هزاران دانشجو در دانشگاه تهران به استقبال رییس دولت اصلاحات آمدند
بازگشت باشکوه خاتمی به دانشگاه
نوروز- پرستو سرمدی: «سید محمد خاتمی» رییس جمهور سابق کشورمان بعد ازظهر امروز بعد از سه سال بار دیگر با شعار«صلی علی محمد؛ ناجی ملت آمد» هزاران دانشجو به دانشگاه تهران بازگشت.
به گزارش خبرنگار نوروز، استقبال از مراسم سخنرانی خاتمی که به دعوت انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران برگزارشد،به گونه ای بود که علاوه بر پر شدن تالار شهید چمران دانشکده فنی دانشگاه تهران، راهروها و سالن طبقه اول این دانشگاه نیز مملو از داشجویان حامی خاتمی بود که سخنرانی وی را از طریق تلوزیونهای مدار بسته مشاهده می کردند.
دانشجویان در تمامی زمان خاتمی، حمایت خود را از او با شعارهایی مانند «دانشگاه سنگراست خاتمی را یاور است»، «درود بر خاتمی، درود بر مصدق»، «سلام برخاتمی» و «صلی علی محمد؛ ناجی ملت آمد».همچنین عکسهای خاتمی و پلاکاردهایی که این شعارها بر آن نقش بسته بود، در دستهای دانشجویان دیده میشد.
دانشجویان با دادن شعارهایی از جمله «مرگ بر دیکتاتور»، «دانشجو میمیرد ذلت نمیپذیرد»، «دانشجو بیدار است، از استبداد بیزار است» و «زندانی سیاسی آزاد باید گردد»، اعتراض خود را به برخی سیاستهای جناح حاکم و بازداشتهای اخیر دانشجویان اعلام کردند.
در این مراسم، جمعی از اعضای شورای مرکزی جبهه مشارکت از جمله سید محمدرضا خاتمی، الهه کولایی،علی شکوریراد، علی اصغرخدایاری و همچنین شهابالدین طباطبایی رییس شاخه جوانان جبهه مشارکت حضور داشتند.
سید محمد خاتمی طی سخنانش خواستار آزادی کسانی شد که به دلیل بیان اندیشه خود گرفتارشدهاند. وی همچنین به بررسی فضای سیاسی پیش از انقلاب پرداخت که بسته شدن روز به روز آن موجب فروکش حرکتهای مسالمتآمیز و پیدایش جریانات چپ و حرکتهای خشونت آمیزی که هزینههای زیادی را به همراه داشت.
خاتمی در سخنانش ضمن دفاع از عملکرد هشت ساله دولت اصلاحات، بسیاری از دستاوردهای هستهای که در زمان فعلی اعلام میشود را حاصل کار دولت اصلاحات خواند و از سیاستهای دولت احمدی نژاد در عرصه خارجی انتقاد کرد.
وی همچنین در پاسخ به سؤالی در مورد پرونده موسویان وی و تمامی تیم هستهای سابق را افرادی دانست که در جهت منافع مردم عمل میکردند. رییسجمهور سابق کشورمان همچنین با انتقاد از طرح امنیت اجتماعی، آن را از بین برنده امنیت اجتماعی و اهانت آمیز نسبت به زنان و مردان دانست.
خاتمی: دانشگاه علی رغم همه موانع، زنــده اسـت
حاشیههای حضور خاتمی در دانشگاه تهران
پویا جان با سلام
خسته نباشی.اینهمه تا بحال اخبار ونظرات فرستادی ولی هیچکس تا بحال نظری نداده.چند علت ممکنه باشه:
۱-تو با دیگران فاصله فکری بسیاری داری
۲-مطالب طولانی است بچه ها حوصله خواندن ندارند
۳-مشکلات صنفی بچه ها مسئله اصلی انها است و توجه ای به مطالب سیاسی ندارند
۴- سطح سیاسی دانشگاه شما با بیشتر دانشگاه ها متفاوت است
۵-شاید سطح سیاسی دانشگاه شما از بقیه بالاتر است و سیاست های قدیمی اصلاح طلبی برایشان جذابیت ندارد
۶-شاید این بچه ها حافظه تاریخیشان خوب عمل میکند و آخرین سال ریاست جمهوری"ناجی ملت"را بیاد میاورند که چگونه در دانشگاه حتی به سوالات بحق انها جواب نداد و مانند رییس جمهور فعلی با او برخورد شد.
۷-شاید این بچه ها شعار استقلال فکری دانشگاه را بهتر از شما حس می کنند.
۸-هیچ شک نکن این حرکات برای جمع اوری ارا در اسفند ماه است
پویا جان حافظه تاریخیت کجاست؟
آیا دانشگاه باید مستقل باشد؟
تاریخ دو بار تکرار می گردد، یکبار کمدی و یکبار تراژدی.شما بدنبال کدامیک هستی کمدی یا تراژدی؟
با درود بر شما چراغ فروزندهی همکلاسی
به واقع که تا کنون شما را راهنمای همیشگی همکلاسی یافتهام و تا کنون با نصایح خود ما را از اشتباهاتمان باز داشتهاید٬ و ما را به سمت درستیها سوق دادهاید٬ دوستانی از جمله بنده تا دیروز بسیار مایل بوده و هستیم تا بدانیم که این نصایح گرانبار از جانب چه شخصی است؟
ولی به نظر من این پرسش نباید مطرح باشد٬ ما پشتیبانی را داریم که با نظارتهای دقیق خود مار راهنمایی مینماید٬ پس چه خوب است که از این راهنماییها نهایت استفاده را بریم٬ و البته باعث افتخار خواهد بود که روزی از نزدیک با او آشنا گردیم و از پندهای او درس آموزیم٬ امید به آن روز...
اما در نطر این نوشتار با دیدی موشکافانه باری دیگر نسبت به بنده لطف و عنایت داشتید و نکاتی را متذکر گشتید٬ که در ابتدا نهایت سپاسگزاری را از این توجه شما تقدیم می دارم.
اما فرمودید که در قبال این همه نظر و خبری که انتشار نموده ام هیچکس تا بحال نظری نداده!
فکر میکنم که این گفتهی شما بسیار جالب بوده و در من نیز این تکاپو را بوجود آورد تا به آمار مراجعه نمایم و آمار دقیقی از نوشتهها و نظراتشان در آورم که آمار زیر حاصل گشت:
تعداد کل نوشتارهای منتشر شده: ۶۸۲ متن
تعداد کل نظرات ارسال شده: ۹۱ نظر
بنابراین ۱۳.۱٪ از نوشتارهای منتشر شده از جانب من نظر دریافت نمودهاند٬ که حال خود این آمار قابل بررسی و تحلیل نیز میباشد.
همانطور که تا به حال مشاهده نمودهاید اکثریت قریب به اتفاق نوشتارهای من مربوط به آخرین اخبار روز میباشد٬ که بنابر آماری که گرفته شد٬ از ۶۸۲ متن منتشر شده چیزی در حدود ۶۷۲ متن منتشر شده اخبار روز بودهاند و ۱۰ متن از آنها نظرات من بوده اند٬ که این ۱۰ نظر منتشر شده از جانب من ۲۱ نظر را به خود اختصاص دادهاند! که آمار نظرات آن
٪۲۱۰ میباشد٬ و اخبار منتشر شده هم ۱۰.۲٪ از نظرها را به خود اختصاص دادهاند.
حال این آمار میتواند مبین بسیاری از مسائل باشند.
اولا اینکه هدف من از انتشار اخبار تنها آشنایی و آگاهی مخطبان همکلاسی از وقایعی است که در طول روز پیرامونشان رخ میدهد٬ و در حد امکان سعی شده تا در انتشار این اخبار کامل عمل نمایم٬ و در انتشار این اخبار اگر حتی مخاطبان همکلاسی٬ تنها نگاهی به تتیر اخبار هم داشته باشند٬ و از آنها آگاهی یابند من به هدف خود رسیدهام٬ حال چه رسد به اینکه نسبت به کل اخبار ۱۰.۲٪ نظر داده شده! بنابراین من در انتشار اخبار به هدف کلی خود تا حد زیادی رسیدهام.
اما در ارائهی نظرات هم باید عرض کنم که این نوشتارها هم ۲۱۰٪ از نظرات را به خود ارائه دادهاند٬ که آمار نسبتا قابل توجهی میباشد و تا حدی از اهداف مرا بر آورده میسازد٬ اما این نکته را به حتم قبول دارم که اصلا کافی نبوده و باید در قیاس با دیگر نوشتارها به مراتب بیشتر باشد.
اما دلایلی که شما مطرح نمودید:
اینکه من با دیگران فاصلهی فکری زیادی دارم٬ مسلما در هر امری فاصلهی فکری قابل بروز و مشاهده است٬ ولی زیاد بودن آن قابل بحث و گفتوگوست و میتواند بررسی شود٬ که متأسفانه تا به حال این امر را مورد بررسی قرار ندادهام و از نتیجهی آن نا آگاهم٬ ولی این فاصلهی فکری در هر صورت به عقیدهی من میتواند مثبت و سازنده باشد٬ چراکه اگر من سطح اطلاعاتی پایینی دارم میتوانم با شندین نظرات آگاهانهتر و سازندهتر دوستانی٬ همانند شما٬ خود را ارتقا دهم و خود را به سطح شما رسانم.
اما نقد و دلیل دوم شما را تا حد بسیاری میپذیرم٬ اینکه مطالب و نوشتارهای من طولانی هستند را تا به حال از طرف دوستان زیادی شنیدهام٬ و متذکر گشتهاند٬ و قبول نیز دارم٬ اما نکتهای وجود دارد که نمیدانم آن را چگونه برای خود حل و فصل نمایم٬ و در واقع بر پایهی این استدلال است که ترجیحا نوشتارهای خود را بدینسان بلند و طولانی مینویسم٬ که البته شاید این استدلال من اشتباه باشد٬ و خوشحال میشوم تا مرا در این امر راهنمایی فرمایید.
استدلال من اینگونه است که٬ من ترجیح میدهم تا نوشتار و حرفم را به نحوی کامل بیان دارم٬ و در سطحی کامل در حد توان آن را ارائه نمایم٬ چراکه ترجیح من این است که یک مخاطب کامل و دانا همچون شما را داشته باشم که به نحوی کامل هدف٬ منظور و حرفها مرا درک نموده باشد٬ تا اینکه ۱۰۰ نفر مخاطبی که به خاطر کوتاهی متن من آنرا خواندهاند و در نهایت مرا درک نکرده باشند٬ البته در اینجا چند نکته هم وجود دارد که قابل نقد و بررسی است:
اول آنکه اینگونه شاید بگویید که ما از قشر عام جامعه جدا میشویم٬ نقد و ایرادی که به روشنفکران جامعه ما وارد است٬ که آنها تنها با گفتوگو در میان خود از عامهی یک جامعه فاصله میگیرند٬ و در واقع از اصل خود جدا میشوند٬ البته مرا بسیار فاصله است با این قشر از جامعه٬ و این تنها مثالی بود که اصلا با من قابل قیاس نمیباشد٬ ولی به نظر من٬ ما اگر در ابتدا مسأله را بین خود حل نماییم٬ و به تفاهمی با هم برسیم٬ بهتر میتوانیم این مسأله به عام بریم و بهتر مطرحش سازیم٬ بنابراین من سعی بر آن دارم تا با آن مخاطب خاص خود آن اشتراک بین الاذهانی را کسب نمایم٬ سپس آنرا برای همگان عامیانهتر و کوتاه تر بیان نمایم.
و نکته ی دیگر هم آنکه، البته کوتاه نویسی و خلاصه نویسی هم فنی است که متأسفانه من از آن محرومم و غالبا متونی که به رشته ی تحریر در می آورم به درازا می انجامد.
و نکته ی آخر هم اینکه، البته موضوع هایی هم هستند که به نمی توان آنها را خلاصه نمود، و آنها خواه نا خواه طولانی می شوند، تا بتوان مطلب را بطور کامل ادا نمود.
اما در مورد سوم هم فرمودید که شاید مشکلات صنفی بچه ها مسئله اصلی آنها است و توجه ای به مطالب سیاسی ندارند، این موضوع هم می تواند درست باشد، ولی من با هدفی که ذکر رفت، به آن نیل کرده ام.
و در مورد چهارم هم فرمودید که شاید سطح سیاسی دانشگاه شما با بیشتر دانشگاه ها متفاوت است، این مسئله به حتم در همه جا صادق می باشد و برای مثال سطح سیاسی دانشگاه امیرکبیر متفاوت است با سطح سیاسی دانشگاه شهید بهشتی یا دانشگاه علم و صنعت، بنابراین، چنین مسئله ای هم به حتم صادق بوده و وجود دارد، اما آیا نباید برای بهبود این وضع تلاش نمود؟! فکر می کنم که پاسخ مثبت باشد و باید برای بهبود آن تلاش نمود.
و اما در مورد پنجم هم به نتیجه گیری و هدف مطلوب خود نزدیک شدید و فرمودید که شاید سطح سیاسی دانشگاه ما از بقیه بالاتر است و سیاست های قدیمی اصلاح طلبی برایشان جذابیت ندارد! به جایگاه خوبی نزدیک می گردیم!!!
ما در همکلاسی تا به حال بنا را بر تبلیغات اهداف و برنامه های یک حزب مشخص نداشته ایم و همچنین هم نداریم، و تنها بنا را بر خبر رسانی بنیان نهاده ایم و قضاوت و درک خبر را بر عهده ی مخاطب و خواننده نهاده ایم، و خودمان سیاست خاصی را تبلیغ نمی نماییم.
و سپس در مورد ششم سخنانتان هم فرمودید که شاید هم این بچه ها حافظه تاریخیشان خوب عمل میکند و آخرین سال ریاست جمهوری"ناجی ملت"را بیاد میاورند که چگونه در دانشگاه حتی به سوالات بحق آنها جواب نداد و مانند رییس جمهور فعلی با او برخورد شد.
و در آخر هم فرمودید : شاید این بچه ها شعار استقلال فکری دانشگاه را بهتر از من حس می کنند.
و سراغ از حافظه ی تاریخی من گرفتید!!!
در اینجا بر خود لازم می دانم تا شاید کمی حافظه ی تاریخی و قوه ی مقایسه گری خود را فعال نمایم و مقایسه ای بین آن دوران و حال حاضر داشته باشم، تا شاید پاسخ شما را در قبال سیاست های دولت قبلی با دانشگاه و دولت فعلی در دانشگاه ها داشته باشم:
1- در دولت فعلی نگاه جناحی و انتخاب مدیران دانشگاه از یک گرایش سیاسی خاص که برخلاف سنت گذشته دولت اصلاحات است. در دولت خاتمی بیشتر روسای دانشگاه ها از اعضای هیات علمی دانشگاه انتخاب می شدند و در بین دانشجویان و اساتید از وجاهت کامل برخوردار بودند اما متاسفانه در حال حاضر شرایط کاملاً تفاوت کرده است و تامین نیازهای دانشجویی برای فعال نگه داشتن دانشگاه ها در دستور کار نیست.
2- برخی احضارها و فشارها چه توسط نهادهای داخل دانشگاهی و چه نهادهای بیرون دانشگاهی مشکلات لاینحلی را رقم زده است که البته نکته متفاوت با دوره های قبل، فشارها از طریق محرومیت از تحصیل است که جنبش دانشجویی کمتر با آن در گذشته برخورد داشته است. چنان که دانشجویان را از طریق محرومیت تحصیلی مجازات می کنند. و عده ی زیادی نیز در حبس به سر می برند، که این تعداد از دانشجویان در قیاس با دوره های قبل به چندین برابر افزایش یافته است.
اگرچه در تاریخ جنبش دانشجویی کم نبودند دانشجویانی که بابت فعالیت سیاسی خود هزینه پرداخت می کردند اما به طور معمول پس از گذراندن محکومیت خود می توانستند آزادانه به تحصیل خود ادامه دهند و پس از فراغت از تحصیل در شغل موردنظر خود به کار مشغول شوند اما در حال حاضر متاسفانه شاهدیم از دانشجویانی که در جنبش دانشجویی فعالیت می کنند لیست تهیه می شود و بعداً در مقاطع بعدی تحصیل آنان را در تنگنا قرار میدهند.
3- دخالت در امور تشکل های دانشجویی خود از مشکلات جنبش محسوب می شود زیرا برخی با تلاش خود سعی می کنند اعضای شوراهای مرکزی تشکل های دانشجویی از جمله انجمن اسلامی را به میل خود انتخاب یا اینکه زمینه ابطال انتخابات را فراهم کنند که این اعمال نظرها از جمله روش های نادرست در محیط دانشگاه به شمار می رود.
4- محدودیت هایی که در دو سال و نیم گذشته بر فضای فرهنگی دانشگاه وارد شده است و این مساله به شکل برخوردهای سلیقه یی لغو برنامه های تفریحی و عدم صدور مجوز برای سایر برنامه ها و برخوردهای افراطی و سلیقه یی که موجب می شود عرصه بر دانشجویان تنگ شود هرچند برگزاری برنامه های شاد و متنوع می توانست اندکی فضای دانشگاه را تغییر دهد اما در حال حاضر از برگزاری چنین برنامه هایی جلوگیری می شود.
بنابر این آنچه من در آن شرکت جسته ام و دیده ام مبین آن است که جنبش دانشجویی در حال حاضر به یک نوع بلوغ و پختگی دست یافته در این دو سال اخیر برخی از تفرق ها و از هم گسیختگی ها ترمیم شد و در کل دانشجویان به یک نوع تفاهم نسبی در مجموعه جنبش دست یافته اند. آنها در عین فعالیت دانشجویی به تعدیل در مواضع خود نیز دست زده اند به گونهای که جنبش دانشجویی ضمن اینکه پویایی و زنده بودن خود را حفظ کرده، از برخی شعارهای رادیکال و غیرواقعی گذشته خود صرف نظر کرده که البته این خود مایه خوشبختی است. نکته مهم دیگر این است که دانشجویان در عرصه جامعه مدنی برای خود جایگاه مثبتی پیدا کرده اند هر چند در گذشته دانشجویان در هیئت یک حزب تمام عیار ظاهر می شدند و به هر نوع فعالیت سیاسی که از یک حزب انتظار می رفت دست می زد و گاه نیز خود را از هر فعالیتی کنار می کشیدند و منتقد همه کس و همه چیز می شدند بدون آنکه حاضر باشند مسوولیتی را بپذیرند.
این مساله موید آن است که در حال حاضر کمتر شاهد دیدگاه های افراطی هستیم چون جنبش دانشجویی به این نتیجه رسیده است که می تواند ضمن حفظ استقلال در عرصه های حرکت عمومی سیاسی و حفظ شعارها و آرمان های خویش فعال و پویا بماند و از تعامل با جریان های سیاسی وحشت نداشته باشد که البته این تعامل به معنای تبعیت و دنباله روی نیست بلکه به معنی حضور در صحنه تحقق آرمان های مردم است، و حاصل این رجعت و بازگشت دوباره را هم به وضوح می توان در استقبال بی نظیر هزاران داشجو از پرچمدار اصلاحات دید و بالاخره آخرین دستاوردی که مثبت و مبارک تلقی می شود آن است که جریان های فکری و سیاسی مختلف جنبش دانشجویی به حفظ هویت کلی خود توجه بیشتری نشان داده و از درهم آمیختگی هویت ها پرهیز می کند اما متاسفانه شرایط بیرونی برای جنبش دانشجویی شرایط بسیار سخت و دشواری است.
بنابر این در این بین من تنها راوی داستان بوده ام و به عنوان فردی می توانم اظهار نظر نمایم، که به اندازه ی فردیت خود در این جمع اثر داشته و نه کمتر و نه بیشتر!
بنابراین، کلیت جنبش دانشجویی است که تصمیم می گیرد که چه کند، همانطور که 2 سال پیش تصمیم بر پشت کردن به اصلاحات را گرفت و آنگونه مختارانه عمل کرد، و اکنون با گذشت 2 سال از آن زمان باری دیگر با این شکوه وصف ناپذیر تصمیم بر بازگشت به دامان اصلاحات را دارد و اینگونه در قبال همه ی موانع استقبالی بی نظیر از پرچمدار اصلاحات می نماید.
در انتها بر خود لازم می دانم تا از توجهی که نسبت به بنده و نظراتم داشته اید نهایت سپاس را داشته باشم، و با امید به آینده ای روشن و دانشگاهی مستقل و آزاد تا درودی دگر بار بدرودتان گویم.
دانشجویان دانشگاه بوعلی سینا امروز در دومین روز پیاپی خواستار با تجمع در مقابل درب های پلمپ شده انجمن اسلامی منتخب دانشجویان همدان در دانشکده علوم پایه دانشگاه خواستار آزادی فرشاد دوستی پورشدند.
به گزارش خبرنامه بوعلی سینا؛ در این تجمع بیش از هزار دانشجوی دانشگاه بوعلی سینا با امضا طوماری خواستار آزادی همدانشگاهی خود شدند.
آقای پویا
سلام
فکر نمیکردم نوشته مرا اینقدر جدی بگیری.
یک موضوع ساده دانشجویی! اینهمه پیچیدگی از کجا ناشی شده؟ چرا دانشجویان آمریکا اینگونه نیستند؟
بنظرم همه چیز بطور ارگانیک به جامعه امان بر می گردد.
بزرگی میگفت : روشنفکران آیینه تمام نمای جامعه هستند.
یعنی چه؟ در جامعه اقشار مختلفی وجود دارند با خواسته های گوناگون. این گوناگونی در سطح روشنفکران مشخص می گردد.
نیما یوشیج در دوران خاصی پیدا شد.شعر "افسانه"در قبل از ان قابل ظهور نبود.نویسندگان و شاعران و اضافه میکنم دانشجویان همگی تبلور جامه خویش بوده اند.بعد از نیما شاعران بسیاری آمدند و به شعر نو تکامل دادند ولی هیچکدام نخواستند شعر نو و تکاملش را نفی نمایند.موازی با این تکامل شاهد تغییرات اجتماعی بوده ایم.مشروطه و ملک الشعرا را بیاد بیاوریم "مرغ سحر"بیاد ماندنی است بخاطر اینکه مشروطه بیاد ماندنی است.در سینما "گنج قارون" , "قیصر" حاصل دوران متفاوتی از تکامل جامعه بودند.
مجموعه دانشگاه ها و حرکات و گرایشات آنها ناشی از وضعیت واقعی جامعه است.آیا تمام دانشجویان از سخنرانی ناجی حمایت کردند؟تنها بخشی از انها این کار را کردند. عده ای چند روز قبل از ان شعارهایی مثل تحریم انتخابات دادندو ....
کل این مجموعه جنبش دانشجویی است.شما اخبار روز را به نمایش میگذاری ولی نه همه را.آن بخشی را که مناسب فکرت باشد یعنی القا تفکر باصطلاح ناجی را! و انهم با اغراق چرا؟
شما بعنوان روشنفکر جامعه نیازی نیست که به "عوام" نزدیک شوید ،البته اگر منظورتان اقشار جامعه باشد و نه همکلاسان چونکه همکلاسان مانند شما روشنفکر هستند با گرایشات دیگر ،بعضی منفعل بعضی اصلاح طلب بعضی استقلال طلب وبعضی نو طلب.گاهی اتحاد از روشنفکران به جامعه منتقل می شود وگاهی هم از جامعه به روشنفکران. هنر روشنفکر تشخیص این مطالب است.جامعه همیشه از روشنفکر متوقع است ولی روشنفکر همیشه بدهکار جامعه.
شما تا قدرت گرفتن اصلاح طلبان را میبینی که قبلا هم دیده ای
بعد چه ؟ همان دور تسلسل؟باشه
فقط بفرمایید به چه کسی رای بدهیم و بعد از انتخاب نشدن بما بگویید چکار کنیم؟
آیا نسخه ای که برای تغییرات در دانشگاه ها میپیچید برای جامعه هم همان را میپیچید یا روش دیگری دارید؟
می دانم تنها چیزی که در ذهنتان است نرخ تورم است.ولی کافی نیست.
بهر حال دعا میکنیم این منجی تا رسیدن منجی عالم حضرت مهدی یارو یاورتان باشد.
با درودی دگر بار بر شما دوست عزیز و گرامی
باری دیگر از توجه و عنایت شما که همیشه مطالب ما را مطالعه کرده و بر روی آنها تأمل مینمایید و پاسخی را از برایشان مبذول میدارید نهایت سپاس و تشکر را دارم٬ و لازم میدانم که این نکته را هم یادآوری نمایم که ما همهی نظرات شما را میخوانیم و برایمان از درجهی اهمیت فراوانی نیز برخوردار است و سعی بر پاسخ به همهی آنها در حد توانمان نیز داریم٬ و این موضوع هم از نظر من یک موضوع ساده دانشجویی نبوده و جایگاه تأمل و تفکر بسیار دارد٬ ولی نمیدانم دانشجویان آمریکایی و یا دیگر نقاط جهان چگونهاند و اصلا هم قصد مقایسهی خود را با دیگران نداشته و ندارم٬ من تنها خود را با خود مقایسه میکنم و نه با دیگران٬ و سعی بر آن دارم تا بهترین خود باشم٬ امید به آنکه این هدف در حد توان محقق گردد.
اما در باب روشنفکران هم که فرمودید: ((روشنفکران آیینه تمام نمای جامعه هستند)) بسیار صحیح میفرمایید و با این گفتهی شما بسیار موافقم٬ و حتی ژان پل سارتر هم با این گفتهی خود بر فرمایش شما صحه میگذارد و میگوید:(( هیچ جامعهای نمیتواند از روشکفکرانش شکایت کند٬ بدون آنکه خود را متهم کند٬ زیرا این پدیده را خودش بار آورده است)) بنابراین٬ این پدیده بار آوردهی کلیت یک جامعه است٬ و از بطن آن بر میخیزد٬ و به نوعی آیینهی تمام نمای آن جامعه هستند٬ و به حتم هم این روشنفکران دارای تفکرها٬ راهکارها و روشهای متفاوتی هستند و همگی یکرنگ نیستند٬ و به حتم هم در آن استقبال با شکوه از ناجی همهی اقشار دانشجویی از آن استقبال نکردند و عدهای نیز بر ضدیت با آن بودهاند٬ و هیچ شخصی هم نمیتواند این واقعیت را انکار نماید٬ و حتی به گفتهی شما یک هفته قبل از این رویداد عدهای از دانشجویان چپ شعار میدادند:((عدالت٬ مساوات٬ تحریم انتخابات)) و به حتم باید کلیت این مجموعه را مورد ارزیابی قرار داد٬ اما به نظر شما گفتوگوی غالب بر جنبش دانشجویی در حال حاضر کدامشان است؟!!!
آن تظاهرات دوستان چپ و یا آن دوستان اصلاحطلب و یا آن دوستان محافظهکار و یا دیگر دوستان ما با دیگر تفکرها؟!!!
در پاسخ به این سؤال در ابتدا باید به هدف جنبش دانشجویی پی برد٬ در سالهای اخیر٬ در تمامی سخنرانیها٬ بیانیهها و دیگر تریبونهایی که جنبش دانشجویی در اختیار داشته٬ یکی از اهداف مهم جنبش دانشجویی دموکراتیزه کردن کشور بوده و میباشد٬ بخشی از جنبش دانشجویی به دموکراتیزه کردن انتخاباتی به عنوان بهترین راه و کم هزینهترین راه اعتقاد دارد و بخشی دیگر هم به مخالفت با این طرح وگسترش بحث تحریم میپردازد.
با وقایع چند سال اخیر و روی کار آمدن مجلس هفتم و احمدینژاد و وضع ویژه اقتصادی و اجتماعی و دیپلماسی ضعیف چند ساله اخیر ایران با غرب و اروپا در گستره بینالمللی، بحث تحریم و دوری از صندوقهای رای امتحان خود را پس داده است.
بنابراین از هر دو تفکر اصلی در میان جنبش دانشجویی وجود دارد٬ اما باید دید تا کدامیک از آنها دارای کارکرد و بازده میباشند تا آن هدف را پیش برند؟
در شرایط کنونی ایران، از میان گونههای مختلف تغییر، راهبرد اصلاحطلبی به عنوان مبارزهای آگاهانه، مستمر و بدون تقابل با حکومت و در چارچوب قانون اساسی، برای حل معضلات جامعه و پیشبرد دموکراسی راهبرد مقرون به صرفهتری است. اصلاحطلبی، با درسآموزی از نقاط ضعف دوران اصلاحات، همچنان راهبردی کارا است. مبارزة مستمر و پیگیرانة اصلاحطلبان، پروسهای تدریجی است که دموکراسی را به مخالفانش با هزینة کمتری القا میکند. اصلاحطلبی مبتنی بر حرکت مسئولانة اصلاحطلبان در زندگی سیاسی و روزمره است و به وقوع یک جنبش خیابانی از پایین امید ندارد. حتی اگر محافظهکاران بازگشتی با سیاستهای خارجی و داخلی ایرانسوز خود یک انقلاب آرام را به جامعة ایران تحمیل کنند، باز این نیروی اصلاحطلبی است که میتواند در شرایط بحرانی به ایران کمک کند.
بنابراین٬ به حتم اصلاح طلبان دارای نقاط ضعف فراوانی هم میباشند ولی با اصلاح و بهبود آن نقاط ضعف٬ همچنان کارآمد ترین روش برای دموکراتیزه شدن٬ و نیل به اهداف این جنبش اصلاحات میباشد.
با امید و آرزو برای دستبیابی به این مهم
تا درودی دگربار بدرود.