دو برادر یکی در سپاه خدمت کردی و دیگری بزور بازو نان خوردی. باری پاسدار گفت درویش را که چرا خدمت نکنی تا از مشقت کار کردن برهی. گفت: تو چرا کار نکنی تا از مذلت خدمت رهایی یابی که خردمندان گفتهاند: نان خود خوردن و نشستن به که با باتوم کمر مردمان شکستن.
بدست آهن تفته کردن خمیر ... به از دست بر سینه پیش امیر
مسافر کشی روز و شب تا سحر ... به از نوکری پیش ِ بیدادگر
یکی همه عمر در کسوت «ایثارگران ِ انقلاب»، مستبدان را چماقداری کردی تا زن و فرزند را عیش و معاشی درخور فراهم کند. چون فرزندش برومند شد در طلب حقوق شهروندی به خیابان رفتی و از هم مسلکان ِ پدر چماق خوردی تا از مننژیت بمردی.
یکی بهرِ نان و نوا در سپاه ... همه فکر ِ سرکوب و آفند بود
دموکراسی و عدل می خواستی ... اگر فکر فردای فرزند بود
"نان خود خوردن و نشستن به که با باتوم کمر مردمان شکستن."

خیلی خیلی قشنگ بود!! ممنونم زیاد!
خواهش میکنم عزیزم...خودت قشنگی.
عاااااااااااااللللللللللللللللللیییییییییییییییییی!
دستت گرم!
ممنوووووووووووووووووووووووووووووووووون!
بسیار زیبا بود و جای بسی درنگ دارد...
که چگونه عده ای مفت خور و تن پرور با زور بازو و استفاده از هر روش حیوانی می خواهند بر دیگران سلطه یابند...
باشد تا جشن آزادی را در این سرا، در این خاک، در این وطن در کنار یکدیگر و به یاد شهیدانمان بگیریم.
باشد....
به یاد شهیدان راهمان وجانبازان راه دیروزی که در حال حاضر بیشترشان به دلیل رسیدگی بیش از اندازه ی ...!!! از روی درد و نداشتن امکانات و مورفین به اعتیاد روی آوردند...
ممنون از نظرت دوست عزیز.
قابل توجه جواد!:
قشنگ ببیتی
این یکی از قابلیت هاست!
ایول ممنون مرسی
چاکر همه بچه های لوطی!
اوهوع!!!چی گفتم!!!!
خواهش میکنم لطف ببیتندی!!
مقایسه شود با اوج ذوق یک ادیب ساندیسی :
"برخیز که شهر را پر از شور کنیم
از اصل نظام فتنه را دور کنیم
ما منتظریم تا علی اذن دهد
تا چشم سران فتنه را کور کنیم "
در همه زمینه ها به گرد پای ما هم نمیرسن . فرهنگ ، هنر ،ورزش ، دین ، سیاست ، معرفت ، علم ، فلسفه ، .... اینم که از ادبیات .
دمتان گرم و سرتان خوش
موفق باشید
دمتان جوش و سرتان پر از فکرهای تازه...
مرسی دوست عزیز.
بازم یه پست قشنگ دیگه :)

ممنون
بازم لطفه یه دوسته خوبه مهربونه...دیگه.
ممنون از تو هوداد.
اینا همش از همون بی استعدادی که گفتما . هی شما بنویس شایان بگه به به . شایان بنویسه شما بگی به به .



هی بیشینین سر خودتونو گول بمالین .
آخرش خیلی پیشرفت کنی میشی یکی مثل کمال خوشنویس .البته اگه اندازه اون هم استعداد داشته باشین که من بعید میدونم .
(بهتون بر نخوره ها شوخی کردم . البته اگه برم بخوره همچین مهم نیس)
ممنون آقا جواد..اگه در حد همون کمال خوشنویس هم باشم راضیم!!!البته اگه در اون حد هم استعداد داشته باشم!!
نه بابا!!چرا بر بخوره؟! من به این راحتیا نارحت نمیشم!
ولی شاخیااااااااااااااااا!!!!!
بابا؟!!؟
شاخ؟!!؟؟
ها؟!!؟
.
.
در ضمن پستای من ممکنه قشنگ نباشه ولی پستای شایان محشره!دونقطه رفاقت...
به به عجب پست زیبایی

واقعا شاهکاره
زیبا
بی نظیر
عالی
محشر
غوغا کردی سمانه
گل کاشتی
دستت درد نکنه
ممنون
خیلی گلی
تا چش بعضیا از کاسه دربیاد
بنویس که افضل نویسندگانی
تا آخر خط ۱۱ خودتی!!!
خط ۱۲ رو هستم!
خط سیزده دونقطه خنده تا همون حد!!
خط ۱۴ هم به روی چشم..هرچی تو بگی رفیق!
دیدی . دیدی گفتم .
پش سر هم . معطل نمکنن .
در ضمن نوشته های شما در مقابل نوشته های شایان که شاهکار به حساب میاد .
(شایان6-0 عقبی ها)
نگو «اگه در حد همون کمال خوشنویس هم بشم راضیم» میدونی کی بوده که به همون هم راضی هستی؟
نخیر نوشته های شایان بی نظیره...
نه کی هست این آقای با استعداد!!!!؟؟؟؟!؟
یعنی آدم انقدر بی اراده!!!






خب نوشتی برا چی میری پاک میکنی؟
ولی نظرم داره در مورد شایان عوض میشه . طنزای قشنگی مینویسه . نمیدونی چقدر خندیدم.
«بنویس که افضل نویسندگانی»
در مورد چی صحبت میکنی؟!؟!!؟
من چی رو پاک کردم؟!!؟؟
خوشحالیاااااااااااااا؟؟!؟!
گفتم بهت که نشستین اونجا سر خودتونو گول میمالین .




خوشحال که هستم انقدر از دست شایان خندیدم .
خدا رو شکر از یه نظر خوشت اومد!!!!!!
همین که از پستای شایان خوشت میاد خوبه...
سلام من خوبم شما خوبید؟سمانه جون شاید باورتون نشه خیلی به سایتتون وابسته شدم چون الان تا از مدرسه اومدم سریع کامپیوترمو روشن کردم تا ببینم چه خبره.من این مطلب شمارو تا اونجا که نوشتید ((به ازدست بر سینه پیش امیر))بیشتر نفهمیدم .واقعا ببخشید که بقیشو نمی فهمم که چی نوشتید.اگه میشه بگید منظورش چیه؟
دو نقطه دوستت دارم.
سلام عزیزززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززم....
نظر لطفته خانمی...چرا معذرت؟!وظیفمه واست توضیح بدم گلم.
بیت بعدش یعنی اگه تمام روز هم مسافر کشی کنی بهتر از اینه که برای یه بیدادگر!!!نوکری کنی..(فکر میکنم این واضح بود!!)بعدش هم یعنی کسی که کارش چماق زدن تو سر مردمه شاید وقتی بچه اش بزرگ شه اون هم برای طلب حقوق بشر چماق تو سرش بخوره و بمیره(البته به نظر بعضی ها از چماق به سر خوردن نمرده!!از مننژیت مرده!!)
تهش هم که معلومه!
دو نقطه عاشقتم جیگر!!
راستی تو این سایتو از کجا گیر آوردی؟!
حیف که کهریزکو بستنش....

وگرنه.....
حالا اشکال نداره به جای اون می ریم آسایشگاه کهریزک به مامان بزرگا و بابا بزرگا سر می زنیم
گوگل(خوشگل)بود..
اما کیه که بفهمه...
یس تو گوش خر خوندنه...
چون wcهاش هواکش نداشت و لامپاش کم مصرف نبود بستنش!!وگرنه هیچ چیز غیر قانونی دیگه ای باعث بسته شدنش نشده بود!!!نگران نباش ایناش که درست بشه دوباره بازش میکنن!!!
ممنون از نظرت دوست عزیز.
می تونی پست هامو تو این آدرس بخونی^^^





]
کمال باید افتخار کنه سمانه در موردش بگه: "اگه در حد همون کمال خوشنویس هم باشم راضیم"
چون خیلی سطح سمانه بالاتر از این حرفاست
-----
همش فروتنی؟ آخه تا چه حد؟ "البته اگه در اون حد هم استعداد داشته باشم!!" مردم سقف آرزوهاشون باید الانِ تو باشه
بازم میگم:
به به عجب پست زیبایی
واقعا شاهکاره
زیبا
بی نظیر
عالی
محشر
غوغا کردی سمانه
گل کاشتی
دستت درد نکنه
ممنون
خیلی گلی
تا چش بعضیا از کاسه دربیاد
[هندونه به شرط چاقووووو
همه حرفاتو با این آخریه ترکوندیاااااااااااااااا!!!!!!
ممنون شایان...واقعا ممنون ولی هنوز اول راهم....
ولی تو آخرشی!
سلام چه زود جواب دادید.از اینکه خلاصه و مفید توضیح دادید ممنون.راستش من خودمم نمی دونم این سایتو از کجا پیدا کردم اما عالیه.الانم درس ومشق رو بی خیال شدم تا بیام داخل سایت ببینم چه خبره.خواستم بگم....بی خیال مهم نیست.
دو نقطه مخلصیم.
مگه میشه جواب تو رو زود نداد خانمی؟!!؟
اینجا همه چیز مهمه!!!بگووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو....مردم از کنجکاوی!!!
ولی هرکار میکنی درس و مشقتو ول نکن جیگرکی!
نه!!!!انگار خیلی خوشحالی!!!!!
این چیزی که می خواستم بگم یه خورده خصوصیه.واسه همین از گفتنش یه کم خجالت می کشم واسه همین بی خیالش بشیم بهتره .ببین سمانه جون نمیشه پیام هایی که می نویسم رو کسی نخونه؟
آها!!!نه گلم اینجا بزنی همه میخونن!!!!!!id مو میذارم اگه دوست داشتی بهم mail بده...دونقطه بیا بوست کنم!
id:samane.fayyazi
من تموم زندگیم رو همین درس ومشقم می دونم.با قلب پاکت از خدا بخواه که مشکلی که برام پیش اومده حل بشه.باشه؟
کار خوبی میکنی عزیز دلم...باشه حتما گلم.تو خودتو نارحت نکن انشاالله که درست میشه.منم واست دعا میکنم و مطمئن باش که زود مشکلت حل میشه چون فکرنمیکنم خدا دوست داشته باشه با این قلب سیاهم زیاد برم سراغش...ولی میبینی که من پررو تر از این حرفام!!!!!!
امیدوارم دیگه هیچ مشکلی واست پیش نیاد...امیدوارم.
ممنون .بهت mail می زنم.مراقب خودت باش.
دو نقطه خجالت
باشه خانمی...توام همینطور.
/تنها شادی زندگیم این است که هیچکس نمیداند تا چه حد غمگینم..../
خدای متعال به حضرت داود فرمود:
ای داود اگر روی گردانان از من چگونگی انتظارم برای انان واشتیاق مرا به ترک معصیت هایشان می دانستند بدون شک از شوق امدن به سوی من می مردند و بند بند وجودشان از محبت من از هم می گسست.
این جمله رو از من یادگاری داشته باش.ممنون به خاطر همه چیز.این از صمیم قلب میگم.
ممنون از یادآوری این جمله ی قشنگ...
من از تو و نظرات ممنونم خانمی...من که واست کاری نکردم که شرمندم میکنی...
جواد من ساکت شدم یواشکی گوش میدم اینا چی میگن یه دقه ساکت، هیس!

بحث دخترونه داره جالب میشه
بقیش تو میلمه!!!!!دیگه اونجا که نمی تونین بیاین!!!دونقطه خنده خیلی شیطانی!!
ااااااااا . میدونی گوش وایسادن چقدر کار بدیه ؟؟!! خجالت بکش.


من که گوش ندادم ولی چقدر جالب بود.آدم یاد داستان شیرین و فرهاد میافته .
فقط کدومشون فرهادن نمیدونم
کاملا مشخصه گوش ندادی!!!
لووووووووووووووووووول جمله آخر




بچه رفته خوابیده پاشد خودش میگه کدوم فرهاده کدوم خسرو!!
بچه چیه؟؟؟!!!



دوست داری یکی به خودت بگه بچه.
انگار خیلی وقته ندیدیش . الان شییییش سالشه .
خیلی قشنگ بود!
ممنون از لطفت دوست عزیز.
سلام سمانه جون هستی؟
ببینم اینا به کی میگن بچه؟؟
با منه!!!تو خودتو نارحت نکن...
اگر سعدی تو روزگار ما زندگی می کردند اول خود سعدیو می گرفتن تا یه وقت فکر حکایت گفتن به سرش نزنه!