چهارشنبه 19 فروردین ۱۳۸۸
روزنامه رسالت در سرمقاله خود نوشت: مهندس موسوی نامزد ریاست جمهوری در اولین مصاحبه با خبرنگاران ضمن مخالفت باطرح امنیت اجتماعی فرمودند: «رئیس جمهور شوم گشتهای ارشاد را جمع میکنم.» این موضع ایشان زینت بخش تیتر اول روزنامههای دوم خردادی بود.
آیا چنین موضعی دلسوزان نظام، خانوادههای شهدا و کسانی که دغدغه حفظ ارزشها را دارند ، خوشحال میکند. آیا این موضع، متجاوزان به حقوق مردم و تهدیدکنندگان امنیت اجتماعی را برای تداوم تجاوز به نوامیس مردم ، امیدوار نمیکند.
....
امنیت اخلاقی و اجتماعی از مهمترین مطالبات مردم از نظام است. آیا رئیس دولت آینده نمیخواهد پاسخگوی پاسداری از این مهم باشد.
نظام برای حفظ حریم عمومی وظایفی به عهده دارد و این وظایف به چه دلیل باید تعطیل شود؟
براساس نظرسنجیهای متعدد مردم رضایت خود را از اجرای طرح امنیت اجتماعی بارها اعلام کردهاند. چرا باید رضایت متجاوزان به حقوق عمومی و اراذل و اوباش را به رضایت مردم ترجیح داد. مقام معظم رهبری در دیدار با جمعی از فرماندهان نیروی انتظامی فرمودند: «نیروی انتظامی باید با کسانی که به اشاعه فساد در جامعه امنیت اخلاقی مردم را تهدید میکنند مقابله نماید.»
اصل 110 قانون اساسی فرماندهی کل نیروهای مسلح و نصب فرماندهان عالی نیروهای نظامی و انتظامی را از وظایف و اختیارات رهبری میداند.
آیا رئیس جمهور میتواند فرمان فرمانده کل قوا مبنی برحفظ حقوق عمومی و جلوگیری از فساد در جامعه و صیانت از امنیت اخلاقی و اجتماعی را نقض کند و دستور دهد گشتهای ارشاد را جمع کنید چون «من» با طرح امنیت اجتماعی مخالفم! این دستور مستند به کدام اصل از اصول قانون اساسی و یا قانونی از قوانین کشور صورت میگیرد؟
آیا این موضع با تاکید نامزد محترم دوم خردادیها برای انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری که فرمودند: «هیچ مسئلهای بالاتر از اجرای قانون نیست. یکی از مهمترین دلایل حضور من مسئله قانون گریزی است.» تناقض ندارد.
آیا اخلال در وظایف و اختیارات رهبری نقض اصل 110 و تهدید امنیت اجتماعی به جای تامین آن، نوعی قانون گریزی نیست؟
احمدی نژاد خواست دخترها رو به استادیوم ها راه بده
گفتند: تو چه کاره ای؟
احمدی نژاد خواست شهریه دانشگاه آزاد رو کم کنه
گفتند: تو چه کاره ای؟
احمدی نژاد خواست مونو ریل بسازه
گفتند: تو چه کاره ای؟
در آخرین مصاحبه تلوزیونی احمدی نژاد هم وی گفت باید در طرح امنیت اجتماعی بازنگری شود.
ولی باز هم گفتند: تو چه کاره ای!؟
این آقای موسوی مثل اینکه جدی جدی باورش شده میخواد رئیس جمهور شه
جناب رودسرابی
قضیه ی آوردن دخترها به استادیوم کاملا سوری بود. همه می دانستند عاقبتش چی میشه و همان کسانی که از اساتید اخلاق جناب رییس جمهور هستند اولین معترضین به این مساله بودند
البته همان افراد تند رو نیز در ابتدا از اینکه رییس جمهور به فکر مردم هست تشکر کردند
این کار فقط باعث شد مردم فکر کنن یه آدم متفاوت اومده روی کار
در زمان خاتمی هم تلاشهایی برای کم کردن شهریه ی دانشگاه آزاد شد
قضیه ی مونو ریل نزاعیست که بین رییس دولت و شهردار تهران انجام گرفته و دولت با قطع کردن بودجه ی مترو جواب شهرداری را داده
شهرداری بارها نالیده که بودجه ی شهرداری کم است و کفاف طرحهای کاهش ترافیک را نمیدهد و خواهان پرداخت هزینه ای که برای این طرح به تصویب رسیده لی دولتی ها از دادن آن خودداری میکنند شده.
مورد آخر که مربوط به بازنگری در طرح امنیت اجتماعی شده از همه جالب تره
تا حالا مردم کتک نمی خوردن یا اینکه دولتی ها خواب بودند؟
این طرح در فاصله ی سه ماه تا انتخابات خود معرف همه ی مسایل هست
به این فکر کن:
اگر هرکدوم از اینها بعلاوه ی کارهای دیگری که از سوی دولت صورت گرفته مثل حرفهای آقای مشایی در مورد اسراییل ، افشای فساد اخلاقی یکی از روسای طرح امنیت اجتماعی و یا حتی نامه هایی که به روسای جمهور امریکا نوشته شد که البته با به به و چه چه آقایان تند رو همراه شد
و دهها مورد دیگر
در زمان خاتمی اتفاق می افتاد چه بلایی سر دولت می آمد...؟
همین افرادی که تعریف میکنند ازکارهای نو احمدی نژاد کفن پوش به خیابان می ریختند.
آقای رودسرابی پس نتیجه میگیریم یا ایشون بی عرضه اند یا یه آکتور حرفه ای
دقیقا! منم اولین بار که این تیتر رو خوندم خیلی تعجب کردم و با خودم فکر کردم این دیگه چه سیاست عجیب و غریبیه که آدم با بها دادن به اشرار و اوباش بخواد خودشو تو دل مردم جا کنه؟!!
به نظر من موسوی با این حرفش بیشتر خودشو از چشم مردم انداخت و باعث شد اگه قراره توسط یه عده بی اطلاع رای هم بیاره دیگه هیچ امیدی نباشه!!
http://www.kntoosi.com/1388/01/20/post-8946/
سابین یعنی چه ؟
(با لهجه برره ای بخوانید)
منو یاد ساسان میندازه
ممنون از نطرات - سابین=سرو کوهی
بنام دین جنبه های خرافی مذهب را تقویت کردن کمک به ارتجاع و استعمار است .
اسلام آنگونه که من می شناسم . دکتر علی شریعتی