وقتی به دنیا اومدم سیاه بودم وقتی بزرگتر شدم باز هم سیاه بودم
وقتی جلوی آفتاب میرم باز هم سیاهم وقتی میترسم هم سیاهم
وقتی سردمه سیاهم وقتی مریضم باز هم سیاهم
وقتی هم که بمیرم باز سیاه خواهم بود و تو ای دوست سفید من :
وقتی به دنیا اومدی صورتی بودی وقتی بزرگتر شدی سفید شدی
وقتی میترسی زرد میشی وقتی مریضی سبز میشی
وقتی هم که بمیری خاکستری میشی و تو به من میگی رنگین پوست ؟!
کاندیدای شعر سال 2005 (اثر یک پسر سیاه پوست)
آی سنگها ! آی آهنها ! آی مترسکهای چوبی! ... کجاست عدالت؟!
گوست 1955 ، دانمارک: یک شرکتکننده در مسابقه موتورسواری ، افتاده است.
1956 ، آلمان غربی: یک سرباز آلمانی بعد از طی دوره اسارت در روسیه به میهنش بازگشته و با دختر 12 سالهاش که از یک سالگی او را ندیده ، ملاقات میکند.
1958 ، پراگ ، چکاسلواکی: مسابقه فوتبال بین پراگ و براتیسلاوا.
ژوئن 1962 ، ونزوئلا: سربازی که مورد اصابت گلوله یک تکتیرانداز قرار گرفته
در آغوش یک افسر نیروی دریایی. عکاس این عکس را در حالت درازکش برای پرهیز از
اصابت گلوله تکتیرانداز به خودش گرفته است.
ژوئن 1963 ، سایگون ، ویتنام جنوبی: یک بودائی در اعتراض به آزار و اذیت
پیروان مذاهب به وسیله دولت ویتنام جنوبی خودسوزی کرده است. این عکس
تأثیرگذار باعث شد ، رئیس جمهور کندی حمایت از دولت وبتنام جنوبی را متوقف کند.
آوریل 1964 ، قبرس: یک زن ترک به عزای شوهرش که در جنگ داخلی بین
ترکها و یونانیها در جزیره قبرس کشته شده ، نشسته است.
سپتامبر 1965 ، ویتنام جنوبی: یک مادر و فرزندانش برای فرار از بمباران آمریکاییها
از عرض رودخانه عبور میکنند.
می 1967 ، ویتنام جنوبی: فرمانده یک تانک M48 آمریکایی ،
عکاس هلندی این عکس را در حالی که روی کف داغ تانک خوابیده بود ،
گرفت. وی تنها عکاس هلندی بود که برنده بهترین عکس خبری سال شد.
اول فوریه 1968 ، سایگون ، ویتنام جنوبی: پلیس ملی ویتنام جنوبی
Nguyen Ngoc Loan ، یک ویت کنگ را اعدام می کند.
عکاس: Eddie Adams.
می 1969 ، لاندوندری ، ایرلند شمالی: یک کاتولیک جوان در زمان درگیری با نیروهای بریتانیایی. عکاس آلمانی این عکس هانس جورج آندرس ، بعد از یک شب درگیری خیابانی در ایرلند و در شرایطی که پلیس گاز اشک آور شلیک کرده بود ، پسر جوانی را دید که ماسک ضد گاز بر سر داشت و روبروی دیواری ایستاده که روی آن نوشته شده:"ما صلح میخواهیم" ، قبل از اینکه گاز اشکآور خود عکاس را درگیر کند ، وی فرصت پیدا کرد ، دو عکس از این پسر بگیرد.
دسامبر 1971 ، آلمان غربی: تیراندازی بین پلیس و دزدان بانک
11 سپتامبر 1973 ، سانتیاگو شیلی: سالوادور آلنده ، رئیس جمهور شیلی
لحظاتی قبل از مرگ در جریان کودتای پینوشه ، عکاس این عکس ناشناس است و
نیویورک تایمز این عکس را از منبعی که بر ناشناس ماندنش اصرار داشت ، به دست آورد.
جولای 1974 ، نیجر: یک قربانی خشکسالی
جولای 1974 ، بوستون آمریکا: یک زن و یک دختر خودشان را از یک ساختمان در حال اشتعال به پایین پرت میکنند.
ژانویه 1976 ، بیروت لبنان: آوارگان فلسطینی. عکاس این عکس Françoise Demulder نخستین زنی است که توانست جایزه "بهترین عکس خبری سال" را تصاحب کند.
وی در شرایطی برنده شد که این جایزه بیستمین سالگرد خود را تجربه میکرد.
آگوست 1977 ، آفریقای جنوبی: پلس در خارج کیپ تاون به سوی
شرکتکنندگان در یک تظاهرات نشسته که برای اعتراض به ویرانی
خانههایشان تجمع کرده بودند ، گاز اشکآور شلیک میکند.
مارس 1978 ، توکیو ، ژاپن: تظاهراتی بر علیه ساخت یک فرودگاه در ژاپن
نوامیر 1979 ، تایلند: اردوگاه آوارگان ، یک زن کامبوجی در حالی که
فرزندش را در آغوش گرفته است ، منتظر توزیع غذا است.
آوریل 1980 ، اوگاندا: یک پسر دچار سوء تغذییه شدید. عکاس این عکس وقتی
که فهمید همان مؤسسهای که از انتشار این عکس به مدت 5 ماه خودداری کرده است ،
عکس را وارد رقابت عکاسی کرده است ، بسیار ناراحت شد. وقتی عکس برنده
جایزه "بهترین عکس خبری سال" شد ، عکاس بسیار برآشفت ، چون مخالف
برنده شدن در رقابتهای عکاسی از راه انتشار عکس افراد گرسنه و در حال مرگ بود.
اکتبر 1983 ، شرق ترکیه: بعد از یک زلزله ، زنی جسد 5 فرزندش را پیدا کرده است.
دسامبر 1984 ، بوپال هند: جسد کودکی که بعد از نشت گاز سمی از
یک کارخانه صنعتی فوت کرده. این عکس ، نماد حرص و آز جهان صنعتی شد.
نوامبر 1985 ، کلمبیا: یک دختر 12 ساله بعد از وقوع آشتشفشان در میان خار و خاشاک به دام افتاده است ، بعد از 60 ساعت وی هوشیاری خود را از دست داد و فوت کرد.
دسامبر 1978 ، کره جنوبی: تقابل مادری با پلیش ضد شورش بعد از دستگیری پسرش. این عکس در جریان تظاهراتی که برای اعتراض به تقلب در انتخابات برگزار شده بود ، گرفته شد.
دسامبر 1988: شوروی: زلزله ارمنستان
4 ژوئن 1989 ، پکن چین: عکس مشهوری که نیاز به توضیح ندارد.
ژانویه 1990 ، کوزوو ، یوگسلاوی: عزاداری برای مردی که در جریان
تظاهرات برای اعتراض به لغو خودمختاری کوزوو کشته شده است
نوامبر 1993 ، سومالی: مادری فرزندش را آماده خاکسپاری میکند.
کودک به خاطر قحطی فوت کرده است.
ژوئن 1994 ، رواندا: چهره مردی از قبیله هوتو که از سوی همِقبیلهایهایش
به خاطر ظن به همکاری با قوم توتسی شکنجه شده است.
می 1995 ، چچن: چهره یک آواره در حال انتقال به اردوگاه آوارگان
در جریان مناقشه بین نیروهای جداییطلب چچن و ارتش روسیه.
1996 ، آنگولا: یک قربانی انفجار مین
سپتامبر 1997 ، الجزیره الجزایر: یک زن در خارج بیمارستانی که مجروحان و کشتهشدگان قتل عام بنتالله به آن منتقل میشوند ، در حال شیون است.
نوامبر 1988 ، کوزوو: بیوه یک سرباز ارتش آزادیبخش کوزوو در مراسم
تشییع جنازه شوهرش
آوریل 1989 ، آلبانی: یک مرد آلبانیایی در حال قدم زدن در خیابانی در Kukës آلبانی
که در آن خشونتهای نژادی شیوع زیادی دارد. عکاس موفق نشد با این مرد حرف بزند.
سال 2001 ، پاکستان: پیکر یک پسربچه آواره افغان آماده خاکسپاری میشود.
23 ژوئن 2002 ، قزوین ، ایران: پسربچهای در مراسم به
خاکسپاری پدرش که در جریان زلزله کشته شده است.
دسامیر 2004 ، تامیلنادو هند: زنی در ماتم نزدیکان کشته شدهاش در سونامی
منبع:پس سی پارسی
دردناک ترینشوش همه عکس های مادر ها و فرزندان بود!
!
!
ممنون عزیزم! واقعا عکس های تاثیر گزار و قابل تاملی هستند!
هیچ صحنه ای دل انگیزتر از دراغوش کشیدن فرزند توسط مادر ندیدم!
خواهش !
khaheshan dg az in posta nazarid
aslan jaleb nabod!
من هم خشن بودن رو دوست ندارم !
اما حقیقت رو بیش تر دوست دارم!
روزی دروغ به حقیقت گفت : میل داری با هم شنا کنیم ؟ حقیقت ساده لوح پذیرفت و گول او را خورد . آن
دو با هم به کنار ساحل رفتند . حقیقت لباسش را در آورد . دروغ حیله گر فوراً لباسهای او را پوشید . از
آن روز به بعد همیشه حقیقت عریان و زشت است و دروغ در لباس حقیقت زیبا و فریبنده...!
دختر جون این جی بود...واقعا اشکمو در آوردی...اینجاست که آدم خدا رو شکر می کنه...از همه سوزناکتر سوء تغذیه ایها بودن




















و حقیقت آئینه ای بود
که از دستان خداوند به زمین افتاد
و شکست ...
پس هر کس تکه ای برداشت و خود را در آن دید
و پنداشت ، حقیقت در دست اوست !
حقیقت اما
در میان مردمان پخش بود ...
اشک ریختن برام کم بود!
اشک یکی از بزرگترین نعمت هایی است که خدا به انسان داده است!
وانمود می کنند که حقیقت را می خواهند، اما اگر حقیقت را با صداقت و روشنی به آنها بگویی تو را می کشند.دنیای شگفتی داریم ما!!!!!
بسیاری از آدم ها ،در آستانه ی گام نهادن به دنیا،روح خویش رامی فروشند.
فقط می خوام بدونم کی این نظر بالا رو داده
از ترم بعد سر امتحانا ما هم احتمالا دچار سو تغذیه و .... می شیم

خدا رو شکر


عذاب وجدان گرفتم
یک نفر به نام حقیقت به صلیب کشیده شد . اما پیش از مرگ برای ما تعریف ژرفی از حقیقت به جای گذاشت :
حقیقت چیزی نیست که به ما اطمینان و یقین می بخشد .
حقیقت چیزی نیست که ما را از دیگران بهتر می کند .
حقیقت چیزی نیست که در زندان عقاید از پیش تعین شده خود حبس کرده ایم .
حقیقت چیزی است که ما را آزاد می کند .
آن مرد گفت : حقیقت را بدان و حقیقت تو را آزاد خواهد کرد .
تا می تو ا نیم نیکی کنیم و آ ز ا د ی ر ا ا ز هر چیز گر ا می تر بدا ر یم و به خا طر ا و ر نگ پا د شا هی هم هر گز به حقیقت خیا نت نکنیم »
أَیْنَ الْمُعَدُّ لِقَطْعِ دابِرِ الظَّلَمَةِ؟ أَیْنَ الْمُنْتَظَرُ لِإِقامَةِ الْأَمْتِ وَالْعِوَجِ؟ أَیْنَ الْمُرْتَجى لِإِزالَةِ الْجَورِ وَالْعُدْوانِ؟
کجاست آنکه براى برکندن ریشه ظالمان و ستمگران عالم مهیا گردیده؟ کجاست آنکه منتظریم اختلاف و کج رفتاریهاى اهل عالم را به راستى وکجاست آنکه براى برکندن ریشه ظالمان و ستمگران عالم مهیا گردیده؟
دعای ندبه
کجاست آنکه براى برکندن ریشه ظالمان و ستمگران عالم مهیا گردیده؟ کجاست آنکه منتظریم اختلاف و کج رفتاریهاى اهل عالم را به راستى و اصلاح کند؟ کجاست آنکه امیدواریم اساس ظلم و عدوان را از عالم براندازد؟
شاید این جمعه بیاید شاید!
تورو خدا اینارو نذار ادم گریش میگیره از زندگی سیر میشه
زندگی زیباست نه به اندازه حقیقت!
وافعاْ عکسها تکان دهنده بودن. آدم از انسان بودنش شرم می کنه. مخصوصاً عکسهایی که فرزندانشون کشته شده بود. یه عکس که دختر بعد از یازده سال پدرش رو بعد از اسارت دید هم خیلی تاثیر گذار بود.
سپیده شیخ الاسلامی : ممنون ، موفق باشید !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
حقیقت را می توان خم کرد اما نمی توان شکست!
خیلی جالب بود والبته دردناک.
ممنون.
آدمک آخر دنیاست بخند،آدمک!
آدمک مرگ همینجاست،بخند!