بستنی
پسر بچه ای وارد یک بستنی فروشی شد و پشت میزی نشست.پیش خدمت یک لیوان آب برایش آورد.پسر بچه پرسید<< یک بستنی میوه ای چند است ؟>>
پیشخدمت پاسخ داد :<< 50 سنت >>
وقتی پیشخدمت بازگشت از آن چه دید حیرت کرد.آن جا در کنار ظرف خالی بستنی
2سکه ی 5 سنتی و5 سکه ی 1 سنتی گذاشته بود- برای انعام پیشخدمت !!!
شما میدانید چرا؟
پسر بچه ای وارد یک بستنی فروشی شد و پشت میزی نشست.
پیش خدمت یک لیوان آب برایش آورد.
پسر بچه پرسید<< یک بستنی میوه ای چند است ؟>>
پیشخدمت پاسخ داد :<< 50 سنت >>
پسر بچه دستش را در جیبش برد و شروع به شمردن کرد بعد پرسید :
<<یک بستنی ساده چند است؟>>
در همین حال تعدادی از مشتریان در انتظار میز خالی بودند.پیشخدمت با عصبانیت پاسخ داد:<<35
سنت>>.پسر دوباره سکه هایش را شمرد وگفت : << لطفا یک بستنی ساده>>.پیشخدمت بستنی را
آورد و به دنبال کار خود رفت.پسرک نیز پس از خوردن بستنی پول را به صندوق پرداخت کرد و رفت.
وقتی پیشخدمت بازگشت از آن چه دید حیرت کرد.آن جا در کنار ظرف خالی بستنی
2سکه ی 5 سنتی و5 سکه ی 1 سنتی گذاشته بود- برای انعام پیشخدمت !!!
چرا؟ شما میدانید؟
چه قشنگ!
خیلی ممنونم ولی متوجه نشدم چه چیزی را فرمودید چه قشنگه ؟
:D
مسخره بود
خیلی ممنونم...اراجیف بود ؟((:
حالا خوبه خودت نوشتی به نوشتن اراجیف علاقه خاصی داری!
خیلی ممنونم از کجا فهمیدید ؟
اگر اسم خود را می فرمودید خوشحال می شدم. :D
زنگ زدید از ۱۱۸ پرسیدید؟
به حرفهای آدمهایه بی نامو نشان گوش نکن حسین جان...مطلب با حالی بود ولی آخرش معما شد
مرسی جویا جان..جواب آخرش که خیلی آسان بود ...
حالا بعدا واست میگم...موفق باشی.. ((:
خیلی جالب بود!
متشکرم دوست عزیز...موفق باشید...
۲*۵ =۱۰
+ ۵
=۱۵
۱۵-۵۰=۳۵ یآ ۳۵-۵۰=۱۵