KNToosi.in - همکلاســــی

وبلاگ گروهی دانشجویان ِ دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی

KNToosi.in - همکلاســــی

وبلاگ گروهی دانشجویان ِ دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی

پاسخ دبیرکل مشارکت به انتقادات اقتدارگرایان نسبت به مجلس ششم

پاسخ دبیرکل مشارکت به انتقادات اقتدارگرایان نسبت به مجلس ششم:
آقایان طرفدار مجلسی هستند که از آن صدای بن‌لادن و ملاعمر در بیاید



سرمایه-امیر عباس نخعی-مرجان توحیدی:
برای گفت‌وگو با محسن میردامادی دبیرکل جبهه مشارکت به خیابان سمیه دفتر جبهه رفتیم. بسیاری از چهره‌های آشنا از سال‌های دور حضور در قدرت، آن‌جا بودند اما جالب‌تر از آن لوازم دفتر دبیرکل بود که نشان می‌داد برخلاف احزاب متصل به بازار این حزب از مشکلات مالی رنج می‌برد.حتی صندلی‌های دفتر دبیر کل آشنا بودند; همان صندلی هایی که روزگاری برای مصاحبه با چهره‌های حزب در دوران خاتمی روی آن‌ها می‌نشستیم، آن‌قدر آن‌ها را دیده بودم که امروز با مشابه‌شان اشتباه نکنم و بوی کهنگی‌شان هم فریاد می‌زد.شاید این خود مهم‌ترین معضل جبهه مشارکت در این روزها باشد; نداشتن توان مالی مناسب برای هدایت حزبی که داعیه ملی دارد. این مشکل در کنار فشارهای موجود و انتقادهای احزاب نزدیک به اصلاح‌طلبان که روزی خود پرچم‌دار بودند از چالش‌های بزرگی است که حزب را می‌آزارد.
محسن میردامادی در حالی سکان‌دار حزب شده که علاوه بر مخالفان سنتی، صف جدیدی از منتقدان جدید که یاران دیروز بودند نیز در آستانه انتخابات تشکیل شده است.در خصوص آخرین تحولات حزب گفت‌وگویی با محسن میردامادی دبیر کل حزب انجام داده‌ایم که در پی می‌آید:

به نظر می‌آید در آستانه انتخابات موقعیت بد نباشد؟

موقعیت جبهه مشارکت به این بستگی دارد که انتخابات تا چه میزان به معنای واقعی کلمه برگزار شود. در صورتی که انتخابات واقعی برگزار شود، نه تنها موقعیت جبهه بلکه کلا اصلاح‌طلبان موقعیتشان بد نیست اما قاعدتا تا لحظه برگزاری انتخابات روشن نمی‌شود که مسوولان برگزارکننده می‌خواهند چه کار کنند؟ این که می‌خواهند این انتخابات را مثل انتخابات مجلس هفتم برگزار کنند یا این که واقعا می‌خواهند برگزاری انتخاباتی به معنای واقعی را شاهد باشیم. اگر انتخاباتی واقعی برگزار شود، به نظر من وضعیت بد نیست. البته نظرسنجی نداریم که بخواهیم بر مبنای نظرسنجی صحبت کنیم، بلکه این‌ها برداشت کلی ما از وضعیت جامعه است. چرا که به نظر می‌رسد، انتظاراتی که از آقای احمدی‌نژاد به خصوص در ‌‌بخش اقتصادی بوده برآورده نشده و از وی رضایت وجود ندارد و فکر می‌کنیم هر قدر به سمت انتخابات برویم این موضوع جدی تر خواهد شد.
جبهه مشارکت در اوایل سال گذشته تحرکاتی را برای نزدیکی به برخی از گروه‌ها مثل حزب موتلفه آغاز کرد. در این زمینه هم رایزنی‌ها و گفت‌وگوهایی انجام گرفت. آن‌ها (موتلفه) نیز به دلیل این که حس می‌کردند در حال حذف شدن هستند، تمایلاتی را از خود نشان دادند ولی با نزدیک شدن به انتخابات صحبت‌هایی مطرح می‌شود که چندان با روال سال گذشته همخوانی ندارد. به طوری که آقای حبیبی، دبیرکل موتلفه در مصاحبه‌ای اعلام کرده بودند که «براندازان از تریبون مجلس ششم استفاده می‌کردند و دوم خردادی‌ها در مجلس به دنبال شکستن تقدس‌ها بودند.»
بحث‌هایی که بین ما و موتلفه آغاز شد به منظور نزدیک شدن به یکدیگر صورت نگرفت. بالاخره موتلفه در جناح محافظه‌کار کشور قرار دارد و با مشارکت و گروه‌هایی مثل آن که امروزه اصلاح‌طلب نامیده می‌شوند ‌مسلما ‌رقیب هستند و در رقیب بودن آن‌ها در عرصه سیاسی کشور تردیدی وجود ندارد. آن دیدارها هم به این منظور انجام شد که روی برخی از مسایل که می‌توانست فراحزبی و یا فراجناحی باشد بحث و تبادل‌نظر صورت بگیرد در آن مقطع هم موضوع هسته‌ای مطرح بود. با توجه به این که احساس می‌شد بحث هسته‌ای به سمت مراحلی می‌رود که می‌تواند لطماتی را به کشور برساند، تصمیم جبهه این بود که با گروه‌هایی هم که در جناح مقابل هستند و احیانا می‌توان با آن‌ها صحبت کرد و ‌انتظار‌برخورد منطقی از آن‌ها داشت‌، مذاکراتی صورت بگیرد. برخی موضوعات دیگرهم بعضا مطرح بوده و این تصور بوده که می‌‌توان‌این موضوعات را بین اصلاح‌طلبان و برخی از گروه‌های محافظه‌کار از جمله موتلفه به طور مشترک مورد بحث قرار داد ‌به طوری که نتایجی هم در برداشته باشد، بحث درخصوص تحزب و نقش احزاب در جامعه از این جمله بود، موتلفه جزو گروه‌هایی است که نسبت به این موضوع نظرات مثبتی دارد و این نقطه‌نظرها با برخی از گروه‌های اصلاح‌طلب نزدیک است و همین امر این امکان را فراهم می‌کند که بحث‌های مشترکی صورت بگیرد. هم اکنون این نوع بحث‌ها بیش‌تر در خانه احزاب صورت می‌گیرد.

یعنی در بحث هسته‌ای نقاط اشتراکی وجود دارد؟

یعنی نکاتی هست که احزاب رقیب هم می‌توانند با یکدیگر درباره آن بحث داشته باشند (از باب پیدا کردن راه‌حل‌هایی که به مصلحت کشور باشد) یعنی در آن مقطع در موضوع هسته‌ای این نظر مطرح بود که پرونده ایران در حال رفتن به‌شورای امنیت است که منجر به تصویب قطعنامه‌هایی در این شورا علیه کشور خواهد شد و این مساله به سود کشور نیست و ممکن است در نهایت به درگیری نظامی‌‌ هم بینجامد. هدف این بود که گروه‌های مختلف در این باره چاره‌اندیشی کنند تا چنین اتفاق‌هایی رخ ندهد. این مساله موضوعی است که طبیعتا همه گروه‌ها یا اکثر آن‌ها در خصوص آن نگرانی‌های مشابهی دارند‌و می‌توانند با یکدیگر صحبت کنند.
در برخی از مسایل شاید هرگز نتوان وارد صحبت شد ولی در این موضوعات می‌شود بحث کرد، در بحث تحزب هم به همین شکل است ولی من هم احساس می‌کنم که ادبیات مسوولان موتلفه در هفته‌های اخیر ادبیات تندتری شده است نسبت به ادبیات سابق خودشان. چندی پیش هم دبیر کل موتلفه چنین مضمونی گفته بود‌که از مجلس ششم صدای آمریکا شنیده می‌شد.»
این مثل این است که برخی بگویند «آقایان طرفدار مجلسی هستند که از آن صدای بن لادن یا ملاعمر در بیاید.»
ولی به هر حال همین آقایان‌هم نمی‌توانند منکر شوند که در انتخابات چهار دوره اخیر مجلس که داشته‌ایم، انتخابات مجلس ششم آزادترین انتخابات بوده است.

احساس نمی‌کنید این تغییر لحن در ادبیات برخی احزاب به خاطر نوعی خروج از رقابت است و یک نوع زمینه‌سازی است برای شکل گرفتن برخی از حرکات در آستانه انتخابات؟ چرا که این گونه نقدها خیلی زیاد شده است؟

به نظر من این نقدها دو دلیل دارد. یک دلیل این است که اصول‌گرایان در مجموعه خود برای رسیدن به ائتلاف و یک کار واحد و مشترک دچار مشکل شده‌اند. به همین دلیل هم مرتب می‌خواهند افراد و گروه‌های درون جناح خود‌را بترسانند که‌مجلس ششم تکرار خواهد شد‌، به این معنا که اگر شما در ائتلاف شرکت نکنید و یا فهرست جداگانه بدهید و متفرق شوید مجددا مجلس ششم تکرار می‌شود‌اما دلیل دوم این است که‌آن‌ها احساس می‌کنند در جامعه وضع کسانی که منتسب به آقای احمدی‌نژاد بوده و به عنوان حامیان وی شناخته می‌شوند در انتخابات چندان خوب نیست و طبیعتا وزن اصلاح‌طلبان و به خصوص جایگاه آقای خاتمی‌‌و کسانی که منتسب به ایشان هستند، نسبتا خوب است، بنابراین می‌خواهند زمینه‌ای را فراهم کنند تا شورای نگهبان و هیات‌های اجرایی و نظارت را تحت تاثیر قرار داده و به این وسیله صلاحیت‌ها را مجددا رد کنند.

در صحبت‌های خود به این نکته اشاره کردید که برخی از حملات طرف مقابل تلاشی است برای شکل‌گیری ائتلاف و البته مشخص است که آن‌ها نتوانسته‌اند به این مهم دست پیدا کنند اما از طرف دیگر آیا اصلاح‌طلبان که در ابتدا قرار بود با مثلث خاتمی،‌‌هاشمی‌‌و کروبی به یک ائتلاف صددرصدی برسند، به این ائتلاف دست یافته‌اند؟

مثلثی که از آن صحبت می‌شد، بیش‌تر یک بحث روزنامه‌ای بود و هیچ وقت در واقعیت این سه نفر در کنار هم ‌ننشسته‌اند که برای اصلاح‌طلبان تصمیم بگیرند. به نظر من در آینده هم‌چنین اتفاقی نخواهد افتاد.
در واقع این‌افراد هر کدام یک نقش متفاوتی دارند. آقای‌‌هاشمی‌‌ ضمن این که با اصلاح‌طلبان ارتباط خوبی دارد و برخی از گرو‌ه‌ها مثل کارگزاران ارتباط نزدیک‌تری با ایشان دارند ولی آقای‌‌هاشمی ‌‌هیچ‌گاه چنین نقشی را به عهده نگرفته است که خود را در یک جناح قرار بدهد و بخواهد نقش برجسته‌ای را در یک جناح به عهده بگیرد. آقای‌‌هاشمی ‌‌با توجه به این که رییس خبرگان هم شده است ترجیح می‌دهد که با هر دو جناح ارتباط داشته باشد ضمن این که اگر توصیه یا راهنمایی‌هایی هم برای اصلاح‌طلبان داشته باشند آن‌ها را مطرح می‌کنند. آقای کروبی هم امروز سکاندار یک حزب هستند و همه تلاششان برای مطرح شدن آن حزب است. به این دلیل نمی‌توانند یک نقش اجماعی برای همه احزاب و در مجموعه اصلاح‌طلبان ایفا کنند. چون شخص ایشان پذیرفته است که در محدوده تشکل خود کار بکند. فردی که عمدتا می‌تواند ایفاگر نقش باشد آقای خاتمی ‌‌است که این نقش را به نظر من تا به امروز ایفا کرده است.

همان طور که در صحبت‌های خود به زمینه‌سازی برای ردصلاحیت‌ها اشاره کردید و با توجه به این که آقای خاتمی‌‌هم در این باره اظهار نگرانی کرده‌اند، در صورت وقوع این مساله و تکرار انتخابات مجلس هفتم، آیا مشخص است که واکنش اصلاح‌طلبان به این مساله چه خواهد بود؟

