KNToosi.in - همکلاســــی

وبلاگ گروهی دانشجویان ِ دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی

KNToosi.in - همکلاســــی

وبلاگ گروهی دانشجویان ِ دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی

الو مشاوره طنز سری جدید.

                            الو مشاوره

 

الو مشاوره . سری جدید.            طنز ، اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی 

 

اولین تماس رو وصل کنید. 

  

 

= = = = = = = = = = = = = = = 

 

+ آقای مشاور با گرونی مسکن چیکار کنیم ؟ 

_ ای وای بدبخت شدم. 

+ دور از جون چرا آقای دکتر مهندس ؟ 

_ یادم افتاد که همین امروز باید آپارتمانمون رو تخلیه کنیم ، شما مشکلتونو بفرمایید. 

+ چشم ، زنم از جنوب شهر خوشش نمی یاد. با این گرانی مسکن منو مجبور می کنه بریم بالا شهر. 

_ بودجه تون چقدره ؟ 

+ حدود 10 میلیون تومن!!! 

_ اوهوم ... خانمتون سابقه ی بیماری روحی داره ؟ 

+ نه آقای مشاور. ولی می گه یا می رم خونه بابام یا باید خونه بالاشهر باشه.

_ نگران نباشید با این پول کارهایی هم می شه کرد. می تونید 5 سانتی متر در 5 سانتی متر خونه تو برج میلاد بخرید فقط یادتون باشه که تنها حق دارید شصت پاتونو اونجا بذارید. اگه سخته می تونید  30 سانت در 30 سانت خونه تو ونک یا 40*40 سانتی متر خونه تو قلهک بخرید. حالا انتخاب با شماست.... الو ؟؟؟ الو ؟ آقا کجا رفتید ؟ 

 

= = = = = = = = = = = = = = =  

 

+ آقای مشاور پسرم هر روز با یه دختره چیکار کنم ؟ 

_ تهدیدش کنید یکی از همین ها رو واست می گیرم ! مطمئن باشید کارسازه. 

+ خدا سایه تونو از سرمون کم نکنه آقای مشاور 

 _ خواهش می کنم ، نفر بعد 

 

= = = = = = = = = = = = = = =  

 

+ دخترم هر روز با یه پسره. 

_ این خیلی طبیعیه ! اگه با پسرا نبود جای تعجب داشت. 

+ یعنی هیچ کاری نکنم ؟ 

_ نه ، فقط مراقب خط قرمزها باشید. 

+ آخه من دختر نجیب می خوام ، نه کسی که آبرومو ببره. 

_ امروزه دختر نجیب فقط به دختری می گن که وارد خط قرمز نشده باشه... همین. 

 

= = = = = = = = = = = = = = =  

 

+ دکتر عجله کنید ، تو رو خدا. 

_ چی شده ؟ 

+ زنتون فخری خانم با صاحبخونه درگیر شده و تا این لحظه دو دست و یک پاشو شکسته ، خواهش می کنم جلوشو بگیرید. 

_ عزیزان با عرض پوزش مجبورم سریع برم وگرنه بیچاره می شم. تا الو مشاوره های بعد خداحافظ. 

 

 

دوستان اگه موضوعات یا سوژه هایی داشتید حتماً بگید. ممنون.

نظرات 10 + ارسال نظر
........... دوشنبه 5 اسفند 1387 ساعت 14:49

متشکرم !

امیر رباط دوشنبه 5 اسفند 1387 ساعت 16:02 http://itnasir.blogfa.com

من یه عاشقم که نمیدونم چی کار کنم
قرار بود یه بنده خدایی به اسم (ف.خ) برام زن بگیره ولی نگرفته
من میخوام خوشبخت ترین بدبخت عالم بشم

این دردو دل یکی از رفیقام بود به اسم (دکتر ف) اگه میتونی راهنماییش کن

من که با این همه سابقه از درمان این یکی عاجزم

اومدم ژیش شما با شما در مورد این بیمار مشورت کنم دکتر

چشششششششم. ایشون در اولویت قرار دارن. یه بار قرار بود خانمی رو واسشون بگیریم که سه تا شوهرشو فرستاده آخرت ولی با ژادرمیانی من فعلاْ دست نگه داشتن.

امیر رباط دوشنبه 5 اسفند 1387 ساعت 16:03 http://itnasir.blogfa.com

آقا مشکلش حل شد نمیخواد کاری کنی

از امین آباد اومدن آدرسشو میخوان ازم

الهی شکر !

شقایق -com دوشنبه 5 اسفند 1387 ساعت 16:29

جالب بود.ممنون

خواهش می کنم. متشکرم از نظرتون.

سپهر سارجانی دوشنبه 5 اسفند 1387 ساعت 17:05 http://3pehr-kntu.dom.ir/

بنده به شخصه مشکل نبود کار را حس میکنم و اینجانب کار ندارم لطفا توجه مبذول فرمایید؟!

ایشالا در اولی برنامه بعد مشکلتون پاسخ داده می شه.
مرسی.

!
پر محتوا بود!

مرسی حمید جان. لطف داری.

صابره دوشنبه 5 اسفند 1387 ساعت 17:14

با این سنتون چه خوب جامعه جوان رو میشناسین

متشکرم لطف دارید. به هر حال بودن با فخری خانم دنیا که هیچی آدم رو قیامت شناس هم می کنه !

حوریه جعفری-کامپیوتر دوشنبه 5 اسفند 1387 ساعت 21:29

خیلی جالی بود!!

ممنون!!

منتظر ادامش هستیم!!

متشکرم. حتماْ ادامه می دم. لطف کردید.

سپیده -ریاضی سه‌شنبه 6 اسفند 1387 ساعت 00:09


فخری الو مشاوره نمیذاره!؟

البته که می ذاره. منتظر باشید !!!

مینا رنجبر سه‌شنبه 6 اسفند 1387 ساعت 20:28

الووووو الووووووووووو
صدای منو دارید ؟ ببع ببخشید یه یه لحظه !
چهره دفرمه شما حس طنز فضا رو
بیشتر می کنه ها ٬ مثه که ارتباط برقرار ـــ الوووووووو ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اوااا سلام امیر آقا ! خوب هستید ؟ حال شما ؟
صداتون رو دارم بله ـــ
شما باید آقای پورنصرت باشید نه ؟

حسین رو باید بشناسید ٬
اون تعریف شما رو خیلی پیش خانواده ی ما کرده + این که من دخترعموشون هستم.

چندروز پیش حسین بعد از مدتی آمده بود
خونمون ــ آدرس این وبلاگو داد و بهم گفت :
وبلاگ دانشگاهشه و اینا ٬ خیلی هم تعریف و تمجیدش رو می کرد که آشغال ایکبیری انگار نوبرش را آورده ...

در خانواده ای زندگی می کنم که همه افراد خودشان را به چیزی منسوب می کنند تا بتوانند به آن افتخار کنند.بر خلاف من که کوچکترین اعتماد به نفسی در کالبدم نیست٬آن ها انقدر اعتماد به من نه ببخشید نفس دارند که انگار گردانندگان جهان هستند.پدربزرگ با اینکه می داند چنگ چیز دلچسبی نیست اما افتخار می کند که پدرش در جنگ جهانی دوم یکی از خلبانان ارتش آلمان بوده
و از شخص هیتلر دستور می گرفته و مادر تهرانیش که برای گردش ــ البته ــ قبل از جنگ به آلمان رفته بوده ٬ در یکی از لوکس ترین رستورانای برلین پدرشون رو دیدند و بعد هم این دیدار به ازدواج خوب و خوشی ختم شده است که حاصلش ـــ که حاصلش تنها یک پسر با اقتدار بوده(همین پدربزرگ!)که در عرصه صنعت کشور کارخانه داری است به تمام معنا!و بر خود می بالد که با زنی دلفریب و اصل و نسب دار ازدواج کرده و پسری به عرصه ی وجود آورده که مانند پدر خدابیامرزش خلبانی دلیر شده که در جنگ ها اگر او نبود هیچ نبود و هیچ کس تنها نبود !
مادر هم علاوه بر افتخار به این که خانواده اش نظیر ندارد و پدرش فلان و بهمان بوده٬بیشتر می بالد که از وجود پر خیر و برکت اوست که شوهرش به موفقیت نائل شده و دو پسرش از افتخارات زمین به مشار می رن و البته...از آن جایی که هر کدام از فرزند دختر و پسر که در خانواده ای نباشد کمبودش احساس می شود٬بنابراین بی دختر هم نمانده است !

اما درباره ی برادر بزرگم فقط همین را بگویم که مدرک پزشکیش را به تازگی گرفته و می خواهد فوق دکترای تخصصی اش را هم بگیرد و بنابران به چشم ابن سینمای دوم ایران به او نگاه می کنند٬چرا که مرحوم سپهری آنجا که گفته : « فواره ی هوش بشری حتما در عالم رویا چندین سال بعد را ــ که برادرم در علم پزشکی در جهان معروف بود ــ دیده بود و با الهام از آن می خواسته بفهماند که در ایران هوش بشری در بعضی افراد آن قدر زیاد است که چون فواره ای که آب به اطراف می پاشد٬نور دانش را به اقصی نقاط جهان می پراکند.
در مورد برادر دومم که دیگر خانواده بی برو و برگشت انیشتین را خلق شده برای این می دانند که با دو واسطه بتواند تمام تجربیاتش را به برادرم منتقل کند.چرا که می گویند چون استاد برادرم شاگرد پروفسور حسابی بوده و پروفسور حسابی هم که دیگر همه می دانند رفیق گرمابه و گلستان انیشتین بوده است.حالا کل خانواده به انتظار نشسته اند که برادر دومم در تز دکترای فیزیکش همه ی جهان را با نظریه اش متعجب و حیران کند.
اما در این میان فقط من هستم که نمی توانم خود را به چیزی یا کسی منسوب کنم و باعث مباهات خانواده شوم.بخصوص این که بر خلاف اعضای باریک اندام و بلند قد خونواده ــ که میگن قد بلند هوش زیاد میاره ــ چاق و کوتاه هستم. و دیگه هیچ انتظاری از من نمیشه داشت.تازه هر وقت که صورت زیبامو به عنوان یکی از موارد مباهات برمی شمرم٬دو برادرم اذعان می کنن که صورت نیکو نماند ٬ سیرت زیبا بیار و ازونجا که بنده از نظر آنها سیرت و عقل درست و حسابی ندارم میان آنان همانند جوجه اردک زشت هستم.
هر بار که سعی می کنم تا شاید بتونم باعث افتخار بشم کسی از اعضای خونواده بی درنگ توی ذوقم می زنه و تموم اشتیاقم فروکش می کنه.وقتی می گم می خام فوقه لیسانس بگیرم همه میگن تو فوقش لیسانست رو بگیری !
وقتی میگم من هم مثه شما نبوغ دارم
می گن : تو نه٬بوق هم نداری !...:
خلاصه این که من هیچ شانسی ندارم.
خب من دانشجوی ادبیاتم و شعر نو میگم
اما به جای این که تشویق شوم ازم انتظار داشته باشن که شاد جای پای نیمای خدابیامرز را من «مینا» پر کنم همواره تمسخر می شوم که تو
فعلا املاء را یاد بگیر تا نوبت انشایت برسد.

اوااا خودافظ بابام ا ا اومد !!!!!!!
بعدن بیا بقیشو بت میگم.خدافظ خودافظ

هر جا هستی موفق باشی

سلام خانم رنجبر . به به چقدر هم تایپتون خوبه. جاتون خالی 2 ساعت اضافه تو مرکز مشاوره موندم تا نظرتون رو بخونم خوبیش این بود دو ساعت اضافه کار هم واسم رد شد !!!
مرسی که به چهره ی دفرمه ی من این همه لطف دارید !!! بله قبلاً که عکسمو می ذاشتم همه ی لطف طنز به چهره ام بود که بیننده رو می خنداند!
بله آقای رنجبر رو می شناسم و خدمتشون ارادت دارم. بچه ی گل و خونگرم اهواز. جدیداً کم پیدا شده. دیدیدش بهش سلام برسونید بگید کم پیدا و بی وفا شده. یه سر به من بزنه. دلم واسش تنگ شده.
باریکلا به این خانواده ی نابغه. نبوغ که همیشه به ریاضیات و منطق نیست. نبوغ در هر زمینه ای وجود داره و دوام یه جامعه به تنوع مشاغل و رفع همه ی نیازهای جامعست. همان طور که مردم نیاز به دانشمندان و به طور کلی نیمکره چپ دارند نیاز به آرامش و اراضای نیازهای احساسی و نیکمره راستشون دارند.
البته خب در کنار اینها بتونید دقیقاً علایق و استعدادهاتونو بشناسید عالیه.
ماشاالله از این همه نبوغ خانواده. قدرشونو بدونید.
خیلی خیلی خنده دار بود تیکه های خانواده !!! کلی خندیدم.
"تو فوقش لیسانست رو بگیری" ماشالله ادبیات و طنزشون هم خیلی خوبه.
بسیار ممنون از اینکه نظر دادید. همیشه سعی می کنم به لآقل به اندازه نصف تعداد کلمات یک نظر جواب بدم و از محبتشون تشکر کنم.
مرسی که نظر دادید. سلام منو به آقا حسین ، به کارون زیبا ، پل قشنگش ، خرمشهر و آبادان برسونید.
موفق و موید باشید. بازهم سر بزنید.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد