KNToosi.in - همکلاســــی

وبلاگ گروهی دانشجویان ِ دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی

KNToosi.in - همکلاســــی

وبلاگ گروهی دانشجویان ِ دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی

یک گفت و گوی آخر سالی با موضوع « عشق » با بنیامین ؛

         


یک گفت و گوی آخر سالی با موضوع

عشق با بنیامین ؛ خواننده ای که در هر

دو آلبوم پرطرفدارش از عشق خواند

و بعید است به این زودی ها دست از

                    سر عاشقی بردارد.




نمی خواهد دست از سر عشق بردارد. اگر آلبوم

دومش را گوش کرده باشید ، می دانید که درست

مثل سه سال پیش ، عاشق است و همان طور که در برابر

عشق ، دست به سینه است و از غم یار می نالد.

هنوز هم « دوستت دارم » از زبانش نمی افتد. بنیامین

بهادری ، او سال با آلبوم 88 به میدان آمد تا بلکه

بتواند خاطره « دنیا دیگه مثه تو نداره » را تکرار کند.

آن رزوها خیلی از فروشگاههای محصولات فرهنگی ،

کتابفروشی ها ، مراکز موسیقی و حتی سوپرمارکت ها

بنیامین فروختند و نگذاشتند داغ جمله قشنگ

« دوستت دارم » به دل کسی بماند. اگر عاشقانه های

بنیامین را گوش  نکرده اید و از ان آدم هایی هستید

که « آلبوم ، گریه ، نامه ، عاشق » می خواهید ، بدانید که

بنیامین توی هیر و ویر ترانه های واسوخت و لعن و

نفرین هنوز عاشقانه می خواند. باید از خودش پرسید

چرا این قدر گیر داده به عشق.





اصلاً چرا عشق؟ آن هم میان این همه موسیقی اعتراضی که

باب شده و طرفدار هم دارد ؟


من این موسیقی هایی را که شما می گویید

چندان گوش نداده ام. اما می خواهم بپرسم که

مخالفتی با عاشقانه خواندن دارید ؟


ببین ؛ سبک موسیقی بنیامین برای جوان های زیر 20 سال ،

ایدهئال است. خوش بینی زیادی که در کارهای بنیامین به

عشق وجود دارد ، ایمان به عشق را در جوانان کم سال به یاد

می آورد. اما این دوره می آید و می گذرد. آدم ها درگیر اتفاقات

دیگر می شوند. دیگر چندان با عشق کاری ندارند. کافی است

یک شکست عشق بخورند تا دیگر اعتقادشان را به تمام این

حرف ها از دست بدهند.


این حرفی که من می زنم شاید کلیشه ای باشد

اما عشق یک داروی قشنگه. من احساس می کنم

عشق حتی می تواند آفت های اجتماعی را از بین می برد.

خشونت ها ، تنبلی ها و حتی اعتیاد. ما

مشکلاتی در جامعه داریم که به راحتی می توانیم

با عشق حلشان کنیم. چیزی قشنگ تر از این نیست

که ما با صدای آرام و لحن عاشقانه مشکلاتمان را حل

کنیم و احتیاجی هم نباشد که داد و فریاد راه بیندازیم.


بنیامین 5 کاملاً عاشقانه بود. استدلالت هم این بود

که: « من در زندگی از عشق بدی ندیدم». حالا بنیامین

88 باز هم عاشقانه است؛ یعنی هنوز هم از عشق بدی

ندیده ای ؟


با این تعبیری که من دارم ، اصلاً نمی توانم از عشق بدی

ببینم ، عشق در هر وضعیتی به من انرژی می دهد. حتی

در بدترین حالت.


اما در این مدت یک فضای کاملاً ضد عشق در موسیقی

ایران شکل گرفت. ترانه های واسوخت و خواننده هایی

که عشق را نفرین می کردند. در این مدت وسوسه نشدی برای

اینکه استقبال بیشتری از کارهایت بشود ، تو هم یکی دو تا

کار ضد عشق بخوانی ؟


ببینید اگر این جور کارها هوادار زیادی داشت که تا الان باید

چندتا آلبوم ضدعشق پرفروش داشتیم. قبول دارم که پیش آمده

یک آهنگی با دید منفی به عشق چند ماه پرشنونده باشد. حتی

قبول دارم که ما کارهای خوبی با این دیدگاه داریم. اما این یک

جریان دائمی نبوده. البته این را هم اظافه کنم که اصلاً این جور

کارها ضد عشق نیستند. کسی که می خواند ، « به خاطرعشق

رگم را زدم » یا « به خاطر عشق خودکشی کردم » این یک کار

عاشقانه است. من این جور کارها را نمی پسندم اما نباید فراموش

کرد که باز هم عاشقانه است. عاشقانه ای که تلخ بیان می شود.

حتی من هم چند تا کار دارم که تلخ است. با وجود این غالب

فضای کارم نگاه خوش بینانه به عشق است.



البته در بنیامین 88 این فضای خوش بینانه ملموس تر

است در حالی که بنیامین 88 چند تا کار تلخ داشت اما اینجا

دیگر خبری از دید منفی به عشق نیست.


برای خود من جالبه. در چند روز گذشته چند نفری این بحث

را با من داشتند اما من هنوز نفهمیدم این آلبوم تلخ تر ایت

یا آلبوم قبلی. هر کسی یک چیزی می گوید. من خودم هم

نمی دانم. فقط این را توضیح می دهم که فضای آلبوم جدیدم

نسبت به قبلی پخته تر شده.


این دیدگاه بنیامین تا کی دوام می اورد؟ همین آدمی

می مانی که نگاه خوش بینانه ، به عشق دارد و احساس

می کند « عشق بر هر درد بی درمان دواست. » ؟



من دکتر داروساز نیستم. تخصصی هم ندارم که بخواهم

کار عاشقانه ای به وجود بیاورم تا مردم را مداوا کنم.



من فقط می خواهم دردهای خودم را درمان کنم. این آهنگ ها هم

بیان احساسات تیم است که داریم کار می کنیم. حالا اگر مردم

هم از این نوع بیان احساسات ما استقبال کنند که چه بهتر و این

یعنی موفقیت.


حالا برویم سراغ یک موضوع دیگر ؛ ترانه در کارهای تو

تاثیرگزارترین فاکتور است. ترانه هایت یک جوری داستانگوست

و اصلاً شخصیت بنیامین با ترانه هایش شکل گرفته تا نوع صدا

با حتی سبک موسیقی.



این ویژگی موزیک پاپ است.موسیقی پاپ کلام محور است. در

موزیک پاپ اصلاً نمی بینید که قطعات بی کلام گل بکند.همیشه

کارهایی که گل می کنند ، به خاطر کلامشان است. در این سال ها

ریتم های شبیه به هم می شنویم. آن چیزی گل می کند که کلامش

فرق می کند. در موسیقی اگر تو سبک هم عوض کنی ، شاید در

برخورد اول ملموس نباشد. اما ترانه را به سرعت می فهمند.


پس با این حساب باید با ترانه سرای کارهایت خیلی نزدیک

باشی.وقتی کارهایت این قدر حسی است ، فرید احمدی باید

برای چیزی که درون تو اتفاق می افتد ، ترانه بگوید. یا حتی

ترانه هایی که فرید می سراید ، باید در تو بازخورد خوبی داشته

باشد.


ما با هم زندگی می کنیم.


فکر می کنم بررسی سبک کاری شما جالب باشد.

تو به فرید ترانه سفارش می دهی یا او برایت

ترانه هایش را می آورد تا انتخاب کنی؟


همه چیز با هم اتفاق می افتد.شعر و ملودی با

هم خلق می شود.


ترانه هایی که می خوانی اورجینال

بنیامین است. ترانه هایی را که تو می خوانی ،

خواننده ی دیگری نمی تواند بخواند. از یک

طرف دیگر هر ترانه ای رو صدای تو

نمی نشیند. نمی خواهی این کلیشه را بشکنی؟


من ماجرا را این قدر انحصاری نمی بینم. ترانه های زیادی برای

من می خوانند. اما من عادت دارم پس از این که ترانه ای را بشنوم ،

یک سری پپیشنهاد روی ترانه داشته باشم. یعنی از بعضی ترانه ها

خوشم می آید. اما می خواهم یک جاهایی از ان عوض شود. تا حالا

این اتفاق نیفتاده.برای همین هم سخت است که با ترانه سرای

دیگری غیر از فرید کار کنم. اختلافش با ترانه سرای بعدی در این

روزگار زیا است. من هیچ کاری بلد نباشم ، ترانه را خوب تشخیص

می دهم. شاید سلیقه ای هم عمل کنم. اما با وجود این من هنوز

کسی را ندیده ام که 16 بگیرد. آن هم  در وضعی که ترانه های

فرید 20 می گیرند. شاید این حرفی که زدم به ترانه سراها دیگر

بربخورد. اما به این موضع اعتقاد دارم.


آلبوم هایت را که می شنویم ، شاید این فرضیه هم شکل

بگیرد که بنیامین اصلاً این طور آدمی نیست و برای این که

آلبومش پرفروش باشد ، این طوری می خواند.


این فرضیه شما از کجا آمده ؟


الان خواننده های زیادی داریم که صدایشان را کلفت

می کنند. خواننده هایی داریم که به چیزی که می خوانند

اعتقادی ندارند؟


می فهمم؛ به هر حال تو وقتی یک آهنگ را می شنوی ، اگر بتوانی

با آن ارتباط برقرار کنی و همذات پنداری ، ثابت می شود که کار از

دل خواننده بیرون آمده. اما وقتی آهنگ عاشقانه می شنوی ولی

هیچ حسی را در تو برنمی انگیزد ، معلوم می شود از این کارهایی

است که شما می گویید.


پس خودت ضمیر اول شخص تمام ترانه هایت هستی ؟


کاملاً. البته در بازیگری یک اصطلاح هست که

 « living in the moment ». من در خوانندگی هم به این موضوع

ایمان دارم. برای همین در لحظه هایی که آهنگ ها را میسازیم و ضبط

می کنیم ، کاملاً این حس را دارم.


برای موسیقی گوش دادن چه سلیقه ای داری ؟ باز هم کارهای

عاشقانه گوش می دهی یا  فرقی ندارد؟



همه چیز گوش می دهم. من کار عاشقانه دوست دارم. الان هم

بگویم که دیگر مدل های کار جذاب دیگری وجود ندارد. اگر وجود

دارد به من بگویید تا بروم و گوش بدهم. کار اجتماعی _ اعتراضی

اصلاً دوست ندارم. هر چند اگر بخواهم کار اعتراضی بخوانم ، خوب

بلدم. حتی اتودهایی زده ایم اما کارهای عاشقانه را بیشتر دوست

دارم.


بازخورد کارهایت بین مکردم چقدر برایت اهمیت دارد؟


ببینید ، ما یک سری هنرمند داریم ، وقتی کاری را منتشر می کنند

که با استقبال مردم همراه نمی شود ، موضع می گیرند که مردم

نمی فهمند و این کار برای قشر خاص است و حتی بحث این را

پیش می کشند که من برای دل خودم این کار را کردم و انتظاری

ندارم تا مردم از آن استقبال کنند. من اصلاً این بحث را قبول

ندارم. مگر می وشد تو یک آلبومی را بیرون بدهی و تمایل نداشته

باشی که بین مردم تاثیرگذار باشد؟ وقتی من موزیک پاپ

کار می کنم ، باید آهنگ هایی بخوانم که مردم دوست

داشته باشند. این اصلاً مبنای موزیک پاپ است. به

هر حال ما برای ادامه حیاتمان به مخاطب نیاز

داریم.


این ریتم تند آهنگ هایت از کجا آمده؟

خودت دوست داری یا فکر می کنی که

اقتضای زمانه و سلیقه مردم است.؟


ببینید این ریتم تند و تند خوانی جذاب

است. جذابیت بخش مهمی از کار ماست.یکی

از اولین گونه های جذابیت  ، این است که مخاطب به

محض گوش دادن ، از آن خوشش بیاید. حالا این جذابیت

در مرحله های بعدی ، باعث کشف درونی لایه های آهنگ می شود.

باعث شاد کردن می شود. باعث به حرکت درآوردن می شود و ... ؛

حالا بگذارید من سوال کنم. به نطرتان این ریتم تند با کار عاشقانه

تناقضی دارد؟


شاید این تصور شخصی خیلی ها باشد که باید آهنگ

عاشقانه ، ریتمی ساده و آرام داشته باشد.


به نظر منم اینها در جهت همدیگر هستند. من برای ریتم های

تند ، ترانه هایی را در نظر گرفته ام که

خودشان هم مثل آهنگ ، حرکت

دارند ، مثل « لکنت » که در

شعر و. فرم آن ، حرکت

وجود دارد ، مخصوصاً

وقتی که به لکنت

می افتی ، ترجیع بندها

تند می شوند‌؛ چون

وقتی کسی به لکنت

می افتد ، ضرباهنگ

حرف زدنش تندتر

می شود. به هر حال

ممکن است که کمی

تنوع در شعر و نوع آهنگ ،

وجود داشته باشد اما در

راستای همدیگر هستند.


______________________________________


من اصلاً نمی توانم از عشق بدی ببینم. عشق

در هر وضعیت به من انرژی می دهد.

حتی در بدترین حالت.


آلبوم های بنیامین اسم ندارند. هر دو

به سال انتشارشان نامگذاری شده اند.

بنیامین 85 و 88 یکی از پرفروش ترین

آلبوم های سال بود.

سال 88 آلبوم بنیامین فقط در هفته

اول 500 هزار تا فروخت.


___________________________________


در بنیامین 85 ، اهنگ « دنیا دیگه مثه تو نداره » آن قدر

محبوب بود که باعث شد مخاطب ها به گوش دادن بقیه قطعات

هم تشویق شوند. حالا کدام آهنگ می تواند این نقش را

بپذیرد؟


ما در این آلبوم اصلاً دنبال این نبودیم که چیزی را دکور کینم و

همه برای آن ، آلبم را بخرند. بنیامین قبل از « دنیا دیگه مث تو

نداره » تریبون نداشت و این آهنگ باعث شد که تریبون خودش

را پیدا کند. ولی الان جایگاهش وجود دارد و مخاطب می داند

بنیامینی هست که می خواند.



طبق بازخوردهایی که تا به حال داشتی ، کدام اهنگ های

آلبوم بیشتر از همه محبوب شده؟


تراک دو و تراک پنج فعلاً بیشتر از همه شنیده شده اند و مورد

اشتقبال قرار گرفته اند.


یعنی همان تراک هایی که ریتم تند هم دارند.


بله ؛ البته تراک 12 و 14 هم هست که ریتم خیلی تندی هم

ندارد.


آلبومت 17 تراک دارد. فکر نمی کنی این تعدد و تنوع

باعث گیج شدن مخاطب شود؟


اگر چهزمان کل این آلبوم نزدیک به استاندارد زمان بندی

آلبوم های دیگر است اما ممکن است این اتفاق بیفتد. ما

نمی خواهیم این گیج شده ، عمدی باشد اما من با

کشف شدن آهنگ ها توسط مخاطبان مشکلی

ندارم.گیج شدن تا زمانی که تو را وادار

به کشف کردن کند ، خوب سات. اما اگر

آن قدر گیج شوی که به قول معروف

عطایش را به لقایش ببخشی، دیگر خوب

نیست. امیدوارم برای آلبوم 88 این اتفاق

نیفتد.


آهنگ هایی هم هست که دلت بخواهد

در آلبومت باشد ولی نیست.


یکی از بهترین آهنگ هایم بود که بنا به

صلاحدید ارشاد حذف شد و آهنگی که من

دوست داشتم در آلبوم باشد.


چند آهنگ بیرون ماند. بالاخره سه سال

نبودی و همه فکر می کردند در پشت پرده

خیلی اتفاقات می افتد ؟


بیشتر کارها ، کارگاهی و تحقیقاتی بود. شاید آهنگ

تنظیم شده ، دو تا بیشتر نبودند. بیشتر کارها تحقیقاتی

بود تا نهایی.


تحقیقاتی یعنی چی ؟ چه تحقیقی ؟


تحقیق روی نوع خواندن و ملودی ها و ... اما بیشتر آن ها

قبل از این که به جایی برسند ، به بایگانی ها یا افراد یدگر

سپرده می شدند. اینجوری نبود که کاری را بسازیم ،

آماده کنیم ، تنظیم شود و بعد آن را کنار بگذاریم. در

همه آهنگ ها سه جا این اتفاق افتاد.


در آلبوم جدید ، کدام یک از تجربه های آلبوم قبلی

را تکرار کردی؟


مختصات آلبوم 85 از هر نظر دیگر برای ما یک آرم شده

بود؛ البته قبل از آن هم برای ما یک آرم بود ولی مخاطب

نشنیده بود. می گویند هنر یک فرایند است؛ خصیصه ینست.

