ادامه تقابل حامیان هاشمی و دولت درباره نرخ تورم
انتقادات هشدارآمیز هاشمی رفسنجانی درباره رشد تورم با واکنش «غلامحسین الهام» سخنگوی دولت احمدینژاد مواجه شد. او در پاسخ به هاشمی، به تورم بیش از 40 درصدی دولت اول وی اشاره کرد که حاصل سیاستهای تعدیل اقتصادی بود و او را واداشت تا روند تحولات اقتصادی را در دولت دوم خود، کند و تا حدودی متوقف کند. الهام در پاسخ به هاشمی گفت که دولت نهم نمیخواهد دست به تکرار تجربه کسانی بزند که ادامه راه آنان به «تورم 100 درصدی» میانجامد. این سخنان اما، از سوی حامیان هاشمی بیپاسخ نمانده است.
«سعید لیلاز» از تحلیلگران سیاسی-اقتصادی طیف هاشمی که جزو مدافعان جدی سیاست تعدیل محسوب میشود، در گفت و گو با خبرگزاری آفتاب (وابسته به حزب اعتدال و توسعه) گفت:«یکی از دلایل این اظهارات این است که آقای الهام از علم اقتصاد چیزی نمیداند و با مفاهیم اقتصاد آشنا نیست.»
وی افزود: در همین مصاحبه مسائل غیرواقعی عنوان شد. یکی از این مسائل این بود که عنوان شد نرخ تورم از 16 درصد به 6/13 رسید. در حالی که میدانیم نرخ تورم در پایینترین سطح خود در سال 1385 رسیده بود که این اتفاق در ادامه سیاستهای پولی و مالی دولت آقای خاتمی بود. امسال اما نرخ تورم نسبت به متوسط سال 1384 حداقل 7 درصد افزایش خواهد یافت. متاسفانه در این زمینه آمارهای خلاف واقع فراوان است.
این روزنامهنگار در عینحال رشد افسارگسیخته تورم در دولت اول هاشمی را تایید کرد و ادامه داد: تورم در سالهای 73 و 74 یک واقعیت عینی است. نباید در هر شرایطی انصاف را زیرپا گذاشت. این امر نیز تا حدود زیادی به دلیل اتخاذ سیاستهای غلط بود. در ایران ریشه تورم کسری بودجه دولت است. دلیل این امر میتواند ناشی از آن باشد که هزینههای دولت بیشتر از درآمدهاست. تا پیش از افزایش قیمت جهانی نفت خام،دولتها کسری بودجه خود را از بانک مرکزی استقراض میکردند. بعد از افزایش قیمت نفت و ایجاد ذخیره ارزی مازاد ارزی را میفروشند و تبدیل به ریال می کنند. هر دو دلیل در دولت نهم باعث افزایش تورم بوده است.
لیلاز شرایط تحویل گرفتن دولت توسط احمدینژاد را با شرایط دوران اقای هاشمی غیرقابل مقایسه دانست و اضافه کرد: اقتصاد ایران بعد از جنگ اقتصاد خرابی بود. بدون سرمایه انباشته. این وضع را مقایسه کنید با سال 84 که خزانه پر از پول و زیرساختها در وضعیت متوسط به بالا بود. هاشمی رفسنجانی در فقدان منابع و یا استقراض خارجی سازندگی را شروع کرد. دولت آقای هاشمی کسری بودجه و تورم ناشی از آن را در مسائل عمرانی هزینه میکرد که در حکم مالیات ملی بود. اما آقای احمدینژاد و دولتش آن را در هزینههای جاری و برای بزرگ کردن بدنه دولت و خریدن رای گروههای خاص اجتماعی هزینهمی کند. این دو با هم زمین تا آسمان فرق میکند.
وی در ادامه خاطر نشان کرد: دولت آقای احمدینژاد تمام این تورم را که منجر به فقیر شدن میلیونها نفر در ایران شده صرف هزینههای جاری کرده است. امروز تصویب شده که 5/3 هزار میلیارد تومان را از محل بودجه عمرانی بردارند و در محل بودجه جاری هزینه کنند. تورم در سال 74 ،50 درصد و در سال 75 حدود 35 درصد بوده است که بخش بسیار بزرگی از آن ناشی از سیاستهای اشتباه اقتصادی بوده است. اما هرگونه مقایسه وضعیت فعلی با سالهای نخست دهه 70 یک مغالطه بزرگ است؛ کشور بعد از جنگ تمامی زیرساختهای خود را از دست داده بود، زیربنایی در کشور نبود، نه راه و نه مخابرات بود و نه امکانات آموزشی و بهداشتی و دولت با دست خالی بازسازی را شروع کرد.
این کارشناس در ادامه در خصوص دلایل سیاسی شدن بحث تورم گفت: آقای احمدینژاد از ابتدا نه علاقه و نه درک درستی به مباحث اقتصادی نداشت. بنابراین بحث تورم و مسائل کارشناسی اقتصاد را به میان توده مردم کشاند. از سوی دیگر، جامعه امروز ما به شدت نسبت به تورم حساس شده است. فرق اساسی امروز با سال 1374 این است. توجه کنید که هر یک درصد افزایش نرخ تورم صدها هزار ایرانی را به زیر خط فقر میبرد. آقای احمدینژاد این را به یکی از ابزارهای خود تبدیل کرد. در انتخابات ریاست جمهوری سال 84 تنها دو کاندیدا شعارهای پوپولیستی سر ندادند. در آن شرایط سه گرایش عمده وجود داشت. گرایش توسعه اقتصادی که هاشمی نماینده آن بود. گرایش توسعه سیاسی که معین آن را نمایندگی میکرد و گفتمان عدالت اجتماعی که 5 کاندیدای دیگر مدافع آن بودند. بیشترین حجم شعارها را کروبی و بعد از آن احمدینژاد سر دادند.
لیلاز تاکید کرد: سیاسی شدن مساله تورم محصول رفتار سیاسی و سیاستهای اجتماعی آقای احمدینژاد است. خود ایشان گفتمان تورم را به میان توده مردم کشاند و شعارهای تک نرخی شدن و «گلستان میکنیم» را سر داد و این به میان جامعه آمد و اولین انحراف در همان زمان اتفاق افتاد. وقتی ایشان به قدرت رسید و وارد کار اجرایی شد، متوجه شد که آن عصای فرشته حامی سیندرلا در کار نیست. ما در این سالها به برهنهترین شکل ممکن فضا را به سمت غلیظترین انواع ناتورآلیسم سوق دادهایم.
این روزنامهنگار در پایان گفت: این جناح شعارهای این چنینی اقتصادی داد و عدم توجه به این امر را به عنوان نقطه ضعف دولت خاتمی مطرح کرد و مدام گفت که باید به اقتصاد برسیم. حالا که این گفتمان غالب شده، در اداره جامعه ماندهاند.