رییس ستاد ائتلاف اصلاحطلبان تهران بزرگ: نتیجه انتخابات مجلس هشتم قطعا بهنفع اصلاح طلبان خواهد بود
باران-امید حاتمی:شهر تهران در وزش باد پائیزی همچنان روزگار می گذراند. درزیر پوست این شهر به ظاهر آرام، مردان و زنان بسیاری در تلاطمند تا بار دیگر بخت خویش را برای نشستن بر کرسیهای سبزرنگ بهارستان بیازمایند در این بین بیش از 22 گروه عضو جبهه اصلاح طلبان دست به دست هم داده اند تا تا مسافر صندلیهای بیشتری از مجلس هشتم باشند.انان این بار با محوریت سید محمد خاتمی در جنب و جوشند تا سرمایه گرانی را که به آسانی دستخوش یغما شد در انتخاباتی دیگر احیا کنند. اصلاح طلبان به برپاداشتن عمارت اصلاحات در انتخاباتی چشم دوخته اند که با سه انتخابات شوراهای دوم ، مجلس هفتم و ریاست جمهوری نهم دچار آسیب شد.سید محمد خاتمی و یارانش زیر عنوان «استراتژی تغییر فضای انتخابات» شانه های خود را زیربار مأموریتی خطیر خم کرده اند.
مرتضی حاجی رییس ستاد ائتلاف اصلاحطلبان تهران بزرگ معتقد است که "اگر شرایط متعادل و انتخابات رقابتی باشد، دخالت ارکان قدرت و تفسیر سلیقهای قوانین را نداشته باشیم و رفتار با نامزدهای دو طیف اصلاحطلبان و غیراصلاحطلبان مشابه باشد، نتیجه قطعا بهنفع اصلاح طلبان خواهد بود." حاجی اضافه می کند :" ائتلاف اصلاحطلبان نسبت به ائتلاف زمان شوراها یک گام جلوتر است." او در این گفت وگو ابراز امیدواری می کند : "امیدبه بازگشت دموکراتیک اصلاح طلبان به قدرت بسیار زیاد است ."متن این گفتوگو بدین شرح است .
***
این بار انتخابات مجلس برای اصلاحطلبان از چه اهمیتی برخوردار است و اصلاحطلبان از چه زاویه جدیدی با توجه به هشت سال تجربهای که داشتهاند، به این اتفاق نگاه میکنند؟
انتخابات بهصورت کلی اهمیت بسیار بالایی دارد. از این جهت که یک مقطع بسیار مهمی از تصمیمگیری است و فرصتی است تا نظرات و دیدگاههای سیاستمداران، احزاب و تشکلهای سیاسی در معرض اطلاع و انتخاب مردم قرار بگیرد و حقی را که قانون اساسی در تعیین سرنوشت سیاسی کشور برای مردم قائل شده، به منصه ظهور برساند. مجلس هشتم بهطور ویژه اهمیت خاصی دارد و آن این است که با اتفاقاتی که طی سالهای اخیر پیش آمده و حاکمیت یکپارچه اصولگرایان در مجلس و دولت نهتنها توفیق زیادی به همراه نداشته، بلکه مشکلات متعددی در حوزههای سیاسی، امنیتی و اقتصادی برای مردم ایجاد کرده، طبیعتا هر کس که دلسوز سرنوشت کشور است، لازم میداند که از مجاری قانونی حداکثر استفاده را برای اصلاح اقدامات نامناسب و برنامههای نادرستی که باعث بروز این مشکلات برای مردم و کشور شده، ببرد و مسیر حرکت جامعه را به سمت توسعه و بهبود وضعیت سیاسی، امنیتی و معیشتی پیش ببرد و برنامههایی را که فکر میکند میتواند به این نتایج منجر شود را به اجرا نزدیک کند. دست اصلاحطلبان هم در چند سال گذشته از موقعیتهای اجرایی و قانونگذاری کشور کوتاه است. مسوولان جدید هم با بدبینی مفرط به آنچه در گذشته تصمیمگیری و اجرا شده، نگاه کردند و سعی کردهاند روشهای دیگری که بهزعم خودشان میتواند قدرت و توانایی کشور را به رخ بکشد و از موضع اقتدار با دنیا سخن بگوید را در دستور کارشان قرار دهند که تا به حال آثار زیانباری را به دنبال داشته است.