وقتی مردم با آن مواجه یم وشند ، بروز می کند، بعد از سال 85

دیگر آرم ما شکل گرفت چون مردم دیدند و شنیدند. حالا

در مورد آلبوم جدید ، ما پایه را همان گذاشتیم و فقط دکور

را عوض کردیم. ما داریم موسیقی پاپ کار می کنیم و

باید اگر تجربه ای خوب  بوده از آن دوباره استفاده کنیم و با سر و

شکلی دیگر تکرارش کنیم. ما شاکله را داشتیم و فقط تغییراتی

در نوع ارائه اش دادیم. ما موسیقی پاپ کار می کنیم و نتیجه و

استقبال مخاطبیان برایمان خیلی مهم است. اگر کسی پاپ کار

کند و بگوید که استقبال مخاطبان برایش مهم نیست ، دروغ محض

گفته.مثل وقتی که تیمی می بازد ، بگوید بازی

برایش مهم نبوده. این را نگوید  ،چه بگوید؟

هر کسی در موسیقی پاپ ، کار می کند،

بدانید دنبال مخاطب است هر کس ادعا کند

برای من مخاطب و فروش مهم نیست و به

دنبال کار خاصی هستم ، دروغ می گوید. اصلاً

ادامه حیات موسیقی پاپ به وجود مخاطب است.

مطمئن باشید او کار خاص کرده تا متفاوت باشد و

بگیرد اما نگرفته ، حالا می گوید که برایش کار خاص

و متقاوت مهم بوده. ما حیاتمان به مخاطب

است. این را انکار نمی کنم.




 با این اوصاف می شود انتظار داشت که عوض شوی ؟ حالا

بر اساس درونت یا تغییر ذائقه مخاطب یا حتی مشورت

با فرید ؟!


من اساساً آدم مطلق گرایی نیستم؛ بنابراین هر کدام

از یان دلایل می تواند من را تغییر دهد و اصلاً چیز

عجیب و دور از انتظاری نیست. شاید دیدی ما اصلاً

آرمانمان را عوض کردیم. اما فعلاً که خوب است. هر

وقت قالب دیگری پیدا کنیم که مطمئن باشیم برای

هم می توانیم با آن ارتباط برقرار کنیم ،

مطمئن باشید که از آن استفاده خواهیم کرد.

هر قدر هم که می خواهد متفاوت باشد.



پس خیلی چشمت پی مخاطب است ، نه ؟


من دست به سینه مقابل مخاطبم.

مخاطب عام برای من خیلی مهم است.

اگر آلبوم بعدی من آمد و نفروخت و من

گفتم که برایم مخاطب ، فروش ، گیشه و ...

مهم نبوده ، بدانید دروغ گفته ام. کسی غلط

می کند که موسیقی پاپ کار کند و آلبوم

هم بیرون بدهد و مخاطب و فروش برایش

مهم نباشد. خب آلبوم را برای چه منتشر

می کنید؟ بنشینید در خانه آهنگ هایتان

را گوش بدهید و حالش را ببرید و برای فک

و فامیل هم بگذارید. اصلاض پیروزی موسیقی

پاپ ، به استقبال مردم برمی گردد.


کنسرتت در چه مرحله ای است؟


هنوز معلوم نیست. به خیلی چیزها بستگی دارد.

از اول هم توافق کرده بودیم که بعد از انتشار آلبوم

دوم ،کنسرت های ایران را شروع کنیم و بالتبع

کنسرت های آمریکا و اروپا را.



برای آلبوم بعدی هم با توجه ماجرای تحقیق

و این حرف ها 3 سال دیگر باید صبر کرد؟


نه ، قرار نیست که این اتفاق بیفتد. البته اگر ابر و

باد و مه و خورشید و فلک بگذارند. ببینید ، تیم ما

آمادگی اش را دارد که زدوتر از این حرف ها یک

آلبوم خوب بیرون بدهد و در مورد این آلبوم هم ما

آمادگی اش را داشتیم که زودتر از اینها منتشر

کنیم اما دلایلی وجود داشت که ترجیح دادیم با

تأخیر آلبوم دوم را به گوش مخاطب برسانیم.





مصاحبه کنندگان :   « مهدی امیرپور و هدی یزدی »



____________________________



همشهری جوان شنبه 1 اسفند 1388



شماره 251



نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد