اینم از آخرین کاغذ
دیگه جای نوشتن نیست
دلم می خواد بگم اما
دیگه نای نوشتن نیست
دعا کن مثل این اشکی
که میمیره روی گونه ام
بمیرم تا بیام پیشت
چه جوریش رو نمی دونم
نمــــــــــــــــی دونـــــــــم
همون اول بهت گفتم
که بی عشق تو میمیرم
تو میدونی که حرف هام رو
بمیرم , پس نمی گیرم
ببین دارم میام پیشت
دیگه اینجا شو مجبوری
می دونستم که میمیرم
نمی دونستم این جوری
که بی عشق تو میمیرم
دعا کن مثل این اشکی
که میمیره روی گونه ام
بمیرم تا بیام پیشت
چه جوریش رو نمی دونم
نمــــــــــــــــی دونـــــــــم
با سلام
هنگامی که دل می خواهد فریاد تنهایی سر دهد چیزی جز اشعار غمگین به ذهنم نمیاد - شما ببخشید
تو باز پست منتشر کردی
بابا احساساتت رو واسه خودت نگه دار ما نمی خوایم ببینیم








با سلام
باشه - چشم - عصبانیت نداره که دوست من