ابوسفیان رد صلاحیت نمی شود !
رد صلاحیت تعدادی از کاندیداهای محترم مجلس هشتم ، به بهانه ی مسلمان نبودن!
به نام خدا
این روزها خبر رد صلاحیت تعداد کثیری از کاندیدهای مجلس هشم در همکلاسی منتشر می شود ، چند روز پیش خبری خواندم مبنی بر اینکه تعدادی از کاندیداهای محترم از جمله یک روحانی به بهانه ی مسلمان نبودن رد صلاحیت شده اند !
پیامبر اسلام ، حضرت محمد(ص) در پاسخ به عهد شکنی ِ کفار برای فتح مکه لشگر کشی کرد ، و وقتی ابوسفیان خیمه های مسلمانان را دید از مغلوب شدن خود مطمئن شد و اعلام کرد که مسلمان شده است و به خاطر همین اسلام آوردن ظاهری ، توانست پیامبر اسلام را از دستور حمله برای فتح نظامی مکه منصرف نماید !
شکی نیست که پیامبر(ص) به خاطر علم خدادای و اتصال به عالم وحی کاملا از عدم ایمان قلبی ابوسفیان به اسلام آگاه بود اما او را چونان یک مسلمان واقعی در جامعه ی اسلامی پذیرفت !
کسی را به عنوان یک مسلمان پذیرفت که نه تنها خودش بلکه پسرش معاویه و نوه اش یزید از دشمنان جدی اسلام به شمار می آیند !
کسی را به مسلمانی پذیرفت که بی خبر نبود که نوه ی او روزگاری دستور به قطع علم اسلام و قتل ولایت الهی می دهد !
محمد (ص) که خود اسلام را آورد و ترویج داد ، اسلام آوردن لفظی یکی از بزرگترین دشمنان اسلام را پذیرفت ، این آقایانی که امروز به اسم دین ، طالبان خدمتگزاری را رد صلاحیت می کنند ، تسلیم کدامین دین هستند که اینگونه روش های محمدی را زیر سوال برده و بدعت می گزارند ؟
هنوز هم باور نمی کنم که فقهای اسلام از الفبای ِ دین بی اطلاع بوده و اینگونه رد صلاحیت کرده باشند اما اگر اخبار ِ رد صلاحیت ها به خاطر نا مسلمانی صحت داشته باشد ، می توان با قاطعیت نتیجه گرفت که این آقایان خود صلاحیت ِ تعیین صلاحیت، را ندارند !
ابوسفیان رد صلاحیت نشد ، آیا این رد صلاحیت شدگان ، از ابوسفیان هم کمترند؟ یا اینکه شما رقبای خود را کمتر از ابوسفیان و خود را بالاتر از محمد(ص) می دانید ؟
اگر از مقبولیت خود در بین مردم مطمئنید ، با آزاد گذاشتن عرصه ی انتخابات مقبولیت خود را به نمایش بگزارید ، بگزارید آنطور که امام راحل(ره) فرمودند ، میزان ، رای ملت باشد !
نگاهی به قرآن :
ای پیغمبر غمگین از آن مباش که گروهی از آنان که به زبان اظهار ایمان کنند و بدل ایمان نیاورند به راه کفر می باشند و نیز اندوهگین مباش از آنکه یهودانی که جاسوسی کنند سخنان فتنه خیز به جای کلمات حق تو به آن قومی که از کبر نزد تو نیایند میرسانند ..................و اگر حکم کردی میان آنها به عدالت حکم کن ، که خدا حکم کنندگان به عدل را دوست دارد .41 و 42 مائده
آنانکه رد صلاحیت می کنند ، حکم آنها به عدالت است یا به سیاست ؟
یادداشت های سیاسی ِ دانشجویان در همکلاسی :
از دانشجویان سال اولی الگو بگیرید ! حمید توکلی
بررسی مجدد طرح حجاب پلیسی به مناسبت ایام محرم حمید توکلی
چکمه بپوشید اما تا روز انتخابات پویا صفری
خانم رجبی ، تسلیم بودن بهتر از تحریف کردن است ! حمید توکلی
پاسخی به توهمات یک دوست مهدی دزفولی
تجدد یا تمدن؟ عاطفه شفیعی
تحلیلی بر انحلال مرکز گفت و گوی تمدنها پویا صفری
همکلاسی من ، نظر تو چیست ؟
بجای دفاع از ابو سفیان و یزید به تحریم عمومی بیاندیشید
تحریف!!
به نظر بنده ، تحریم انتخابات نشانه ی تسلیم شدنه و نتیجه ی جالبی هم نخواهد داشت ، باید راهکارهای بهتر ارائه داد !
آقای توکلی آیا همیشه تحریم نشانه تسلیم است یا ایندفعه اینگونه است؟
ممکنست بگویی کی تحریم= تسلیم نیست؟
تحریم عمومی می تواند مشروعیت اینگونه انتخابات را زیر سوال ببرد و جبهه مستقل دموکراسی خواه را تقویت نماید.امیدوارم تا انتخابات به این نتایج برسی.
وای بر آنانی که تاکنون گمان می کرده اند که التزام به اسلام دارند اما بعد از سالیان دراز فهمیدند که در چه خواب غفلتی بوده اند و خود بی خبر از آن. باید از هیات های اجرایی دولت نهم متشکر بود که آنها را بیدار کرده اند. البته اگر خود را به خواب نزده و نخواهند بیدار شوند. عدم التزام عملی به اسلام از دو حال خارج نیست؛ یا با اعتقاد است یا بدون اعتقاد.
چنانچه بدون اعتقاد باشد که جایی برای صحبت باقی نمی ماند، خدا هدایتشان کند ولی چنانچه با اعتقاد است از دو صورت خارج نتواند بود؛ یا این افراد پس از سالیان دراز از مسلمان بودنشان هنوز اسلام را به قدر کافی نمی شناسند تا به آن عمل کنند و بنابراین نقصان علم شان ناشی از فقدان کافی علم است یا منافق اند چرا که به رغم مسلمان بودن علم شان چیزی و عمل شان چیز دیگری است، پس در این حالت اینان علم دارند ولی چون بیمارند، عملی مخالف آن انجام می دهند.
پس اینگونه عدم التزام به اسلام آنها ریشه یابی می شود. البته خدای ناکرده به هیچ روی گمان نکنید عملکرد هیات های اجرایی دولت نهم برای ردصلاحیت ها مشمول این حالت شده است. آنها صرفاً براساس ضوابط عمل کرده اند. آنان هرچه بگویند و انجام دهند، از اعتقاد راسخ شان نشأت می گیرد. اما چنانچه حالت اول است یعنی این افراد عدم التزام شان به خاطر نقصان علم آنها به احکام و قوانین اسلام است باز از دو حال خارج نیست ؛یا ناشی از عدم همت و تلاش و اهمال و تساهل آنها در فراگیری احکام دین شان است یا آنها تلاش کرده اند ولی آنچه فرا گرفته اند آن اسلامی نبوده است که هیات های اجرایی آن را اسلام واقعی می دانند و صدالبته که اسلام مورد استناد هیات های اجرایی نمی تواند جز حقیقت اسلام باشد.
از تمامی موارد یادشده، مورد اخیر از همه خطرناک تر و بحث انگیزتر است چرا که کسانی هستند که گرچه افرادی دلسوز بوده اند، و خود را تابع اسلام واقعی می پنداشتند، عناصری که خود را منتسب به گروهک های موسوم به اصلاح طلبان می دانند و به این نام موهن مشهورند و حتی خود این نام می تواند هویت ملعون غیرالزام آور آنها به اسلام را عیان کند، این افراد از چند روز پیش کاشف به عمل آورده اند که آنچه سال ها به آن عمل کرده بودند اسلام واقعی نبوده است.
حال تکلیف این افراد از دو حال خارج نیست؛ یا توبه می کنند و از آنچه تاکنون عمل می کرده اند و آن را اسلامی می دانسته اند تبری می جویند و به اسلام واقعی روی می آورند یا آنکه بر آنچه عمل می کرده اند و بر اسلامی بودن آن اصرار می ورزند. دسته اول ان شاءالله مورد آمرزش قرار می گیرند و در دوره های آتی مورد لطف بیشتری برای احراز التزام عملی به اسلام واقع خواهند شد. ولی وای به حال دسته دوم که بر آنچه می کنند و اسلامی می دانند اصرار می ورزند در حالی که اسلامی نبوده و نیست. با اینان دو کار می توان کرد؛ یا باز آنها را ارشاد کرده و آنها توبه می کنند یا بر عقیده باطل خویش باقی می مانند...!!!
با درود بر دوست عزیزی که ما را به تحریم فرا میخواند
دوست عزیز گفتاری کوتاه٬ آنچه که اکنون به ذهنم میرسد را بیان میدارم٬ و اگر مایل بودید در بحثی مفصل به این مقوله میپردازیم.
البته در حال حاضر وضعیتی حاد و گیج کننده پدید آمده و به واقع اگر به قول جناب جلاییپور تجلیلها تا قبل بیش از یک هفته تداوم نداشت٬ اکنون بیش از روز و یا حتی در پارهای از موارد ساعاتی را نمیتوان برای یک تحلیل صادق دانست!!!
اما آنچه به در حال حاضر به نظر میرسد این است که٬ نباید اجازه داد همزمان با حذف شخص و فرد اصلاح طلبان ، تجربه اصلاح طلبی آگاهانه و مستقل دست کم در دهه اخیر نیز حذف شود . اصلاح طلبی یک جریان و یک روند است که بسیاری از عاقلان و معتدلان جناح راست نیز اندک اندک به آن می پیوندند و یکدست شدن حاکمیت هزینه های بسیار گزافی بر مردم و بویژه طبقات پایین جامعه وارد می آورد که تا سال ها قابل جبران نخواهد بود.
بنابراین در حالت کلی به نظر میرسد که حتی اگر میتوان اقلیتی از اصلاح طلبان را در مجلس تشکیل داد٬ نباید از آن غافل گشته و با استفاده از این پتانسیل هرچند کم و نا چیز از آن بهره جست و لااقل از بازگشت و پسرفت بیش از این اجتناب ورزید...
با آرزوی بهترینها برایتان و با امید به روزهای بهتر
تا درودی دگر بار بدرود
جناب صفری جایگاهتان را مشخص فرمایید: شما یا از جایگاه مردم مظلوم و فلاکت زده صحبت می کنید ویا از جایگاه عده ای اصلاح طلب؟
از دیدگاه اول بنفع مردم است که انتخابات را تحریم نمایند تا این مشروعیت از حکومت سلب گردد و دموکراسی طلبی در جبهه ای مستقل دنبال گردد.
ولی از دیدگاه دوم که ظاهرا شما هم جزو آن می باشید ترک قدرت سیاسی حتی برای چند صباحی غیر قابل تصور می باشد .مگر از این جایگاه چه کاری برای مردم فلک زده میکنید؟
حقا که باید مثل دوستتان از ابوسفیان و معاویه و یزید وشمر دفاع کنید چون آنان نیز بهر طریق می خواستند حکومت کنند.
با درودی دگر بار بر دوست عزیز تحریمیمان
دوست عزیز٬ در درجهی اول لازم میدانم که بگویم٬ بنده نه عضو هیچ یک از احزاب اصلاح طلبم و نه هیچ گونه نسبتی با هیچ یک از آنها دارم٬ بنابراین اینگونه نسبتها از من مبری است!
اما اگر بخواهید تعریفی کوتاه و مجمل از من بخواهید باید عرض نمایم که:
تحول خواهم ; یعنی از وضع موجود ناراضی هستم ، اما در چارچوب قانون اعتراض می کنیم.
در انتخابات شرکت می کنم چون راه بهتر از حرکت دموکراتیک برای اصلاح امور نمی شناسیم.
به فهرست اصلاح طلبان رای می دهم چون دغدغه مشترک بیشتری داریم و بهتر حرف همدیگر را می فهمیم...
حال میتوانید نوع و جنس تفکر مرا تشخیص دهید٬ که از چه جایگاه و مقامی با شما سخن میگویم٬ و خوشحال میشوم تا تعریف و راهبرد اجرایی شما را نیز بدانم!
اما در باب تحریم انتخابات٬ خوب به یاد داریم ۲ سال و نیم پیش را
همین تحریمی که اکنون دم از آن میزنید آن زمان نیز رخ داد٬ گمان میکنم که شما هم در زمرهی آن تحریمیها بوده باشید٬ نتیجهاش را هم آن زمان و هم در حال حاضر همگان مشاهده مینماییم٬ و با مقایسهای سرانگشنی و نگاهی به اطراف به راحتی میتوانیم وضع ۳ سال پیشمان را با حال حاضرمان مقایسه نماییم.
آیا در آن زمان چیزی از مشروعیت نظام کاسته شد؟!
آیا تغیری جز کند شدن حرکتمان به سوی دموکراسی روی داد؟!
آیا جز این شد که علیرغم درآمدهای افسانهای نفت تورمی افسار گسیخته نصیب مردم گشت؟!
و آیا...؟!!!
نه دوست من٬ از تحریم چیزی جز وضع اسف بار امروز عایدما نگشت٬ و هر روز نیز شاهد افول بیش از حد این وضع هستیم.
آیا باز هم میخواهیم به همین وضع ادامه داده٬ و اقتدار گرایان ما را به قهقرای بیشتری سوق دهند؟!
گمان نمیکنم که مردم مظلوم و فلاکت زدهایی را که شما دم از آن میزنید٬ که البته به گمان من ایرانی در هیچ زمانی لااقل فلاکت زده نخواهد بود٬ باشد٬ و البته ما هیچ کدام نمیتوانیم از جانب مردم سخن گوییم٬ و هر یک تنها از جانب خود سخن میگوییم و بس...!
دوستتان حد اقل این جرات را داشت تا ابوسفیانی بودنش را اقرار نماید ولی شما سراپا سفسطه هستید ، چه نصیبتان می شود نمی دانم ، شاید از ناآگاهیتان باشد ویا حتما باید یک تراژدی را چندین بار برایتان تکرار نمایند تا باور کنید رستم و سهراب واقعیت دارد.
من از مردمی حرف می زنم که از صبح تا شب و در خانه با آنها سر وکار دارم و سنگ آنها را بسینه میزنم شما چه؟ از مفت خورانی دفاع می کنی که تا دیروز شکنجه گر بوده اند و حالا اصلاح طلب شده اند این آقایان باید خودشان را همرنگ جناح برتر نماییند تا مقبولیت پیدا کنند ولی مردم لازم نیست مثل بوقلمون رنگ عوض نمایند ساده و پاکدل هستند بیشتر اوقات گول وعده های امثال احمدی نژاد را هم میخورند.
