به نام او....
الهی : راز دل را نهفتن دشوار است و گفتن دشوار تر.
الهی : ما همه بیچاره ایم و تنها تو چاره ای و ما همه هیچ کاره ایم و تنها تو کاره ای.
الهی : چون تو حاضری چه جویم ؟ و چون تو ناظری چه گویم ؟
الهی : جان به لب رسید تا جام به لب رسید .
الهی : عاقبت چه خواهد شد و با ابد چه باید کرد ؟
الهی : چون در تو می نگرم از آنچه خوانده ام شرم دارم .
الهی : آنکه از خوردنو خوابیدن شرم دارد از دیگران امور چه گوید ؟
الهی : در ذات خود متحیرم تا چه رسد در ذات تو .
الهی : دندان داده ای نان داده ای جان داده ای جانان بده .
الهی : انگشتری سلیمانیم دادی انگشت سلیمانیم ده .
الهی : اگر ستار العیوب نبودی ما از رسوایی چه می کردیم ؟
الهی : ذوق مناجات کجا و شوق کرامات کجا .
الهی : از کودکان چیز ها آموختم لاجرم کودکی پیش گرفتم .
الهی : اگر گلم و یا خارم از آن بوستان یارم .
الهی : فرزانه تر از دیوانه تو کیست ؟
الهی : اگر از من پرسند کیستی چه گویم ؟
قسمتی از مناجات استاد حسن زاده آملی
زیبا بود...
ممنون زیبا بود.
تو معبود منی
.
.
.
---------------> بگذار داد از دل بگیرم
.
.
.
پناهم ده
.
.
.
---------------> که بر سقف حرم منزل بگیرم
.
.
.
تو دریایی و من
.
.
.
---------------> تنها غریق مانده در باران
.
.
.
تو فانوس رهم شو
.
.
.
--------------> تا ره ساحـــــــــــــــــــل بگیرم
مناجات قشنگی بود! مرسی!!
!
خوندن مناجات های آدم های دیگه و مقایسه حرف های دلشون با حرف دل خودمون جالبه!!
ساده ولی پرمحتوا..
ممنون
من همشهری حضرت آقا هستم .
ایشان و علامه جوادی آملی دو نگین شهر ما و نور چشم ما هستند.
در باره ی هر دوی این بزرگواران علامه طباطبایی فرموده:
حسن زاده را فقط امام زمان می شناسد.
خاک پای او(جوادی املی) طوطیای چشمان من
خیلی ممنون بابت مناجاتت اما چرااین قدرکوتاه بود