این یک پُست دمایی نیست رُفقا
جنس کلامو افکارو رفتارو اعمالو اهدافو اشخاصو احزابو الفاظو اینها تغییر کرده پسرکی که تا دیروز و با اهتمامی خاص سعی در رصد سوق الجیش پای دخترک از زیر پاچه ی کوتاه شلوارش داشت امروز دیگر نه دلش غنج میرود نه دلش میاید.کم نبودند همین دختر هایی که باتوم میخوردندو حرفشان را هم زدند -در نگارش افکار صرف نوع انسانیت معذوریت داری-محدودیت -افکار هایی از جنس موازی که هیچ وقت به یکدیگر نمیرسند و صدای رسای معلم فیزیک که :"دو خط موازی در بینهایت یکدیگر را قطع میکنند"
بنده معتقدم اتحاد افکار را میتوان در چهار چوبی جبری میسر ساخت
بیهوده نشست و طرح فردا را زد -در خاطره قطره نقش دریا را زد-نقاش میان خنده هایش میگفت:"مخلوق من این نبرد را مییبازد"_
باز هم هست...
فقط دخترا و پسرا و کلا ایرانیا نیستن که این جوری شدن. حتی توی پاریس و...هم همین بساطه.
مثل طوماری که از رنگ سبز ساخته بودن که طولش نزدیک به ۲کیلومتر بود!!!
(در جمع چند هزار نفری ایرانیان و غیر ایرانیانی که به مناسبت روز جهانی همبستگی با مردم ایران و اعتراض به سرکوب آن ها جمع شده بودند، این طومار بدستان بی شباهت به پرچمداران بازی های المپیک نبودند. با این تفاوت که آن ها هزاران هزار امضاء را که از سراسر جهان بر آن نقش بسته بود، با خود حمل میکردند. و هر امضاء فرد معترضی را معرفی می کرد که رأیش را طلب می کند
جمعی متنوع، مرکب از ایرانی، فرانسوی، افغانی و عرب، پیر و جوان، به فارسی و فرانسه شعار می دادند. کودکی معلول بروی صندلی چرخدار با آهنگ سرود "یار دبستانی" بدنش را تکان میداد. چه بسیار کودکانی که در این روز در اولین راهپیمایی زندگی خود شرکت کردند.
ماسک ندا به روی چهرۀ تظاهرکنندگان، شرکت کنندگان در این تجمع شعار " ما همه یک نداییم" را سر دادند.)
این جنبش محکوم به پیروزی است!
در تایید کامنت حامد شامحمدی :
ظلم همیشه ناپایدار و محکوم به شکست است
موفق باشید
تایید
ما پیروزیم
علیرضا قهرمانی اگر بخاطر حذف ترمت بیکاری بشین یه کار مفید بکن
ولمعطل
آفرین
عالی بود
گاهی وقتی همین قدر حرف زدنــ کافی ..
چون مشخصه باز هم هستـــ ...
شعری از ملک الشعرای بهار
عمر حقیقت به سر شد،
عهد و وفا بی اثر شد
ناله عاشق، ناز معشوق،
هر دو دروغ و بی ثمر شد
راستی و مهر و محبت فسانه شد،
قول و شرافت همگی از میانه شد
از پی دزدی، وطن و دین بهانه شد
دیده تر کن!
جور مالک ، ظلم ارباب،
زارع از غم گشته بی تاب
ساغر اغنیا پر می ناب،
جام ما پر ز خون جگر شد
ای دل تنگ ناله سر کن،
از مساوات صرف نظر کن
ساقی گلچهره بده آب آتشین،
پرده دلکش بزن ای یار دلنشین
ناله بر آر از قفس ای بلبل حزین
کز غم تو ، سینه من،
پر شرر شد ، پر شرر شد
یه کم بیشتر توضیح میدید؟
(سوالم جهت مردم آزاری بود!)
بیهوده نشست و طرح فردا را زد ...
(به دورازهرجریان سیاسی)
حق برای همه است!
هیچ کس ازمادفاع نکرد مافراموش شدیم ولی اعتراضی نکردیم
امادوستان ما که شبیه مانبودند اعتراض کردند وفراموش نشدند........
مااشتباه کردیم
دوست=بااینکه متفاوتیم دوستشان داریم
هیچ گاه متن های سنگین رادوست نداشتم هرچندموافق عقایدم باشند قرارنیست متن های مان فرهنگ لغات باشندقراراست بردل نشیند
یهو ی چیزی به ذهنم اومد همه متنامونو با فرمت عاطفه شفیعی بنویسیم باقری شعورش به این چیزا نمی رسه که منظور متن مستتره
نظر نمیده
سردیشان را چشیده بودیم
گرمیشان را هم چشیدیم
ولرمشان از همه تلختر