خبرنامه امیرکبیر: تقی رحمانی، فعال ملی مذهبی، روز دوشنبه ۱۹ آذرماه ۸۶ به دعوت انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان در این دانشگاه سخنرانی کرد.
تقی رحمانی در مقدمه بحث خود به مسئله روشنفکری در ایران پرداخت و با مقایسه روشنفکری قبل و بعد از انتقلاب گفت: «از ۱۶ آذر ۳۲ تا امروز یک روشنفکری آرمانخواهانه داشتیم که در پی ایجاد پارلمان، ایجاد آزادی، حقوق برابر و مواردی این چنینی بود. بعد از انقلاب در دهههای ۷۰ و ۸۰ با روشنفکران انتزاعی مثل سروش و طباطبایی مواجه شدیم. این دست از روشنفکران دربارهی مسائلی چون تطابق اسلام و دموکراسی، تطابق اسلام، آزادی و … بحث میکنند. رویکرد این تفکر یک رویکرد آکادمیک است و بحثهای آنان بیشتر نظری و فلسفی، عقلی است».
این فعال سیاسی سپس با اشاره به این که هیچ یک از این دو دورهی روشنفکری به خواستههای خود نرسیدند، خاطرنشان کرد: «هم روشنفکری که طرفدار عدالت سوسیالیستی و حکومت پارلمانی بود و هم روشنفکر انتزاعی، ما به ازای عینی برای آرمان خود نداشت و هم روشنفکر انتزاعی کنونی. چه لیبرالها، چه ملیها، چه سوسیالیسمها و چه مذهبیها در قبل از انقلاب بیشتر آرمانی حرف میزدند. در بعد از انقلاب تفکر روشنفکری به شکل انتزاعی درآمد و یک نگاه نابخواهی ایجاد کرد بدون اینکه تحققی بودن این نگاه را مورد توجه قرار بدهد».
رحمانی سپس با اشاره به شرایط تحقق دموکراسی در کشور گفت: «آرمانها و حقایق باید در جامعه بستر داشته باشد. دموکراسی موقعی محقق میشود که دولت قانونمند، طبقهی متوسط و جامعهی مدنی وجود داشته باشد. دولت قانونمند به دولتی که صرفاً انتخابات برگزار کند و در سازمان ملل ثبت شود دولت قانونمند نیست. ما در جهان تنها ۲۰ یا ۳۰ کشور قانونمند داریم. در ایران ما هیچکدام از این ۳ شرط لازم را نداریم. طبقهی متوسط حامل دموکراسی است. این طبقه شامل پزشکان، متخصصان، مهندسان، روشنفکران و بخشی از دانشجویان است که یک طبقهی قدرتمند ایجاد میکنند و بر دولت نظارت میکنند ولی در ایران جامعهی مدنی و طبقهی متوسط نداریم. در ایران دولت نفتی داریم که هم قضاوت و هم اجرا میکند».
به گزارش خبرنامه امیرکبیر این فعال ملی مذهبی سپس به خواست اصلی دانشجویان در ۱۶ آذر ۳۲ و ریشه های آن اشاره کرد و گفت: «دولت مصدق با همهی اشتباهاتش گفتمان آزادی را به وجود آورد. او در داخل ملت ایران که شامل جریان های کرد، لر، بلوچ، ترک، مسلمان، سکولار بود توانست گفتمان آزادی را به وجود بیاورد و به عبارتی حق شهروندی را آورد. دانشجویان در ۱۶ آذر به نقض گفتمان اعتراض کردند و گفتمان اعتراضی به رفتار ایران با امریکا در مقابل حکومت پهلوی شکل گرفت».
تقی رحمانی سپس با انتقاد از نقش آمریکا در کودتا علیه دولت مصدق و تبعات این امر در سال های اولیه انقلاب، اظهار داشت: «گفتمان اعتراضی در سال ۵۷ به ۱۳ آبان ۵۸ منتهی شد. دانشجویانی که سفارت را گرفتند به تحقیر ۱۳۳۲ اعتراض کردند. زیرا پاسخ تحقیر پرخاش است. لذا ما از گفتمان اعتراض وارد گفتمان پرخاش شدیم. در زمان مصدق ما یک دموکراسی نسبی داشتیم ولی از دست دادیم. به همین علت اعتراض کردیم و سرکوب شدیم و آن سه آذر اهورایی کشته شدند. در مقابل اعتراض تحقیر شدیم و لذا پرخاش کردیم.
رحمانی سپس با اشاره به این که دور اعتراض-تحقیر هرگز به دموکراسی نمیرسد، اظهار داشت: «اعتراض ما به رفتار امریکا ما را به یک حالت نه جنگ و نه صلحی کشاند که این حالت مانع از ایجاد دموکراسی گردید. برای دموکراسی باید در داخل تنش وجود نداشته باشد و در سطح جهانی جنگی نداشته باشیم. در حکومت پهلوی یک وادادگی به غرب بود. حالا یک حالت ستیز با غرب است. در حالی که حالت ایدهآل نه وادادگی است و نه ستیز با غرب. در دورههای مختلف به علت رفتار نادرست حکومت، سیکل ستیز و وادادگی داشتیم که فرزندان شومی به وجود آمد».
وی در ادامه به نقش دانشگاه در ایجاد گفتمان جدید در خصوص رابطه با غرب اشاره کرد و افزود: «ما برای دموکراسی میکنیم وگرنه مبارزه فیالنفسه ارزشی ندارد. برای این منظور الزاماً باید دموکراسی را به وجود آوریم به خلق گفتمان صلح بپردازیم. صلح یعنی در زمان آرامش و آسایش زیست کنیم در حالیکه ۱۰۱ سال در این حالت نبودهایم بلکه حالت جنگ و صلح داشتهایم که به دموکراسی منتهی نمیشود. گفتمان کنش و ستیز باید به گفتمان تعامل برسد. این گفتمان خیلی زود به سازشکاری متهم میشود. حضور گفتمان سکولار در کنار گفتمان مذهبی یعنی تعامل و پذیرش. یعنی اینکه عقیدهی تو فرع بر حقوق انسانی است در حالی که حقوق انسانی بر عقیدهی هر انسانی اصل است».
این فعال ملی مذهبی در پایان گفت: «دانشگاه باید هم گفتمان اثباتی و هم سلبی داشته باشد، نه فقط مجمعی اعتراض آمیز باشد. اعتراض عمل درستی بوده، هرچند دستاوردهای مختلف داشته اما پاسخی به یک حرکت بوده است. جنبش دانشجویی امروز اگر میخواهد از ۱۶ آذر و ۱۳ آبان درس بگیرد این است که از خود بپرسد آیا میتوان با وجود گفتمانهای ستیز و نوکری، تقابل و وادادگی که همواره کشور را وارد فضای فوقالعاده و عقب گرد کرده گفتمان دیگری ایجاد کرد. گفتمان مورد نظر ما ۱۶ آذر را مورد نقد منصفانه قرار می دهد. نیاز به تغییر پارادایم داریم. پارادایم وقتی عوض میشودکه فضای فکری روشنفکری عوض شود، مقداری هم فضای جهان هم تغییر یابد و دیگری اینکه در بزنگاههای تاریخی بتوانیم برنامه داشته باشیم (مثل بزنگاه اصلاحات)».