هزاران سال از آغاز حیات بشر بر این کره ی خاکی می گذرد ،
و همه ی آنان تا به امروز مُرده اند
و ما نیز خواهیم مُرد
و بر مرگ ما نیز قرن ها خواهد گذشت ،
خوشا آنان که مردانه مَُرده اند
و تو ای عزیز! بدان ،
تنها کسانی مردانه می میرند ، که مردانه زیسته باشند.
یاد شهدایمان به خیر !
حجاب تاج بندگی منه!
خانم سهیلا آرین از کودکی به آمریکا رفته آنجا تحصیل و
همانجا ازدواج کرده است. خودش می گوید همیشه ثروتمند
بوده اند و در زندگی اش چیزی کم نداشته است. یک روز که
برای ورزش در پایین تپه ای که منزلش در آن قرار گرفته بود
می رفته ، نوار موسیقی هر روزه اش را برمی دارد تا در حین پیاده
روی گوش کند.
نوار موسیقی با نوار قرآن اشتباه بوده است. آیاتی از قرآن
به گوش او می رسد و ... و این ابتدای تحول شگرف در او بود.او
اکنون در ایران است و بی قرار آموختن و دانستن و رسیدن.
برنامه تلویزیونی کوله پشتی برای نخستین بار وی را به مردم
معرفی کرد و گرایش او به معنویت ، در سرزمینی که این نوع
نگرش مجال کمتری برای ظهور دارد ، مورد توجه جدی مردم
قرار گرفت.
یک جلد کلام الله مجید در دست داشت و آیاتش ورد زبانش
بود.وقتی از نهج البلاغه می گفت ، می شد رعشه شوق را در تمام
جوارحش احساس کرد و انسان بی اختیار یاد کلام مولا در
خطبه همام می افتاد که : « هکذا تصنع المواعظ البالغه باهلها ».
حکمت های راستین با اهلش اینگونه می کنند...
من وقتی نهج البلاغه را می خواندم با تمام وجود به من تزریق
می شد. فارسی من خیلی ضعیف بود. کلام مولا خیلی تدبر
می خواهد .خیلی قوی است. خیلی تفکر می خواهد تا آن را
درک کنید که چه فرموده اند. ولی من می خواندم و با ماژیک زرد
قسمت هایی را برجسته می کردم. چون فکر می کردم دیگر از
این جمله قشنگ تر وجود ندارد. می آمدم سطر پایین آن را هم
مشخص و برجسته می کردم. تمام کتاب من زرد شده بود ، چون
همه اش شیرین بود.
_ گویا قران همیشه همراهتان است. این یک توفیق
است که شما در اولین آشنایی جدی تان با این مسیر ، با
متون اصلی اسلام آشنا شدید. برایمان بفرمایید با چه متونی
مأنوس هستید؟
روزی که فهمیدم هیچ ندارم ، یک دفتر و یک قلم نو ( برایم خیلی
مهم بود که نو باشد ) خریدم و رفتم پارک نیاوران و شروع
کردم با خداوند صحبت کردن.حس می کردم که همه چیز باید
ثبت شده باشد. همه چیز باید نوشته شده باشد. به خدا نوشتم:
« آمدی همه چیز مرا از من گرفتی ، زندگی مرا تکان دادی. همه
چیز شکست ، من مردم ، حالا مرا زنده کن ، روش زندگی را به
من یاد بده .»
هیچ وقت یادم نمی رود چقدر سریع نوشتم.
فارسی من در سطح پایین بود.اصلاً توان کتاب خواندن نداشتم.
یعنی یادم می آید اولین کتاب ایرانی که قبل از این موضوع
دستم گرفتم یک پاراگراف 4_ 5 خطی بود.
5 دفعه آن را خواندم تا بتوانم آن را درک کنم،تا این که
خداوند نهج البلاغه را در دامن من گذاشت و مرا دگرگون کرد.
یکی از کارهایی که خیلی دقت داشتم این بود که هیچ کس
دیگر را به این رابطه زیبا راه ندهم.وقتی حجاب را انتخاب کردم
خیلی برای من سخت بود.اسماعیل را ذبح کردم.در آمریکا
وقتی اولین بار با حجاب شدم ، همسرم از من دلیل کارم
را پرسید.خیلی جدی به او گفتم: این رابطه بین من و خداست،
به شما هیچ ربطی ندارد ، نه می خواهم مرا تحسین کنی ، نه
می خواهم به من بگوی دوست داری یا نداری.باور کنید به این
قرآن قسم می خورم وقتی کسی از من تعریف می کند من تمام
وجودم مور مور می شود.آنقدر که از « نفس » ام می ترسم
نمی خواهم یک لحظه حس بکنم که کسی دارد او را چاق
می کند.
_ خانم آرین هیچ وقت احساس کرده اید ممکن است
روزی خداوند این توفقی را از شما بگیرد و باز شما به
گذشته برگردید؟
بله خیلی. هر روز فکر می کنم. هر روز دعا می کنم. ولی همان
اولین روزی که حجاب را انتخاب کردم دعا کردم که خدایا اگر
یک روزی خواستی این حجاب دو. مرتبه از سر من بدراشته شود
آن روز را آخرین روز عمر من قرار بده که دیگر لالقل با جهل از
این دنیا نروم. هر روز دعا می کنم که مرا ثابت قدم نگه دارد.
نفس من 24 ساعته در دستم است. قلاده اش را گرفته ام.
این شاید قشنگترین جمله خانم ارین بود که در برنامه
کوله پشتی گفتند : « حجاب تاج بندگی منه! »
کیهان 26/6/1385
________________________________________________
جواهر اصلی و بدلی
پیروان آرایش و تجمل ، ویترین مد و بوتیک تماشای دیگران اند.
کسی که جواهر اصلی دارد ، به بدلی رو نمی آورد.دریغ بر کسی که
قیمت خود را در چند قطعه طلا یا چند دست لباس بداند.
بی حجاب یابد حجاب همچون شاخه ای بیرون از حصار باغ است که طمع هر
رهگذر را به سوی خود جلب می کند.
هر شاخه ای که از باغ برون آرد سر * در میوه ی آن طمع کند راهگذر
بگید به روشنی ها که با تو هم قسم شم.
حجاب چهره جان می شود غبار تنم خوشا دمی که ...
تو بیشتر از 60 سالته اما هنوز جوونی !
نام احمدرضا احمدی در فهرست نویسندگان برتر جهانی برای دریافت
جایزه جهانی قرار گرفت.
هزاران سال از آغاز حیات بشر بر این کره ی خاکی می گذرد ،
و همه ی آنان تا به امروز مُرده اند
و ما نیز خواهیم مُرد
و بر مرگ ما نیز قرن ها خواهد گذشت ،
خوشا آنان که مردانه مَُرده اند
و تو ای عزیز! بدان ،
تنها کسانی مردانه می میرند ، که مردانه زیسته باشند.
یاد شهدایمان به خیر !
سلام علیک جناب حسین خان گل رنجبر.
احوالات شما خوبه ؟ جات خالی تازه از اهواز برگشتم. گرد و غبار رو هم با تمام وجود درک کردم. روزهای قبل البته نبود. خواستم ببینمت شماره ازت نداشتنم. اون عکس ها که با گوشیت گرفته بودی رو از نزدیک دیدم. سوال فنی : اون دو مراسم که پلاکاردشو زده بودن انجام شد ؟ اگه عکسی ازشون توسط خودت یا دوستان داری می تونی به ایمیلم بفرستی ؟ مرسی.
متنت مثل همیشه قشنگ و عالی. عیدت پیشاپیش مبارک
درود بر تو ایرانی پاک سرشت
و درود بر تو مسلمان با بصیرت
یادت باشه جوابمو ندادیا !
علیک سلام امیر جان گل گلاب.

اول سال نو رو به تو وخانواده ی محترم و تمام آشناها و همشهری ها و مسامونا تبریک می گم.
قربونت برم چرا می زنی خیلی درگیر بودم فدات شم :دی
باشه جوابت رو میدم دراسرع وقت عزیز دلم .
یه چند تایی عکس گرفتم ، سرم که خلوت شد واست می فرستم.
پیروز باشی عزیز