در بررسی های رسمی و غیررسمی شاهد نگرانی از ادامه این مسیر از سوی افکار عمومی هم هستیم. به همین دلیل اصلاحطلبانی که تجربه موفقی را در حوزه قانونگذاری و اجرا داشتهاند و امروز تمام آن تجربیات نفی میشود، بر خودشان لازم میدانند که به صحنه بیایند و برنامهها را عرضه و نیروها را معرفی کنند تا در صورتی که یک انتخابات عادلانه و رقابتی بهمعنای واقعی برگزار شود، مردم با قدرت انتخاب مناسبترین برنامهها و شایستهترین چهرههای مجلس و نظام تصمیمگیری آینده کشور را مشخص کنند. بنابراین حضور اصلاحطلبان در این دوره انتخابات نوعی تلاش برای بازگرداندن مسیر حرکتی کشور به جاده اعتدال و دستیابی به هدفهای بلندمدت توسعه هم هست.
شما در حالی از تلاش اصلاحطلبان برای بازگرداندن کشور به مسیر اعتدال سخن میگویید که برخی از منتقدان جبهه اصلاحات پس از دوره ریاست جمهوری آقای خاتمی و خروج اصلاحطلبان از قدرت و کمی قبل از آن، در دو بعد رویکرد و کارکرد به اصلاحطلبان انتقاداتی وارد کردند. چه اصلاحطلبانی که در حوزه اجرا بودند، چه اصلاحطلبانی که در حوزه قانونگذاری فعالیت میکردند. یکی از این انتقادات این بود که اصلاحطلبان نتوانستند نمایندگان خوبی برای تحقق شعارهای طرحشدهشان باشند، آیا شما با این دیدگاه موافق هستید؟
توفیق و عدم توفیق را اگر یک امر نسبی و نه مطلق تلقی کنیم، من با این انتقاد موافق نیستم که اصلاحطلبان که در دولت و مجلس بودند، توفیقی در نمایندگی آرمانهای اصلاحطلبانه مردم بهدست نیاوردند. منکر وجود ضعف و کمبودهای ممکنه نمیشوم، ولی با لحاظکردن تمام شرایط و واقعیتهای موجود جامعه ما و ارکان قدرت و شرایطی که میتوانست در اختیار دولت و مجلس وجود داشته باشد، بهنظر من، یکی از موفقترین دولتها را در سالهای بعد از انقلاب داشتهایم و همینطور مجلس یک ترکیب خوب، دلسوز و اصلاحطلب نسبت به مسائل مختلف کشور داشته است، این به آن معنی نیست که هر تصمیمی که گرفته شده و هر اقدامی که انجام شده، حتما بهترین بوده است. طبیعتا بایداز تجربه گذشته استفاده کنیم و حرکت اصلاحطلبانه را در بستر واقعیت جامعه پیش ببریم. نباید آنقدر ایدهآلی به قضیه نگاه کنیم که تصور شود آنچه اصلاحطلبان اراده کنند، میتوانند انجام دهند، چون تمام قدرت همانطور که در گذشته در دست اصلاحطلبان نبوده، طبیعتا در آینده هم نخواهد بود.
نشان داده شده که در کشور طیفهای سیاسی مختلفی وجود دارند که هر کدام پایگاه خاص خودشان را دارند و از حوزه نفوذ تعریفشدهای برخوردار هستند. بنابراین باید تمام این ملاحظات را در نظر داشت و در بستر این واقعیتها پیش رفت و به اعتقاد من گرچه همه ایدهآلها محقق نشده، اما بهخصوص در مقایسه با شرایطی که امروز با آن مواجه هستیم، دولت و مجلس اصلاحات، دولت و مجلس خوبی بودند، هرچند که انتقاداتی هم به برخی اقدامات گذشته وارد است.
یکی از انتقاداتی که به اصلاحطلبان در دوران حضورشان در حاکمیت مطرح میشد، این بود که اصلاحطلبان، طرفداران خودشان را به یک قدرت سیاسی تبدیل نکردند و از سازماندهی بخش عظیمی از مردمی که هوادار آنها بودند و در انتخابات مختلف بعد از خرداد 76 به صحنه آمدند، غافل ماندند. آیا شما این انتقاد را وارد میدانید؟ در صورتی که این انتقاد را میپذیرید، آیا برای سازماندهی هوادارانتان در این انتخابات برنامه یا تغییر استراتژی دارید یا نه؟
آنچه که در آن دوره اتفاق افتاد، فراهمکردن زمینههای اجتماعی و قانونی بود که مردم بتوانند در تشکلها و NGOهای سیاسی مثل احزاب و تشکلهای اجتماعی متشکل شوند و کار کنند. اصلاحطلبان هرگز مردم را پیادهنظام خودشان تلقی نکردند تا آنها را برای خواستههای خودشان سازماندهی کنند که مثل سربازی که از فرمانده خود دستور میگیرد، طبق دستور عمل کنند. طبعا چنین چیزی در مشی اصلاحطلبان نیست، بلکه فراهمکردن فرصت و شرایط و فضای باز و آزاد و نقاد برای تمام اقشار مردم است تا بتوانند در این فضا خواستههایشان را محقق کنند. چنانچه شاهد بودیم در آن دوره تشکل سیاسی و غیرسیاسی در کشور ایجاد و ثبت شدند و آغاز به فعالیت کردند. این نظر را که بهجای فراهم کردن این فضای متکثر یک حزب متمرکز با انضباط آهنین در اردوی اصلاحطلبان ایجاد بشود، ممکن است خیلیها بپسندند، ولی قطعا با مشی اصلاحطلبان که انتخاب آگاهانه و تصمیمگیری بر مبنای تشخیص و اراده مستقیم است،منطبق نخواهد بود.
