دو مرد، در کنار دریاچه ای مشغول ماهیگیری بودند. یکی از آنها ماهیگیر با تجربه و ماهری بود اما دیگری ماهیگیری نمی دانست.
هر بار که مرد با تجربه یک ماهی بزرگ می گرفت، آنرا در ظرف یخی ای که در کنار دستش بود می انداخت تا ماهی ها تازه بمانند، اما دیگری به محض گرفتن یک ماهی بزرگ آنرا به دریاچه پرتاب می کرد.
ماهیگیر با تجربه، از اینکه می دید آن مرد چگونه ماهی ها را از دست می دهد بسیار متعجب بود. لذا پس از مدتی از او پرسید:
- چرا ماهی های به این بزرگی را به دریا چه پرت می کنی؟
- مرد جواب داد: آخر تابه ی من کوچک است!
***
گاهی ما نیز همانند این مرد، شانس های بزرگ، شغل های بزرگ، رویاهای بزرگ و فرصت های بزرگی که خداوند به ما ارزانی می دارد را قبول نمی کنیم. چون ایمانمان ضعیف است.
ما، به مردی که تنها نیازش، تهیه یک تابه ی بزرگتر بود می خندیم، اما نمی دانیم که تنها نیاز ما نیز، آنست که ایمانمان را افزایش دهیم.
خداوند هیچگاه چیزی را که شایسته آن نباشی به تو نمی دهد.
این بدان معناست که با اعتماد به نفس کامل، از آنچه خداوند بر سر راهت قرار می دهد استفاده کنی.
هیچ چیز برای خدا غیر ممکن نیست.
راست میگی!


مشکل من اینه که من ماهی بزرگ هارو هم نگه می دارم ولی توی بزرگ کردن ماهیتابه گیر می کنم!
نه ماهی بزرگ بهم می رسه نه کوچیک!!
ممنون خیلی عالی بود!
خیلی جالب و آموزنده بود.
مرسی
خیلی عالی بود.
ممنون مهسا جان.
besiar jaleb boood
mer30
آموزنده بود.
خواستم حرف تکراری نزده باشم
ولی نمیشه گفت جالب بود.
-----------------------------------------------
خیلی عالی بود.
بعضی وقتا بعضی حرفای کوچیک یه تکونی به آدم میده. ممنون از شما.
سلام چه عجب ما شمارو اینجا دیدیم!
خوبی؟
bah jame hame jame ye zare dostane beshinin manam ja sham
ham ghashang bood ham pand dasht.mamnoon
آموزنده بود.
خواستم حرف تکراری زده باشم
ولی نمیشه گفت جالب بود.
-----------------------------------------------