به نام آنکه عشق را آفرید.
با سلام به دوستان عزیز؛
شهادت حضرت امام
حسن عسگری (ع) امام
یازدهم شیعیان را به تمام
مسلمین جهان تسیلت و
تعزیت عرض می نمایم.
در این پست جدیدترین مطالب
پیرامون موضوع ازدواج و آسیب شناسی ازدواج
رو از منظر اساتید و دکترهای رواشناس کشور
بررسی خواهیم کرد.متون زیادی برای انتشار در این رابطه
دارم ، اما امشب به دلیل این که نفرمایید مطلب کسل کننده
و طولانیست ٬ فقط به تحلیل این چند متن می پردازیم دوستان:
دوستانمون آقایان رودسرابی ( با ارائه مباحث دکتر فرهنگ ) ،
حمید توکلی ، مقداد کریمی ، کیارش مظفری ،
هوداد مسلمی نژاد ، رامین فتح الله زاده ، مهندس رشیدی ،
شایان شهسواری ، مهرداد فرهادی ، علی منتجبی ، سپهر سارجانی
سرکار خانم جعفری، و دیگران که اسمشون
خاطرم نیست ، استارتش رو زدند در وبلاگ٬البته در گذشته.
و بنده این جا از همشون تشکر می کنم.
و امیدواریم که دوستان در آینده از این دست مطالب بیشتر منتشر کنند.
پستها در همکلاسی موجود هست ،
پست هایی رو هم که در پست اخیر آقای توکلی بحثش
مطرح شد رو در پایان لینک داده ام.
با دیدگاه خودشون و با پست های خودشون به بررسی
مطلب پرداختند.منابع چون زیاد هست فرصت نکردم دونه دونه
اسم بیارم.
چون سرم شلوغ بود ، مبنع هر متن رو که احیاناْ
حواسم نبوده و ننوشتم وقت کردم ،
بعد برمی گردم می نویسم.
شما می تونید تمام متون رو مطالعه بفرمایید
و چناچه نظری داشتید بیان کنید.
امید است که بتونیم امروز و روزهای آینده
به تعریف جامعی دست پیدا کنیم.
در حاشیه ، تولد دوستانی که اسفند ماه به دنیا اومدند
رو هم تبریک عرض می کنم.
داریم دوستان متولدین اسفندماه رو در وبلاگ؛
چرا چکاب روانی ، ضروری تر از چکاپ جسمی است؟
جدی گرفتن مشاوره های خانوادگی ، می تواند نقش بسیار
موثر در تداوم زندگی مشترک خوب و پیشگیری از سقوط در
بحران ها و حوادث تلخ و دردناک جدایی ها بازی کند.
________________________________
مطلب اول رو آغاز می کنیم با سرمقاله شماره ۷۲
ماهنامه شادکامی و موفقیتِ کشورمون.
همه ی ما آن قدر ثروتمند هستیم که با یک لبخند ساده ی چندثانیه ای
، دیگری با دیگران را به مدت چند ساعت یا چند روز
شاد و پرانرژی کنیم.
روابط زوج ها چگونه شگل می گیرد؟
زن وشوهران پر مسأله خود را سالم ترین و عاقل ترین
می دانند !!
چرا گروهی از زنان یا شوهران بر اشتباهات رفتاری و
روانی یکدیگر تأکید دارند؟
سازگاری یکی از اصلی ترین نشانه های
سلامت روانی است.
فرایند زندگی مشترک بسیار پیچیده ، حساس
۱ـ زوج ها دوست داشتن واقعی و عشق ورزی را به درستی
آموخته باشند تا مهر ، محبت و عشق بر زندگی مشترکشان ، حاکم
شود.
۲ـ آگاهی های لازم در زمینه ی تفاوت ٬ نیازها و چگونگی رفع
نیازهای خود و همسرشان را کسب کنند و به معیارهای خود
و همسرشان احترام بگذارند؛ به ویژه نیازهای احساسی و عاطفی
همدیگر را درک کرده و آگاهانه و به درستی آن ها را برطرف سازند.