مردم در انتخابات دوم خرداد،مجلس ششم و شورای اول همراه شما بودند، اما پس از آن اتفاقاتی افتاد که مردم از شما گریزان شدند، از این جهت میگویم که نتوانستید مردم را همراه خود کنید.
ممکن است که از این جهت ضعفی در کار اصلاحطلبان بوده باشد، ولی با پیروزی انتخابات دوم خرداد، حجم وسیعی از توقعات مطرح شد که شاید انتظار میرفت که بهسرعت محقق شود، اما در عمل مشکلات کشور اجازه نمیداد که این نتایج بهسرعت حاصل شود. فضای بازی که بعد از دوم خرداد ایجاد شد، این مجال و فرصت را به هر گروه صاحبنظری داد تا بهراحتی نظراتش را مطرح بکند و انتقادات تندی از دولت انجام شود. دولت هم این انتقادات را با سعهصدر پذیرفت، اما به هر حال بودند رسانههایی که وظیفه اطلاعرسانی درست و دقیق داشتند، اما به درستی عمل نمیکردند . بحرانسازیهای هر 9 روز یک بارو تبلیغاتی که مستمرا علیه اصلاح طلبان انجام میشد.در پاسخ به این نگرانیها چهبسا این تفکر و تصور که حاکمیت یکدست در دولت و مجلس و دیگر مراکز قدرت به سود کشور است، این را نباید بهمعنی روگردانی از اصلاحطلبان تلقی کرد. معلوم است بحرانهای معروف هر 9 روز یک بارذهن مردم و افکار عمومی را نگران جنگ قدرت ها می کند ، این تصور را بهوجود میآورد که این جدال در نهایت به ضرر مردم خواهد بود، پس بروز این اندیشه که برای یک بار هم که شده حاکمیت یکدست را در تمام ارکان قدرت تجربه کنند،دور از انتظار نیست . بهنظر من این اتفاق به هیچ وجه روگردانی از اصلاحطلبان تلقی نمیشود، بلکه این رویکرد جدیدی بود که عدهای از مردم برای یکپارچگی قدرت انتخاب کردند. اگرچه در نتیجه آرا خصوصا در انتخابات ریاست جمهوری حدیث بسیار است. مجموع آرایی که به نامزدهای طیف اصلاحطلب داده شد و مجموع آرایی که به رقیب این طیف داده شد، (در مرحله اول) تفاوت چشمگیری دارد و این نشان میدهد رویکرد اصلاحطلبی تغییر نکرده، بلکه یکپارچگی و تعدد نامزداهای اصلاح طلبان در قدرت خواستن و احساس امنیت خاطر ذیل این یکپارچگی در نتیجه انتخابات موثر بوده است.
در انتخابات آتی هم با همان گفتمان وارد خواهید شد؟
به گمان من تجربه حاکمیت یکپارچهای که خصوصا در دو سال و نیم اخیر مردم شاهد آن بودهاند، آنها را به این نتیجه رسانده که آن رویکرد، رویکرد مناسبی نبوده و کسانی که تصور میکردند با یکپارچه شدن قدرت شرایط بهتری فراهم میشود، این نظر را ندارند.
شما فکر نمیکنید لازم است اصلاحطلبان آن گفتمان را برای انتخابات آینده بازسازی کنند؟
طبیعتا با گذشت زمان شرایط تغییر میکند و تغییر شرایط ایجاب میکند که گفتمان جدیدی که در زمینههایی دچار تغییرات شدهاند، ایجاد شود.
با این شرایط آیا میپذیرید که این انتخابات جدید بهنوعی رویارویی جدیدی با افکار عمومی است. آنها رویکردی را انتخاب کردند که موفق نبوده است.
رقابت بین دو نوع طرز تفکر و دو نوع برداشت برای رسیدن به هدفهای توسعهای کشور در بین افکار را میپذیرم، ولی رویارویی با افکار عمومی نیست.
افکار عمومی دو تجربه داشته است، یکی اصلاحطلبی و دیگری حاکمیت یکپارچه؛ با این حال آیا شما دوباره خودتان را به همان شکل سابق با همان شعار ها و برنامه ها و با همان گفتمان به نمایش میگذارید؟
بله. طبیعی است یا بازسازی مواردی که بدلیل شرایط جدید نیاز است .
یعنی این بار اصلاح طلبان با شعار توسعه سیاسی وارد صحنه مبارزات انتخاباتی مجلس خواهند شد.
شعار اصلاح طلبان در انتخابات قاعدتا بر آمده از نیازهایی است که مردم بیشتر احساس می کنند و چون در حال حاضر ستاد انتخاباتی اصلاح طلبان در حال تدوین برنامه ای برای مجلس آینده است و شعارها از درون این برنامه استخراج خواهد شد نباید درباره این شعارها گمانه زنی کنیم. اما مشخص است که تورم،گرانی و تبعیض و بی اعتنایی به سرمایه های انسانی و اجتماعی و از دست دادن فرصت وافعا جامعه را آزار می دهد . یکی از اصلی ترین نکاتی که در برنامه اصلاح طلبان باید برجسته باشد سر و سامان دادن به وضع نابسامان معیشتی است. البته از منظر مجلس و آن چه به مجلس مربوط است.
اولویت را به چه زمینه هایی خواهید داد، فرهنگی اقتصادی، سیاسی، ...؟
اولویت های برنامه اصلاح طلبان به تصور من حرکت در مسیر اهداف چشم انداز است.این برنامه را اصلاح طلبان تهیه کرده اند و تمام مراحل تصویب را هم طی کرده است ولی متاسفانه دولت فعلی با این سند شعاری برخورد کرده و برنامه های عملی اش در جهت سند نیست. تذکراتی هم در این رابطه از مراجع مختلف داده شده اما دولتمردان ظاهرا تحقق این برنامه را باور ندارند. برنامه اصلاح طلبان پی گیری چشم انداز اندکه طرحی همه جانبه است؛هم بحث های اقتصادی دارد هم مباحث سیاسی و فرهنگی.
چقدر اصلاحات را در انتخابات موفق میدانید؟
برآورد ما این است که اگر شرایط متعادل و انتخابات رقابتی باشد، دخالت ارکان قدرت و تفسیر سلیقهای قوانین را نداشته باشیم و رفتار با نامزدهای دو طیف اصلاحطلبان و غیراصلاحطلبان مشابه باشد، نتیجه قطعا بهنفع اصلاح طلبان خواهد بود. نتیجه آرای شورای شهر هم این اعتقاد را تایید کرد.
اکثریت مجلس هشتم به دست اصولگرایان نیست ؟
اصول گرایان نگرانی هایی پیدا کرده اند به هر وسیله از جمله شورای نگهبان متوسل می شوند که نگذارید اصلاح طلبان بیایند و مجلس ششم تکرار شود.اول اینکه اصلاح طلبان در پی تشکیل مجلس هشتم اند و متناسب با شرایط سال 87 به بعد و سند چشم انداز و نه تکرار مجلس ششم دیگر اینکه این رفتار آنها توهین به شعورو قدرت تشخیص و انتخاب مردم است.چون مردم باید انتخاب کنند که چه کسی بیاید و چه کسی نیاید. همه باید از شورای نگهبان بخواهند که به وظایف قانونی خود عمل کند نه آن که مانع حضور نامزدهای اصلاح طلب یا گروه در مجلس یا دولت باشد.اینها باید نگرانی اشان را با مردم مطرح کنند.عیب های اصلاح طلبان را بگویند و مردم هم تصمیم بگیرند.این که مردم را کنار بگذارند و از شورای نگهبان بخواهند که مانع حضور یک طیف در انتخابات شود موضع بسیار بد،غلط و انحرافی است.و نا با وری و بی اعتقادی آنان به رای و انتخاب مردم را اثبات می کند .البته این ها نشان می دهد که موقعیت اصلاح طلبان آن قدر خوب است که برخی از آقایان نگران شده اند.
تا چه اندازه به اینده اصلاحات امیدوارید ؟
اصلاحات پروسه ای است مستمر و مداوم که در مسیر خود تندی و کندی عارضش می شوداما توقف خیر از این رو ، آینده اصلاحات به نظر من آینده روشنی است.البته به خیلی از مسایل بستگی دارد.در مجموع برآوردها نشان می دهد که مردم نسبت به دوره اصلاحات نسبت به وضعیت بعد از اصلاحات بسیار خوش بین تر هستند و علاقه مندی به این که برنامه های اصلاح طلبانه صرف نظر از افراد در کشور به اجرا گذاشته شود موافق اند.اما این که اصلاح طلبان بتوانند در موقعیت های اجرا برنامه هایشان قرار بگیرند ضمن این که خودشان برای این کار تلاش می کنند به نحوه رفتار مسئولین اجرایی و نظارتی انتخابات هم بسیار وابسته است.باید شرایط برای انتخابات واقعی آماده باشد و انتخابات رقابتی و قانونمند برگزار شود و فرصت ها برای نامزدهای مختلف به تساوی تعریف بشود تا امکان حضور انبوه و پرشکوه مردم و طرفداران اصلاح طلبان در انتخابات گسترده باشد شرایط سلامت انتخابات تضمین شده تر خواهد بود و مجریان و ناظران ناگزیر می شدند این استقبال گسترده را اجابت کند.
آیا امیدی به بازگشت دموکراتیک اصلاح طلبان به قدرت وجود دارد؟
حتما وجود دارد.همین که در انتخابات فعالیت می کنند نشانه بارز آن است
پس شما امیدوار هستید، ولی دغدغههای بسیاری هم وجود دارد. موانع پیشروی اصلاحطلبان برای کسب کرسیهای بیشتر مجلس کدام هستند؟ هم درون اصلاحطلبان و هم بیرون آن، هم برای حاضرشدن در صحنه رقابت و هم بعد از آن؟
یک نگاه این است که حضور اصلاحطلبان در مجلس آینده در صورتی که در اکثریت قرار بگیرند یا اقلیت قوی را تشکیل دهند، با توجه به اینکه با اواخر دوره دولت حاکم مصادف میشود، نوعی بهانه برای توجیه ناکارآمدیها خواهد بود. چون آثار ناکارآمدی در آینده شدت بیشتری پیدا میکند، اگر تا امروز میگفتند چرا دو تا روزنامه انتقادی را مطرح میکنند و زمینهساز انقلاب نرم میشوند یا چرا مطبوعات در کار دولت و تحقق برنامههای آن کارشکنی میکنند، آن زمان میتوانند بهانه دیگری را اضافه کنند و آن این است که مجلس با ما همراه نیست. یک نظر این را بیان میکند و به همین دلیل شاید خیلی از کسانی که شرایط و زمینه حضور در مجلس را دارند، خیلی انگیزه حضور ندارند. یک نظر دیگر این است که باید در صحنه حاضر شد وبزرگان و نخبگان کشوروافکار عمومی را متوجه آنچه اتفاق میافتد کرد و برنامههایی را برای اصلاح مشکلات ارائه داد. طبیعتا هرکدام از قوا باید به رعایت شان و منزلت دیگری التزام را داشته باشند.
یکی از مسائل این است که مجلس از جایگاه اصلی و واقعی خودش تنزل درجه پیدا کرده و شاهد هستیم که به بعضی از مصوبات مجلس کماعتنایی میشود و در واقع توجیهگر بعضی از تصمیماتی شده است که شاید نمایندگان با آن موافق نباشند.
برگرداندن مجلس به جایگاه خودش و احیای شان قانونگذاری و بهخصوص نظارتی مجلس وظیفهای است که نمایندگان باید به آن پایبند باشند. این بهمعنای عدم حمایت از برنامههای اصولی که در جهت اهداف بلندمدت برنامه توسعه کشور است، نیست، بلکه بهطور جدی حمایت از همه این برنامهها مدنظر هست و از هر مجری که به تحقق این برنامهها پایبند باشد، پشتیبانی میشود، ولی مجلس میتواند با قانونگذاری بعضی از تصمیمهای نادرست را اصلاح کند و کشور را در مسیر اهداف توسعه قرار بدهد و دولت را در آن مسیر یاری کند.
وضعیت ائتلاف اصلاحطلبان اکنون در چه وضعیتی قرار دارد ؟
من بیشتر از منظر ستاد تهران میتوانم صحبت کنم، چون مسوولیت ستاد تهران را دارم. آنچه که من امروز شاهدش هستم، یک وفاق و همدلی حداکثری بین گروهها و شخصیتهای بزرگ اصلاحطلب و ستادی که امروز شکل گرفته، نسبت به ستادی که زمان انتخابات شوراها تشکیل شده بود هم منسجمتر است و هم تعداد شخصیتها، گروهها و احزابی که از ائتلاف حمایت میکنند، نسبت به گذشته بیشتر شده است. بنابراین ائتلاف اصلاحطلبان نسبت به ائتلاف زمان شوراها یک گام جلوتر است. تشکلهای دیگری هم هستند که هنوز به ائتلاف بزرگ نپیوسته اند گرچه با به خوشحالی می گویم که که آنها هم به انسجام و ائتلاف رسیدهاند.
حاصل نهایی کار این است که این ائتلاف همچنان توسعه می یابدو بهمراتب از فعالیت منسجم انتخاباتی ما در شورای شهر قویتر و موثرتر خواهد بود و من نسبت به ائتلاف حداکثری بسیار خوشبین هستم. هم زمینهای که تاکنون تحقق پیدا کرده، این مطلب را نشان میدهد و هم گفتمانی که بین ما و دیگر دوستان است، به این سمت حرکت میکند.
ائتلافی که اصلاحطلبان برای مجلس هشتم دنبال میکنند و چنان که شما میفرمایید، وضعیت خوبی دارد، فقط هدف انتخابات را دنبال میکند یا هدف کلانتری هم دارد و میخواهد بهعنوان یک قطب سیاسی فارغ از هر نتیجهای که در انتخابات به دست میآورد، عمل کند و هدفش تبدیلشدن به یک قطب سیاسی با فعالیت منسجمتر و موثر است؟
ائتلاف قاعدتا یک هدف معین را تعریف میکند و حدود و ثغور خودش را مشخص میکند. پیداست وقتی یک ائتلاف شکل میگیرد، به این معنی که مجموعهای از گروههایی که در همبستگی نزدیکی فکری و برنامه مشترک دارند ، گردهم میآیند. در کشور ما قبل از شکلگیری مجلس این ائتلاف محقق میشود. در کشورهای دیگر بعد از برگزاری انتخابات در درون مجلس احزابی که کرسیهایی را به دست آوردهاند، برحسب اینکه بخواهند رأی اکثریتی را در رأی دادن به کابینه برای خودشان ایجاد کنند، ائتلاف میکنند، ولی در کشور ما ائتلافی که شکل میگیرد، پیش از انتخابات برای انتخاب شدن افراد مورد قبول مجموعه این نیروها است. این نشان میدهد که این طیفها نزدیکی بیشتری با هم دارند تا کسانی که در مجلس بر سر یک موضوع یا رأی خاصی با هم به توافق میرسند و طبیعتا اولی یک مجموعه قدرت سیاسی و یک جبهه موتلف سیاسی را تعریف میکند، هرچند که ممکن است رسما تبدیل به یک جبهه هم نشده باشد، (چنان که ما در شورای هماهنگی احزاب اصلاحطلب را داریم که یک جبهه واحد تشکیل میدهند)، اما در عین حال با توجه به اینکه این ائتلاف از آن شورای هماهنگی گستردهتر است، اگرچه ممکن است این ائتلاف ماهیتا به جبهه تبدیل نشود، ولی در واقعیت نشان میدهد که این طیف از احزاب و تشکلها و شخصیتهای سیاسی کشور یا حرفهای واحد دارند یا نظراتشان بسیار به هم نزدیک است. بنابراین میتوانند مدعی باشند برنامهای که برای کشور تعریف میکنند، با پشتیبانی احزاب و تشکلهای خودشان اجرا میکنند.
آیا ائتلاف برای بعد از انتخابات هم فکری کرده است؟ نقدهایی به اصلاحات وارد میشد که بعد از اینکه به پیروزی دست پیدا میکرد، نمیتوانست از آن پیروزی استفاده کند، هر کدام از اعضای ائتلاف افکار جداگانهای داشتند. آیا برای این موضوع و اجرای یک برنامه واحد فکری شده است؟
یکی از شرایطی که برای نامزدها پیشبینی شده، همین با هم و تشکیلاتی و منسجم کارکردن است و قرار نیست که هر برنامه نامعقولی که کسی مطرح کرد، اجرا شود. آنچه اتفاق میافتد، حول برنامه اصلاحطلبان خواهد بود. بنابراین نامزدهایی که معرفی میشوند، متعهد به حمایت از آن برنامه و محققکردن آن هستند.
پتانسیلهای همگرایی اصلاحطلبان در این انتخابات چه چیزهایی هست؟
در وهله اول هدفهای مشترک است. اصلاحطلبان یک گفتمان مشترک در ارتباط با مردم و حقوق آنها و رعایت کامل قانون اساسی و تعهد به اجرای مفاد آن و تضمین آزادیهای مصرح در قانون اساسی توسعه روابط مناسب شهروندی ، تنش زدایی از روابط خارجی و تامین ارامش و امنیت خاطر مردم دارند و همچنین تعهد به اجرای برنامه بلندمدت چشمانداز که محصول کار اصلاحطلبان است و پس از برسی در مجمع تشخیص مصلحت ، به تایید نهایی مقام رهبری رسیده است. اینها خواسته مشترک اصلاحطلبان برای آینده کشور است و همین بهعنوان یک محور اساسی و تاثیرگذار برای انسجام انتخاباتی اصلاحطلبان کفایت میکند.
نقش آقای خاتمی در ائتلاف اصلاحطلبان به چه شکل است؟
اصلاحطلبی از گفتمان آقای خاتمی استخراج شده و ایشان بهعنوان شاخص اصلاحطلبی شناخته میشوند. آقای خاتمی هم یک ملاک و معیار برای مشخصکردن احزاب و تشکلها و گفتمانها و برنامههای اصلاحطلبانه هستند و هم با مقبولیت و نفوذی که در اقشار مختلف جامعه دارند، میتوانند اصلاحطلبان را حول برنامههای مشترک منسجم کنند و حوزه تاثیرگذاری آنها را در مردم توسعه بدهند. ایشان در شکلگیری ستاد انتخاباتی راهنماییهای موثر ی ارائه دادند که خوشبختانه به نتیجه رسیده و بهنظر من ایشان همچنان برای تحکیم ائتلاف و توسعه آن همکاری خواهند کرد.
آیا آقای خاتمی محور اصلاح طلبان است؟
من خیلی موافق نیستم که کسی را محور اصلاحات بدانیم.خود اقای خاتمی هم مرتب تکرار می کنند که دنبال قهرمان نگردید؛قهرمان خود مردم هستند.به جمع فکر کنید تا به فرد.اما اگر بخواهیم یک محور برای اصلاح طلبان پیدا کنیم نقش آقای خاتمی برجسته تر از بقیه شخصیتهای اصلاح طلب است.ما در میان اصلاح طلبان شخصیت های بسیاری داریم که هر کدام در جای خود موثرند اما نقش آقای خاتمی برجسته تر از بقیه است.
پس لیدر اصلاحات نه اما پدر معنوی اصلاحات؟
نمیدانم کدام یک از این تعابیر یا حتی چه تعبیر ثالثی مناسب آقای خاتمی است، ولی فکر میکنم ایشان حداقل بهعنوان یکی از مهمترین محورهای همبستگی و ائتلاف اصلاحطلبان مطرح هستند و نظراتشان برای مجموعه اصلاحطلبان مسموع و قابل اجراست. بنابراین با این تعبیر میتوانیم بگوییم عنوان پدر معنوی اصلاحطلبان برازندهتر است. نگرش آقای خاتمی در مورد حقوق و مسئو لیت های آحاد مردم مجموعه آحاد کشور و قضاوتشان نسبت به مسائل کشور و دل شوره ای که برای آینده کشور دارد و معصومیت و مظلومیت ایشان در دوره مسوولیت و موفقیتهایی که علیرغم تمام آن مشکلات به دست آورد که بهخصوص با توجه به وضعیت امروز برای مردم محسوستر و ملموستر است، یک کاریزما و محبوبیت ویژهای برای ایشان در افکار عمومی و همه مردم کشور ایجاد کرده و خصوصا برای اصلاحطلبان که ارادت ویژهای به ایشان دارند میتواند مثل چسب محکمی برای پیوند مجموعه اصلاحطلبان باشد.
یکی از احزابی که تاکنون به ائتلاف اصلاحطلبان نپیوسته، حزب اعتمادملی است. نوع همکاری ائتلاف با اعتمادملیچگونه است؟ آیا میتوان از آن بهعنوان یک همزیستی مسالمتآمیز یاد کرد یا خیر؟
حزب اعتماد ملی مورد احترام تمام اصلاحطلبان است و یک تشکیلات اصلاحطلبانه است. رهبر عزیز، این حزب، آقای کروبی نیز از شخصیتهای معتبر، برجسته و فداکار مجموعه اصلاحطلبان است و خوشنامی و حسن سابقه و شجاعتی که ایشان دارند، از سرمایههای این مجموعه هستند. اینکه حزب اعتماد ملی به صورت رسمی به ائتلاف نپیوسته است، بهمعنی جدایی آن از ائتلاف نیست. بارها اعلام کردهاند که ما علاقهمند هستیم که فعالیت حزبی را در کشور نهادینه کنیم، به همین جهت اصرار داریم که با نام، آرم و پرچم حزب خودمان فعالیت کنیم، تردیدی نیست که این ایده مشروع و کاملا منطقی است. آنچه که ائتلاف را نشان میدهد، اشتراکاتی است که در نهایت در فهرستها بروز و ظهور پیدا خواهد کرد. در انتخابات شوراها هم حزب اعتماد ملی بهعنوان حزب پیوسته به ائتلاف نبود، ولی در نهایت تمام 15فهرست نفره نامزدهایمان در تهران بودند، ضمن اینکه در استانها هم همه احزاب از جمله حزب اعتماد ملی در ستادها شرکت میکردند. در اینجا هم از مطالب جناب آقای کروبی استنباط میکنم که ایشان بارها گفتهاند که حداقل 80-70 درصد نامزدها در فهرست نهایی مشترک خواهند بود. این بهمعنی یک ائتلاف بسیار قوی است. لازم نیست که ذیل یک اسم ائتلافی فعالیت شود، همین که موضوع فعالیت، موضوع مشترکی است، نشان میدهد که ائتلاف قابل قبولی شکل گرفته است. هرچند که رقیب سعی میکند به اختلاف دامن بزند ، من اطمینان میدهم که این، اختلاف نیست و مجموعه احزاب اصلاحطلب یک مجموعه همکار هستند. این همکاری در یک مقطع ممکن است 100 درصد باشد و یک مقطع 80 درصد، همکاری 80 درصد هم بسیار همکاری بالا و مطلوبی است و کسانی که سعی میکنند این را به اختلاف تفسیر و تعبیر کنند، به بیراهه میروند. چرا که هیچ کس اشتراکات 80 درصد را فدای 20 درصد تفاوت نمیکند. آن 80 درصد حاصل نزدیکی و همدلی واقعی است. بنابراین ما هیچ نگرانی از این بابت نداریم.
