KNToosi.in - همکلاســــی

وبلاگ گروهی دانشجویان ِ دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی

KNToosi.in - همکلاســــی

وبلاگ گروهی دانشجویان ِ دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی

بیانیه کمیته دانشجویی مجاهدین انقلاب به مناسبت روز دانشجو

بیانیه کمیته دانشجویی مجاهدین انقلاب به مناسبت روز دانشجو؛ شرایط امروز دانشگاه ها بحرانی است


امروز:کمیته دانشجویی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران به مناسبت شانزدهم آذرماه روز دانشجو بیانیه ای منتشر کرد. در ادامه متن کامل این بیانیه به نقل از پایگاه خبری این تشکل می آید:
16 آذر در تاریخ ایران به عنوان روزی تاریخی و تاریخ‌ساز برای همیشه به ثبت رسیده‌است.روزی که جوانان شجاع و آگاه دانشجو در اعتراض به استبداد رژیم وابسته شاه و در مخالفت با سفر نیکسون معاون وقت رییس جمهور آمریکا-آیزنهاور- به ایران ،که برای اطمینان از تثبیت کودتای آمریکایی – انگلیسی 28 مرداد به ایران می آمد ، در فضای خفقان زده پس از کودتا در صحن دانشگاه به اعتراض پرداختند و به وسیله نظامیان شاهنشاهی به خاک وخون کشیده شدند و صحن مقدس دانشگاه برای همیشه از خون پاک سه آذر اهورایی گلگون شد. فردای آن روز نیکسون در همان دانشگاه حاضر شد و دکترای افتخاری علوم سیاسی دریافت کرد تا مطمئن شود20 میلیون دلاری که کشورش صرف سقوط نخستین دولت ملی ایرانیان کرده بود، به هدر نرفته است و از سوی دیگر رژیم وابسته شاه نیز مراتب سرسپردگی خود را به امپریالیسم آمریکا به بهترین وجه به جهانیان نشان دهد. از آن پس 16 آذر به حق روز دانشجو نام گرفت، گر چه در هر ورق از تاریخ معاصر این کشور نشانی از جان فشانی و فداکاری دانشجویان ، پیداست. 16 آذر یادآور آرمان هاست ، 16 آذر روزی است که سه قطره خون پاک ، پاک ناشدنی بر تارک کارنامه درخشان دانشجویان ایرانی ثبت شد و این افتخار ، نشان قلب تپندۀ جامعه ایرانی را به دانشجویان اهدا کرد . 16 آذر یادآور آزادی خواهی ، استعمار و استحمار ستیزی و عدالت طلبی جوانانیست که سر بر سر راه اعتلای ملک و ملت و دین نهادند.
کمیته دانشجویی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران ضمن گرامیداشت یاد وخاطره شهدای 16 آذر 1332و تمامی دانشجویان شهیدی که خون پاکشان را در راه اعتلای دین ومیهن نثار نموده‌اند، روز دانشجو را به تمامی دانشجویان عزیز تبریک عرض نموده و در آستانه این روز بزرگ دیدگاه‌ها و تحلیل خود را به آگاهی جامعه فرهیخته دانشگاهی و ملت رشید ایران می‌رساند:
1-جنبش دانشجویی هماره در برهه‌های حساس تاریخ این مرز و بوم نقش بی‌بدیل خود را به نحو احسن انجام داده است و روزهای تاریخساز دانشجویی کشور تجلی‌های متفاوت از یک روح واحد بوده‌اند. 16 آذر،13 آبان،16 دی 59 – شهادت دانشجویان مسلمان پیرو خط امام(ره)در حماسه هویزه- ، دوم خرداد دانشجویی،18 تیر و ... همگی از یک جنس و در یک راستا و بر اساس آرمان‌های متعالی آزادی‌خواهی و استبدادستیزی،استقلال‌خواهی و استعمار ستیزی و عدالت طلبی این جنبش بوده‌اند و طبعا نمی‌توان بخشی از این تاریخ را مصادره به مطلوب کرد بدون اینکه به سیر تاریخی و روح این وقایع وفادار بود.