لزومی ‌‌ندارد ما به بدترین سناریوها بپردازیم و این تصور را داشته باشیم که بدترین سناریوها پیش می‌آید. ضمن این که نمی‌خواهم بگویم خیلی خوش‌بین باشیم و فکر کنیم که انتخابات خیلی خوب به طور مثال مشابه انتخابات مجلس ششم برگزار خواهد شد. در مجلس هفتم آن موردی که به آن اعتراض داشتیم و اگر مجددا پیش بیاید باز هم نسبت به آن معترض خواهیم شد این است که آن واقعه اصلا انتخابات نبود. ترکیب عمده کرسی‌‌های مجلس هفتم از قبل تعیین شده بود و منتخبین بیش از 190 کرسی از قبل تعیین شده بودند. بنابراین در این‌حوزه‌‌ها هیچ رقابتی وجود نداشت و تکلیف مجلس از قبل مشخص بود. ولی ما فکر می‌کنیم شرایط فعلی جامعه، شرایطی نیست که انتخاباتی مثل مجلس هفتم تکرار شود چرا که تهدیدهای خارجی به شکلی است که تنها یک انتخابات جدی می‌تواند این تهدیدها را تا حدی برطرف کند.‌‌‌تنها یک انتخابات خوب و آزاد می‌تواند این تهدیدها را برطرف کند. یک انتخاباتی که اقبال عمومی‌‌ نداشته باشد، هیچ کمکی به این شرایط کشور نمی‌کند. دلایل دیگری هم هست. من در مجموع احتمال تکرار سناریوی انتخابات مجلس هفتم را کم می‌دانم.
کما این که در انتخابات ریاست‌جمهوری که پس از انتخابات مجلس هفتم برگزار شد، آن سناریو تکرار نشد، نوع دیگری عمل شد و رقابت قابل قبولی در این انتخابات به وجود آمد. همچنین در انتخابات شورای سوم نیز همانند مجلس هفتم عمل نشد هر چند که در این انتخابات هم اشکالات جدی وجود داشت.

نمایندگانی که در مجلس ششم بودند آیا برای حضور در انتخابات آتی اعلام آمادگی کرده‌اند؟

من فکر می‌کنم که اکثر نمایندگان مجلس ششم برای حضور در انتخابات آتی ثبت‌نام می‌کنند.

آیا مجموعه ائتلاف اصلاح‌طلبان برای انتخابات برنامه‌ریزی و یا شعار مشخصی دارد یا در واقع بیش‌تر‌به کمک‌های آقای احمدی‌نژاد دل بسته است؟

کمک‌های آقای احمدی‌نژاد که قابل توجه است. بالاخره عملکرد آقای احمدی‌نژاد، عملکردی است که به طور مرتب رای اصلاح‌طلبان را افزایش می‌دهد ولی در جمع اصلاح‌طلبان هم یک گروهی تشکیل شده که عمدتا از کسانی هستند که در دولت آقای خاتمی‌‌و مجلس ششم بوده‌اند. این افراد در حال حاضر روی برنامه مجلس هشتم کار می‌کنند که‌آن را قبل از انتخابات منتشر خواهند کرد. طبیعتا از دل برنامه، شعار استخراج می‌شود.

واژه تندروی این روزها از سوی دو جناح کشور شنیده می‌شود. در عین حال این گمان هم وجود دارد که تندروی در فضای سیاسی کشور ما به درستی تعریف نشده است که منظور از تندرو و تندروی چیست؟ تندروی اگر برای رسیدن به اهداف باشد که خوب است. آیا شما فکر می‌کنید تعریف مشخصی از این واژه وجود دارد و یا این که این مساله تنها به چماقی برای کوفتن بر سر حریف تبدیل شده است؟

این اصطلاحات در هیچ کجا تعریف نشده است. به نظر من بحث تندروی و اعتدال را جناح مقابل اصلاح‌طلبان راه انداخته برای این که فتنه‌ای را در جریان رقیب خود ایجاد کند. عده‌‌ای هم دنباله‌رو این بحث شده‌اند و این مساله را تکرار می‌کنند. به نظر من کسانی که عمدتا این اصطلاحات را به کار می‌برند، منظورشان از تندرو کسانی هستند که مطابق میل آن‌ها عمل نکرده‌اند.‌ما در حال حاضر شرایط را طوری ارزیابی نمی‌کنیم که بخواهیم وارد این نوع تقابل‌‌ها شویم.

به نظر می‌آید که حمله به اصلاح‌طلبان هم از سوی رقیب و هم از سوی انشعابیون انجام می‌شود سیاست سکوت اصلاح‌طلبان تا چه موقع ادامه خواهد یافت؟

در جمع‌بندی ما به این رسیدیم که به این نوع صحبت‌ها چه در باب انتقاد از مجلس ششم و چه جبهه مشارکت پاسخ ندهیم. چرا که نتیجه پاسخ دادن به این انتقاد‌ها را به نفع جریان مقابل اصلاح‌طلبان قلمداد و فکر می‌کنیم جریان مقابل از این تقابل‌‌ها ‌استفاده اصلی را می‌کند. طبعا این سکوت به این معنا نیست که آن حرف‌ها و انتقادها پاسخ ندارد.‌ما نمی‌خواهیم صحبتی کنیم که روزنامه کیهان و صداوسیما بابت آن هلهله و پایکوبی کنند و چنین صحبت‌هایی را به عنوان مسایل اختلافی در جریان اصلاح‌طلب هرروز تکرار‌کنند. به این دلیل فکر می‌کنیم زمان، زمان مناسبی برای ورود به این منازعات و بحث‌ها نیست ولی حتما این اظهارات پاسخ دارد که در شرایط مناسب‌قابل طرح است.

فکر نمی‌کنید این سکوت باعث شده است تا فضایی در جریان اصلاح‌طلبی ایجاد شود که بر این اساس گروه‌هایی که وزن کم‌تری داشته‌اند، بیش‌ترین خواسته را داشته باشند؟

این مساله همیشه وجود داشته است و به دلیل سکوت نیست. گروه‌های کوچک‌تر معمولا ادعاهای بیش‌تری دارند. به خصوص زمانی که می‌خواهید کار ائتلافی انجام دهید گروه‌های بزرگ‌تر باید گذشت بیش‌تری بکنند تا ائتلاف شکل بگیرد ولی ما از پاسخ ندادن تا به حال ضرر نکرده‌ایم. یعنی این منطق را که اصلاح‌طلبان باید ‌از ورود به دعواهای خودی آن هم در شرایط کنونی بپرهیزند همه‌افراد فهیم در مجموعه اصلاح‌طلبان می‌پسندند و می‌پذیرند. ما خود خیلی مواجه بودیم با کسانی که حتی در بیرون از مشارکت از این سکوت و تحمل تقدیر کرده و می‌خواستند که این روند را ادامه دهیم. البته ما در بدنه حزب به خصوص از سوی نسل جوان حزب با فشار روبه‌رو هستیم که چرا به این انتقادات پاسخ نمی‌دهیم؟ ولی به هر حال سعی‌مان این است که با قانع کردن ‌آن‌ها همین مسیر را ادامه دهیم و وارد دعوایی که به صلاح اصلاح‌طلبان نیست، نشویم.

در صحبت‌های خود اشاره کردید به نیروهای جوان حزب. آیا شکل‌گیری و قدرت تاثیرگذاری نیروهای جوان و نسل سوم مشارکت از این پس به قدری خواهد بود که در تصمیمات این تشکل تاثیر گذاشته و احیانا روندی اتخاذ شود که با روند و منویات رهبرانی که حزب را تشکیل دادند، متفاوت باشد؟

جوانان در یکی، دو سال اخیر در جبهه مشارکت فعال‌تر از سال‌های گذشته شده‌اند و این طبیعت کار حزبی است که بخش‌هایی که در حزب فعال‌تر می‌شوند، هم مطالبات جدید و هم تاثیرگذاری بیش‌تری پیدا می‌کنند. جوانان به هر میزان که فعال شوند، به همان میزان هم تاثیرگذار می‌شوند، نه تنها تاثیر رسمی ‌‌و تعریف شده‌ای که در حزب و به شکل تعداد آرا وجود دارد بلکه غیر از آن با حضور فعال خود در آرای دیگران هم می‌توانند تاثیرگذار باشند. بنابراین با این تاثیرگذاری، بیش‌تر می‌توانند خواسته‌های خود را محقق کنند.

ولی احساس می‌شود که تا به این جا روند کار، یک روند اقناعی بوده است، آن هم از جانب رهبران و گردانندگان حزب؟

ما در مشارکت یک شرایطی را از ابتدا داشتیم که الان هم وجود دارد. اول این که اختلاف جدی را در حزب شاهد نبوده‌ایم هر چند ممکن است که در بدنه با دیدگاه‌های متنوع و متفاوتی هم روبه‌رو بوده باشیم. یعنی در شورای مرکزی حزب در اوایل تشکیل افرادی بودند که کاملا جزو افراد مدرن اصلاح‌طلب محسوب می‌شدند و عده‌ای هم بودند که جزو طیف سنتی این جریان سیاسی به شمار می‌آمدند ولی هیچگاه در درون حزب و فعالیت‌ها دچار مشکل نمی‌شدیم و بعد از مدتی که این افراد در کنار هم نشستند و بحث‌هایی را با هم داشتند به قدری به هم نزدیک شدند که با ذهنیت قبلی خود آن‌ها نمی‌‌خواند.
ولی ضمن این‌که ما مشکل اختلاف درون حزبی به شکلی که در خیلی از احزاب پیش می‌‌آید نداریم باید به این نکته توجه کنیم که‌نسل اول مشارکت باید به تدریج جای خود را به نسل‌های بعدی و جوان‌تر‌‌ها بدهد وگرنه حزب در جا می‌زند و سپس رو به افول می‌‌رود.
در کنگره گذشته که بحث تعیین دبیرکل مطرح بود و آقای خاتمی ‌‌هم این مسوولیت را نمی‌پذیرفت، من مایل نبودم این مساله را بپذیرم و‌استدلالم هم این بود که «منطق کار حزبی حکم می‌کند فردی جوا‌ن‌تر از دبیر کل قبلی دبیرکل شود.» اگر می‌خواهیم با نگاه به آینده حزب حرکت کنیم ‌باید کسی بیاید که از نظر سیاسی پختگی لازم را داشته باشد و از نظر سنی هم جوان‌تر‌باشد اما مجموعه شرایط حزب به سمتی رفت که این امر محقق نشد.

کنگره نهم و انتخابات شما به عنوان دبیر کل جبهه مشارکت با گمانه‌زنی‌هایی در محافل سیاسی همراه بود مبنی بر این که انتخابات حاوی این پیام است که مشارکت قصد دارد با حاکمیت (دولت) تعامل داشته و بینش نقادانه خود را کم‌رنگ کند. در حالی که در یک سال گذشته چنین مساله‌ای از سوی مشارکت مشاهده نشده است. از این پس رویکرد و نسبت مشارکت با دولت چگونه خواهد بود؟

به نظر من اگر انتظار این بود که با تغییر دبیر کل مشی حزب تغییر کند، انتظار واقع‌بینانه‌ای نبوده است. چرا که ما در حزب کار فردی انجام نمی‌دهیم. اگر دوره‌ای که آقای خاتمی ‌‌دبیر کل بودند خط مشی و راهبردی دنبال می‌‌شده‌نتیجه و حاصل یک کار جمعی بوده، ‌زمانی هم که من دبیر کل شدم باز هر چه اتفاق افتاده حاصل کار گروهی بوده است.
به این دلیل بعید می‌دانم تفاوت محسوسی نیز در مواضع و عملکرد قبل و امروز جبهه مشارکت مشاهده شود اما در رابطه با حاکمیت چنانچه حاکمیت را کلیت‌نظام تلقی کنیم و نه صرف دولت، سیاست ما، سیاست قبول کلیت و انتقاد به اجزا برای اصلاح بوده و هست.
یعنی ما جزو این نظام هستیم و نظام جمهوری اسلامی ‌‌را متعلق به خودمان می‌دانیم. سهم اصلاح‌طلبان را در انقلاب و شکل‌گیری جمهوری اسلامی ‌‌نه تنها کم‌تر از محافظه‌کاران نمی‌دانیم بلکه این سهم را ‌بیش‌تر هم می‌دانیم. اما در رابطه با رویکرد ما نسبت به دولت که مورد سوال شما بود طبعا با این نگاه که عرض کردم ما نسبت به بسیاری از امور و از همه بیش‌تر نسبت به عملکرد دولت انتقاد جدی داریم. به نظر من اشکال اصلی دولتمردان فعلی این است که با مقتضیات 30 سال پیش می‌‌خواهند امروز کشور را اداره کنند و این را اصول‌گرایی می‌‌پندارند در صورتی که این به معنای ‌‌در نظر نگرفتن عنصر زمان و مکان است که همواره یکی از اصلی‌ترین ملاک‌‌ها و معیارهای امام در تصمیم‌گیری‌‌هایشان بوده است.

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد