زمان
همینطور که شانه هایش از ناراحتی فرو افتاده و صدای قدم هایش دم از ناکامی می زند،به رفتنش نگاه میکنی.چنان فکر و ذکرت به اوست که صدای نزدیک شدن دیگری را از پشت سر نمی شنوی،تا اینکه یکدفعه رویت می پرد و بند دلت را پاره می کند . . . آری . . . اینقدر حواست به رفتن گذشته بود که متوجه نزدیک شدن آینده نشدی!!!
رویا خدابخش
هاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
D:
ببخشید این چطوری این جوری شد ؟
۹۴۵۲۸ تا
چه قشنگ !
ولی خالی بندیه فعلا که ۵ تا بیشنر نی !
مهربون