کتاب اول دبستان چاپ سال 1387
الفبا از پ ، و ، ل شروع میشه ،بابا دیگه آب نمیده چون اداره آب و فاضلاب آب رو قطع کرده ،دهقان فداکار پیر شده و دنبال چندر غاز مستمری از این اداره میره تو اون اداره، مرغا هورمون خوردن وخروس شدن، چوپان دروغگو عزیز شده و کلی طرفدار داره، شنگول و منگول بزرگ شدن و گرگ شدن، دارا و سارا رفتن فرانسه کبابی باز کردن، کوکب خانم رفته یه ماکروفر سامسونگ خریده و دیگه حوصله مهمونداری رو نداره و جواب تلفن رو هم نمیده، کبری موهاشو مش کرده و تصمیم گرفته دماغشو عمل کنه، روباه و کلاغ دستشون تو یه کاسست،
حسنک گوسفنداشو فروخته و پیکان خریده مسافرکشی میکنه، آرش کمانگیر معتاد شده و دیگه سنگ هم نمی تونه پرت کنه، رستم و اسفندیار اسباشونو فروختن و موتور خریدن میرن کیف قاپی، خانواده آقای هاشمی دیگه بنزین ندارن برن مسافرت در ضمن دل خوشی هم از راه و سفر ندارن چون آخرین باری که تو راه گوشت کبابی خریدن چوپان دروغگو گوشت خر بهشون فروخته،ای خدا ما چه گناهی کرده بودیم که اینجوری به سرمان اومد ؟؟؟؟
باحال بود.ممنون.
چوپان دروغگو عزیز شده و کلی طرفدار داره!
!
چه توقعی از این نسل می ره با این وضعیت؟



میشه بگی حسنک تو کدوم مسیر مسافر کشی می کنه؟
جالب بود مرسی
بسیار شادمان گشتیم.ممنون دوست جون!
عجب..!!
عکس اول متنتون خیلی قشنگه.
خیلی جالب و نو بود خوشم اومد
خیلی قشنگ بود