به نام خدا
نه پیشداوری، نه انفعال بلکه مشارکت انتقادی
خاتمی صداقت، صبوری، انتقادپذیری و لبخند همیشگی خود را با صراحت لهجه و تجربهآموزی بیشتری همراه کرده است و دانشجویان نیز عقلانیت و صبر بیشتری پیشه کردهاند.
رضا احمدی مجاوری
دبیر سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی ایران
13پاییز پیش تب و تابی خاص در دانشگاهها به چشم میخورد. تحرک و خروشی آغاز شده بود که بعدها مقدمه یک حرکت بزرگ شد. دانشجویانی که از فضای بسته و امنیتی دانشگاه و بیحرمتیها به تنگ آمده بودند، با همراهی و سازماندهی انجمنهای اسلامی دانشجویان و دفتر تحکیم وحدت، متحد و یکصدا "تغییر" را فریاد زدند و با گذشت اندک زمانی خواستهها و آرمانهای خود را در سخنان و دغدغههای فکری کاندیدایی متبلور دیدند که پای به عرصه انتخابات گذاشته بود و اینگونه موج حمایت از خاتمی در دانشگاهها به راه افتاد. فشارها بر دانشجویان برای عدم حمایت از خاتمی روز به روز تشدید میشد، اما آنان استوار ماندند و موج تغییرخواهی را از دانشگاهها به اجتماع نیز کشاندند تا کاندیدای خواستار تغییر، جامعه مدنی و دموکراسی را به کرسی ریاست جمهوری بنشانند.
به دنبال آن حماسه مردمی، باز هم دانشجویان پیگیر شعارها و آرمانهای ملت و یاریرسان به خاتمی ماندند. در مقابل کفنپوشان و گروههای فشار پیدا و پنهان سینه سپر و از خاتمی و برنامههای او دفاع کردند و بیشترین هزینهها را در 8 سال اصلاحات دادند. در حادثه 18 تیر 78 کوی دانشگاه، بزرگترین ضربه به پیکره دانشجو و دانشگاه وارد شد. فاجعهای که به محاکمه سارق ریشتراش تقلیل داده شد، در حالی که همگان انتظار بیشتری از خاتمی داشتند. این فاجعه و پیامدهای بعدی آن اعم از کمیتههای انضباطی، تهدید، بازداشت و زندان، برهم زدن مراسمها و محدودیتهای سلیقهای در حالی بر دانشجویان و تشکلهای حامی خاتمی وارد شد که دانشجویان هر بار مدیران خاتمی را کمتر از پیش حامی خود یافتند، تا به تدریج فاصلهای روزافزون میان دانشجویان و خاتمی ایجاد گردید. این روند طی شد و این شکاف روز به روز عمیقتر شد تا اینکه در آخرین 16 آذر ریاست جمهوری خاتمی، دانشجویان او را فرصتسوز و نامقتدر خواندند و در سوی مقابل خاتمی نیز آنان را تندرو خطاب نمود.
در این گذر و با فشارهای روزافزون مخالفین اصطلاحات، بسیاری از فعالین دانشجویی دلسرد و مأیوس شدند، عدهای سکوت پیشه کردند، عدهای راه خارج از کشور پیش گرفتند، عدهای به انتظار امدادهای غیبی یا دخالت خارجی نشستند، گروهی راه تحریم و گروهی هم همچنان حضور فعال و نقادانه را برگزیدند. به میزانی که دانشجو و دانشگاه سکوت و انفعال پیشه کردند، اصلاحات کمجانتر شد تا اینکه در پی دلخوریها و اختلافات اصلاحطلبان و خاتمی از یک طرف و فعالین دانشجویی و انجمنهای اسلامی از سوی دیگر، کاندیدایی که به هیچ یک از خواستهها و برنامههای این دو همراه دیروز، اعتقاد و تعلق خاطری نداشت، کرسی ریاست جمهوری را از خاتمی تحویل گرفت و کرد آنچه که امروز شاهدیم.
حال بیش از سه سال از بازگشت و حاکم شدن دیدگاه بسته و امنیتی بر دانشگاه میگذرد. دانشگاهی که پذیرای دانشجویانی شده است که شاید خاطرات و دلبستگیهای زیادی از 8 سال اصلاحات، دانشگاه زنده و پویا و چگونگی افول آن ندارند. فشارهای روزافزون بر پیکره دانشجویی و سیاستهای رسمی دولت، دانشجویان را به سمت بیتفاوتی و فردگرایی بیش از پیش سوق داده است و جمعی را به این نتیجه رسانده است که پیگیری مطالبات در حوزههای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی ناممکن و نشدنی است. دانشجوی امروز نیز مطالباتی شبیه به دانشجوی دوره اصلاحات دارد، اما با توجه به شرایط و محدودیتها، خواستههای خود را اولویتبندی کرده است.
