من آن ولع قبل از استعمال,من آن گیجی قبل از ارتحال,من همان که میگویند استثمار,من متولد جغرافیای جبار,من افتاده در مختصات چندش افکار,اصلا من متعارض به این گنبد دوار,من هیجان خالی قبل از انتخاب,من همیشه مایوس بعد از انتخاب,من خنده های این روزهاـ بی لعاب,من سیاست امروز ایران ـبی حساب,من سوال هایی که مردند بی جواب,من منازعه ی دائم ـبی اساس,من صدای امروز ـ بی صدا,من مجرم امروزـبی دفاع,من کسی که دیده است مرگ ندا,من ـ امروز ـ بی اعتماد ـ همان که شک میکند به ماهیت دعا.
امیدوارم فردا برایمان پر از وسوسه زیستن باشد.
جان فدای دل گرفته ات ای وطن
زیبا بود!
هستی
خیلی خیلی ایول
آفرین عالی بود من و یاد شعر ه.ا.سایه انداخت که می گه در دا و دریغا که در این بازی خونین بازیچه ی ایام دل آدمیان است
تو تا لحظه مرگ آدم نمی شی
ٌخب اِ ... چه بی کارت دانشجویی چه با کارته دانشجویی محکوم است نقطه

من فک کنم مشکل با یه باطوم (باتوم!) حل بشه

من کلافه.. !
من هم یک عدد عاطفه شفیعی هستم! همان عاطفه های بی اعتماد ...
یه بار یکی به من زنگ زد گفت عاطفه شفیعی منم گفتم اشتباه گرفتی!مزاحم بود فکر کنم

قشنگ بود!
از دلت نپرسیدی چرا در انتهای زیستن امروز سردیه نگاه فردارا ازچه می خواهی؟
کاش دنیا خرامات دلباخته گان نبود
کاش دلها مدیون احساس مرده ی دیرو نبدند
کاش امید روزا رفته تنهایی فردا نبود
یادت باشه که من نگفتم جالب نبود زیرا انتهایی حرف دلت بود ومن به دلهاوابسته ام وامیدوارم که روزی بیاد(نه همچو روزایی جدایی از احساس دنیایی)که حرف ها تنهاتر از سکوت نباشند
جالب بود جالب بود جالب بود