۳ـ مهارت خای لازم برای ایجاد روابط موثر بین خود و همسر
دانسته و باورها ، اندیشه ها و رفتار خود را درست می دانند
و حاضر نیستند
بپذیرند که شاید اندیشه ها و عملکرد خودشان
اشتباه بوده است. این زوج ها عدم موفقیت در زندگی مشترک
را به گردن همسر ، فامیل و دیگران می اندازند
و کم تر حاضر می شوند مسئولیت شکست ها
روزهای زوج ساعت 11 تا 12 ( رایگان )
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سلامت خانوادهــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
هفته نامه سلامت شماره ۲۵۸ ـــــــ ۲۴ بهمن ۱۳۸۸
از مردانی که " گربه را دم حجله می کشند تا همسران هم سلیقه "
11 اشتباه رایج در " زنــدگـی مشـترک
بعضی ها
فکر می کنند
ازدواج
به طور
خودکار
برای شان
خوشبختی
می آورد ؛ در
حالی که اصلاً
این طور
نیست و باید
روی ازدواج
کار کرد.
زوج های خوشبختی که
زندگی مشترک خوب و شیرینی
دارند ، از سه ویژگی
مهم « رشد ، آموزش و
رضایت مندی » برخوردارند.
وقتی در دوران مجردی
به ما نمی آموزند که هدف
ازدواج چیست ، ، زمانی که
ازدواج می کنیم معمولاً به دنبال
آرمان هایی هستیم که شاید
هیچ وقت آنها را پیدا نکنیم. البته این باورهای
مربوط به ازدواج در تمام دنیا وجود دارد و
مختص ایران نیست. ازدواج ، زندگی را شیرین
می کند ولی اگر داخل آن شدید و آنچه را که
می خواستید بدست نیاوردید؛ دلخور نشید
چون ممکن سات شما باورهایی در مورد ازدواج
داشته باشید که درست نیستند. اگر باورهای
هر دو نفر یک جور باشند بعضی اوقات هر
دو به این مساله پی می برند که آن طورها هم
که فکر می کردند نیست ولی اگر این باورها
در یکی قوی تر از دیگری باشد مشکل ایجاد
خواهد کرد. بعضی ها فکر میکنند ازدواج به
طور خودکار برای شان خوشبختی می آورد ؛ در
حالی که این طور نیست و روی ازدواج باید کرد.
و نتیجه این کار هم ، عملکردی است که ازدواج به همراه دارد.
این هفته ، نگاهی می اندازیم به 11 باور رایج درباره ازدواج.
_____________________
متن این مقاله رو از هفته نامه سلامت هفته
گذشته انتخاب کردم نوشته ی دکتر محمد ولی سهامی؛
1یکی از چیزهایی که خیلی از ما باور داریم
این است که باید از ابتدای زندگی به همسرمان
سخت بگیریم و به اصطلاح ایارنی ها « گربه را دم
حجله بکشیم » تا بفهمد ما چه شخصی هستیم و
چه طور رفتار می کنیم. این کار از همان ابتدا پایه
اعتماد را خراب می کند. اگر قرار باشد فردی از
همسرش بترسد ، دیگر به او اعتماد نخواهد کرد
و ازدواج با شکست مواجه خواهد شد چون
تحمل این وضعیت برای همسر قطعا سخت
خواهد بود.
2 یک باوری که خیلی شایع شده ، این است که
رابطه جنسی خوب ، زندگی را پایدار نگه می دارد؛
در حالی که این طور نیست. ممکن است زن و
شوهری از این لحاظ رابطه خوبی با هم داشته
باشند اما دعوا هم زیاد بکنند. من زوج هایی را
دیده ام که از ازدواج شان راضی بوده اند ولی وقتی
از روابط جنسی شان سوال کرده ام ، می گویند : « ای ،
بد نیست.» یا « خیلی خوب نیست » اما یکدیگر را
خیلی دوست دارند و با هم زندگی می کنند. آنچه
مهم است و تاثیر منفی بر زندگی زناشویی می گذارد
فقدان رابطه جنسی بین زن و شوهر است.
3 موضوع دیگر این است که چون ما با هم ازدواج
کردیم و خیلی به هم نزدیک هستیم و به اصطلاح
محرم اصرار همدیگر شدیم ، پس همه چیزمان را به
هم بگوییم. لزومی ندارد شما همه چیز زندگی تان
را برای همسرتان تعریف کنید. چرا باید موضوعاتی
را که موجب ناراحتی و رنجش همسرتان می شود ،
به او بگویید؟ بعضی ها سّر ها هست که انسان باید
فقط پیش خودش آنها را نگه دارد و نباید آنها را
حتی با همسرش مطرح کند زیرا ممکن است
وقتی شما وارد خانواده همسرتان می شوید ، مشکلات
فرهنگی و اجتماعی متعددی مانند اعتیاد و .. را در
بین اعضای خانواده ببینید ولی هرگز نباید در مورد
آنها به همسرتان حرفی بزنید زیرا واقعاً حرف زدن
از این مسائل ، او را ناراحت می کند و حتی ممکن
است به او توهین شود ، البته سعی کنید که
هرگز به همسرتان دروغ نگویید اما می توانید در
دادن اطلاعات به او اقتصاد به خرج دهید.
4 باور دیگر این است که زوجین می گویند همسرم
خودش باید بداند که من چه انتظاراتی از او دارم
و آنها را به جا آورد. توصیه می کنم یکدیگر را از
انتظارات همدیگر آگاه کنید و از هم بخواهید.
هیچ اشکالی ندارد اگر ابتدای درخواست های تان
کلمه « لطفاً» را هم اظافه کنید.
5 بعضی ها معتقدند: « لزومی ندارد که من دائم به
همسرم بگویم: « دوستت دارم » چون کارهایی
که به او علاقمندم. اگر دوست اش نداشتم چرا
این قدر کار می کردم و به خودم سختی می دادم؟! »
ابراز علاقه به همسر ، رفتاری است که ما در
خانواده هایمان یاد می گیریم. بعضی از افراد بلد
نیستند یا شرم دارند از اینکه ابراز علاقه کنند.
برخی از آقایان معتقدند مرد نباید به همسرش
ابراز علاقه کند. گروهی از زوجین می گویند
جلوی بچه ها اصلاً نباید به یکدیگر ابراز علاقه
کنیم. به هر حال ، اگر نمی توانید به طور لفظی
به همسرتان بگویید که دوست اش دارید لااقل
می توانید دست اش را بگیری یا برایش کادو
بخرید یا برایش یادداشتی بگذارید که نشان دهنده
عشق و علاقه شما به او باشد.
6انسان ها در طول زندگی تغییرات زیادی می کنند ،
پیر می شوند. قیافه شان تغییر می کند و .. میزان
عشق شان هم بالا و پایین می رود ، پس باید بدانید
که وقتی میزان عشق تان بالا و پایین می آید دلیل بر این
نیست که عاشق نیستید.
7بعضی می گویند یک ازدواج خوب ، بدون مسأله
و دردسر است. این یک باور غلط است. اتفاقاً یک
ازدواج خموب پر از دست انداز و مساله است اما
همین ازدواج خوب ، این مسایل و مشکلات را
حل می کند؛ به این شکل که در ازدواج که در ازدواج خوب
مساله ها عنوان می شود و طرفین سعی می کنند با
هم مشکلات را حل کنند؛ نه اینکه یکی ، دیگری
را مقصر بداند.به جالی اینکه یکدیگر را مقصر
بدانید ، به هم بگویید : « مثل اینکه سر این موضوع
با هم گیر کرده ایم و باید حل اش کنیم » . این نشان
می دهد که مساله مربوط به هر دو نفر است و هر
دو نفر باید کمک کنند تا آن را حل کنند.
8 خیلی ها فکر می کنن که آوردن بچه در یک
ازدواج غلط می تواند رابطه شان را درست کند.
این هم یک باور غلط است که کمکی به بهبود
رابطه نخواهد کرد.اتفاقاً با حضور یک بچه ،
مادر بیشتر توجه اش صرف نگهداری از او شده
و از همسرش دورتر می شود ، پس اول رابطه تان
را درست کنید. سپس به فکر بچه آوردن باشید.
9 گاهی هم شنیده می شود که ازدواج دوم به
ازدواج ناموفق اول کمک می کند. این هم یک
باور نادرست است؛ زیرا نه تنها کمکی نمی کند
که حتی اوضاع بدتر هم می شود ، پس همیشه
دنبال ازدواج اقعی باشید ، ازدواجی که عملکرد
مثبت دارد.
10 یک اعتقاد دیگر بعضی خانواده ها اصرار به
ازدواج فامیلی است. وقتی دو تا فامیل یکدیگر را
می شناسند و عملاً در ازدواج تان نقش دارند
خیلی به شما کمک خواهند کرد چون به دلیل
نقشی که درازدواج تان دارند ازشما حمایت
می کنند؛ به شرط آن که از نظر ژنتیکی مشکلی پیش
نیاید.البته وقتی شما با فردی غیر فامیل ازدواج
می کنید این فرد خیلی غریبه نیست چون او هم
مانند شما ایرانی است و زبان مشترکی دارید اما
باید از نظر سطح اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی
هم در یک سطح باشید.
11 باور دیگر این است که ما باید با هم ،
هم سلیقه باشیم؛ نه ! لزومی ندارد شما با همسرتان
هم سلیقه باشید ، اگر چه بودن اش بهتر است؛
ولی لازم نیست.
Monday, 22 February, 2010
12:57:05 PM ( زمان پایان تایپ )
______________________________
جهان نیوز :بیشترین طلاق در سالهای اول ازدواج صورت می گیرد.
خبرگزاری زنان ایران : بلوغ زودرس دختران را پرخاشگر می کند!
___________________________________
در مقابل کلام معشوق جان بده ، رعایت ادب کن.
حقیقت توو تجلی عشقه که ظاهر میشه اون که عاشق نشد
خدا رحمت تو را که اجازت دادی لطفی آشکار شود.
... که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها ...
شما که شریک زندگی خود را یافته و ازدواجی خوب داشته اید ،
امیدوارید که هیچ چیز از شیرینی روزهای زندگی مشترک شما کم نکند.
بسیار خب ؛چرا که نه؟! شما می توانید به این خواسته ی زیبایان برسید و
حق دارید انتظار کم ترین مشکلات را در این روزهای طلایی زندگی داشته
باشید ، اما باید ببینیم برنامه یشما برای لذت بردن از این روزهای مهم
که می تواند سرآغازی محکم و مستحکم برای یک عمر زندگی سعادتمندانه ،
باشد چیست ؟
برای حفظ و استمرار شادی روزهای آغازین زندگی ، شما باید
برنامه ریزی مناسبی داشته باشید. برنامه ی شما باید با هدف دست یابی به
سعادت روزافزون و گسترش احساس علاقه ، اعتماد ، صداقت
و دوستی با شریک زندگی تان باشد.
1- توقعات و انتظارات خود را بیان کنید.
زمانی که پیمان بسته اید در کنار یکدیگر به زندگی ادامه دهید. باید هم
برای خودتانم روشن باشد که نگاه شما به این پیمان چیست و چه تعهداتی
برای زشم ا ایجاد می کند و هم این نظرها را به همسرتان بگویید و با نظرهای
او نیز آشنا شوید. اگر سعی کنید چشم انداز روشنی از تصورات و تلقی های
خود از پیمان زناشویی برای هم ترسیم کنید، این کار به پیش گیری از
مشکلات بعدی کمک می کند.
2- نیازهای همدیگر را شناسایی کنید و بشناسید.
منصف باشید و این اختیار را به همسرتان بدهید که او فقط خواسته های
منطقی شما را برآورده سازد. زیرا تمام نیازهای شما برای اجابت شدن
منطقی نیستند. به بیان دیگر ، ممکن است تمام خواسته های شما قابل
اجرا نباشند و یا اگر هم باشند ، اجرای ان ها فقط به سد و مانعی در
زندگی تبدیل شود.
سبکی از آزمون های معمول روزهای اول زندگی ، تلاشی است که هر یک
از طرفین می کند تا همسرش مثل او درباره ی مسایل فکر کند و یا این که
احساسی مشابه او در تمام موارد داشته باشد. به طور معمول این تلاش به
ایجاد مخالفت منجر می شود. همچنین با این کار ، شما خود را از قابلیت ها و
تفکرات شریک زندگی تان محروم می کنید.
البته در بعضی از شرایط شما به این تفاهم و یکسان نگری احتیاج دارید
که امور زندگی بهتر پیش برود و این موافقت با عقاید همسرتان به بهتر
شدن شرایط زندگی زناشویی کمک کند ، اما این مسأله در تمام موارد لازم
نیست.
4- یک تیم باشید.
زندگی مشترک مسابقه ای نیست که در آن به کسی که بهتر است ، امتیاز
بیش تری داده شود ، در بازی زندگی مشترک ، اگر امتیازی به دست آید ،
به نفع هر دو طرف و زندگی مشترک است. بنابراین اگر این امتیاز چیزی
از طرف مقابل تان کم می کند ، امتیاز خوبی در زندگی به حساب نمی آید.
در واقع ، هدف یک زندگی مشترک موفق ،
ایجاد هماهنگی و آرامش بین طرفین
در گذران روزهای متلاطم زندگی است.
---------------------------------
زندگی چگونه شکوفا می شود؟
شما از گیاهان خانه تان چطور مواظبت می کنید؟
آیا می دانید هر چند وقت یکبار باید به آنها آب بدهید؟
می دانید در طول سال گیاهان شما چه مراحلی را برای رشد طی می کنند؟
اگر در باغچه ی حیاط درخت میوه دارید، آیا می دانید
درخت شما چه زمانی میوه می دهد؟ اگر بخواهید باغبان خوبی باشید
، باید اطلاعات کاملی درباره ی مراحل رشد و نمو بگیرد و با این تفکر اشتباه
، کاری کنید که به گیاهتان آسیب برسد یا آن را کاملاً نابود کند.
زندگی مشترک شما هم نهالی است که قرار است با کمک شما
و همسرتان به رشد و شکوفایی برسد ، اما زمانی که از مراحل و
فرایند زندگی مشترک خود بی اطلاع هستید ، نه تنها نمی توانید
به رشد و شکوفایی آن کمک کنید ، بلکه ممکن است این بی اطلاعی
شما آسیبی جدی به زندگی شما وارد کند.
مردهای بداخلاق صاحب دختر نمی شوند.
نمی شود از درخت گیلاس انتظار داشت که
در ماه بهمن سبز باشد ،
با وقتی به ماه به درختان یا گلهایتان آب نداده اید ، توقع داشته باشید
آن ها سبز بمانند و میوه بدهند. اما وقتی پای زندگی مشترک وسط
می آید ، بسیاری از زوج ها همه این نکات واضح را از یاد می برند !
بسیاری از همسران به این توجه نمی
کنند که زندگی مشترک طی
سالها چه مراحلی را پشت سر می گذراد یا برای داشتن زندگی
خوب باید به چه نکاتی توجه کرد و چه کارهایی انجام داد.
همین کم اطلاعی و بی توجهی باعث میشود که تعدادی از
زوجین بعد از مدت کمی که از ازدواجشان می گذرد _ وقتی اوضاع
بر وقف مراد نباشد _ تصمیم به جدایی بگیرند. این تصمیم درست
مثل این است که شما چون درخت گیلاستان در بهمن میوه نداده ،
آن را از خاک بیرون بکشید!
اما در عضو زمانی که با مراحل رشد درخت آشنا باشید ،
می دانید که در اواخر بهمن _ زمانی که هنوز شاخه ها کاملاً خشکند ،
رسیدگی بی فایده است. در تابستان سال بعد ، گیلاس های آبدار
و خوشمزه نشان می دهد که کاملاً حق با شما بوده است.
پس تا می توانید _ با مطالعه یا از هزار راه دیگر _ اطلاعاتتان را درباره ی زندگی
مشترک و روابط همسران افزایش دهید تا زندگی بهتری را تجربه کنید.
در این مسیر « کلبه ی آرامش » هم تلاش می کند که همیار و همراه شما باشد.
منبع : مجله جوانان امروز شماره2109 دوشنبه 26 بهمن 1388
_________________________________________
برای فامیل
شوهرش
کلاس
می گذارد
_________
شاید
آرامشم را
به دست
آوردم
______________
باید
معظل
را حل
می کردیم.
_________________
طلاق به خاطر حرف دیگران :
وقتی که برنامه ازدواجمان ردیف شد ، حرف های نهایی را با یکدیگر گفتیم
که دیگر حرفی باقی نماند ، به او گفتم که فقط دیگران انتظار یک احترام دارند.
جوّ خانواده ام را می داسنتم چطور
است. که چطور می خواهند در هر
چیزی دخالت کنند ، می دانستم که هیچ کدام با دیگری رابطه خوبی ندارند
و پشت یکدیگر چه حرف ها که نمی زنند اما همین که یکدیگر را می بینند
قربان صدقه هم می روند. دلم نمی خواست بعد از ازدواج ، زندگی من و
همسرم هم دچار همین شکل شود.
وقتی به خواستگاری شیدا رفتم ، همه پسندیدند ، خصوصاً مادرم
خیلی از شیدا خوشش امده بود ، شیدا
همکلاس دانشگاهیم بود. از آن دخترهای درس خوان ، خوش پوش
و زیبا بود. مادرم می گفت خاله و زن برادرهایم همه به داشتن چنین
عروسی غبطه می خوردند.
خانواده شیدا ، خصوصاً مادرش ، شرایطی
برای ازدواج دخترش داشت ،
با همه آن ها موافقت کردم ، مادرم می گفت ، مادر زن آینده ات از آن
زن هاست که می خواهد همه چیز و همه کس تحت سلطه اش
باشند. به نظرم اشتباه می کرد اما زن ها یکدیگر را بهتر می شناسند.
بعد از گذشت چند ماه با برگزاری جشنی
که آن هم بدون حرف و
حدیث نبود ، زندگی مشترکمان را آغاز کردیم. از همان ابتدا به شیدا
گفتم که دلم نمی خواهد زندگی مشترکمان دست خوش خاله زنک
بازی های معمول باشد ، حالا خودمان اختیار زندگیمان را داریم ، به
نظرات دیگران گوش می دهیم ، از راهنمایی هایشان استفاده می کنیم
اما به هیچ کس اجازه دخالت و تصمیم گیری مسائلمان را نمی دهیم
، شیدا با من هم نظر بود.
زندگی مان را بی سر و صدا می گذراندیم
، اما این اطرافیان اجازه
نمی دادند ، سرمان به کار خودمان باشد ، چند ماه از ازدواجمان
می گذشت ، شیدا تازه کار پیدا کده بود وس ر کار می رفت. یک
روز مادرم که به دیدنش آمده بود بنای گله را گذاشته بود که شیدا
برای فامیل شوهرش کلاس می گذارد و با آن ها گرم نمی گیرد.
شیدا ناراحت بود ، می دانستم مادرم
منظورش از گرم گرفتن این بود
که شیدا در جمع غیبت کردن ها و تهمت زدن هایشان حاضر نمی شود
، متقاعدش کردم که به کار خودش ادامه دهد ، بالاخره آنها متوجه اشتباه
خودشان می شوند. اما این حرف ها ادامه داشت ، یک روز مادر شیدا به
کنایه گفت که نمی توانی خرج زندگی را بدهی که دختر من باید از استراحت
خودش بزند و برایت پول دربیاورد؟ هر چند به خاطر احترام به بزرگتر ها
حرفی نمی زدیم ، اما این رفتارها ادامه داشت.
خسته شده بودیم ، نمی خواستیم کاری بکنیم که باعث رنجش
بزرگتر ها شود ، اما هر روز حرف تازه ای به میان می آمد ، یکی
می گفت چرا برای خرید فلان وسیله تنها به خرید رفته اید؟
چرا بچه دار نمی شوید؟ چرا فلان جا را برای مسافرت انتخاب کرده اید؟ و ...
این مسائل روی زندگی و روابط میان خودمان هم تاثیر گذاشته بود ،
به دیگران حرفی نمی زدیم ، اما پیش یکدیگر گله از خانواده ها می کردیم
، و همین موضوع باعث به وجود آمدن تشنج در زندگی خصوصی مان شد.
باید این موضل را حل می کردیم ، تصمیم
گرفتیم از مشاور کمک بگیریم ،
اما به تنهایی با یکدیگر مشکلی نداشتیم ، این اطرافیان بودند که باعث
به وجود آمدن اختلاف میانمان می شدند. دیگران را نمی توانستیم تغییر
دهیم ، رابطه مان را هم نمی توانستیم با آن ها قطع کنیم ، باید خودمان
را از نظر فکری آن قدر قوی می کردیم که حرف های دیگران تاثیری بر ما
نداشته باشد.
اما برعکس کم کم شیدا هم مانند
دیگران حرف می زد ،
به مسائل پیش پا افتاده ای توجه می کرد که اصلاً ارزشی نداشت.
این فکرها داشت مرا دیوانه می کرد. روزی نبود که از کسی حرفی نزند
، یا مادر خواهرش حرف می زدند ، یا از خانواده من گله داشت
، هر وقت به او اعتراض می کردم که خودش مانند کسانی شده
که از آن ها ایراد می گیرد ، نمی توانست تحمل کند و بهم می ریخت.
این کشمکش میانمان ادامه داشت. بارها با او صحبت کردم که
فقط برای دیگران یک شنونده باشد ، دلم نمی خواست از او
که زن تحصیلکرده وباشعوری بود ، رفتارهای احمقانه ببینم.
اما شیدا هر روز بدتر می شد ، دیگر نمی توانستم به این وضع
ادامه بدهم ، همه جا دو رنگی میددم ، شیدا می گفت:
تازه همرنگ جماعت شده ام.اما من نمخواستم همسرم
جزو جماعتی شود که من دوست ندارم. نمی توانستم این
وضعیت را تحمل کنم و جنگ اعصاب داشته باشم. شیدا همه
حرفهای اول ازدواجمان را زیر پا گذاشته بود و برای نظراتم
احترامی قائل نوبد. می خواهم از این مسائل دور باشم و به
جایی بروم که کسی مرا نشناسد ، شاید آرامشم را به دست آورم.
قصه های جدایی - مجله جوانان امروز _ سهیلا مودبی.
_______________________________________
این هم یک خبری بود که هفته پیش متوجه شدم ، بدونید بد نیست.
خانه کوچک ، مشکلات بزرگ
از این پس خانم هایی که دائم به جان همسرشان غر می زنند تا خانه ای بزرگ
و روشن تهیه کند ، یک توجیه خوب برای غر زدنهایشان خواهند داشت و
آن ای نکه اعلام شده « هر چه خانه ها کوچک تر و تاریک تر باشند ، تنش های
خانوادگی نیز افزایش می یابد.» به
عنوان مثال زندگی های شیرین و با دوام
گذشته را نام برده اند که در
خانه هایی بزرگ با حیاط و حوض و پنجره هایی با شیشه های رنگی جریان
داشت. اگر محیط خانواده تان دچار تنش و استرس است ، عجالتاً به فکر
نورپردازی مناسب و استفاده از نور کافی در خانه باشید تا بعد ؛ بالاخره
خدای ما خوشه یکی ها هم بزرگ است.
____________________________________
برای فردا یه قدم محکم تر بر می داریم.
تا یک بحث دیگر در همین زمینه شما رو به خدای بزرگ میسپارم.
متشکرم از توجهتون./
من موندم چرا ماها همش درجا میزنیم ... همیشه دوست داریم برگردیم نقطه ی اول ,حتی اگه هیچ اثری ازش باقی نمونده باشه , نمیدونم خودآزاریم یا نیاز به توجه داریم
ممنون از توجهت به این موضوعات!
موفق باشی!