KNToosi.in - همکلاســــی

وبلاگ گروهی دانشجویان ِ دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی

KNToosi.in - همکلاســــی

وبلاگ گروهی دانشجویان ِ دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی

دختری از کوچه باغی میگذشت

دختری از کوچه باغی میگذشت
یک پسر در راه ناگه سبز گشت
در پی اش افتاد و گفتا او سلام
بعد از آن دیگر نگفت او یک کلام
دختر اما ناگهان و بی درنگ
....

دختری از کوچه باغی میگذشت
یک پسر در راه ناگه سبز گشت
در پی اش افتاد و گفتا او سلام
بعد از آن دیگر نگفت او یک کلام
دختر اما ناگهان و بی درنگ

سوی او برگشت مانند پلنگ

گفت با او بچه پروی خفن
می دهی زحمت به بانوی چو من؟
من که نامم هست آزیتای صدر
من که زیبایم مثال ماه بدر
من که در نبش خیابان بهار
میکنم در شرکت رایانه کار
دختری چون من که خیلی خانمه
بیست و شش ساله _مجرد_دیپلمه
دختری که خانه اش در شهرک است
کوی پنجم_نبش کوچه_نمره شصت
در چه مورد با تو گردد هم کلام

با تو من حرفی ندارم والسلام
نظرات 6 + ارسال نظر
سپیده دوشنبه 24 اسفند 1388 ساعت 12:04

=))
خیلی جالب بود !
مرسی
پیشاپیش سال نو هم مبارک

ممنون از نظر شما دوست عزیز
برای شما هم به همچنین

ه.کاشفی دوشنبه 24 اسفند 1388 ساعت 13:57

والسلام

خداحافظ :دال

مهدی اصغری دوشنبه 24 اسفند 1388 ساعت 14:50

شماره تلفن یادش رفت بده!

به من داد :دال
می خوای؟

رضا دوشنبه 24 اسفند 1388 ساعت 16:37

کاملا معلومه هیچ حرفی نداره بزنه

:دال

والسلام دوشنبه 24 اسفند 1388 ساعت 21:42

گفت من بانو هستم نه دوشیزه پس برو گم شو پسره هیزه

ایول
:دال

⑤ Ɲ@¥@}{$ ⑤ سه‌شنبه 25 اسفند 1388 ساعت 17:26 http://88ia.com

قیافه پسره اینجوری بوده:

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد