حرف دل چیزیست
کز عمق وجود
می رسد بر لب
بر لب عاشق در حال سجود
گفتنش آسان نیست
معنی اش
بر همگان یکسان نیست
حرف دل را
هیچگاه پایان نیست
حرف دل آنگاه
می آید بر زبان
که دیگر در دل
برای صبر نیست
هیچ تاب و توان
گویند حرف دل را
اگر
دل شده پر
در هر جا و زمان
گفتنش با همگان
جایز نیست
گویا که گفتی
پس بدان
داده ای شیشه ی عمر
به دست کسی که
لایق نیست
این همه گفتم
تا
بگویم حرف دل را
با شما
حرف دل را که بگویم
کم کمک ( آرام ارام)
سوی رفتن را بپویم
رفتن از اینجا و اینجا
رسیدن به
فردای بی راه
راه که شد تمام
خلاصه گویم این کلام
حرف دلم همین بیش نیست
من اسیر و او حبیب
من مریض و او طبیب
حال که می دانم آن چیست که از
چشم تو تا عمق وجودم جاریست
میروم تا که بدانند
که عاشق هم
فانیست.
۳:۴۵ دقیقه ۲۳ دی
آخرش قشنگ بود .. بالاخره درد دل خوبه یا بد؟
که عاشق هم
فانیست.
********
عاشق شاید! ولی عشق هرگز!!!
حرف دل را یک نفر می فهمه...اون یار و غم گسار آدم هست
آفرین!