فراموش نکنید که آقای کروبی با وعده ۵۰ هزار تومانی بدنبال جمع کردن رای بود حالا اصلاح طلبان با حربه کند تورم می خواهند به مردم وعده پوشالی بدهند.
فرموده اید تحریم دو سال و نیم پیش باعث این همه بد بختی شده واقعا برایتان متاسفم چون دوسال ونیم است همه قدرت در دست حکومتچیان و منجمله اصلاح طلبان است که این وضع پیش آمده و با شرکت مجدد در انتخابات بد تر هم خواهد شد.
در مورد مشروعیت نظام هم کسانیکه رای داده اند باید پاسخگو باشند چونکه اگر رای نمی دادند مشروعیتی برای آنها باقی نمیماند حالا همان اشتباه دوباره به بهانه های دیگر تکرار می گردد.موکدا بگویم اصلاح طلبانی مثل شما مقصرید و جواب مردم را نمی توانید بدهید.
دموکراسی که از این طریق بدست بیاید که مطمئنا بدست نمیآید ارزانی شما و اسطوره های اصلاح طلبتان، دموکراسی از دل آزادی مردم بدست می آید نه این انتخابات مسخره.
اقتدارگرایان اگر توانسته اند به مردم زور بگویند بهمت اصلاح طلبان این کار را کرده اند و از اینکه از بالا بزیر بیافتید نترسید لااقل یکبار امتحان کنید و در کنار مردم در پایین مبارزه نمایید از هزینه اش هم نترسید.
در مورد مردم و فلاکت آنها اظهار نظر فرمودید : خواهشا لحظاتی از هفته را در پایین شهر قدم بزنید ویا از آمار و ارقام بیکاری و فحشا و...مطلع گردید میدانید نرخ بیکاری چقدر است؟
می دانید چرا صادرات دختران ایرانی بخاطر فقر است .
شما ممکن است از طرف خودتان حرف بزنید که بنظر من اینگونه نیست شما فقط حرفهای اصلاح طلبان را بلغور میکنید و حتی حرف همصنفانتان هم برایتان غریب می آید چه رسد به حرف حلبی نشینان!ولی من حرف دل فلاکت زدگان را می گویم.
زنده باد مخالف واقعی من
با درودی دگر بار بر دوست عزیز تحریم گرمان
دوست من٬ نیک به یاد دارم که چندی پیش دوستی دیگر٬ که اصول گرا بود نیز از این ادبیات جالب شما استفاده مینمود٬ یعنی دیپلماسی تهاجمی! دیپلماسی جالبی است٬ در آنجا بررسیاش نمودیم٬ اگر مایل بودید نیم نگاهی بر آن اندازید (http://kntu.blogsky.com/?PostID=2011)٬ چراکه در مورد شما نیز بسیار صادق است٬ توضیح اندک آنکه به نظر میرسذ شما نیز به مثابه آن دوست اصول گرایمان هیچ برای گفتن ندارید و تنها با تهاجم به طرف مقابلتان قصد دارید تا هدفتان را پیش برید...!
اما در باب معرفی خود و ارائه تعریفی از خود باید عرض نمایم که گویا شما دچار وضعیت توصیف شده هستید٬ و دائما با سفسطههای خود قصد گریز داشته و به تهاجم طرف مقابل خود میپردازید٬ من هم همهی مشخصات خود را ذکر مینمایم٬ هم مرام خود را گفتم و هم هر آنچه که لازم بود٬ ولی به نظر میرسد که شما آنقدر بی هویت هستید که حتی جسارت آن را ندارید تا نام خود را بگویید!!! چه رسد به راهکار اجراییتان که در نظر قبل از شما پرسش شد و هیچ به روی مبارکتان نیاوردید!
و چه تعجب آور که شما دایرهی دیدتان آنقدر تنگ و محدود است که مردم ایران را در افرادی که از صبح تا شب با آنها سر و کار دارید محدود مینمایید٬ و تنها سنگ آنها را به سینه میزنید!!!
نه دوست من٬ مردم ایران در این چند نفری که شما میبینید محدود نگشته و بسیار وسیعتر از آنند که شما میپندارید.
اما جلوتر اظهار لطف خود را نسبت به اصلاح طلبان ذکر فرمودید و فرمودید: اصلاح طلبان خود را همرنگ جناح برتر مینمایند!!!
دوست من اگر اینچنین بود چه نیازی به این همه اعتراض و رایزنی و انتقاد و تلاش بود...؟!!!
اگر اینچنین بود که اکنون باید اصلاح طلبان را در قامت اصولگرایی رصد مینمودیم...!!!
اما آقای کروبی را هم که میفرمایید٬ در آن زمان جزو ائتلاف اصلاح طلبان نبودند٬ و امروز هم در قبال خطاهایی که مرتکب میگردند تذکرهای جدی به ایشان داده میشود.
و در باب برنامهی کنونی اصلاح طلبان نیز خوشبختانه برنامهشان پیش روی ما بوده و به راحتی برنامههای آنها را در حوزهی سیاسی٬ اقتصادی٬ فرهنگی و ... میتوان روئیت نمود.
http://kntu.blogsky.com/?PostID=1821
و در ادامه دیگر شگفتی را به نهایت رساندید و فرمودید که در این دو سال و نیم حکومت در اختیار اصلاح طلبان بوده است...!!!
به واقع که از این گفتهی شما به نهایت شگفتی رسیدم!
جالب است٬ چند روز پیش پسرکی دبستانی را میدیدم که روزنامه ی همشهری در دست داشت٬ و حتی او هم میداست که دولت و حکومت حاضر اصول گراست٬ ولی به نظر میرسد که شما از اندک آگاهی آن کودک دبستانی هم عاجزید...!!!
پیشنهاد میکنم تا به جای پرسه زدن در کوچه پس کوچههای پایین شهر از سیاست روز کشورتان در حداقل خود آگاهی داشته باشید...!!!
اما همواره این را بدانید که بخش زیادی از مردم٬ علیرغم الطاف بیشمار شما نسبت به اصلاح طلبان٬ دولت اصلاحات را یک دولت قوی و دارای برنامه میدانند که خدمات اقتصادی و سیاسی آن و شرایط مناسب آن دوره کاملا در ذهن ملت است. مردم در عمق وجدانشان از خاتمی و دولت او دفاع می کنند
مردم خاطره شیرینی از اصلاحات دارند و این علیرغم همه فحاشیهایی است که علیه اصلاحطلبان انجام دادید.
میتوانید این رضایت و خاطرات شیرین را در استقبالهای پر شور مردم از جناب خاتمی در مشهد٬ تبریز٬ کرمان و ... در همین چند ماههی اخیر ببینید٬ حتی هم صنفن من نیز به زیبایی پاس داشتند آن خاطرات شیرین را...!!!
و چه شکوهی دارد این استقبال زمانی که در قدرت نباشی و اینگونه از زحماتت قدر دانی نمایند...
http://kntu.blogsky.com/?PostID=1151
http://kntu.blogsky.com/?PostID=1298
http://kntu.blogsky.com/?PostID=798
اما دوست من لازم است بدانی که در اکثر نقاط کشور٬ انتخابات مجلس یک امر سیاسی محسوب نگشته و مردم آن نواحی که شما سنگشتان را به گفتهی خود بر سینه میکوبید برای رفع مشکلات روز مره و معیشتی خویش در این انتخابات شرکت جسته و از آن حمایت مینمایند٬ بنابراین حتی اگر ما آن را تحریم نماییم خواه نا خواه عدهی کثیری از مردم در آن شرکت میجویند٬ و از آن حمایت مینمایند٬ و البته نمیتوان آنها را به جرم پیشبرد رفع مشکلات معیشتی خویش متهمشان نمود...
لازم است تا کمی به جای آن پرسههای پنهانی کمی هم به جامعه شناسی مرز و بوم خود پردازید.
اما دموکراسی را از روش ما مسخر خواندید...!!!
دوست عزیز دموکراسی از هر راهی بدست آید مقدس است و زیبا و جاودانگی...
اما راه زیبای شما برای دست یابی یه دموکراسی چیست؟!!!
باری دیگر میخواهید در تاریخ معاصر ایران سومین انقلاب را تجربه نمایید؟!!
اینبار چه حکومتی میخواهد خون این مردم را در شیشه کند...؟!!!
نه دوست من٬ این رسم سیاست ورزی نیست...
اگر مرام و مسلکی دارید٬ اگر راه و چارهای دارید٬ آن را طرح نمایید و از آن دفاع کنید٬ و اگر هم تنها خود را منتقد میدانید و میخواهید با تخریب دیگران خود را اثبات نمایید٬ این را بدانید که نه این رسن بالا بردن خویش است٬ و لااقل رسم نقد را یاد گیرید.
و به گفتهی امام حسین(ع): اگر دین ندارید٬ که ندارید٬ لااقل آزاده باشید...
درود بر ابوسفیانی عزیز
سخن از دیپلماسی تهاجمی می کنی حال آنکه معنی آنرا درست بکار نمی گیری ، امثال شما که با سیاست وقدرت لاس می زنید از اینگونه دیپلماسی استفاده می کنید بنده خیلی پوست کنده حرف زدم.
آیا نام من برایتان مشکلی حل میکند یا برای دوستان ....میخواهید. راهکار را چند بار بطور مشخص گفتم ولی شما اینقدر غرق در انتحابات پوشالی هستی که اصلا توجه نمی کنی.ایجاد حرکت مستقل دموکراسی طلبی که هم اکنون در همان کوچه بازار های مورد تمسخر شما بوفور یافت می شود ولی شما در خواب خرگوشی بسر می بری!
گفته بودی بنده فقط چند نفر اطرافم را می بینم! من بتو گفتم سفسطه جو ، سفسطه شاخ و دم ندارد همین است که شما می گویی.بنده مشتی را برای نمونه خروار بتو نشان دادم لیکن همان هم برایتان زیاد بود.
بنده گفتم اصلاح طلبان بخشی از حکومت هستند اگر این جمله را نمیفهمی بهتر است از چند بجه دبستانی که معنی بخش وکل را می فهمند سوال کنی.مجددا میگویم بیچارگی و فلاکت کنونی مردم بخشا به حضرات اصلاح طلب بر می گردد که در حکومت سهم دارند.
بطریقی که شما از انتخابات صحبت میکنید مردم برای رسیدن به معاش زندگیشان در انتخابات شرکت میکنند حتما مثل ادوار گذشته که به معاششان رسیده اند.
هنوز آقایان ابوسفیان پاسخ سوال مرا ندادید : در چه صورت انتخابات تحریم میشود ؟ لطفا چند تا نمونه هم برای این بچه دبستانی بگویید تا متوجه منظورتان گردم.
امثال کروبی و خاتمی چند تا توجیه گر نامنتقد داشته باشند نیازی به وزارت اطلاعات هم ندارند.از استقبال مردمی بیش از این نگویید که نمونه های بسیاری از دیگر شخصیت ها را سراغ دارم که جمعیت "میلیونی" از آنها استقبال می کنند ولی منفور ملت هستند.
در پایان لازم دیده بودم امثال شما را با واقعیات جامعه آشنا کنم ، روش و مسلک بنده در آن قانون اساسی تنگ و تاریک مقدس شما قرار ندارد و اگر بنا بود خودم را مطرح کنم مثل شما بیرق ابوسفیان و یزید بدست میگرفتم .مطمئن باشید مبارزه در پایین ادامه دارد.
با گرمترین درودها بر نیکترین دوستان
دوست عزیز٬ گمان میکنم که معنی تهاجم را میتوان به راحتی در سخنان شما یافت و آن را درک نمود٬ و نیازی به کاربرد صحیح یا نا صحیح آن نیست٬ در سخنان شما این دیپلماسی موج زده و متبلور است...
دوست عزیز اگر راهکار شما این است٬ که خوب این راهکار زیبا میتوانسته و میتواند سالها در این مرز و بوم جریان داشته بوده و باشد!!!
اما چرا در این سالیان متمادی هیچگونه بازخورد و نتیجهای را در بر نداشته؟!
این جریان میتوانسته از زمان مشروطه٬ و حتی قبلتر جریان داشته بوده باشد و تا به الان نیز ادامهی آمده باشد٬ و حتی در ۲۵ سال و یا حتی ۱۰ سال و یا حتی...!!!
ولی نتیجهاش چه بوده...؟!!!
به نظر هیچ!
دوست عزیز اگر راهکارتان ایجاد حرکت مستقل دموکراسی طلبی است که این راهکار را میتوان چه با تحریم و چه بدون تحریم٬ چه با حضور چپ٬ چه با حضور راست٬ چه اصلاح طلب٬ چه اصول گرا و چه و چه به انجام رسانید٬ چراکه به گفتهی شما مستقل است و تافتهای جدا بافته! پس مشکلتان با حکومت و وضع موجود چیست...؟؟؟
به راه خود ادامه دهید و در توهمات خود به دموکراسیتان نیل یابید...!!!
نه دوست من! راهکار شما بی مسئولیتی توأم با تهاجم است!
راهمار شما توهمی بیش نیست که حاصلش را به عینه مشاهده مینماییم!
اما اگر هدف را فشار از پایین قرار دادهاید٬ که خوب این عقبهی فکری اصلاح طلبان است!
فشار از پایین٬ چانه زنی از بالا
این راهکار خیلی پیش از آنکه به دایرهی محدود افکار شما رسد طرح و اجرا گردیده٬ و این از راهکارهای اصلی اصلاح طلبان است که به نظر میرسد به تازگی شما به آن دست یافتهاید٬ و البته گویا که تنها به قسمت اول آن دست یافتهاید٬ و بسیار مانده تا قسنت دومش را نیز در یابید...!
فشار از پایی زمانی ارزش دارد که در بالا نیز بتوان با چانه زنیهای لازم مطالبات را بر آورده نمود!
در غیر این صورت به انقلابی منتهی میگردد که در این ۱۰۰ ساله ۲ بار تجربه شد.
اما فرمودید مشتی از خروار!
پس لازم است تار خروار خود را نظاره نمایید تا بعد از آن مشاهده مشت خود را بردارید٬ به نظر میرسد که خروار شما از محلهتان تجاوز نمیکند...!
دوست عزیز٬ به حتم این را هم آن کودک دبستانی درک مینمود که بخشی از پتانسیل خاموش بودن یک حکومت کارهای نیست٬ و آن پتانسیل فعال و در قدرت حکومت است که مارساز بوده امور را به پیش میراند٬ وگرنه که آن پتانسیل خاموش نظاره گر است و هشدار دهنده٬ که اصلاح طلبان حتی اینگونه وظایف خود را به نحو احسن به انجام رساندند.
اما در باب معاش هم باید عرض نمایم که آن شهروندان عزیزمان٬ به انگیزهی تأمین این معاش به صحنه میآیند٬ حال تأمین آن و یا عدم آن بحث دیگری است٬ مهم انگیزش این شرکت است و نه حصول نتیجه...
اما راهکارهای تحریم را از منی که تحریمی نیستم٬ و آن را اجرایی و مفید نمیدانم نباید پرسید٬ بلکه باید از شما که این راهکار غیر مسئولانه را طرح نموده و به قصد گریز آن را بر میگزینید پرسش نمود...!!!
در باب استقبال هم باید به عرضتان برسانم که آری استقبالها فراوانی از اشخاص فراوانی صورت گرفته و میگیرد٬ اما چه چیز این استقبالها آن را از دیگران متمایز و برتر میسازد؟!
اینکه آقای خاتمی در آن زمان (۲ تا ۳ ماههی پیشین) در قدرت نبودند و اینگونه از ایشان استقبال شد٬ حال آنکه دیگران در قدرت مورد چنین استقبالی قرار گرفتند...!!!
اما در باب قانون اساسی هم باید به عرضتان برسانم٬ که به حتم این قانون اساسی و یا هر قانون اساسی دیگری دچار نقصهایی میباشد٬ و از نقض مبری نخواهند بود٬ اما حرف این است که ابتدا پتانسیلهای نهفتهی همین قانون را بلفعل نماییم٬ و اجرای آن را اعمال نماییم و بعد به دنبال قانون دیگری باشیم٬ چه ضمانتی وجود دارد که اعمال دیگر قوانین به انجام برسد؟!
ضمن آنکه همانطور که ما را اصلاح طلب مینامید٬ ما به دنبال نقصهای این قانون هستیم...
اما حرکتتان که در پیش بررسی گشت٬ و به حتم هم فشار از پایین به همراه چانه زنی از بالا ادامه داشته و خواهد داشت٬ ولی نه با بی مسئولیتی٬ و بی هویتی! بلکه با مسئولیت٬ هویت و مشی و ارادهی اصلاح طلبی...
شعار آقای حجاریان با گلوله ای که خورد از بین رفت .حتما یادتان هست که آقای حجاریان شعار دو گانه چانه زنی را ابداع نمودند و همان چانه توسط شرکای حکومتیشان بزیر کشیده شد و تنها چانه زنی در بالا برایشان باقی ماند.
ممکن است دست از بلوف های بچه گانه برداری و حرکات اصلاح طلبان را در دل مردم نشان دهی؟
آقای عزیز اصلاح طلبان تنها در بالا مشغول معامله سر حق وحقوق مردم نیستند بلکه برای مقدار قدرتشان چانه می زنند .
آقای لاری به ۱۰٪ رضایت داده شما مردم را به چند می فروشی؟ اصلا واژه مردم برای حضرتعالی معنی دارد؟
شما که از مشروطه تا ۵۷ و....را نفی می کنی نباید از یک نفر بزرگترت سوال میکردی تا حد اقل بشما بگویند در همان دوران هم این آقایان از مرتجعترین جناح ها حمایت میکردند و برای امثال مصدق تره هم خرد نمیکنند؟
آقای عزیز اینها که بدنبالشان راه افتاده ای آنهایی نیستند که تصور می کنی.
انقلاب مشروطه را نه شما می توانی نفی کنی نه هیچ ایرانی دیگر.اگر شکست خورد بخاطر همین عمامه بسر ها بود که شما بدنبالشان افتاده ای.
انقلاب ۵۷ را مردم انجام دادند ولی شکست خورد چون بدست عده ای عمامه بسر افتاد.
خدا کند این عمامه بسر ها دست از سر این ملت بردارند بخصوص حالا که جیبهایشان هم پر شده.
در باب قانون اساسی و ظرفیت هایش چیزی نمی دانی بهتر است اصول آنرا بخصوص بند اساسی آنرا برای خودت تحلیل کنی تا بفهمی قابل تغییر نیست.
امیدوار بودم شما بعنوان یک تحلیلگر این سایت که مرتب مور تشویق دوستان هستی بتوانی لااقل چند تا دلیل محکم و مردم پسند ارائه کنی ولی افسوس و صد افسوس
با دودی دگر بار
دوست عزیز٬ هرگز افکار و آرای یک فرد٬ جریان و گروه اینگونه از میان نرفته و نخواهد رفت...
این تفکر زیبا همچنان ادامه داشته و خواهد داشت٬ مصداقهای عملی آن را میبینیم...
جامعهی مدنی که در سالها اخیر به وجود آمده حاصل کار اصلاح طلبان است که همچنان هم ادامهاش میدهند و هم بهایش را میپردازند...
آقای باقی در نهایت آزادگی و روشنی٬ برای دفاع از حقوق زندانیان٬ در کنار آنان است...
آقای قابل که اتفاقا روحانی نیز میباشند٬ به جرم ابراز عقاید خود محکوم به ۴۰ ماه حبس٬ جریمهی نقدی و خلع لباس گشتهاند
آقای حجاریان که در همان سالهای اول٬ آن شد آنچه شد...
نمونهها بسیارند٬ باز هم بگویم از تلاشها و بهای گزافی که پرداخته میشود...؟!!!
چگونه میتوانید اینها را از بین رفتن آرا و افکار یا بلوف و یا مردم فروشی بدانید...؟!!!
نه دوست من٬ اصلاح طلبان محکم و استوار در قبال دفاع از حق مردم مرز و بوم خویش میایستند٬ و این وصلهها که شما میگویید ذرهای به آنها قدرت چسبندگی ندارد...
دوست عزیز٬ من هرگز مشروطه را نفی نکردم٬ و دستاورد آن برگی است زرین در تاریخ ایران٬ ولی به واقع حاصل و نتیجهی آن چه شد؟!
تا به چه زمانی میخواهیم با گردن ننهادن بر کارهای خویش٬ و سلب مسئولیت از آنها از گذشتهی خویش بگریزیم...؟!!!
کمی مسئولیت کردههایمان را بپذیریم...
کمی در آنها کند و کاو نماییم...
کمی در رفتارهای خود تجدید نظر نماییم...
با این رویکردها ره به جایی نخواهیم برد جز همین نقطهای که در آن قرار داریم!
پس با تأمل و تعقلی بیشتر رو به آینده نگریم٬ و دوباره اشتباهات گذشتهمان را مرتکب نگردیم٬ و با ارائهی راهکارهای منطقی و خرد گرایانه خواهان ادامهی راه باشیم٬ و اگر راهی نداریم٬ با تخریب و پوچ گرایی راه را به بی راهه نبریم...
امید به آنکه شما نیز راه خود را باز یابید و با روشنی فراوان آن را طی نمایید...
جناب صفری درود بر تو
قصد ندارم بیش از این افکار شما را به سخره بکشم چون شما صاحب تفکری جهان بینانه نیستی و خدای نکرده ممکن است این بحث جسارت به شخص شما شود که من اصلا چنین قصدی ندارم .
آنچه بنده دنبال می کنم برآمده از یک تفکر جهان بینانه و مخالف شماست .
ضمن احترام به شخص شما آرزوی موفقیت در تحصیلات را برای شما دارم.
با درودی دگر بار
بسیار خوشنود و مسرور گشتم از این بحث زیبا و دامنه دار٬ خوشبختانه در این دامنه حرمتها و حیثیتها در حد ممکن و نسبتا مطلوبی حفظ گردیده و به جایگاه نسبتا مناسبی نیز گشتیم٬ و اگر در این بین جسارتی نسبت به حضرت عالی داشتم٬ جدا از آن پوزش میطلبم.
امید به آنکه در آینده نیز اینگونه بحثهای مفید ادامه داشته و ما را به سر منزل مقصود رساند.
با آرزوی بهترینها برایتان
تا درودی دگر بار بدرود
عدم التزام عملی به اسلام با مسلمان نبودن فرق می کنه عزیز من! روحانیو غیر روحانیم نداره. خیلی از مسلمونا خیلی از احکام اسلام رو رعایت نمی کنن. اون داستان ابوسفیان هم هیچ ربطی به موضوع ردصلاحیتها نداره . مگه پیامبر به ابوسفیان مسئولیت قانونگذاری داد؟! خواهشا وقتی می خواید دلیل بیارید قبلش کمی فکر کنید.
لطفا از کلام امام در جهت اهداف خودتون استفاده نکنید. میزان رای ملت است ولی در چهارچوب اسلام! حرف امام اینه. متاسفانه قسمتی از فرمایشات ایشان که مطابق خواست خودتونه رو مینویسید ولی بقیشو نادیده می گیرید.اگر قبول ندارید کتاب ولایت فقیه ایشان را مطالعه کنید تا از نظراتشان مطلع شوید.
چهار چوب اسلام چه کوفتیه دیگه؟
یعنی ۷۵ میلیون مسلمون رای بدن اونوقت ۲تا اخوند پاپتی با ۲تا قانون ساختگی یه ملت مسلمون رو وتو کنن؟
تو به این میگی اسلام واقعی؟
اینجاست که مسلمون و نا مسلمون خودشون رو رو می کنن.