نامزدهای اصلاح طلبی که حقوق قانونیشان از سوی شورای نگهبان نادیده گرفته شده ورد صلاحیت شده اند روز پنجشنبه 16 اسفند در تهران گرد هم می آیند به گزارش بهارستان ایران نامزدهای محذوف درنشستی که ساعت 9 صبح در مسجد امیر المومنین واقع در بلوار مرزداران تشکیل می شود شرکت می کنند در این گردهمایی که به دعوت ستاد ائتلاف اصلاح طلبان برگزار می شود سید محمد خاتمی سخنرانی خواهد کرد
مناظره مرعشی و باهنر در دانشگاه امیرکبیر
مناظره حسین مرعشی و باهنر پیرامون انتخابات مجلس هشتم در تاریخ یک شنبه نوزدهم اسفندماه جاری توسط انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیر کبیر ساعت ۱۳:۳۰ برگزار می شود.
به گزارش "نواندیش" در میان آخرین اسامی تایید شدگان که توسط شورای نگهبان اعلام شده است نام این 5 نماینده اصلاح طلب به چشم نمی خورد...
پدیده ای که امسال برای اولین بار شاهد آن بودیم و بی سابقه بود این مسئله است که به ما اعلام کردند ثبت نام نکنید و این موضوع را براحتی در ملاقات های خصوصی مطرح می کردند، حتی با ایجاد رعب و وحشت ساختگی خیلی از نیروها را ترساندند چون معتقد بودند رد صلاحیت هزینه گزافی برایشان دارد و البته ما هرکاری کردیم نتوانستیم این افراد را راضی کنیم که ثبت نام کنند
در نظرسنجی که صورت گرفته بیش از 90% مردم از وضعیت اقتصادی دوران اصلاحات راضی تر از وضعیت کنونی بوده اند
تا قبل از انتخابات اخیر وقتی می خواستند جمهوری اسلامی را مثال بزنند می گفتند مانند پرنده ای با دو بال(راست و چپ) است اما امروز تشبیه به اتوبوسی می کنند که یک راننده دارد و مردم هم به مثابه سرنشینان آن موظف به سکوتند، چون حواس راننده پرت می شود پس باید خفه شوند و هیچ اعتراضی نکنند
بالا رفتن قیمت نفت باعث نجات دولت احمدی نژاد و اصولگراها شده است و به جرات می توانم بگویم که اگر قیمت نفت 8 دلار بود ما بدبخت شده بودیم
شورای نگهبان هیچ وقت تا این اندازه در 29 سال گذشته شرمنده عملکرد خود نبوده تا در صدد جبران اشتباهات اینگونه برآید و این اولین باراست که تائید صلاحیت یک خبر خوش شناخته می شود
در کشور ما که سرمایه های بزرگی در حال فراموش شدن هستند که نباید الگوی خاتمی همین الگوی فراموش شدن باشد و در نتیجه می بینیم که امروز پایگاه اجتماعی ما حفظ شده است و سفرهای داخلی و خارجی ایشان تاثیر گذار بوده است
اگر حکومت از برآورده کردن همه یا مقداری از آن خواسته مردم عاجز بماند جامعه به سمت آشوب میرود و اینجاست که حکومت دست به ایجاد اختناق و استفاده از زور برای سرکوب مردم میزند، حال می تواند استفاده از حزب پادگانی باشد یا ارتش یا بسته کردن فضای سیاسی...
این اقدامات مخل وحدت ملی در کشور است و اگر چه شورای نگهبان التهاب اولیه را فرونشاند اما امیدواریم در فرصت اندک باقیمانده وضع بهتر شود...
نگاه تبلیغاتی دولت به سیاست خارجی برای کشور بسیار مضر است
آقای رئیس جمهور چند ماه پیش رسما اعلام کرد که قطعنامه سوم صادر نخواهد شد اما اکنون شاهد صدور قطعنامه سوم تحریم علیه ایران هستیم و این خود نشان دهنده آن است که رئیس جمهور در مسایل سیاست خارجی از کارشناسان خبره استفاده نمیکنند و از افرادی مشاوره و کمک میخواهند که در سیاست خارجی ورود ندارند...
وحید محمودی: باب مفاهمه با اقتصاددانان را در مجلس هشتم باز خواهیم کرد
اصلاحطلبان به هر تعداد که توفیق پیدا کنند به مجلس بروند، تلاش خواهند کرد که قطار از ریل خارج شده اقتصاد ملی را به جایگاه خود برگردانند و با توجه به چشمانداز و قانون برنامه چهارم به اصلاح امور بپردازند و با شجاعت مانع نگرشهای پوپولیستی و عوامفریبانه شوند و با نیت خیرخواهانه توسعهگرا به تصمیمسازی در حوزه اقتصاد ملی بپردازند...
نجفقلی حبیبی: مجلس هفتم از حق تحقیق و تفحص و نظارت استفاده نکرد
نجفقلی حبیبی عضو شورای بازنگری قانون اساسی و کاندیدای اصلاح طلبان در تهران با رد شایعه انصرافش از کاندیداتوری مجلس هشتم عنوان کرد: اگر کسانی می خواهند چنین پیشنهاد یا شایعه ای را القاء کنند به خودم بگویند تا پاسخ بدهم اما اصلا قصد انصراف ندارم. دکتر حبیبی در گفت وگو با خبرنگار بهارستان با اشاره به عملکرد مجلس هفتم طی حدود 4 سال گذشته اظهار داشت: باید پذیرفت که همسویی و همفکری مجلس هفتم با دولت نهم موجب شد تا خانه ملت آن طور که لازم بود به وظایف نظارتی و قانون گذاری اش عمل نکند. البته این مشکل از دو دیدگاه قابل تفسیر است...
جهانبخش خانجانی: مخالف حضور پوپولیستی هستیم
اصلاح طلبان به دنبال مشارکت مردم با حاکمیت هستند و همنوایی حکومت با مردم را مهم ترین دلیل استواری و پویایی نظام می دانند...
انصراف حبیبی پس از آن صورت گرفت که جبهه متحد اصولگرایان به دلیل فشارهای سنگین حامیان دولت از قرار دادن نام حبیبی در لیست انتخاباتی ائتلاف اصولگرایان امتناع کرد...
پانزده روز دیگر تا انتخابات مجلس هشتم باقیست. اصلاحطلبان با بیان اینکه "جمهوری اسلامی از خود ماست" موافقت خود را با شرکت در آن اعلام کردند. به این ترتیب تکلیف شعارهایی از قبیل "ما چوب تنور انتخابات غیر آزاد نمیشویم" روشن شد. این در حالی است که احکام اعدام به طور روزافزون نه فقط برای مجرمان جنایی بلکه برای فعالان سیاسی و حقوق بشری و حتی روزنامهنگاران و گاه برای کودکان صادر میشود. احکام اعدام برای فرزاد کمانگر، معلم کرد و یعقوب مهرنهاد روزنامهنگار بلوچ اکنون تیتر خبرهای حقوق بشری را تشکیل میدهند. همزمان تعداد نامعلومی دانشجو، روزنامهنگار، فعال حقوق مدنی و حقوق بشری در زندان به سر میبرند.
علاوه بر اپوزیسیون از هم گسیختهی خارج از کشور و سازمانهای جهانی همچون عفو بینالملل و دیدهبان حقوق بشر که از بیان اعتراض خود به این فشارها خسته نمیشوند، فعالان مستقل در داخل نیز به این حق کشیها اعتراض کرده و تاوان میپردازند.
همزمان با قطعی شدن مشارکت اصلاحطلبان در انتخابات، برگ دیگری از کتاب تدارک مجلس هشتم ورق میخورد. مجلسی که میرود تا به قول دبیر کل موتلفه، طی رقابتیترین انتخابات بعد از انقلاب، با مشارکت طرفداران محمد خاتمی، مهدی کروبی و هاشمی رفسنجانی، شکل بگیرد
با درود بر شما دوست عزیز و تشکر از ابراز عقایدتان که طی نظرات متوالی منتشر نمودید٬ امید به آنکه به عنوان کوچکترین فرد از طرفداران مشی اصلاحطلبان بتوانم پاسخهایی را از برایتان داشته باشم...
دوست عزیز٬ اصلاحطلبان بیجهت و بدون هیچ پیشینهی فکری در این انتخابات شرکت نجسته و یا به گفتهی شما تنور انتخابات را گرم نمیکنند٬ آنها با دلی خونبار بر این انتخابات مینگرند و تنها بیان داشتند تا برای جلوگیری از یکدست شدن حاکمیت و اجتناب از بیش از پیش فرو رفتن در باطلاق ساخته شده٬ تنها در حوزههایی که قابلیت رقابت موجود بوده و میتوانند اندک رقابتی را برای ورود اقلیتی داشته باشند٬ برای اجرای افکار مذکور شرکت میجویند...
اما از فعالان سیاسی و حقوق بشری سخن به میان آوردید٬ بد نیست تا بدانیم که اگر اوپوزیسیون از هم گسیختهی خارج از کشور و سازمانهای جهانی همچون عفو بینالملل و دیدهبان حقوق بشر که از بیان اعتراض خود به این فشارها خسته نمیشوند، اصلاحطلبان و فعالان سیاسی داخلی اصلاحطلب برای این فعالیتها هزینهها میپردازند٬ باقیها به زندان میروند٬ قابلها خلع لباس شده و به زندان میروند٬ حجاریانها ترور میشوند و...
بنابراین٬ اصلاحطلبان با اعتراض به وضع موجود و مشارکت در مبارزه با نابرابریها سعی بر آن دارند تا از حداقل ظرفیتها بهره جسته و رو به سوی بهبودی گامها را بردارند...
اینطور آمده که این انتخابات میدان جنگ "تمامیت خواهان با سهم خواهان" است. اجازه بدهید گفت وگو را با توضیح همین مطلب شروع کنیم.
ببینید، در این انتخابات نیز همچون گذشته، مردم نقشی ندارند. به این مفهوم که شما نمیتوانید بدون اینکه بخشی از سیستم باشید اجازه حضور در رقابتهای انتخاباتی را پیدا کنید. یادآوری میکنم که این یک روند کاملا قانونی است یعنی مانع عدم حضور دیگران در انتخابات تنها مسائل عملی نیستند بلکه این عدم حضور کاملا جنبه رسمی دارد. بنابراین کشاکش موجود تحت عنوان تایید و رد صلاحیتها یک درگیری میان دو گروه عمده است. در یک سوی، گروهی قرار دارد که بخش بزرگ قدرت را در دست دارد و تلاش میکند حول محور ولایت مطلقه فقیه، تمام آن را به چنگ آورده و در عین حال هر نیرویی را که برای ولایت فقیه قدری شرط و شروط بگذارد قلع و قمع کند. در سوی دیگر همانها هستند که در چارچوب ساختارهای موجود، خواهان برخی تعدیلها هستند. شاید اصلاحطلبان حکومتی بهترین نام برای آنها باشد.
توجه داشته باشید نهضت آزادی به خود اینها تعلق دارد اما چون به ولایت فقیه اعتقاد ندارد آن را راه نمیدهند. شما مطمئن باشید که اگر یک نفر از نهضت آزادی را راه بدهند حادثه بزرگی خواهد بود. با توجه به اینها ما میگوییم جنگ میان سهمخواهانی است که در حال حذف شدن هستند با تمامیتخواهانی که دست بالا را دارند. در عین حال میخواهم اشاره کنم که این دعوی نباید توهم برانگیز باشد. برخی از کسانی که رد صلاحیت شدهاند خودشان چه حمایتها که از ولایت فقیه نکرده و چه جنایتها که در راه آن نکردهاند.
اما دربارهی نظارت استصوابی هم باید عرض نمایم که این اصلاح طلبان بودهاند که سختترین و بیشترین مبارزات را برای از میان بردن این نظارت انجام دادهاند٬ این فعالیتها را میتوان از زمانی جست و جو کرد که آقای عبدالله نوری با بردن لایحهای تحت عنوان بررسی مجدد این نظارت به مجلس پنجم با وجود اکثریت راستگرای این مجلس نا موفق بیرون آمد٬ ادامهی تلاشها در مجلس ششم پیگیری شد٬ با طرح لوایح دو قلو و رد آن توسط شورای نگهبان که به تحص این مجلس فخر آور منجر شد٬ و با افتخار تمام آن نمایندگان غیور ۷۴ روز تحصن کردند و با نهایت جسارت و شجاعت گفتند که حتی ما را رد صلاحیت نمایید ولی دیگر طیفهای وسیع رد صلاحیت شده را تأیید نمایید...
و اکنون نیز فعالان اصلاح طلب مسرانه خواستار لغو این نظارت هستند و جناب حجاریان نیز بارها این نظارت و اشکالات و لزوم لغو آنرا خواستار گشتهاند...
آیا درست متوجه میشوم که انتخابات و کشاکش موجود را شما در چارچوب یک جنگ قدرت تحلیل میکنید؟
نه خیر فقط جنگ قدرت نیست. واقعیت این است که جمهوری اسلامی برای ادامه حیات خود به راه انداختن انتخابات و حضور مردم در آن نیاز دارد. در این 28-29 سال اینها همواره تلاش کردهاند که با نشان دادن حضور مردم در انتخابات و یا در راهپیمایی 22 بهمن برای خود مشروعیت بتراشند. به این ترتیب مضمون اول انتخابات نمایش مشرعیت است. اینها برای آوردن مردم پای صندوقها هزار کار میکنند. مثلا در انتخابات ریاست جمهوری نهم، از بیعدالتیها صحبت کردند. حتی از مخالفت با قتلهای زنجیرهای گفتند. آقای لاریجانی "هوای تازه"ی شاملو را روی پوستر خود نوشته بود. پس اینها از یک طرف میخواهند به وسیعترین شکل انتخاب کنندگان را به میدان بکشند اما از سوی دیگر، اینکه انتخاب شوندگان چه کسانی هستند و سرانجام کدام یک به کرسیهای مورد رقابت دست پیدا میکنند همان دعواهای داخلی و جنگ قدرت است.
اما در باب مشروعیت نیز شاید اینگونه نزاعها لازم باشد٬ ولی اگر تحلیل درستی از جامعهی خود و ایران بزرگ داشته باشیم متوجه خواهیم شد که در بسیاری از شهرها و روستاها که شاید ۵۰٪ جمعیت ایران را تشکیل میدهند٬ به این مسائل توجهی نمیشود و به انتخابات مجلس نگاهی سیاسی ندارند و به آن از جهت برآورده شدن خواستههای معیشتی خود مینگرند و بنابراین همیشه جمعیتی در حدود ۵۰٪ در این انتخابات شرکت جسته و مشروعیت لازم را میخشند...
شما به مشروعیت اشاره کردید. فشارهای خارجی مثلا فشارهای آمریکا تا چه حدی جمهوری اسلامی را به کسب مشروعیت نیازمندتر میکند؟
فشارهای خارجی یک شمشیر دو لبه است. از یک طرف در مقابل فشارها اینها باید نشان بدهند که از حمایت مردم برخوردار هستند و از طرف دیگر فشارها خود به ابزاری در دست حکومت تبدیل میشود تا بگویند که بدون آنها همه چیز از دست میرود و باید برای مقابله با فشارهای خارجی یکپارچه شد، در انتخابات شرکت کرد و ... درنتیجه فشارها موقعیت جمهوری اسلامی را تقویت میکنند. فراتر از این، موقعیت دستگاه ولایت فقیه و سهم نظامیها و سیاست نظامیگری تقویت میشود. تحت چنین شرایطی است که اینها امکان مییابند فردی مثل موسوی تبریزی را که دادستان کل بوده و به خاطر جمهوری اسلامی و ولایت فقیه آن خونها را به پا کرده است رد صلاحیت کنند. موسوی تبریزی خونهای بسیاری در آذربایجان ریخته که همه در راه جمهوری اسلامی و ولایت فقیه بوده است. او عضو مجلس خبرگان بوده. حالا وی را به عنوان نداشتن التزام به اسلام و ولایت فقیه رد صلاحیت میکنند
این یکپارچه و یکدستتر شدن حکومت را در رابطه با روند پیشرفت خواستهای مدنی در ایران چگونه میبینید؟ آیا با وجود افزایش فشار در کوتاه مدت، نمیتوان گفت که در میان کار نیروهای مستقل آسانتر میشود؟
منظور من این است که آیا تنگتر شدن حلقه "خودیها" در میان مدت به نفع "غیرخودی" یا همان نیروهای مستقل است یا به ضرر آنها است؟
مسلم این است که هر چه بیشتر حکومت یکپارچه شود حال چه از طریق دستیابی به توافق باشد و یا از طریق حذف جناح مقابل، به ضرر مردم است. تا به حال اگر روزنههایی برای تنفس وجود داشته به خاطر وجود شکافهای درون دستگاه قدرت بوده. شکاف در بالا برای مردم مهم است. پس ما باید اختلافات در بالا را به فال نیک بگیریم. نه تنها کاهش وزن اصلاحطلبان، حتی کاهش وزن رفسنجانی پراگماتیست هم اثر میگذارد. به نظر من ندیدن این امر اشتباه است. درعین حال امید بستن به اینکه از طریق این اختلافات چیزی اتفاق خواهد افتاد نیز اشتباه است. یعنی از نظر من این درست نیست اگر به جای اینکه نیرو را برای سازماندهی مردم به کار بگیریم، به اینکه خامنهای چه گفت و خاتمی چه کرد بچسبیم. پس وجود این درگیریها به نفع مردم است و دست کم نبود آنها به زیان مردم و نیروهای مستقل است
اما این وقایع و فشارهایی که از آن ناشی میشود و بر مردم ساطع میگردد را نباید دست کم گرفته و باید به فکر مردم مظلومی در این فشارها قرار میگیرند نیز بود٬ و جدا از این باید دید که آیا ما خواستار انقلابی دوباره هستیم که این فشارها را خواستار باشیم؟!!!
به گمان من ما انقلاب را ۲ بار مورد تجربه قرار دادیم و این نتیجهی آن دوست٬ بنابراین حال باید در تفکر اصلاحاتی نو بود٬ هرچند که انقلاب زمانی به وقوع میپیوندد که امکان اصلاحات به پایان رسیده باشد...
در مجلس ششم و هفتم یک صفبندی مشخص وجود داشت که عبارت بود از اصلاحطلبان در مقابل محافظهکاران و یا اصولگرایان. اما امروز به نظر میآید این صفبندی تغییر کرده است. بسیاری از ردصلاحیتشدگان به اردوی اصلاحطلبان تعلق ندارند. آیا شاهد یک صفآرایی جدید هستیم؟
ببینید در شرایط کنونی نیروهای نظامی و امنیتی در همراهی با دستگاه ولایت هر روز به قدرت خود میافزایند. افزایش قدرت دستگاه خامنهای توازن نیرو را به زیان برخی از روحانیون ِ مطرح سنتی بر هم زده و آنها را نگران کرده است. اختلافاتی که بعد از مرگ مشگینی، در مجلس خبرگان برای تعیین رییس مجلس وجود داشت نشان دهندهی این نگرانی بود.
با پوزش سوال من این است: اگر موافق باشیم که تا 4 سال پیش مرزبندی در بالای حکومت به صراحت مرز میان اصلاحات و گشایش نسبی درهای قدرت از یک طرف و از طرف دیگر تمرکز قدرت در دست ولی فقیه قرار داشت، امروز دیگر شاهد این مرزبندی نیستم. الان که در مقابل که قرار گرفته است؟
واقعیت این است که اصلاحطلبان شاید هنوز متوجه نشده باشند که در دوم خرداد مردم با امید به گشایش حداقل به اصلاحطلبان رای دادند. اما اینها هیچ وقت رای مردم را جدی نگرفتند و خیلی زود مردم را از خود راندند. پس آن نیرویی که آن وقت شکل گرفته بود دیگر پشتوانهای در میان مردم ندارد. لطفا توجه داشته باشید که طرفداران جمهوری اسلامی به طور طبیعی به محافظهکاران رای میدهند. گستردگی آرای این گروه کاملا روشن است و همیشه هم پای صندوقها میروند. پس وقتی مردم تحت شرایط خاصی به میدان آمدند طبیعتا آرای خود را به نام اصلاحطلبان ریختند و اینها هم به سرعت آرای خود را سوزاندند و به نوعی از بین رفتند. الان اینها یکی از طرفین اصلی دعوا نیستند. به عقیده من الان مرزبندی در درون نیروهای محافظهکار کشیده است و دعوا در همانجا جریان دارد. برخورد به موضوع اقتصاد در داخل و برخورد به روابط بینالمللی در خارج محور این مرزبندی را تشکیل میدهد. گروهی که حول احمدینژاد با شعار مستضعف پناهی جمع شده خواهان برخورد تنشآفرین در عرصه جهانی و اقتصادی صددرصد متکی به نفت و واردات در داخل است. البته در اینجا مستضعف همان بسیجیها و دورو بریهای ایشان هستند. اینها اصل 44 را وارونه کردهاند و از بیتالمال بذل و بخشش میکنند. اما گروه مقابل به خصوصیسازی از نوع دیگری اعتقاد دارد و درهای گشوده را میطلبد. در نتیجه این گروه به سیاست خارجی دیگری نیاز دارد. مثلا اخیرا مصاحبهای از آقای محسن رفیقدوست که پیش از انقلاب با او در زندان بودم توجه مرا جلب کرد. او در این مصاحبه به صراحت با بیان نظر احمدینژاد در رابطه با هولوکاست مخالفت میکند و ضمن تعریف و تمجید از احمدینژاد میگوید که نمیبایست موضوع را اینطور مطرح میکرد.
پس مرزبندی به این شکل تغییر کرده است که طرفداران رفسنجانی، با اصلاحطلبان و آنها که خود را اصولگرایان مستقل مینامند در یک سوی قرار گرفته و در سوی دیگر هم اصولگرایان متحد و نامتحد قرار دارند. شاید بتوان گفت که احمدینژاد و رفسنجانی افراد محوری دو سوی مرز هستند
به قول دوستی ساختار کنونی ساختار مخالف آفرین و تفرقه انگیز است که تا حد زیادی این تحلیل صحیح است ولی باید هزینه پرداختی آن را که در پاسخ قبلی نیز اشاره شد در نظر داشت...
صفبندی در میان نیروهای اپوزیسیون را چگونه میبینید؟ آیا اصلا چیزی به نام اپوزیسیون که تاثیر گذار باشد وجود دارد؟
به نظر من قدرت مانور اپوزیسیون به شدت به موضوع جنگ و حمله نظامی بستگی دارد. احتمال حملهی نظامی آمریکا اپوزیسیون را به سه گروه کرده. یک دسته از ترس جنگ به سوی جمهوری اسلامی غلتیدهاند. یعنی میگویند که مخالفت با جمهوری اسلامی به تقویت موضع آمریکا میانجامد.
گروه دیگر دشمنی با جمهوری اسلامی را بهانه نزدیکی با آمریکا میکند و تا آنجا پیش میرود که به تحریمهای اقتصادی و حتی حمله نظامی روی خوش نشان میدهد.
اما یک گروه سوم هم وجود دارد که هم با جنگ امپریالیستی و هم دیکتاتوری جمهوری اسلامی مخالف است و سعی میکند در آن میان بدون نزدیکی به جمهوری اسلامی با هر گونه تجاوز نظامی به ایران مخالفت کند. گرچه نگاه داشتن این توازن آسان نیست اما من این سیاست را مهم میدانم.
نقش اپوزیسیون در داخل را چگونه میبینید؟
ببینید، در کشوری که هر حرکت مستقلی به شدت سرکوب میشود، نمیتوان نیروهای موجود را سنجید. من میتوانم ادعا کنم که نیرو وجود دارد و عمل میکند و شما هم میتوانید مخالف آن را ادعا کنید و هیچ یک از ما امکان اثبات نظر خود را ندارد. اما واقیت این است که زنان، دانشجویان، کارگران، معلمان و دیگر گروههای اجتماعی در حال مبارزه برای بهدست آوردن حقوق خود و حقوق جامعه هستند. نقش آنها بسیار گستردهتر از آن است که در نگاه اول به نظر میآید.
اما آیا شرکت نکردن به عنوان یک راهکار منفی قابلیت جذب نیروی ناراضی از شرایط موجود را دارد؟ و یا شما راهکار مثبتی هم دارید؟
به نظر ما باید این انتخابات را افشا کرد. ای کاش امکانات وجود داشت تا تحریم را به صورت فعالتری انجام دهیم. از نظر ما تحریم این نیست و فقط بگوییم در انتخابات شرکت نکنید. علاوه بر این باید روشنگری کرد. باید نشان داد که حتی اگر نظارت استصوابی برداشته شود، مجلسی که شکل میگیرد اصلا قدرت ایجاد تغییرات اساسی را نخواهد داشت. باید گفت که مجلسی هم که در ساختار موجود با آزادی بیشتری شکل بگیرد فقط کانون ابراز نارضایتی خواهد بود. که البته این خود غنیمت است. اما طبیعتا کافی نیست. من نمیگویم که اساسا نباید در انتخابات شرکت کرد. هنگامی که بتوان به کشاکشهای موجود دامن زد، اتفاقا شرکت را مثبت می دانم. دوم خرداد یک نمونه آن بود. اما الان چنین فضایی وجود ندارد
با این تحلیل تا حد زیادی موافقم ضمن آنکه باید از حداقل ظرفیتها موجود نیز نهایت استفاده را جست و فرصت سوزی ننمود٬ امید به آنکه با وجود فضاهایی بازتر بتوانیم حرکت و گذار خود را به سوی دموکراسی طی نماییم...
یا تشکری دگر بار از شما دوست عزیز و با آروزی بهترینها برایتان
تا درودی دگر بار بدرود