KNToosi.in - همکلاســــی

وبلاگ گروهی دانشجویان ِ دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی

KNToosi.in - همکلاســــی

وبلاگ گروهی دانشجویان ِ دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی

نماز...

رو به بالا و رو به پایین نماز میخواند.رو به چپ و رو به راست به رکوع میرفت. به پس و به پیش و به زیر و به زبر قنوت میخواند..میچرخید و سلام میداد...میرقصید و به سجده می افتاد...

خدا گفت:چه میکنی با این همه شور و با این همه بی پروایی؟

میخواهی به دیگران بگویم چه میکنی تا بیایند و سنگسارت کنند؟

جوانمرد گفت: تو نیز می خواهی به دیگران بگویم که چقدر مهربانی و چقدر بخشنده تا همه بی پروا طغیان کنند؟!

ـ جوانمردا تو چیزی نگو...من نیز چیزی نخواهم گفت......


جوانمرد خندید و جوانمرد چرخید و جوانمرد رقصید

و نام آن چرخیدن و خندیدن و رقصیدن نماز شد!

نظرات 5 + ارسال نظر
زهره دوشنبه 19 بهمن 1388 ساعت 12:24

سلللللام حالتون چه طوره؟خانمی خوب هستید؟

سلام جیگر!!!ممنون تو خوب باشی منم خوبم!

میم دوشنبه 19 بهمن 1388 ساعت 12:38

به نظر من بهترین متنه این کتابش همینه واقعا با خوندنش یه احساسی به ادم دست میده.
مرسییییییی.

همینطوره...ولی همه نوشته های استادم قشنگه ها!!!!

علیرضا دوشنبه 19 بهمن 1388 ساعت 17:43

از کتاب کیست؟

جوانمرد نام دیگر تو...نوشته خانم عرفان نظر آهاری.

زهره دوشنبه 19 بهمن 1388 ساعت 18:24

سلام سمانه جون خوبی؟خواستم بگم من ایمیل ندارم که برات ایمیل بزنم ناراحت که نمیشی میشی؟
دو نقطه خیلی شرمنده

سلام...نه عزیزم اشکال نداره
بوووووووووووووووووووووووووووس

زهره دوشنبه 19 بهمن 1388 ساعت 18:31

راستی چرا متن((حقی به نام<نام>))رو نمی بینم؟کلی نظر داده بودم می خواستم بخونمشون اما پیداشون نکردم!!!

پایین صفحه سایت برو تو صفحه های دیگه اس.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد