حزب فقط حزب علی (علیه السلام)
«آگاه باشید به خدا سوگند، فلان [ابابکر]، جامه خلافت را بر تن کرد، در حالی که میدانست جایگاه من نسبت به حکومت اسلامی، چون محور آسیاب است به آسیاب که دور آن حرکت میکند ... پس من ردای خلافت رها کرده و دامن جمع نموده از آن کناره گیری کردم و در این اندیشه بودم که آیا با دست تنها برای گرفتن حق خود به پاخیزم یا در این محیط خفقانزا و تاریکی که به وجود آوردند، صبر پیشه سازم که پیران را فرسوده، جوانان را پیر، و مردان با ایمان را تا قیامت و ملاقات پروردگار اندوهگین نگه میدارد پس از ارزیابی درست، صبر و بردباری را خردمندانهتر دیدم. پس صبر کردم در حالی که گویا خار در چشم و استخوان در گلوی من مانده بود.و با دیدگان خود مینگریستم که میراث مرا به غارت میبرند ...» نهج البلاغه - خطبه شقشقیه (3)
*
حضرت علی (علیه السلام) 25 سال صبر پیشه کردند زیرا یار و یاوری نداشتند که قیام کنند، ولی همچنان ولایت ایشان بر همه مسلمانان مستدام و اوامر ایشان لازم الاطاعه بود، چرا که «من کنت مولاه فهذا علی مولاه»؛ «انما ولیکم الله و رسوله والذین امنوا الذین یقیمون الصلوه و یوتون الزکوه و هم راکعون»؛ «اطیعوا الله و اطیعو الرسول و اولی الامر منکم». در هیچکدام از این آیات و روایات، ولایت و لازم الاطاعه بودن مقید به مقبولیت مردم نشده است که این یک امر بدیهی عقلی نیز میباشد.
*
و اما بعد از خلافت:
«روز بیعت، فراوانی مردم چون یالهای پر پشت گفتار بود، از هر طرف مرا احاطه کردند، تا آن که نزدیک بود حسن و حسین علیه السّلام لگد مال گردند، و ردای من از دو طرف پاره شد.مردم چون گلّههای انبوه گوسفند مرا در میان گرفتند. امّا آنگاه که به پاخاستم و حکومت را به دست گرفتم، جمعی پیمان شکستند و گروهی از اطاعت من سرباز زده و از دین خارج شدند، و برخی از اطاعات حق سر بر تافتند، گویا نشنیده بودند سخن خدای سبحان را که میفرماید:«سرای آخرت را برای کسانی برگزیدیم که خواهان سرکشی و فساد در زمین نباشند و آینده از آن پرهیزکاران است» آری به خدا آن را خوب شنیده و حفظ کرده بودند، امّا دنیا در دیده آنها زیبا نمود، و زیور آن چشمهایشان را خیره کرد.» نهج البلاغه - خطبه شقشقیه (3)
«ای مشابه مردان که از مردانگی دورید، و ای کودک فکران و حجله اندیشان، دوست میداشتم اصلًا شما را نمیدیدم و نمیشناختم این چه آشنایی است که به خدا سوگند موجب پشیمانی، و سرانجامِ آن اندوه است. خدا مرگتان دهد که دلم را خون کردید، و سینهام را از خشم آکندید، و جرعههای غم را یکی پس از دیگری به کامم ریختید، و با نافرمانی و کار شکنیتان اندیشهام را تباه کردید ...» نهج البلاغه - خطبه جهاد(27)
*
بعد از خلافت ایشان، گروه زیادی بیعت خود را پس گرفتند و نافرمانی کردند ولی امام علی (علیه السلام) در مقابل طغیان کنندگان در برابر حق ایستادند و به بهانه نداشتن مقبولیت، حکومت اسلامی را واگذار نکردند تا اینکه جانشان را در این راه از دست دادند و مسلما ولایت و رهبری ایشان با پیمان شکنی مردم از بین نرفت. با اینکه بسیاری از مردم از فرمان ایشان سرباز میزدند، در کجای دوران حکومت علی (علیه السلام) (قریب به ۵ سال)، سراغ دارید که ایشان ادامه حکومت خودشون رو به آرای عمومی گذاشته باشند؟! امیر مومنان با درخواست مردم خلافت را پذیرفتند ولی بعد از آن حکومت را با قوت نگه داشتند تا شاید به امت اسلامی بیاموزند که حکومت اسلامی و هزینه برقراری آن چیزی نیست که با سلیقه (بخوانید هوا و هوس) مردم دست به دست شود.
*
و اما 1400 سال بعد از حکومت علی (علیه السلام) یعنی [احتمالا] تنها حکومت اسلامی بعد از پیامبر ، باز توفیق الهی بر ایران اسلامی سایه افکند و حکومت اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) شکل گرفت. امام خمینی نظریه ولایت فقیه که از مسلمات فقه شیعه است را به اجرا گذاشت و اعلام کرد حفظ جمهوری اسلامی از اوجب واجبات است. کتاب ولایت فقیه که حاصل سخنرانیهای ایشان در دهه ۴۰ در نجف است، کاملا بیان کننده استدلالهای نقلی و عقلی در مورد ولایت فقیه و چگونگی مشروعیت آن میباشد. بعد از فوت امام خمینی نیز مجلس خبرگان رهبری با اکثریت قاطع، آیت الله خامنهای را برای رهبری انقلاب اسلامی معرفی کردند. ایشان در این مورد فرمودند: « من همین الان خودم را یک طلبهى معمولى و بدون برجستگى و امتیازى خاص مىدانم؛ نه فقط براى این شغل باعظمت و مسؤولیت بزرگ، بلکه - همانطور که صادقانه گفتم - براى مسؤولیتهاى به مراتب کوچکتر از آن، مثل ریاست جمهورى و کارهاى دیگرى که در طول این ده سال داشتم. اما حالا که این بار را روى دوش من گذاشتند، با قوّت خواهم گرفت؛ آنچنان که خداى متعال به پیامبرانش توصیه فرمود: «خذها بقوّة».»
رهبر فقط سید علی
علی جان کوفیان غیرت ندارند
که فرمان تو را گردن گذارند
*****
علی جان کوفیان خفت پذیرند
که دامان بلندت را نگیرند
*****
علی جان، کوفیان با کیاست (!)
جدا کردند دین را از سیاست
*****
به نام دین سرِ دین را شکستند
دو بال مرغ آئین را شکستند
شعر از مرحوم آقاسی
*
*****
ما اهل کوفه نیستیم ... علی تنها بماند !
اگر کسی خواب باشد با تکانی بیدار می شود.
امان از زمانی که طرف خود را به خواب زده است.
امان ...!
نمی گویم در این عالم ولی نیست
ولی بالاتر از سید علی نیست
اگه مصرع دومش رو هم نمیگفتی بهتر بود! :D
سلام دوست عزیز
راستش من هنوز هم اعتقاد دارم که رهبر مشروعیتش را از مردم می گیزد و برای رهبر مقبولیت توسط مردم الزامی است
سخنان شهید مطهری در این رابطه:
http://www.mediafire.com/file/2mahlhwjnzh/motahhari-velayat.3gp
سلام محمد!
شما میتونید هر اعتقادی داشته باشید. لا اکراه فی الدین! ولی بحث الان، ویژگی حکومت حضرت علی (علیه السلام) بود. بحث مشروعیت و مقبولیت رو انشاءالله بعدا بهش دقیقتر میپردازیم.
من یه راهگذر ولی
اگه موضوع بر عکس بود آیا میذاشنین آقای توکلی هم مثل شما پست بزنه؟
همین الانشم شاید اگه ما نمیذاشتیم، ایشون نمیتونستند پست بزنند! ;) :))
مغالطه ی مقایسه با حضرت علی (ع) رو تمومش کنید تو نظرات
.......................................
پای شبکه های سیاسی ماهواره بنشینید
هزینه های میلیاردی دشمنان برای تخریب مقام ولایت فقیه رو ببینید
و با در نظر گرفتن اینکه دشمن صلاح ما رو نمیخاد
منصفانه قضاوت کنید
متاسفانه از مغالطه سلطان پنبه استفاده میکنند. :)
ما که ماهواره نداریم چکار کنیم جناب؟!
خیلی خنده دار بود !جناب! عالیجنابا!
فکر نمی کنی خدا هم داره به این حرفها و قیاس می خنده!!؟!!؟!
حرف حق جواب نداره!
نظراتی که حاوی توهین و غیبت باشند، پاک خواهند شد! یه کم جنبه داشته باشند بعضیا! اگه با نظری مخالفید، مودبانه تر هم میتونید مخالفت کنید.
پس آزادی بیان چی میشه؟! شما میخواید مردمو خفه کنید؟!!!
اقای تقدسی بسیار خوشحال شدم وقتی دیدم دوباره متنی نوشتید. راستی اگه از مهدی برق صنعتی شریف هم خبری داری بگو بیاد.
شما لطف دارید.
نه راستش. خبری ندارم. خیلی وقته ظاهرا دیگه نظر نمیده!
ممکنه برای بعضیا که سطحی به موضوع نگاه میکنند شبهه شده باشه که ما حضرت علی (علیه السلام) رو با ولایت فقیه مقایسه میکنیم! اصلا مقام این دو با هم قابل مقایسه نیست. بحث سر این موضوعه که حکومت عدل علی (علیه السلام) برای ما باید الگو باشه.
من کامنت بالایی رئ تکذیب می کنم. این اراجیف چیه آقا! عجبا!
حرف حق جواب نداره! :)
اشتباه تایپی عاملی برای تمسخر دیگران؟ موفق باشی عزیز
ببخشید. سوء تفاهمی شده بود. عوضش کردم. ممنون از تذکرتون. :)
من ناشناس نیستم. از هرکی خواستی تو دانشگاه بپرس
راجع به اولین کامنت بالایی که با اسم یوسف داد کامنت دادم. بیت شعری که گذاشت اراجیفی بیش نبود. واژه مودبانه تری براش داری پیشنهاد بده.
تمسخر دیگران با شوخی کردن فرق می کنه.
گفتم که، شما به هویتان برسید ;)
موفق باشی عزیز :)
کامنت بالایی نظری که شما دادید، نظر من بود. و من فکر کردم کامنت مربوط به من مد نظرته. باید دقیقا میگفتی که کامنت دوم مد نظرته، تا من اشتباه متوجه نشم. با توجه به اینکه چند نفر با IPهای مختلف به اسم یوسف نظر دادند، پس شما یا باید اسم کاملتو بنویسی یا ناشناس محسوب میشی! بالاخره یوسف دومی خودتی یا این 3 تا یوسف پایینی؟!;)
خیلی هم سعی نکن از دیگران مچگیری کنی آقا یوسف! اول عیب خودمونو ببینیم، بعد عیب دیگران. باز هم ممنون از اینکه به فکر هویت من هستید. :)
باز هم منتظر نظرات کوبندت هستم عزیز! :)
با دیدگان خود مینگریستم که میراث مرا به غارت میبرند....
میراث دار حکومت الهی بعد از علی(ع) و ده امام دیگر بقیه الله(عج) است!
در این مورد امام با خلیفه و ولی فقیه قابل مقایسه نیست!
--------------------------------------------------------
علی(ع) در دوران سکوت هم امام بود فقط خلیفه نبود و حکمرانی نمیکرد!
--------------------------------------------------------
امام علی(ع) در زمانه ای زندگی میکرد که چیزی به اسم رای گیری نبود، آن روز بیعت کردن رسم بود، بنابراین امام علی(ع) به بیعت اکتفا کردند، حال آنکه امروز دیگر نمی توان به بیعت کردن اکتفا نمود چرا که رسم روزگار ما رای گیری دقیق است!
وقتی رسم بعیت را نمی پذیریم، ویژگیهایش را هم نباید بپذیریم، ویژگیهایی چون حکومت تا دم مرگ....
اگر باید بپذیریم که می توان گفت قانون اساسی در مورد نیاز به رای گیری مجدد برای مقام ریاست جمهوری اشتباه می کند که البته به نظرم اشتباه نکرده و مسائل را خوب با زمانه تطبیق داده است!
متن زیبا و بجایی بود!
امامت به غارت برده نمیشود. پس منظور خلافت بوده. در خطبه هم صریحا به خلافت اشاره شده.
میراث دار حکومت الهی در زمان غیبت فقیه جامع الشرایط است. روایت حوادث الواقعه رو تو اینترنت سرچ کن.
----------------------------------
خلیفه نبودند چون یار نداشتند. ولی اوامرشان لازم الاطاعه بود، حتی بدون مقبولیت مردمی!
----------------------------------
پاراگراف سومت غیر منطقی است. اگر مقبولیت مردم مهم است پس نمیتوان به بهانه رسم و رسومات، از آن چشم پوشید. همانطور که پیامبر با دین اسلام با بسیاری از رسوم غلط اعراب مخالفت کرد! پس با این رسم غلط(!) هم باید مخالفت میشد!! در ضمن آنقدر پیمان شکنی مردم در آن زمان آشکار بود که فکر نمیکنم چندان نیازی به رای گیری دقیق بوده باشد. خطبه جهاد(خطبه شماره ۲۷) رو از نهج البلاغه حتما بطور کامل بخون. (البته اگه نخوندی!)
هنوز هم رسم بیعت پابرجاست. به دیدارهای مردم در اوایل رهبری آقای خامنه ای رجوع کنید که بطور گسترده برای بیعت به دیدار ایشون میرفتند. میتونید به سایت www.khamenei.ir و بیانات ایشون در تابستان سال 68 مراجعه کنید.
رای گیری مجدد برای ریاست جمهوری با حکم و تایید رهبری انجام میشه و زیر مجموعه بحثی است که ما داریم انجام میدیم و در واقع یک رویکرد مدیریتی توسط رهبری است که میتواند تغییر هم بکند. کما اینکه رهبری میتواند با حکم حکومتی، کسی را به عنوان ریاست جمهوری منصوب کند. به حکم نصب بنی صدر در اوایل انقلاب توسط امام رجوع کنید(1) که صریحا مشروعیت آن را از جانب ولی فقیه میدانند. البته فکر نمیکنم هیچگاه اینکار انجام شود چون از لحاظ مدیریتی و سیاسی حداقل در حال حاضر با درایت رهبری جور در نمیاد. قانون اساسی مشروعیت خودشو از ولایت فقیه میگیره. البته بعید میدونم که این رو بپذیری، ولی انشاءالله به زودی روش بحث میکنیم. نسبت به بقیه نظرات منطقی تر برخورد کردی. به خاطر همین مجبور شدم وقت بیشتری برای پاسخگویی بذارم. ممنون از نظرت.
(1) متن حکم ریاست جمهوری بنی صدر توسط امام:
«بر اساس آن که ملت شریف ایران با اکثریت قاطع جناب آقای دکتر سید ابوالحسن بنی صدر را به ریاست جمهوری کشور جمهوری اسلامی ایران برگزیده اند و بر حسب آن که مشروعیت آن باید به نصب فقیه جامع الشرایط باشد ، اینجانب به موجب این حکم رأی ملت را تنفیذ و ایشان را به این سمت منصوب نمودم ، لکن تنفیذ و نصب اینجانب و رأی ملت مسلمان ایران محدود است به عدم تخلف ایشان از احکام مقدسه اسلام و تبعیت از قانون اساسی ایران ..... »
والله تا امروز ندیده بودم کسی به اسم یوسف کامنت بزاره. هرکی دوست داره با اسم یوسف کامنت بده چه اسمش هست چه برای... اهمیتی نداره. کامنت من مشخصه مال ِ منه. دوستان می دونند. زیادم کامنت نمی زارم در موارد خاص.
ضمناً آقای تقدسی من دنبال مچ گیری نیستم، اینجا بلاگ گروهی دانشگاس، این بچه بازیا دورانش گذشته. همیشم دنبال عیب های خودم هستم ( می تونی از کسایی که می شناسن منو بپرسی) چیز هایی رو هم که لازم بدونم جایی بگم می گم. ممکن تفکر من اشتباه باشه هیچ کی بدون اشتباه نیس و انسان جایز الخطاست. از این به بعد هم دقیق تر آدرس می دم ;) نظر منم کوبنده نبود. ولی حرمت ها نباید از بین بره. همین. موفق باشی عزیز
برادر من! وقتی دو یا چند نفر با یه اسم کوچیک تو یه پست نظر میدن دیگه کامنت اختصاصی نمیشه که! آیا حاضری مسئولیت تمامی نظرات به اسم «یوسف» رو بپذیری که میگی کامنت به اسم یوسف مشخصه مال شماست؟!
در ضمن شما تو نظرتون، کامنت بالایی رو اراجیف خوندید. خب یه نگاه بندازید ببینید کامنت بالایی برای من بوده (مهدی تقدسی)! شما باید میگفتید کامنت دومی، تا من به اشتباه اون نظر شما رو مربوط به کامنت خودم ندونم و اونطور به شما پاسخ ندهم. من وقتی اون جمله شما رو دیدم فکر نمیکردم کسی که شناخته شده باشه اونطور در مورد کامنت من نظر بده. با توجه به اینکه یک کامنت دیگر هم با یک آیپی دیگر به این اسم بود بنابراین فکر کردم ناشناسه! زیرا به قول خودتون شما زیاد نظر نمیدید تا برای منی که شما رو نمیشناسم اسم کامنتتون آشنا باشه. فقط یه سوء تفاهم بوده که به خاطر درست بیان نکردن مخاطب خودتون در نظرتون برای من پیش اومده و ادامه پیدا کرده. با این حال وقتی شما گفتید مسخره نکنید من پاسخمو عوض کردم با اینکه حتی تا اون موقع هم فکر میکردم که مخاطب کامنت شما، نظر من بوده و فکر میکردم شما ناشناسید. ولی برای احترام به شما عوض کردم. و البته در نظر سومتون گفتید که کامنت دومی منظورتون بوده و من تازه متوجه شدم منظورتون کامنت من نبوده. بنابراین الان پاسخ کامنت دومتون رو هم عوض کردم.
به نظراتتون یک نگاه بندازید و طرز بیانشو ببینید تا شاید متوجه بشید یه جوری نظر دادید که آدم خیال میکنه میخواید مچگیری کنید، با اینکه من پاسخمو عوض کرده بودم. (« به هویتتان برسید » یعنی چی؟!) مگه ما با هم دشمنیم که اینطور صحبت میکنید؟!
من هم موافقم! حرمتها نباید از بین بره! خوبه که دقیقتر آدرس بدید تا از این سوء تفاهمها پیش نیاد. اگه جسارتی به شما کردم من عذرخواهی میکنم. امیدوارم که با توضیحاتم راضی و قانع شده باشید که قصد تمسخر شما رو نداشتم و فقط یه سوء تفاهم بوده.
غفر الله لنا و لکم
موفق باشید.
چشم. از این به بعد دقیق تر آدرس میدم. بابت گفتن کامن بالایی شرمنده
حرمت ها منظورم به خودم نبود. راجع به این که هر کسی یا هر کاری رو در حد ائمه اطهار یا پیامبر بیان کنیم. ابیات بیان شده در این پست (کامنتش) و پست آقای انصاری بی حرمتی به بزرگان دین هست.
موفق باشی
خواهش میکنم عزیز!
ما مقایسه ای انجام ندادیم. شاید چون با دو دید مختلف به این پستها و جملات نگاه میکنیم اینجور متفاوت برداشت میکنیم. انشاءالله راجع به این موضوع به زودی بحث خواهیم کرد.
موید باشید.
می خواستم باهات بحث کنم دیدم ارزش بحث کردن نداری
منم می خواستم جوابتو بدم دیدم ارزش ... ;)
ممنون!
---------------------------------------
من نمی دانم چه اصراری می کنید که رهبر فعلی مقبولیت عام ندارد.
البته اگر فقط به خانواده ی خود نگاه می کنید و اطرافیانتان ، جز این برداشت انتظاری نمیرود.
به قول آقا مهدی به بیعت گروه های مختلف در ابتدای رهبری ایشان نگاه کنید.
ولی چرا اینقدر دور برویم.
به همین دیدار های اخیر رهبر نگاه کنید .
وقتی به شهرستان های مختلف سفر میکند.
(البته این دیدار ها رو شبکه های ماهواره ای که اشاره کردید نشون نمیده ، پس بهتره کمی هم به کانال های کشور خودمون رجوع کنید)
اگر کمی واقع بین باشید به قضایا پی خواهید برد.
-----------------------------------------------
علی جان کوفیان غیرت ندارند
که فرمان تو را گردن گذارند