KNToosi.in - همکلاســــی

وبلاگ گروهی دانشجویان ِ دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی

KNToosi.in - همکلاســــی

وبلاگ گروهی دانشجویان ِ دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی

آخرین رسول.......

شهادت جانگدازحضرت خاتم النبیین محمدمصطفی(ص) بر ساحت  مقدس

حضرت صاحب الزمان(عج) و مسلمانان جهان تسلیت باد.

یک از اشعار حضرت فاطمةالزهرا (س) در سوگ پیامبر بزگوار اسلام:

ماذا علی من شم تربته احمد

                                        ان لا یشم مدی الزمان غوالیها

صبت علی مصائب لو انها

                                        صبت علی الأیام صرن لیالیها

((آنکس که بوی خوش تربت(خاک قبر)پیامبر(ص)را می بوید،اگر در زمان طولانی،بوی خوش دیگری نبوید چه خواهد شد؟(یعنی تا آخر عمر،همین بوی خوش،اورا کافی است و نیازی به بوی خوش دیگری ندارد)

آنچنان باران غم واندوه بر جانم ریخته که اگر بر روزهای روشن می ریخت،آن روزها مانند شب،

تیره وتارمی گردید.))

اما یا رسول الله چه زود این امت زحمات شما را از یاد بردند و هنوز آب غسل شما خشک نشده

طرح نیرنگی که از کینه ای دیرینه سرچشمه می گرفت ریختندو.............. 

نظرات 12 + ارسال نظر
رویا, IT, جمعه 17 اسفند 1386 ساعت 10:33

به همه ی مسلمانان تسلیت می گم!

چه شعر قشنگی! با بیت دومش دل آدم می گیره!!

فائزه غلامی, IT, جمعه 17 اسفند 1386 ساعت 10:42

من هم به همه ی دوستان شهادت پیامبر اکرم(ص) و امام حسن(ع) و شهادت امام رضا(ع) رو تسلیت می گم.

شهادت, , جمعه 17 اسفند 1386 ساعت 10:50

خانم عزیز با سلام
حضرت محمد به مرگ طبیعی فوت کردند و شهید نشدند.

سلام بر شما آقا یا خانم محترم
روایت ها، درباره ی مرگ طبیعی یا شهادت پیامبربزرگوار اسلام مختلف است.اما آنچه معتبر تر می باشد شهادت پیامبر بزرگوار اسلام می باشد.

[ بدون نام ] جمعه 17 اسفند 1386 ساعت 10:58

من هم شهادت را تسلیت عرض می نمایم
ولی فکرش را بکنید آنهایی که خودشان را خلیفه مسلمین می نامند تا پیامبر (ص) شهید شد خانه دختر پیامبرشان را آتش زدند و آن را درصورتی که جنین ۶ ماه داشت لای در و دیوار گذاشتند و او را سیلی زدند و تازیانه زدند
آیا واقعا همچین افرادی لیاقت جانشینی وخلافت رسول خدا (ص) را دارند؟!

[ بدون نام ] جمعه 17 اسفند 1386 ساعت 11:05

سلام
در رابطه با شهادت
پیامبر (ص) را زهر دادند و در کتاب تاریخی نوشته شده که بعضی از افراد تا بر سر تن پیامبر حاضر شدند لباس پیامبر را بالا زند تا ببینند که شکم پیامبر زرد شده یا نه که این حاکی از زهر دادن به پیامبر بوده
اگر هم پیامبر زهر نخورده بود و به مرگ طبیعی فوت شده بودند شهید محسوب میشدند چرا که شما ها وقتی یه فلسطینی یک تیر می خورد او را شهید می نامید ولی رسول خدا (ص) که کاری جز برای رضای خدا نکرد به فوت می رود آیا نباید او را شهید خواند؟!!
آیا یک فلسطینی که در خیابان به صورت اتفاقی تیر می خورد با عقاید غلطی که دارد مقامش از سول خدا (ص) بالاتر است که او را شهید می خوانید؟

شهادت جانگدازحضرت خاتم النبیین محمدمصطفی(ص) بر ساحت مقدس

حضرت صاحب الزمان(عج) و مسلمانان جهان تسلیت باد.

, , جمعه 17 اسفند 1386 ساعت 22:28

من فکر کنم پیامبر به مرگ طبیعی فوت کردن

شهادت!, , شنبه 18 اسفند 1386 ساعت 10:53

اولین بار است که می بینم بعضی اصرار به شهادت حضرت رسول اکرم دارند . بنظرم میخواهند یک شعبه جدید از اسلام دو آتشه در همکلاسی ایجاد نمایند.
فکر نمی کنم حضرت محمد نیاز به این موضوع داشته باشه که شهید شده یا بمرگ طبیعی فوت کرده ، چون از مزایای بنیاد شهید نمی خواهد استفاده نماید!

[ بدون نام ] شنبه 18 اسفند 1386 ساعت 10:54

پیامبر به شهادت رسید
1 در بسیاری از کتب تاریخی نوشته شده که وقتی افرادی بر سر تن پیامبر حاضر شدند پیراهن پیامبر را بالا زدند تا شکم پیامبر را نگاه کنند که زرد شده یا نه که ببینند زهر عمل کرده یا نه؟
آیا این دلیل موثقی مبنی بر زهر دادن به پیامبر نیست؟
آخه کی تا مرده را می بیند پیراهن او را بالا می زند؟
2 روزی پیامبر به حضرت علی فرمود:یا علی تو در محراب به شهادت می رسی و حضرت علی پرسید آیا شما نیز به شهادت می رسی فرمودند بله من به وسیله زهر به شهادت می رسم

[ بدون نام ] شنبه 18 اسفند 1386 ساعت 11:03

من عضو دانشجویان خواجه نصیر نیستم
من هلیا هستم
پس بدانید که از دانشجویان شما نیستم ولی گاهی به وبلاگ شما سر می زنم
حرف بر سر پنهان کردن و تحریف کردن یک حادثه تاریخی است
اگر شما واقعا به رسول الهه معتقد بودی او را مسخره نمی کردی
شکی نیست که پیامبر (ص) به شهادت رسید

رحلت و نه شهادت, , شنبه 18 اسفند 1386 ساعت 13:35


سالروز رحلت حضرت محمد(ص) و شهادت امام حسن مجتبی (ع)


سرویس فرهنگی برنا به مناسبت سالروز رحلت حضرت محمد (ص) و شهادت امام حسن مجتبی (ع) ، نگاهی کوتاه به زندگی این دو معصوم دارد:


رسول خدا (ص) :در سال یازدهم هجرت رسول اکرم (ص) در آخرین سفرحج (در عرفه)، در مکه و در غدیرخم، در مدینه قبل از بیمارى و بعد از آن در جمع یاران و یا در ضمن ‏سخنرانى عمومى، با صراحت و بدون هیچ ابهام، از رحلت ‏خود خبر داد. چنان که قرآن رهروان رسول خدا (ص) را آگاه ساخته بود که ‏پیامبر هم در نیاز به خوراک و پوشاک و ازدواج و وقوع بیمارى و پیرى مانند دیگر افراد بشر است و همانند آنان خواهد مرد. پیامبر اکرم (ص) یک ماه قبل از رحلت فرمود:
" فراق نزدیک شده و بازگشت ‏به سوى خداوند است. نزدیک است فراخوانده شوم و دعوت حق را اجابت نمایم و من دو چیز گران در میان شما مى ‏گذارم و مى ‏روم: کتاب خدا و عترتم، و خداوند لطیف و آگاه به من خبر داد که این دو هرگز از یکدیگر جدا نشوند تا کنار حوض کوثر برمن ‏وارد شوند. پس خوب بیندیشید چگونه با آن دو رفتار خواهید نمود."
در حجه ‏الوداع در هنگام رمى‏ جمرات فرمود: "مناسک خود را از من ‏فرا گیرید، شاید بعد از امسال دیگر به حج نیایم و هرگز مرا دیگر در این جایگاه نخواهید دید."
روزى به آن حضرت خبر دادند که مردم از وقوع مرگ شما اندوهگین ‏و نگرانند. پیامبر در حالى که به فضل بن عباس و على بن ‏ابی‌‏طالب (ع) تکیه داده بود به سوى مسجد رهسپار گردید و پس ازدرود و سپاس پروردگار، فرمود: "به من خبر داده‏ اند شما از مرگ ‏پیامبر خود در هراس هستید. آیا پیش از من، پیامبرى بوده است که‏ جاودان باشد؟! آگاه باشید، من به رحمت پروردگار خود خواهم ‏پیوست و شما نیز به رحمت پروردگار خود ملحق خواهید شد."
روزی دیگر پیامبر (ص) با کمک علی (ع) و جمعی از یاران خود به قبرستان بقیع رفت و برای مردگان طلب آمرزش کرد . سپس رو به علی (ع) کرد و فرمود: " کلید گنجهای ابدی دنیا و زندگی ابدی در آن، در اختیار من گذارده شده و بین زندگی در دنیا و لقای خداوند مخیر شده ام، ولی من ملاقات با پروردگار و بهشت الهی را ترجیح داده ام."
در چند روز آخر از زندگى رسول اکرم (ص) آن بزرگوار در مسجد پس از انجام نماز صبح فرمود:
"اى مردم! آتش فتنه‏ ها شعله ‏ور گردیده و فتنه‏ ها همچون پاره‏هاى امواج تاریک شب روى آورده است. من در روز رستاخیز پیشاپیش شما هستم و شما در حوض کوثر بر من در می آئید. آگاه باشید که من درباره ثقلین از شما می پرسم، پس بنگرید چگونه پس از من درباره آن دو رفتار می کنید، زیرا که خدای لطیف و خبیر مرا آگاه ساخته که آن دو از هم جدا نمی شوند تا مرا دیدار کنند. آگاه باشید که من آن دو را در میان شما به جای نهادم
( کتاب خدا و اهل بیتم ). بر ایشان پیشی نگیرید که از هم پاشیده و پراکنده خواهید شد و درباره آنان کوتاهی نکنید که به هلاکت می رسید."
آنگاه پیامبر (ص) با زحمت به سوی خانه اش به راه افتاد. مردم با چشمانی اشک آلود آخرین فرستاده الهی را بدرقه می کردند. در آخرین روزها پیامبر به علی (ع) وصیت نمود که او را غسل و کفن کند و بر او نماز بگزارد. علی (ع) که جانش با جان پیامبر آمیخته بود، پاسخ داد: " ای رسول خدا ، می ترسم طاقت این کار را نداشته باشم. "
پیامبر (ص) علی (ع) را به خود نزدیک کرد . آنگاه انگشترش را به او داد تا در دستش کند. سپس شمشیر، زره و سایر وسایل جنگی خود را خواست و همه آنها را به علی سپرد.
فردای آن روز بیماری پیامبر (ص) شدت یافت اما او در همین حال نیز اطرافیان خود را درباره حقوق مردم و توجه به مردم سفارش می کرد. سپس به حاضران فرمود: " برادر و دوستم را بخواهید به اینجا بیاید." ام سلمه، همسر پیامبر گفت: " علی را بگویید بیاید. زیرا منظور پیامبر جز او کس دیگری نیست." هنگامی که علی (ع) آمد ، پیامبر به او اشاره کرد که نزدیک شود. آنگاه علی (ع) را در آغوش گرفت و مدتی طولانی با او راز گفت تا آنکه از حال رفت و بیهوش شد. با مشاهده این وضع، نواده های پیامبر (ص) حسن و حسین (ع) به شدت گریستند و خود را روی بدن رسول خدا افکندند. علی (ع) خواست آن دو را از پیامبر (ص) جدا کند. پیامبر (ص) به هوش آمد و فرمود:
"علی جان آن دو را واگذار تا ببویم و آنها نیز مرا ببویند، آن دو از من بهره گیرند و من از آنها بهره گیرم."
سرانجام پیامبر (ص) هنگامی که سرش بر دامان علی (ع) بود، جان به جان آفرین تسلیم کرد.
امام حسن مجتبی (ع) :امام حسن (ع) فرزند امیر مؤمنان علی بن ابیطالب و مادرش مهتر زنان، فاطمه زهرا (س)، دختر پیامبر خدا (ص) است. امام حسن (ع) در شب نیمه ماه رمضان سال سوم هجرت در مدینه تولد یافت. وی نخستین پسری بود که خداوند متعال به خانواده علی و فاطمه عنایت کرد.
پیامبر اکرم (ص) به حسن و برادرش حسین علاقه خاصی داشت و بارها می فرمود که حسن و حسین فرزندان من هستند. امام حسن (ع) پس از شهادت پدر بزرگوار خود به امر خدا و طبق وصیت آن حضرت، به امامت رسید و مقام خلافت ظاهری را نیز اشغال کرد و نزدیک به شش ماه به اداره امور مسلمین پرداخت. در این مدت، معاویه که دشمن سرسخت علی (ع) و خاندان او بود و سالها به طمع خلافت (در آغاز به بهانه خونخواهی عثمان و در آخر آشکارا به طلب خلافت) جنگیده بود، به عراق که مقر خلافت امام حسن (ع) بود لشکر کشید و جنگ آغاز کرد.


امام حسن (ع) در کمالات انسانی یادگار پدر و نمونه کامل جد بزرگوار خود بود. تا پیغمبر (ص) زنده بود، او و برادرش حسین در کنار آن حضرت جای داشتند، گاهی آنان را بر دوش خود سوار می کرد و می بوسید و می بویید.
از پیغمبر اکرم (ص) روایت کرده اند که درباره امام حسن و امام حسین (ع) می فرمود: این دو فرزند من، امام هستند خواه برخیزند و خواه بنشینند ( کنایه از این که در هر حال امام و پیشوایند ).
از خدا طلب بهشت می کرد و به او از آتش جهنم پناه می برد. چون وضو می ساخت و به نماز می ایستاد، بدنش به لرزه می افتاد و رنگش زرد می شد. سه نوبت دارائیش را با خدا تقسیم کرد و دو نوبت از تمام مال خود برای خدا گذشت. در روایات است که امام حسن (ع) در زمان خودش عابد ترین و بی اعتنا ترین مردم به زیور دنیا بود. در سرشت و طینت امام حسن (ع) برترین نشانه های انسانیت وجود داشت.

امام

[ بدون نام ] شنبه 18 اسفند 1386 ساعت 16:51

شهادت نه رحلت
در همه این احادیث اشاره شده که پیامبر (ص) مرگش نزدیک است ولی در هیچ کدام از آنها اشاره نشده که پیامبر به مرگ طبیعی می میرد یا به زهر
احادیثی هست که صراحتا به این نکته اشاره می کند که پیامبر شهید می شود
سوال اینجاست چرا باید تا افرادی که بر تن پیامبر حاضر می شوند پیراهن او را بالا بزنند؟
اصلا چرا شما اصرار می کنید که پیامبر به مرگ طبیعی مرده؟
اگر من اصرار می کنم با توجه به 2 دلیل نظر قبلیم این موضوع را یاد اور می شوم

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد