KNToosi.in - همکلاســــی

وبلاگ گروهی دانشجویان ِ دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی

KNToosi.in - همکلاســــی

وبلاگ گروهی دانشجویان ِ دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی

در یک جبهه هستیم ، روی همسنگرت حساب کن!


در یک جبهه هستیم ، روی همسنگرت حساب کن!


پاسخ به نقد منطقی ِ مهدی دزفولی ، فعال دانشجویی و هماهنگ کننده ی بزرگترین انجمن دانشجویان الکترونیکی ، انجمن کوهنوردی!


 

به نام خدا

سلام به دوست خوبم ، مهدی دزفولی که از میان همکلاسی هایم ، هیچکس مثل او به من هدیه نداده است !

جملات قرمز رنگ را از نقد دوست خوبم ، سید محمد مهدی دزفولی کپی نموده ام ! این جملات را در مورد ِ بنده (حمید) و پویا صفری گفته است !

نقد راهکارها(۱)

حمید ... از اول هم با مسئولین دانشگاه گفت وگوهایی را داشت و بنده از دوست خوبمان پویا صفری گه گاه می شندیم که حمید گاهی بر اثر همین احساساتی شدن برخوردهای لفظی هم با جناب دکتر عقیق داشته است

احتمالا سوء تفاهم شده است ، دوست عزیز گه گاه نبوده است ، یک بار بوده است ، برخوردهای لفظی هم اشتباه است ، لازم به جمع بستن نیست ! یک بار چنین برخوردی شد و البته متن دقیق مکالمه در همکلاسی منتشر شد

http://kntu.blogsky.com/?PostID=951   به این لینک مراجعه کن !

 این برخورد متعلق به جلسه ی 8 آذر بوده است ، یعنی بعد از دو ماه برخورد دوستانه و صمیمی و بسیار محترمانه ی نمایندگان ِ دانشجویان در جلسات ، بنده که نماینده نبودم ، در امور بی جهت دخالت نموده و نوع صحبت کردن را در همین یک جلسه تغییر دادم!

این را می دانستیم که آنها یا خواهان نوعی انتقام هستند و یا اینکه نوعی اذیت کردن دانشجویان. زیرا از نوع برخورد آنها مشخص بود که مسئولین از بعضی دانشجویان دلخوری های بسیاری دارند.

دوست عزیز به خاطر آن جلسه ، مسئولین را به انتقام جویی متهم کرده ای ، خوشبختانه این صفت را در آنها مشاهده نکردم ، چرا که رفتار مسئولین قبل و بعد از این جلسه هیچ تفاوتی نکرد ، قبل از آن وعده ی دروغ می دادند ، بعد از آن هم وعده ی دروغ دادند !  و اگر به یادآوری در همایش اول ، یعنی در ابتدای آشنایی هم به ما دروغ گفتند !  پس نمی توان گفت که قصد آنها انتقام جویی از دانشجوی خاصی بوده است !   در هرحال خدا را شکر می کنم که محبوب مسئولینی نیستم که منفور دانشجویان هستند !

ضمنا بنده انتهای همان جلسه از دکتر عقیق معذرت خواهی کردم ، و تنها جایی که کلی با جناب دکتر عقیق ، خندیدیم انتهای همان جلسه بود ، بعد از انتشار مکالمه نیز نظر همکلاسی ها را جویا شدم و چون برخی آنان مرا مواخذه نمودند ، باز معذرت خواهی کردم و بعد از آن نیز در روز تجمع 1 دی در حضور دانشجویان و دیگر مسئولین از دکتر عقیق یک بار دیگر عذر خواهی نمودم !

وعده های دکتر عقیق و دکتر کاویان پور را فراموش نکرده ایم که هیچ کدام محقق نشد . اما بعضی دوستان بودند و هستند که دلخوش به این وعده های فریبنده و اسم دانشگاه بودند .

این مورد را کاملا قبول دارم ، یادم است بعد از همان جلسه که با دکتر عقیق تند صحبت کردم ، به خاطر وعده های بسیار زیبایی که دکتر عقیق در آن جلسه دادند ، یکی از دوستان خیلی امیدوار بود ، به او گفتم این جلسه ، یک نمایش تئاتر بود .....

 نمی توان بر دورغ مسئولین سرپوش گذاشت !

ما را به بد بینی و سستی متهم می کردند و میکنند 

این را رد نمی کنم ، بعد از انتشار گواهی فوت تو در همکلاسی ، در میان سطر هایی که با اشک برایت تایپ کردم ، به منفی بافی های تو نیز اشاره نمودم ، امروز هم سر حرف خود هستم و باز هم تو را به منبع انرژی منفی تشبیه می کنم ! 

مساله ی حذف متن ها به آن تعداد و به آن صورت را که گفته ای مثل گذشته رد می کنم همانطور که خودت گفته ای : و چون در اینجا جای بحث مفصل نیست موکول می کنم به بحث حضوری!

پس از بحت حضوری که هم اکنون زمان آن را هماهنگ کرده ایم ، اگر مایل باشی نتیجه ی بحث را در همکلاسی منتشر می کنیم ! 

هر کس چون فکر می کند کار خودش صحیح است آنرا ادامه دهد و بدون اینکه تفکری و مشورتی انجام دهد به جای خوبی نخواهیم رسید . چون این عملکرد درس خود را پس داده است و معلوم شده است جوابی نمی دهد ... این دیدگاه و جبهه ی آقای توکلی باور کنید دوستان راه خوبی نیست چون نه بر اساس خرد گرایی جمع است و نه بر اساس تعقل منطقی......... جبهه گیری من کما اینکه مخالف جبهه بندی هستم اما چه کنیم که شرایط اینگونه اقتضا می کند این است  که باید بر اساس نظرات حداقل نصف از دانشجویان عمل کنیم و واقعا فکر شده نه احساساتی و بی فکر عمل کرد و بدون تک روی  !

اما سوال من این است به نظر شما بهترین راهکار حاضر چیست؟ یعنی چه کنیم که زودتر مشکلات حل شود؟ آیا راهکار آقایان توکلی و صفری و دوستانشان صحیح است و به نظر شما باید ادامه پیدا کند و جواب خواهد داد یا اینکه راهکاری که بنده یا دیگران پیشنهاد دادیم که بر اساس احساسات و شور نباشد و بر اساس فکر جمعی باشد و مشورت با حداقل نصف دانشجویان باشد پیش برویم؟امید وارم که به این سوال جوابهای خوبی داده شود......... حمید و پویا به گمان من رکورد هر فردی را در رفتن به دانشگاه و ساختمان مرکزی و صحبت با مسئولین زدند

 

در جملات فوق بنده و پویا را به تکروی متهم نموده ای ، به عدم مشورت ، به ناهماهنگی ، دوری از خرد جمعی ، عمل بر مبنی احساس و بدون فکر !

مسائلی باید روشن گردد تا سوء تفاهم ها رفع گردد ، کاش لزومی به طرح برخی واقعیت های تلخ نبود ........ زمانی که نمایندگان محترم ِ مهندسی فناوری اطلاعات با نمایندگان عزیز ِ مهندسی نرم افزار و مهندسی صنایع به شدت دچار اختلاف نظر شده بودند و حاضر نمی شدند با یکدیگر مشترکا جلسه بگذارند و تنها وقتی گوشه ای از اختلاف را در همکلاسی منتشر نمودند ، باعث شد مدتی جنگی میان رشته ای اتفاق بیافتند ( البته بین تعداد قلیلی دشمنی افتاد ) از آنجایی که منشاء این اختلافات بین نمایندگان رشته ها ، نوع انتخاب شدن ِ آنها بود ، و آز آنجایی که رشته ی ما آی تی بود ، و رابطه ی خوبی با نمایندگان ِ رشته ی خود داشتیم ، برای برون رفت از مشکلات و حل تفرقه های ایجاد شده ، برای شروع یک ارتباط صمیمی با نمایندگان رشته ی صنایع و نرم افزار برنامه ریزی انجام شد !

جلسات بسیاری با آنها برگزار شد ،  گاها در جلساتی به جای ِ نماینده های آی تی ، با آنها گفتگو می کردیم ( در زمانی که دیدار این دو گروه نماینده ، کار سختی می نمود ) به بیان دیگر ، نماینده ی نمایندگان بودیم ، همه ی سعی خود را کردیم که با وجود همه ی اختلاف نظر هایی که با نمایندگان هر سه رشته داریم ، اتحاد بین نمایندگان را بوجود آوریم ، نظرات ِ بی اهمیت ِخود را زیر پا گذاشتیم تا راحت تر به تفاهم و اتحاد دست یابیم ، موفق هم شدیم و هنوز هم با همه ی نمایندگان موقت از هر سه رشته ارتباطی مستمر داریم !

در کنار این با انتشار متن هایی همگام با سایر همکلاسیها در همکلاســــــی ، برای جهت دهی افکار عمومی به سمت اتحاد همه ی توان خود را به کار بردیم ، و خوشحالم ، نه بسیار خوشحالم که امروز میبینم بعد از گذشت مدت ها یکی از چیزهایی به همت ِ همه ی همکلاسی ها به آن دست یافته ایم ، فراموش کردن رشته هاست ، دیگر آن صحبت ها که من از فلان رشته ام ، نماینده ی تو با نماینده ی من مشکل مشکل دارد و ... پس من با مشکل دارم ، به گوش نمی خورد ، خیلی بیشتر از گذشته به اتحاد رسیده ایم و جریان یکی شدن ما مخصوصا با شروع کار انجمن ها یک روند سعودی را می پیماید !... دیگر خبری از اختلاف بین نمایندگان موقت نیست !

و اما حرکت بعدی تشکیل شورای صنفی بود تا مشکلات ریشه ای حل شود ، اعتقاد بر این بود که اگر خود دانشجویان با رای و انتخابات مستقیما در انتخاب نماینده دخیل باشند ، چنین اتفاقاتی دیگر رخ نخواهد داد ، مساله ی شورای صنفی را با هر دو گروه نماینده ، مطرح ساختیم ، و هر دو گروه خیلی راحت پذیرفتند ، چراکه قدرت طلب و خود رای نبودند ، از طرف گروه صنایع و نرم افزار مامور به پیگیری کار شورای صنفی و تشکل های دانشجویی شدیم ، با نماینده های گروه آی تی هماهنگ کردیم و پیگیری این مساله را آغاز نمودیم !

تک تک جلساتی که در آن شرک کردیم با هماهنگی و یا گاها با دعوت نمایندگان موقت بود ، از گروه آی تی و یا از گروه صنایع و نرم افزار برایمان فرقی نداشت ، البته در برخی جلسات که برای شورای صنفی برگزار شد ، لزومی به هماهنگی ندیدیم چراکه مساله ی تشکل های دانشجویی را به صورت کلی هماهنگ کرده بودیم !

حتی بنده در مورد خیلی از متن هایی که به عنوان یک عضو همکلاسی منتشر نمودم هم با نماینده ها هماهنگی کردم !  شاید هماهنگ هم نه ، اجازه میگرفتم، و خیلی از متن ها را چون اجازه نداشتم منتشر نکردم !

 

همانطور که اشاره کردی بنده و پویا رکورد دار تعداد جلسات با مسئولین بوده ایم ، آری رفتیم ، اما با این رفتن ها دو مساله همراه بود ، یک آنکه با هماهنگی کامل رفتیم ، و دو آنکه بنده علاوه بر آنکه در دیدار با مسئولین رکورد دار هستم ( که البته هیچگاه منتی بر کسی نمی گزارم ، کاری بود که برای خودم انجام دادم و نه برای دیگران ) در دیدار با همکلاسی ها هم رکورد دار هستم ، در مشورت با همکلاسی ها هم رکورد دار هستم ، به بیان دیگر بر خلاف تصور تو دوست عزیز ، با ساعت ها گفتگو و مشورت با طیف وسیعی از همکلاسی ها از هر سه رشته و ارتباط با تعدادی از ورودی های 85 ، سعی بر آن داشتم تا از خرد جمعی استفاده نمایم !

ضمن اینکه در تجمه 8 اسفند در گفتگو با مسئولین محترم وزارت علوم ، روی دو مساله چند بار تاکید شد ، بطوریکه خودم هم داشت از تکرار خنده ام می گرفت، یک آنکه در هر صورت باید مسئولین وزارت علوم را ببینیم و دو آنکه در گفتگو با مسئولین دانشگاه ، چون نماینده ای برای کلیه ی دانشجویان نداریم ، الزاما خواهان این هستیم تا این گفتگو با حضور همه و در سالن آمفی تئاتر باشد !  سالن آمفی تئاتر را برای خرد جمعی می طلبیدم !  وگرنه پیشنهاد مسئولین دیدار با چند دانشجو بود که این پیشنهاد رد گردید !

و اما جبهه گیری ، اگر جبهه ای که به آن اشاره داری ، استفاده از نظر نصف دانشجویان است ، بدان که جبهه ی دیگری در کار نیست و در یک جبهه هستیم ، خلاصه اگر فشنگ کم آوردی روی من و پویا هم حساب کن ، با پیگیری مساله ی شورای صنفی و الویت دادن به این مساله در عمل نشان داده ایم که خواهان شرکت همه ی دانشجویان در تصمیم گیری هستیم ، اما تا تشکیل شورای صنفی نمایندگان موقت را به رسمیت می شناسیم ، و هماهنگی با آنان را لازم می دانیم ، چراکه نمی خواهیم به نقطه ی صفر بر گردیم ، دخیل کردن نصف دانشجویان در تصمیم گیری به طور مستقیم عملا ممکن نیست ( 350 نفر می شوند ) اما اگر غیر مستقیم و با انتخاب نماینده باشد همه ی ما 700 نفر می توانیم در تصمیمات دخالت کنیم ، در مورد شورای صنفی خود تو هم در برخی جلسات دعوت شدی و سخن گفتی ، خط ما ، دو خط متقاطع نیست ، دو خط موازی هم نیست بلکه دقیقا بر هم منطبق است !


یک سوال از تو دوست خوب : آیا برای استفاده از خرد جمعی ، راهی معقول تر از تلاش برای ِ تشکیل شورای صنفی و حمایت از انجمن های کوچک فعلی وجود دارد ؟

و یک خواسته از تو دوست گرامی : در مورد مواردی که ظاهرا متناقض است توضیح بده تا مساله بر بنده نیر روشن گردد :

... آیا از اوایل مبرهن و مشخص نبود که وضع ما در اینجا درست نمی شود........ مشکلات همه ی ما یکی است همه ی ما دانشجوی مجازی هستیم و دلمان می خواهد مشکلات ما که تقریبا همه در جریان هستند حل شود اما برای رسیدن به هدف روشهای گوناگونی داریم که این کار را خراب کرده است..... بالاخره مشکل را حل شدنی میدانی یا نه ؟

این دیدگاه دیدگاهی بود که برای بهتر شدن و علم به اینکه اوضاع را بهتر خواهیم کرد هر کاری میکنیم از دفتر ریاست جمهموری گرفته تا رهبری و دفتر نماینده ی مجلس!!! آنگاه هم که می گفتیم دلخوش به آینها نباشید که آب در هاون کوفتن است.......... ولی حالا نقطه ی امیدی هست یه نام وزارت علوم اما باید با برنامه و اصول عمل کرد ، امید به مسئولین از رئیس جمهور تا نماینده ی مجلس آب در هاون کوفتن هست یا نه ؟

این مسائل را نمی دانستی ، چون بیان نشده بود ، مطمئنا قصد تو تاکید بر اتحاد واقعی و دوری از اتحاد ظاهری است ، نقدی که نوشتی واقعا لازم بود و فردا که تو را دیدم روی گلت را همانطور که بارها در چت بوسیدم ، خواهم بوسید !   بسیار از تو منونم ، با پویا تماس گرفتم او هم بسیار از نقد تو خرسند است و از تو متشکر ، کاش همه مثل تو صادق باشند ! 

 


به خاطر همه ی اشتباهاتی که کرده ام ، معذرت میخواهم !

http://kntu.blogsky.com/?Cat=32

 

نظرات 10 + ارسال نظر
علی طهرانی, , شنبه 11 اسفند 1386 ساعت 21:49

نظر من اینه در این وبلاگ را ببندید تا خیال همه راحت بشه
برو عمو جان برو
اگر به من هم پول داده بودند تا از یک شخص یا یک مکان دفاع کنم همین کار را می کردم

علی طهرانی, , شنبه 11 اسفند 1386 ساعت 21:53

شوخی کردم بابا سکته نکنید

, , شنبه 11 اسفند 1386 ساعت 21:57

بیکاری

, , شنبه 11 اسفند 1386 ساعت 21:57

منظورم اینه که بیکارید این همه مینویسی!

, , شنبه 11 اسفند 1386 ساعت 22:23

خیلی بیکاری .بیشتر الافی. نه نه نظرم عوض شد همون بیکاری بهتره.

, , شنبه 11 اسفند 1386 ساعت 22:28

seyed joon karet khobe! kare ahmid ham hamintor! ama khodayi ghabol kon ke hey energi manfi midi!! adamo asabi mikoni

علی طهرانی, , شنبه 11 اسفند 1386 ساعت 22:55

نظر من را پاک کن

با درود بر حمید عزیزم

با واقع لذت بردم از این نوشتار زیبا و متین٬ نه از لحاظ دفاع از شخص و یا اشخاصی و یا دیگر موضوع‌ها بلکه از شیوه‌ی زیبای گفت و گویت و حتی کامل‌تر از آنچه من برای یک گفت و گوی کامل متصور بودم٬ به واقع که باید از این نوشتار درس آموخته و دیگر اصولی را به اصولم اضافه نمایم...

در این نوشتار در مقابل دوستان منتقد خود نبودی بلکه با آنان بودی...
در این نوشتار با هدف تنش زایی پیش نرفتی بلکه با هدف تنش زدایی پیش رفتی...
در این نوشتار با بد بینی٬ بی اعتمادی٬ احساس عدم امنیت و سوء استفاده پیش نرفتی بلکه به مانند همیشه در جهت عکس آنها گام برداشتی...
در این نوشتار از شرایط زیبای گفت و گو استفاده جستی و نه مجادله و منازعه...
در این نوشتار به افکار عمومی پشت نکرده و با احترام به آنها پیش رفتی و آنها ملکه‌ی جهان و قدرت را پادشاهی ستمگر ساختی
و بطور وسیع و کامل در این نوشتار شرایط گفت و گو مشاهده شد و نه پیشا گفت و گو٬ و بسیاری دیگر از شرایط که زاید الوصف بوده و از وصفشان ناتوانم
و در نهایت رو به سویی گام برداشتی که همگان پیروز باشند٬ هر دو طرف گفت و گو٬ چراکه هدف را یکی متصور گشتی و آن هدف والای همگان است٬ یعنی اتحاد٬ همدلی و انسجام و نه جبهه گیری و وفاق...

امیدوارم آموزندهVی خوبی از درس‌هایی باشم که به ما آموخنی و بتوانم راهی را که در آن برای اتحاد همگان و پیروزی همگان برداشته‌ای ادامه دهم٬ و بی شک همه‌ی ما پیروز خواهیم بود...

با آرزوی بهترین‌ها برای تو دوست عزیزم
تا درودی دگر بار بدرودت می‌گویم...

سید محمد مهدی دزفولی, , یکشنبه 12 اسفند 1386 ساعت 01:40

سلام حمید من! سلام توکلی بی نوای من!!! چقدر خوب است که در اینجا همه نقد پذیرند. چقدر خوب است که حرفهای هم را می شنویم.چقدر خوب است که داریم یک دل می شویم و باز چقدر خوب است که همدیگر را داریم. اگر همدیگر را نداشتیم چه می شد؟ هنوز هم دوستت دارم حمید . خیلی بیشتر از آن چیزی که دیگران فکرش را هم بکنند . فردا می بینمت و مفصل صحبت می کنیم ... موفق باشی

, , یکشنبه 12 اسفند 1386 ساعت 11:36

alaf

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد