امروز میلاد یکی از همکلاسی های نیک و مهربانمان است، از برای این میلاد خجسته شعر زیر را به او تقدیم می دارم:
وقتی که فصل سوم این سال
با آذرخش و تندر و طوفان
و انفجار صاعقه آغاز شد
باران استوایی بارور
شست تمام کوچه و بازار را
رنگ درنگ کهنگی خواب و خاک را
و با میلادی شگرف عاشقی پای به جهان گشود
و در صحاری شب باغ ها را بیدار و بارور گرداند
کبوتران سپید را به آشیانه ی خونین باز گرداند
هزار آئینه جاری شد
و هزار آئینه به هم آوائی قلب اوتپید
و طنین شوق بر افکند
و آنگاه که در رگ هر برگ خوناب خزان میخزید
شور و شادی هزاران آفرید
و اکنون می خواهم از نسیم بپرسم
که بی جزر و مد قلب او
دریا چگونه می تپد امروز؟؟؟!!!
میلاد نوزدهم را به همکلاسی عزیز، سعید اسماعیلی فرد تبریک می گویم، و همواره برای او در سال های آتی آرزوی بهترین ها را دارم.
خوش به حال دوستتون که دوستی به خوبی شما داره
خیلی قشنگ بود!
سعید جان تبریم میگم !
پویا جان ممنون !
be aghaye esmaili tabrik migam be 2 dalil:1)miladeshoon2)dashtane dooste khoobi mesle aghaye hamid tavakoli
پویا جان ای کاش سعید دیروز و یا فردا بدنیا آمده بود چون امروز طبق آیین باستانی ایران سیزدهم است و نحس بحساب میآید. بهر حال انشا... صد سال عمر کنند و بتوانند مانند گارسیا مارکز کتابی مانند صد سال تنهایی بنویسند.