آیا آقایان خاتمی ,هاشمی وکروبی در انتخابات مجلس به موضع مشترک رسیده اند؟
کار اصلاح طلبان از طریق ستاد ائتلاف دنبال می شود و موضع اصلاح طلبان آن است که در ستاد مطرح می شود.این که این سه بزرگوار بنشینند و جلسه داشته باشند خیلی ضروری نیست.هر کدام از این افراد شانی دارند که برای اصلاح طلبان محترم است و رعایت هم می کنند و مشکلی از این ناحیه وجود ندارد و ناهماهنگی هم نیست.
رقابت اصولگرایان را چگونه میبینید و وضعیت آنها را برای انتخابات چطور ارزیابی میکنید؟
بهنظر من در آن سو هم تلاش زیادی میشود برای اینکه یک ائتلاف یکپارچه صورت بگیرد، ولی ایجاد یک ائتلاف 100 درصد بین همه احزاب و تشکلهای محافظهکار یا اصولگرا بسیار بعید بهنظر میرسد، ولی طبیعتا در آن سمت هم ائتلاف بزرگی شکل خواهد گرفت و ائتلافات کوچکتری هم در حواشی خواهند بود. ما خوشحال میشویم که ائتلاف هر دو طرف قوی باشد و یک رقابت واقعی در صحنه عمل بهوقوع بپیوندد و کسی بهانهای برای توجیه عدم مقبولیت یا مقبولیت کمتر نداشته باشد. شرط مهم قضیه این است که مجریان و ناظران انتخابات واقعا بیطرفانه عمل کنند و هر دو طیف را به یک چشم نگاه کنند. گاهی در بیانات مسوولانی که باید بیطرف و بینظر عمل کنند. میشنویم که پیش قضاوتهایی صورت میگیرد که اگر اصلاح نشود، در نتیجه انتخابات موثر خواهد بود و اعتبار انتخابات را زیر سوال میبرد. لازم نیست اینقدر در جلسات مختلف صحبت کنند و اگر رقیب سیاسیشان را نمیپسندند، طوری حرف بزنند که ایجاد نگرانی بشود که اینها بنا را گذاشتهاند تا حاصل رای مردم بهصورت واقعی به نتیجه نرسد.
بهنظر من اینها یک سری ناشیگری بهدلیل بیتجربگی است و بخش دیگر آن به دلیل رقابت سرسختانهای است که وجود خواهد داشت و نگرانی که از موفقیت بالای اصلاحطلبان دارند، اگر این نگرانی را نداشتند، لزومی نداشت که مدام به شورای نگهبان هشدار بدهند که اتفاقات مجلس ششم تکرار نشود و اظهاراتی از این قبیل. همه اینها نشانه زمینه استقبال مردم از اصلاحطلبان است و نگرانی که آن جناح از بازندهشدن در انتخابات دارد که باعث میشود فضا را به روشهای دیگری غیر از جلب آرای مردم به سود خود کنند تا قدرت را به هر حال حفظ کنند و این نه از لحاظ دین مشروع است و نه از لحاظ مردمی مقبول است و نه برازنده نظامی است که ارزشهای دینی در تمام قوانین و جریان امورش باید جاری و ساری باشد. به نظر من ما رقابت خوبی خواهیم داشت، به شرط اینکه مجریان و ناظران بهمعنی واقعی مجری و قاضی و ناظر بیطرف این رقابت باشند.
خیلی ممنون،
من هم متشکرم