2- شرایط فعلی دانشگاه‌های کشور به ویژه پس از استقرار دولت نهم و تکمیل پروژه یکدست سازی حاکمیت، شرایطی نا‌مطلوب و بحرانی است.گسترش دامنه اخراج و بازنشستگی اجباری اساتید مبرز و مستقل ، توبیخ ، تعلیق و اخراج دانشجویان منتقد -جالب اینکه دامنه این اقدامات فرا قانونی حتی به برخورد حذفی با برخی از حامیان دانشگاهی آقای احمدی نژاد در انتخابات ریاست‌جمهوری که به عملکرد دولت انتقاد دارند ، نیز رسیده است – زندانی نمودن روز افزون فعالان دانشجویی ،تزریق افراد خودی به صورت غیر‌قانونی به کادر هیأت علمی دانشگاه ها، برنامه‌ریزی جدی برای تشکیل بافت جعلی دانشجویی با ترفندهایی نظیر تعمیم سهمیه 40 درصدی ایثارگران به اعضای پایگاه‌های مقاومت بسیج ،فعالیت گسترده هسته‌های گزینش و حراست دانشگاه‌ها جهت پرونده سازی و اعمال فشار به اساتید ودانشجویان،تلاش جدی و وافر برای هدم نهادهای دانشجویی ، مشکلات فراوان صنفی و آموزشی ،اعمال مقررات شدید و سختگیرانه پوششی و اعمال محدودیت جنسیتی برای ورود دختران به دانشگاه‌ها و در یک کلام انهدام استقلال حداقلی دانشگاه‌ها، جلوه‌های دلخراشی از تفکر جریان حاکم را به نمایش می‌گذارد. به نظر می‌رسد جریان افراطی که امروز بر مقدرات کشور حاکم گردیده است، هیچ نهاد مستقلی را بر نتابیده و گذشته از مبارزه جدی با احزاب،مطبوعات،سازمان های غیر دولتی،بانک های خصوصی و... ، دانشگاه را به عنوان کانون مستقل آزادی‌خواهی و حق طلبی تهدیدی جدی برای تفکر خود تلقی می نماید.

3- تفکر اقتدارگرا می کوشد با این مجموعه اقدامات، فضای دو قطبی شدیدی را در دانشگاه ها ایجاد نماید.دولت نهم به عنوان بخش اجرایی این تفکر می‌کوشد با تشکیل یک قشر مصنوعی دانشجویی و در واقع تشکیل گروه دانشجویان ناب- شاخه دانشجویی جمهور ناب !- و وام دار و رانت خوار‌کردن آنان، در جهت سیاستهای اقتدارگرایانه استفاده لازم را ببرد و از سوی دیگر هر دانشجویی را که بخواهد فعالیت سیاسی ولی مستقل داشته باشد، با انگ ارتباط با بیگانه ،مخالف نظام،بی دین و... رو برو نماید،بعبارتی در قالب تنگ این نگاه،دانشجو سه راه بیشتر ندارد ،یا باید در سلک دانشجویان ناب،چفیه به گردن منویات اقتدارگرایانه در قالب فعالیت‌های دانشجویی بیاندازد و یا به بی‌تفاوتی روی‌آورده و در هیچ فعالیت سیاسی اجتماعی نقشی نداشته باشد و یا در صورت هرگونه فعالیت مستقل و انتقادی،عامل بیگانه،بی دین،تهدید کننده امنیت ملی و... شناخته شده و مستحق هرگونه مجازاتی است.

4-به نظر می‌رسد تنها نکات لحاظ نشده در این سیاست‌ها منافع ملی و بهبود جایگاه علمی دانشگاههای ایرانی و تقویت نیروهای انسانی به عنوان مهمترین عامل توسعه کشور است.در حالی که یکی از خطرناک ترین و مزمن ترین دردهای جامعه ما، معضل مهاجرت نخبگان است، دولت نهم نه تنها هیچ درمانی برای این درد تجویز نکرده بلکه با استقبال از این موضوع،عملا خود مشوق فرار نیروهای تحصیل کرده ای است که دیگر فقط به نخبگان محدود نمی شوند و امروز تحصیل و اقامت حتی در کشورهای متوسط دنیا به آرزو و هدف بسیاری از دانشجویان ایرانی تبدیل شده است. عملکرد دولت نهم در دانشگاهها بر اساس دیدگاهی است که با تنگ نظری، علوم را به خوب و بد تفکیک نموده و سعی در تعریف دانشگاهی با ویژگی توجیه و تحسین قدرت دارد . اساساً مبارزه جدی این دیدگاه با دانشگاه به دلیل همگامی دانشگاه با آزادی و دموکراسی است . این نکته بسیار بدیهی است که توسعه و پیشرفت هر کشوری در گرو رشد علم در آن کشور است و این علم را نمی‌توان در چهارچوب‌های تنگ متحجرانه سیاسی و اعتقادی قرار داد . در این میان به نظر می رسد صیانت و دفاع از آزادی و مصونیت آکادمیک باید در رأس مطالبات دانشجویان باشد .

5- این ها در حالی است که در دولت اصلاحات ، مجموعه دولت در حد توان خود حرمت دانشجو و دانشگاه را حفظ و از حقوق صنفی و سیاسی دانشجویان در مقابل سایر نهادهای حکومتی دفاع می‌کرد . تفاوت عمدۀ عملکرد دولت اصلاحات و دولت نهم در دانشگاهها ، این است که دانشجو برای دولت اصلاحات بزرگترین فرصت برای پیشرفت کشور بود ولی در دولت نهم دانشجو به دلیل رد شیوه‌های عوام فریبانه و مسائل فوق‌الذکر بزرگترین تهدید برای تثبیت استبداد و اقتدارگرایی است. شور بختانه این اقدامات در نظامی اتفاق می افتد که برخاسته از مردمی‌ترین انقلاب قرن اخیر است. انقلابی که به منظور اقامه استقلال و آزادی و نیل به معنویت شکل گرفت. انقلابی که بنیان گذار بزرگش حضرت امام خمینی(ره) ، در توصیفش این چنین فرموده است : " در جامعه ای که ما به فکر استقرار آن هستیم مارکیست ها در بیان مطلب خود آزاد خواهند بود ، زیرا ما اطمینان داریم که اسلام در بردارندۀ پاسخ به نیازهای مردم است ... در فلسفۀ اسلامی از همان ابتدا مسأله کسانی مطرح شده است که وجود خدا را انکار می کرده اند ، ما هیچ آزادی آنان را سلب نکرده و بدان لطمه وارد نیاورده ایم" . به راستی سزاست که ثمرۀ چنین انقلابی به جایگاهی برسد که در آن بسیاری از اساتید مسلمان ممنوع التدریس شوند ؟ آیا سزاست دانشجویی تنها به واسطه انتقاد از دولت از حق ادامه تحصیل محروم شود ؟ کدام جهان بینی دست یازیدن به هر اقدام غیر اخلاقی از قبیل تهمت توهین به مقدسات به منظور پرونده سازی برای مخالفان و به حاشیه راندن آنان را بر می تابد ؟ آیا این سوء استفاده های آزار دهنده خود خدشه دار کردن محدوده مقدسات نیست ؟ در این جا لازم است با یاد‌آوری سناریوی نشریات دانشگاه امیر کبیر ، برای آزادی هر چه سریعتر دانشجویانی که به بهانه این پرونده در زندان به سر می برند و سایر دانشجویانی که به دلیل فعالیتهای سیاسی و ابراز عقاید خود زندانی هستند، از تمام مجاری قانونی استفاده کنیم و ضمنا تقاضای به حق رسیدگی و محاکمه عادلانه این دانشجویان در دادگاهی صالحه و علنی را به جد پیگیر باشیم.

6-روند ناخوشایند دیگری که با سرعت زیادی در حال گسترش است ، اعمال استانداردهای دوگانه توسط برخی از نهادهای حامی دولت در دانشگاههاست . این نهادها به جای پرسشگری و نقد که در ذات دانشجوست تبدیل به دستگاه توجیه و تحسین قدرت در دانشگاهها شده اند . برای تبیین موضوع به طرح چند سئوال بسنده می کنیم . چرا در طرح های آموزشی برخی نهادهای رسمی اصول مصرح قانون اساسی و گفته های حضرت امام خمینی ( ره ) در مورد عدم مداخله بسیج و نیروهای نظامی در رقابت های جناحی و یا سخنانی از ایشان همانند" مردم در انتخابات آزادند و احتیاج به قیم ندارند و هیچ فرد یا گروهی حق تحمیل فرد یا افرادی را به مردم ندارد " و یا" ملت و شما و هر کس آزاد است همیشه و به هر کس که می خواهد رأی می دهد ، ولوآنکه آقایان و فرض کنید علمای حوزه علمیۀ تهران یا قم آنها را معرفی نکرده باشند " و یا " وصیت اکید من به قوای مسلح آن است که همان‌طور که از مقررات نظام، عدم دخول نظامی در احزاب و گروه‌ها و جبهه‌ها است به آن عمل نمایند؛ و قوای مسلح مطلقا، چه نظامی و انتظامی و پاسدار و بسیج و غیر اینها، در هیچ حزب و گروهی وارد نشده و خود را از بازی‌های سیاسی دور نگه دارند. در این صورت می‌توانند قدرت نظامی خود را حفظ و از اختلا‌فات درون گروهی مصون باشند و بر فرماندهان لا‌زم است که افراد تحت فرمان خود را از ورود در احزاب منع نمایند. و چون انقلا‌ب از همه ملت و حفظ آن بر همگان است، دولت و ملت و شورای دفاع و مجلس شورای اسلا‌می وظیفه شرعی و میهنی آنان است که اگر قوای مسلح، چه فرماندهان و طبقات بالا‌ و چه طبقات بعد، برخلا‌ف مصالح اسلا‌م و کشور بخواهند عملی انجام دهند یا در احزاب وارد شوند - که بی‌اشکال به تباهی کشیده می‌شوند - و یا در بازی‌های سیاسی وارد شوند، از قدم اول با آن مخالفت کنند. و بر رهبر و شورای رهبری است که با قاطعیت از این امر جلوگیری نماید تا کشور از آسیب درامان باشد" مهجور مانده و یا با عنوان مصلحت گرایی امام، زینتی بودن این بیانات و مواد قانونی استدلال می شود ؟ !‌ چرا برخی از کسانی که در دانشگاه ها ادعای دین داری و حفظ ارزش ها را دارند در برابر اتفاقی که در همایش "چه مثل چمران" افتاد ، هیچ واکنشی نشان ندادند ؟ چرا به هنگام طرح سئوالات موهن به پیامبر اکرم (ص ) در آزمون ضمن خدمت وزارت آموزش و پرورش به غیرت آنان بر نخورد ؟ چرا هنگامی که جاسوسان انگلیسی با کت وشلوار اهدایی و بدرقه آقای احمدی نژاد به خانه هایشان فرستاده شدند کسانی‌که تا چند روز قبل قصد اشغال سفارتخانه انگلیس را داشتند ، اعتراضی نکردند و... ؟ آیا اگر این اتفاقات در زمان دولت اصلاحات می افتاد باز هم سکوت، محافل آنان را در بر می گرفت ؟ آیا بسیجی که قرار بود "لشکر مخلص خدا باشد"این بسیج است؟آیا واقعا بسیجیانی که امام خمینی (ره)از خدا می‌خواست با آنان محشور شود، رانت خوار و وام دار قدرت بودند؟شاید بد نباشد دانشجویان صادقی که در بسیج دانشجویی دانشگاه ها فعالیت می کنند ،اندک تأملی روی این پرسش‌ها داشته باشند، آنچه مشخص است مصلحت‌سنجی و اعمال استانداردهای دوگانه و توجیه اقتدارگرایی از صفات دانشجویی نیست .

در پایان از تمامی دانشجویان عزیز می خواهیم که اقدامات غیر قانونی ، بدعت آمیز و منافی اخلاق بخشی از حاکمیت را به پای نظام جمهوری اسلامی ننوشته و اجازه ندهند اعمالی که با هدف ایجاد دام دوگانه انفعال – رادیکالیسم در عرصه دانشگاهی صورت می‌گیرد ، کوچکترین خللی در عزم ایشان برای تحقق آزادی ، عدالت و اعتلای ایران اسلامی وارد آورد . شرایط بحرانی کشوردر عرصه‌های مختلف ضرورت نقش آفرینی بیشتر دانشجویان را ایجاد کرده‌است و یقینا با بازخوانی اتفاقاتی که پیش از انتخابات دور نهم ریاست جمهوری در سطح دانشگاه‌ها رویداد، می‌توان نکات عبرت‌آموزی آموخت.جریان اقتدارگرا با افزایش فشار به دانشجویان سعی در رادیکال کردن جریان دانشجویی داشت و متأسفانه برخی از فعالان دانشجویی در این دام افتادند و با طرح و انجام مسائل انحرافی نظیر ایجاد سایت اینترنتی رفراندوم،تحریم انتخابات بدون هیچ قید و شرط،حضور در رسانه های برانداز،شرکت در محافل رسمی وغیر‌رسمی کشورهای بیگانه و... ، باعث ضربه‌پذیر کردن جنبش دانشجویی شدند.شاید امروز روشن شده باشد که این اعمال آب در آسیاب اقتدارگرایان ریختن بود و آن کارها به نام آزادی‌خواهی و به کام اقتدارگرایان شد. در این شرایط ضرورت دارد دانشجویان با پرهیز از هر گونه افراط و تفریط و لحاظ کردن سیری عقلانی در بیان خواسته‌ها و انتقادات ، هرگز منافع ملی را فراموش نکرده و به منظور اصلاح کاستی ها و صیانت از جمهوریت و اسلامیت نظام از تمامی امکانات موجود نظیر انتخابات و گوشزد لزوم برگزاری آزاد ،سالم و عادلانه آن بهره گیرند .


کمیته دانشجویی
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران
16/9/86

   پایان خبر

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد