KNToosi.in - همکلاســــی

وبلاگ گروهی دانشجویان ِ دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی

KNToosi.in - همکلاســــی

وبلاگ گروهی دانشجویان ِ دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی

داستان خواستگاری از دخترها

عروس عادی : با اجازه بزرگترها بله (این اصولا مثل بچه آدم بله رو میگه و قال
قضیه رو میکنه)

عروس لوس: بع..........له...

عروس زیادی مؤدب : با اجازه پدرم، مادرم، برادرم، خواهرم، دایی جون.....



، عمه جون، زن
عمو کوچیکه، نوه خاله عمه شکوه، اشکان کوچولو، ... ، مرحوم زن آقاجان بزرگه ،
قدسی خانوم جون ، ...(این عروس خانوم آخر هم یادش میره بگه بله واسه همین دوباره
از اول شروع میکنه به اجازه گرفتن...)

عروس خارج رفته: با پرمیشن گریت ترهای فمیلی ...

عروس خجالتی: اوهوم (قابل توجه بعضیا)

عروس پاچه ورمالیده: به کوری چشم پدر شوهر و مادر شوهر و همه فک و فامیل این
بزغاله (اشاره به داماد) آره.... وضعیت داماد کاملا قابل پیش بینی است))

عروس رشتی : اووو اگر اهالی محل موافقند بنده مخالفتی ندارم

عروس هنرمند: با اجازه تمامی اساتیدم، استاد رخشان بنی اعتماد، استاد مسعود
کیمیایی، ...، اساتید برجسته تاتر، استاد رفیعی، ... ، مرحوم نعمت ا.. گرجی ،
شیرعلی قصاب هنرمند، روح پر فتوه مرحومه مغفوره مرلین مونرو، مرحوم مارلین دیتریش
، مرحوم مغفور گری گوری پک و ... آری میپذیرم که به پای این اتللوی خبیث بسوزم چو
پروانه بر سر آتش ...

عروس داش مشتی: با اجزه بروبکس مُجلی نیست من که پایه ام ... (با عرض تشکر از داش
اسی

عروس زیادی مؤمن و معتقد: بسم ا.. الرحمن الرحیم و به نستعین انه خیر ناصر و معین
... اعوذ با... منم شیطان رجیم یس و القرآن الحکیم .... الی آخر .... ( و در آخر
) نعم !!!

نظرات 7 + ارسال نظر
............. چهارشنبه 26 فروردین 1388 ساعت 11:27

این مطلب قبلا در همکلاسی عینا نوشته شده بود

سابین چهارشنبه 26 فروردین 1388 ساعت 11:44

من می خوام درس بخونم...

امیر پورنصرت چهارشنبه 26 فروردین 1388 ساعت 13:56

احسننننت. خیلی زیبا بود. منو یاد سه سال پیش انداخت تازه کنکور قبول شده بودم شبش این مطلبو خوندم.

مرجان IT چهارشنبه 26 فروردین 1388 ساعت 14:23

.به نظرم هنوز متوجه نیستین که نباید در این گونه وبلاگها به مردم شهرای مختلف توهین کرد!
حمله ای که از رشتی ها نوشتی کاملا نشون میده حرفا و نوشته ها رو خوب سبک سنگین نمیکنین.
من همیشه سعی کردم با آرامش و احترام نوشته هاتون رو بخونم و اگه لازم بود غیرمستقیم حرفم رو بزنم.اما ایندفعه این خط رو دیگه نتونستم تحمل کنم.من خودم رشتی هستم به کسی توهین نمیکنم و اجازه توهین به شهرم رو هم به کسی نمیدم.

نازی چهارشنبه 26 فروردین 1388 ساعت 19:40

ببخشید ها ولی مطلبتون اصلا جالب و خنده دار نبود حتی یه ذره!

یوسف چهارشنبه 26 فروردین 1388 ساعت 22:52

شعور هم چیز خوبیه. انشاالله به شماهم یکم بدن

* پنج‌شنبه 27 فروردین 1388 ساعت 11:35

ولی پسرا دیگه انواع و اقسام ندارند از دم همشون پرو تشریف دارن

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد