی نداشت...
هر چه میپرسیدم از خود از خدا
از زمین از اسمان از ابر ها
زود می گفتند این کار خداست
پرس و جو از کار او کاری خطاست
هر چه می پرسی جوابش آتش است
آب اگر خوردی جوابش آتش است
تا ببندی چشم کورت می کند
تا شدی نزدیک دورت میکند
کج گشودی دست ،سنگت می کند
کج نهادی پا ی لنگت می کند
تا خطا کردی عذابت می دهد
در میان آتش آبت می کند
با همین قصه دلم مشغول بود
خوابهایم خواب دیو و غول بود
خواب می دیدم که غرق آتشم
در دهان شعله های سرکشم
در دهان اژدهایی خشمگین
بر سرم باران گرز آتشین
محو می شد نعره هایم بی صدا
در طنین خنده ی خشم خدا ...
نیت من در نماز ودر دعا
ترس بود و وحشت از خشم خدا
هر چه می کردم همه از ترس بود
مثل از بر کردن یک درس بود ..
مثل تمرین حساب و هندسه
مثل تنبیه مدیر مدرسه
تلخ مثل خنده ای بی حوصله
سخت مثل حل صد ها مسئله
مثل تکلیف ریاضی سخت بود
مثل صرف فعل ماضی سخت بود
تا که یک شب دست در دست پدر
راه افتادیم به قصد یک سفر
در میان راه در یک روستا
خانه ای دیدیم خوب و آشنا
زود پرسیدم پدر اینجا کجاست
گفت اینجا خانه ی خوب خداست
گفت اینجا می شود یک لحظه ماند
گوشه ای خلوت نمازی ساده خواند
با وضویی دست ورویی تازه کرد
گفتمش پس آن خدای خشمگین
خانه اش اینجاست ؟اینجا در زمین؟
گفت :آری خانه ی او بی ریاست
فرشهایش از گلیم و بوریاست
مهربان و ساده و بی کینه است
مثل نوری در دل آیینه است
عادت او نیست خشم و دشمنی
نام او نور و نشانش روشنی
خشم نامی از نشانی های اوست
حالتی از مهربانی های اوست
قهر او از آشتی شیرینتر است
مثل قهر مهربان مادر است
دوستی را دوست معنی می دهد
قهر هم با دوست معنی می دهد
هیچ کس با دشمن خود قهر نیست
قهری او هم نشان دوستی ست
تازه فهمیدم خدایم این خداست
این خدای مهربان و آشناست
دوستی از من به من نزدیکتر
از رگ گردن به من نزدیکتر
آن خدای پیش از این را باد برد
نام او راهم دلم از یاد برد
آن خدا مثل خیال و خواب بود
چون حبابی نقش روی آب بود
می توانم بعد از این با این خدا
دوست باشم دوست ،پاک و بی ریا
می توان با این خدا پرواز کرد
سفره ی دل را برایش باز کرد
می توان در بارهی گل حرف زد
صاف و ساده مثل بلبل حرف زد
چکه چکه مثل باران راز گفت
با دو قطره صد هزاران راز گفت
می توان با او صمیمی حرف زد
مثل یاران قدیمی حرف زد
می توان تصنیفی از پرواز خواند
با الفبای سکوت آواز خواند
می توان مثل علف ها حرف زد
با زبانی بی الفبا حرف زد
می توان در باره ی هر چیز گفت
می توان شعری خیال انگیز گفت
مثل این شعر روان و آشنا
تازه فهمیدم خدایم این خداست
این خدای مهربان و آشناست
دوستی از من به من نزدیک تر
از رگ گردن به من نزدیک تر...
زنده یاد قیصر امین پور ....