مگه برای زندگی انگیزه هم لازمه؟ انگیزه مال چیزیه که در اون اختیار داشته باشی زندگی که محدود شده بین 2 تا جبر
جبر و اختیار اینم نظریه.ولی من اعتقاد ندارم درسته که خداوند از قبل میدونه که ما چه کاری قراره انجام بدیم ولی نباید ما هم دست از تلاش برداریم و بگیم زندگی جبره
سوال حالبی بود!!راستشو بخواید همیشه جواب من به این سولات یه چیز بوده اما شک دارم که واقعا هدفم همینه یا دارم شعار میدم؛جواب من:برای دوست داشتن و عشق ورزیدن.عشق ورزیدن به تمامی انسانها و موجوات و در کنارش تجربه کردن شناخت خدا. امیدوارم شعار نداده باشم.
حالا من یه سوال میکنم آیا به این موارد رسیدید یا انجام دادید اگر که انجام داده باشید انگیزه دارید ولی اگه که نه به قول خودتون شعار دادید عمل نکردید
انگیزه ای ندارم برا همین این سوال رو گذاشتم.آرزوهایی دارم ولی چون به هیچ کدوم تا الان نرسیدم در نتیجه انگیزه ام از بین رفته. امید داشتن تنها روزنه نوری است که بر من میتابد
انگیزه ای ندارم برا همین این سوال رو گذاشتم.آرزوهایی دارم ولی چون به هیچ کدوم تا الان نرسیدم در نتیجه انگیزه ام از بین رفته. امید داشتن تنها روزنه نوری است که بر من میتابد
تا چند وقت پیش دوست داشتم برم تو عدم !هیچ انگیزه نداشتم حتی برای اون دنیا هر گونه هدف یا آرزویی که داشتم از انرژی خالی بود و در سکون کامل بودم حتی منی که ماه رمضونا قدیما قرآن در جیبم بود کل ماه رمضون رو نماز نخوندم
تا این که اون به زندگیم اومد
اولین لحظه ای که بعد از مدت ها که در دانشگاه می دیدمش اسمشو فهمیدم ردشو گرفتم انرژیم شروع شد برای همه چیز ،،،دوباره برای آرزوی بزرگی که در سر داشتم رو شروع کردم با هر خستگی به یادش انرژی گرفتم واسم کارهام ارزش پیدا کرد
اگه یه حرف درست وحسابی تو همکلاسی باشه همینه که شما گفتی منم مثل خودت ارزوهایی داشتم که بهش نرسیدم ولی تو همین هفته فهمیدم 50%خودم مقصرم . حالا هم دارم در راه اون روزنه کوچیک امید که باقی مونده با توکل به خدا تلاشم می کنم به شما هم پیشنهاد می کنم همین کارو کنی همه چیز دست خداست
این که عمیق نفس بکشم، این که این طور که دوست دارم و لذت می برم زندگی کنم، این که به اونی که این مدت معبوده خودم می دونستم برسم و در آغوشش بگیرم، این که هر روز صبح که از خواب بیدار می شم دسته پدر مادرم رو از ته دل ببوسم، این که با روی خوش از تمام اتفاقات زندگی استقبال کنم، این که به موقعیتی که دوست دارم برسم، . . . خیلی انگیزه وجود داره برای زندگی.....
صمیمی بودن با همه انسان ها و دوست داشتن همه انسان ها و ..الان که دارم نظرمو میگم احساس می کنم همه رو دوست دارم. ازین که بتونم هر کسی رو شاد کنم خیلی لذت میبرم. البته دویدن و بازی توی زندگی رو خیلی دوست دارم.و سرعت رو نیز.با نظر اکثر دوستان موافقم.همون عشق ورزیدن به همه رو اگر بتونم و دوست داشتن پروردگار همین بهم خیلی آرامش میده ...
این جاده هم خودش قشنگه و هم انتهای قشنگی داره!
انگیزه ی من، همه ی وجود زیبای زندگی است، ذره ذره اش لذت بخش است، حتی بوی گند زباله اش...
این زندگی غم زده غیر از قفسی نیست
نفس هست ولی هم نفسی نیست
کی گفته اصلا من انگیزه ای برای زندگی کردن دارم؟؟
آخه اینا مگه برا آدم انگیزه میذازن....
بندگی خدا
مردن
فکر کردن٬ بوییدن٬ دیدن٬ شنیدن٬ چشیدن٬
و احساس کردن!!
زندگی چیست ؟ عشق ورزیدت
زندگی را به عشق بخشیدن
زنده است آنکه عشق می ورزد
دل و جانش به عشق می ارزد
مگه برای زندگی انگیزه هم لازمه؟
انگیزه مال چیزیه که در اون اختیار داشته باشی زندگی که محدود شده بین 2 تا جبر
جبر و اختیار اینم نظریه.ولی من اعتقاد ندارم درسته که خداوند از قبل میدونه که ما چه کاری قراره انجام بدیم ولی نباید ما هم دست از تلاش برداریم و بگیم زندگی جبره
کلی هدف تو زندگیم دارم که واسه زندگی بهم انگیزه میده
منتها یکیش همین تحصیل تو خواجه جون بودکه نصف انگیزم رو بر باد داه
زندگی کردن
اینکه روز به روز ادم تر شم
سوال حالبی بود!!راستشو بخواید همیشه جواب من به این سولات یه چیز بوده اما شک دارم که واقعا هدفم همینه یا دارم شعار میدم؛جواب من:برای دوست داشتن و عشق ورزیدن.عشق ورزیدن به تمامی انسانها و موجوات و در کنارش تجربه کردن شناخت خدا.
امیدوارم شعار نداده باشم.
حالا من یه سوال میکنم آیا به این موارد رسیدید یا انجام دادید اگر که انجام داده باشید انگیزه دارید ولی اگه که نه به قول خودتون شعار دادید عمل نکردید
اینکه به مقام بزرگی برسم که حال چند نفر بگیرم.
خودم ثابت کنم به بقیه و......
همه آدم ها رو دوست داشته باشم به غیر از چند نفر
انگیزه ی خودتون چیه!؟
انگیزه ای ندارم برا همین این سوال رو گذاشتم.آرزوهایی دارم ولی چون به هیچ کدوم تا الان نرسیدم در نتیجه انگیزه ام از بین رفته. امید داشتن تنها روزنه نوری است که بر من میتابد
کاش در کتاب قطور زندگی سطری باشیم ماندنی نه حاشیه از یاد رفتنی !
انگیزنه معنی شو نمیدونم اون یکیو بپرس بلدم
:))
۱.


۲.
۳.
۲....
در این تکرار مکررات . مگه انگیزه هم هست
انگیزه ای ندارم برا همین این سوال رو گذاشتم.آرزوهایی دارم ولی چون به هیچ کدوم تا الان نرسیدم در نتیجه انگیزه ام از بین رفته. امید داشتن تنها روزنه نوری است که بر من میتابد
تمام جملات زیر عین حقیقته
تا چند وقت پیش دوست داشتم برم تو عدم !هیچ انگیزه نداشتم حتی برای اون دنیا هر گونه هدف یا آرزویی که داشتم از انرژی خالی بود و در سکون کامل بودم حتی منی که ماه رمضونا قدیما قرآن در جیبم بود کل ماه رمضون رو نماز نخوندم
تا این که اون به زندگیم اومد
اولین لحظه ای که بعد از مدت ها که در دانشگاه می دیدمش اسمشو فهمیدم ردشو گرفتم انرژیم شروع شد برای همه چیز ،،،دوباره برای آرزوی بزرگی که در سر داشتم رو شروع کردم با هر خستگی به یادش انرژی گرفتم واسم کارهام ارزش پیدا کرد
پس فکر کنم تنها انگیزه زندگی من عشقه و همین
خدا کنه ذره ای علاقه در وجود اون باشه
ممنون
اگه یه حرف درست وحسابی تو همکلاسی باشه همینه که شما گفتی
منم مثل خودت ارزوهایی داشتم که بهش نرسیدم ولی تو همین هفته فهمیدم 50%خودم مقصرم .
حالا هم دارم در راه اون روزنه کوچیک امید که باقی مونده با توکل به خدا تلاشم می کنم به شما هم پیشنهاد می کنم همین کارو کنی همه چیز دست خداست
اخره زندگی ما انسان ها مرگه اونقدر به اون ارزو ها دلنبند که مردگی کنی به جای زندگی
این که عمیق نفس بکشم،
.
این که این طور که دوست دارم و لذت می برم زندگی کنم،
این که به اونی که این مدت معبوده خودم می دونستم برسم و در آغوشش بگیرم،
این که هر روز صبح که از خواب بیدار می شم دسته پدر مادرم رو از ته دل ببوسم،
این که با روی خوش از تمام اتفاقات زندگی استقبال کنم،
این که به موقعیتی که دوست دارم برسم،
.
.
.
خیلی انگیزه وجود داره برای زندگی....
ای بابا!!




چقدر از پایان راه حرف می زنید؟
زندگی مثل شهر بازیه!
اگه بخوای تو هر بازیش هی به اینکه الان تموم می شه فکر کنی که حالشو نمی بری!!
خوش باشید که زندگی دو روزه!! نه ۵ دقیقه!!
خدا خواست از زندگی پس از مرگ باخبر باشیم که یه وقت خرابش نکنیم٬
نه که هی غصه اش رو بخوریم!!
اینقدر با غصه حرومش نکنید! زندگی ارزشش بیشتر از اینهاست!
اینو کسانی که از دستش بدن بهتر درک می کنن!!
نمی تونم بگم باید از دستش بدم تا بگم

ولی فکر کنم اگه از دستش بدم با الانم
خیلی فرق نکنه
صمیمی بودن با همه انسان ها و دوست داشتن همه انسان ها و ..الان که دارم نظرمو میگم احساس می کنم همه رو دوست دارم. ازین که بتونم هر کسی رو شاد کنم خیلی لذت میبرم. البته دویدن و بازی توی زندگی رو خیلی دوست دارم.و سرعت رو نیز.با نظر اکثر دوستان موافقم.همون عشق ورزیدن به همه رو اگر بتونم و دوست داشتن پروردگار همین بهم خیلی آرامش میده ...

زندگی زیباست...
آخیش ... مردیم از خوشی
مرسی از پست توپ شما
یک بار دیگه خواهرم و ببینم