گفتم کجا گفتا به خون
گفتم چه وقت گفتا کنون
گفتم سبب گفتا جنون
گفتم مرو خندید و رفت
گفتم که بود گفتا که یار
گفتم چه گفت گفتا قرار
گفتم چه زد گفتا شرار
گفتم بمان نشنید و رفت
آندم بریدم از زندگی دل
کامد به مسلخ شمر سیه دل
او می دوید و من می دویدم
او سوی مقتل من سوی قاتل
او می نشست و من می نشستم
او روی سینه من در مقابل
او می کشید و من می کشیدم
او از کمر تیغ من آه باطل
او می برید و من می بریدم
او از حسین سر من غیر از او دل
خیلی دوست داشتم بدونم شاعر این شعر کیه
فکر کنم آقای کویتی پور
اگه مطمئن شدید به منم بگید

آخه خیلی قشنگ بود!!!
خیلی قشنگ بود وحید جان
خیلی قشنگ بود وحید جان