با این اوصاف در یک بزنگاه دیگر مجدداً دانشجویان و خاتمی به هم رسیدهاند. دانشجویانی که صبر و عقلانیت پیشه نمودهاند و خاتمی که به نظر میرسد با تجربه 8 ساله ریاست جمهوری و شنیدن انواع انتقادات و دیدن موانع راه کارآزمودهتر و صریحالهجهتر شده است. بار دیگر خاتمی که تبلور خواستههای اکثریت محذوف و خاموش دانشجویان در سال 76 بوده است و دانشجویان به عنوان حامیان بیمزد و منت او در ابتدای بهار اصلاحات، در گردانه تصمیمگیری جدید به راههایی کمابیش مشابه رسیدهاند، اما این بار هر دو مرددند. اولی مردد در کاندیداتوری، که آیا میتواند خواستههای ملت را پاسخگو باشد و اتهام فرصتسوزی نخورد؟ آیا توانایی برآوردن خواستههای اقشار مختلف با طیف وسیعی از مطالبات را دارد؟ آیا این بار شهروندان از فردای انتخابات او را تنهایش نمیگذارند؟ آیا سنگاندازیها و کارشکنیها مجددا آغاز نخواهد شد؟ و دومی مردد در حمایت از خاتمی که نکند باز هم فرصتسوز شود یا نتواند و یا نگذارند که جامعهای بر پایه دموکراسی و جامعه مدنی و اخلاقی را پایهگذاری کند، نگذارند تا مجددأ در راستای استقلال دانشگاه، حرمت، احترام و آزادی بیان، حق ادامه تحصیل و برچیده شدن گزینشهای سلیقهای، بالا بردن رتبه علمی به شدت نزول یافته دانشگاهها، انتخابی شدن رؤسای دانشگاهها و وجود نهادهای مستقل دانشجویی در زمینههای صنفی، علمی، فرهنگی و سیاسی گام بردارد و مانع از تکرار حوادث تلخی مانند هتک حرمت به دانشجویان در دانشگاه زنجان شود.
حال و اینک در آستانه روز دانشجو کسی جز سیدمحمد خاتمی نمیتواند با کلام و عمل صادقانه، صبوری و لبخند همشگی خود دلخوریهای دانشجویان را التیام بخشد، از آنان دلجویی کند، در پرسش و پاسخی صمیمانه به دغدغههای راستین و واقعبینانه و انتقادهای آتشین و حتی گاه غیرمنصفانه گوش فرا دهد، راهکارهای خود را ارائه کند، دستاوردهای بسیار دوران ریاست جمهوری خود را یادآور شود، اشتباهات احتمالی گذشته را بپذیرد و دیدگاههای خود را در رابطه با اشتباهات احتمالی دانشجویان، تندرویهای راه و گاه بهانه به دست اقتدارگرایان دادن را در این مسیر بیان دارد.
به نظر میرسد حضور سیدمحمد خاتمی در روز دانشجو و ادامه این گونه جلسات در مقیاسهای کوچک با هدف انتقاد سازنده و رسیدن به دیدگاههای اجرایی مشترک میتواند موجب تلطیف فضای میان خاتمی و دانشجویان، تزریق امید و نشاط و حتی تفاهم بر سر اهداف و نقشه راه گردد. دانشجویان شاید مطالبات زیادی داشته باشند و یا سقف و نوع خواستههایشان از جنس بسیاری از اقشار مردم و یا مشکلات معیشتی نباشد، اما به تجربه نیز آموختهاند که رسیدن به اهداف، وقتگیر و مستلزم صبوری و تدبیر بیشتری است و نبایستی انتظار قهرمان داشت. آنها بیش از برآورده شدن خواستههایشان از خاتمی صداقت در گفتار و عمل بسان 8 سال ریاست جمهوری گذشته، ایستادگی بر برنامهها، گفتگوی بیپرده با مردم و بیان موانع و مشکلات برآورده نشدن مطالبات را میخواهند. مطمئنا در مواجهه با چنین خاتمیای اگر تعدادی از خواستههایشان برآورده نشود، دلخور نمیشوند و کنارهگیری نمیکنند، خاتمی را فرصتسوز نخواهند خواند و با تمام توان خاتمی را در به اجرا رساندن برنامهها و رفع موانع یارو یاور خواهند بود.
آری این سیدمحمد خاتمی است که پتانسیل و توانایی آن را دارد که روز دانشجو 88 را مقدمه چونان 16 آذر با شکوهی که در 12 سال قبل با پیمان یاری و همراهی دوطرفه میان وی و دانشجویان همراه بوده است، تبدیل کند و باز هم دانشجویان و فعالین دانشجویی را در صف حامیان مسئولیتپذیر خود ببیند. این مهم شدنی است چون خاتمی صداقت، صبوری، انتقادپذیری و لبخند همیشگی خود را با صراحت لهجه و تجربهآموزی بیشتری همراه کرده است و دانشجویان نیز عقلانیت و صبر بیشتری پیشه کردهاند، همانگونه که دفتر تحکیم وحدت (طیف علامه) به عنوان بزرگترین تشکل دانشجویی اصلاحطلب و نماینده بخشی از دانشجویان، استراتژی جدید خود را "نه پیشداوری، نه انفعال بلکه مشارکت انتقادی" اعلام کرده است که میتوان آن را به فال نیک گرفت.
نه پیشداوری، نه انفعال بلکه مشارکت انتقادی
شعار قشنگیه!