با درود بر دوستان و سپاس از اینکه بخش سیاسی این تارنما را برای مطالعه انتخاب نمودید.
دوست عزیز٬ جنباب آقای توکلی٬ پایه گزار این تارنما٬ نسب به بنده لطف داشتند و به من این اجازه را دادند تا در بخش سیاسی این این تارنما٬ آنچه را میدانم نوشته٬ و تقدیم سروران گرامی دارم٬ امید به آنکه در این راه دشوار موفق باشم.
اما قصد دارم تا در این بخش در قالب دو عنوان مطالب خود را تقدیم دارم٬ در ابتدا قصد بر آن است تا مفاهیم سیاست و فلاسفه ی آن را شرح دهم تا این راه را آگاهانه تر دنبال نماییم. بدین منظور مبنا را بر صفر نهادیم و از ابتدایی ترین مفاهیم علم سیاست آغاز نمودیم تا همگان نهایت استفاده را ببرند٬ و همچنین سعی گردیده تا این مقالات از معتبر ترین منابع جمع آوری شوند.
و در قالب دیگر هدف را بر آن بنیان تهادم تا با استفاده از علم سیاست آخرین تحلیلهای مهم پیرامون مهمترین رویدادهای روز تقدیم گردد. این تحلیلها یا توسط شاخص ترین تحلیل گران به رشته ی تحریر در آمده، یا توسط این حقیر، که امیدوارم در جهت ارتقای آگاهی شما مؤثر واقع گردد.
امید به آنکه در این راه دشوار موفق بوده و مطالب ذکر رفته مورد عنایت شما عزیزان قرار گیرد.
سیاست و علم آن چیست و سیاست مدار کیست؟
در اولین یاد داشت و مقاله ی خود قصد دارم تا خود کلمه ی سیاست و علم آن و کسی که بدین امر مبادرت میورزد، یعنی سیاست مدار را معرفی نمایم. امید به آنکه مقبول واقع گردد.
سیاست
سیاست۱ در دو معنای عام و خاص کاربرد دارد:
۱)در معنای عام، هرگونه راهبرد و روش و مشی برای اداره یا بهکرد هر امری از امور، چه شخصی و چه اجتماعی، سیاست گفته میشود، چنانکه از سیاست اقتصادی، نظامی، مالی، آموزشی و جز آنها سخن میگوییم.
۲) به معنای خاص، هر امری که مربوط به دولت* و مدریت و تعیین شکل و مقاصد و چگونگی فعالیت دولت باشد، از مقوله ی امور سیاسی است. بنا بر این هر گاه از سیاست، به معنای خاص صحبت میکنیم، همواره با دولت، یعنی سازمان قدرت در جامعه، که نگهبان نظم موجود یا پیش برنده ی آن است، سر و کار داریم.
امور سیاسی شامل مسائل مربوط به ساخت دولت، ترتیب امور در کشور، رهبری طبقات، مسائل کشاکش بر سر قدرت سیاسی میان احزاب و گروه های با نفوذ و غیره است. همچنین روابط میان ملت ها و دولت ها از این مقوله است (ساست خارجی)، که مطالعه ی آنها موضوع علم سیاست* است.
مهم ترین عنصری که در تحلیل امور سیاسی به کار میرود، قدرت* است. به عبارت دیگر، امر سیاسی عبارتست از کوششی برای نگهداری یا بدست آوردن قدرت یا کاربست قدرت دولت در جهت هدف ها و خواست های گوناگون.
اهمیت عنصر قدرت در ساخت دولت تا بدانجاست که ماکس وبر، جامعه شناس آلمانی، دولت را دستگاهی تعریف میکند که ((حق مشروع و انحصاری)) کاربرد قدرت را در قلمرو معین دارد.
علم سیاست
علم سیاست۲ را مطالعه ی سازمان و کردار حکومت* را گویند. این مطالعه دست کم از روزگار ارسطو پیشینه دارد، اما تا زمانی که تفکر در سیاست اساساً از تفکرات نظری ((حکمنت اخلاقی)) در باب جامعه بطور کلی جدا نبود، علم سیاست زمینه ی مستقلی نداشت. در اواخر قرن نوزدهم بود که استقلال کافی برای آن فراهم شد و انگلیسی ها و فرانسوی ها و آمریکایی ها پیشرو آن شدند. از آن پس نیز موضوع آن به روشنی تعریف نشده است.
این رشته ی جدید را از فلسفه ی سیاسی با این فرق جدا کرده اند که علم سیاست گرایش های تجربی دارد نه هنجاری ۳ (یا دستوری)، یعنی به دنبال شرح امور است چنانکه هستند، نه چنانکه باید باشند.
همسنجی حکومت ها و دولت ها، به عنوان زمینه ی اساسی علم سیاست، از اواخر قرن نوزدهم بخش بزرگی از مطالعات را در بر گرفت، و نشانه ای از توجه فراوان به مطالعه ی نهاد های سیاسی بود. در نیمه ی دوم قرن بیستم در این حوزه توجه بیشتر به مسائل رفتاری گرایید. علمای سیاست اکنون وقت بسیار صرف مطالعه ی الگوهای عمل اجتماعی و رفتار هایی میکنند که زیر کار عملکرد نهاد های سیاسی قرار دارند و پدیده هایی مانند رقابت بر سر قدرت و چگونگی گرفتن و اجرا کردن تصمیمات عمومی را مطالعه میکنند. درگیری در مسائلی مانند نگره۴ ها و انگیزه ها۵ ها، ارزش و شناخت، نشان دهنده ی آمیزش علم سیاست با حوزه های دیگر مطالعه ی اجتماعی، به خصوص جامعه شناسی و روانشناسی اجتماعی و همچنین دشواری جدا کردن آنها از یکدیگر است.
سیاست مدار
اصطلاح سیاست مدار 7 بطور کلی به کسی اطلاق میشود که درگیر مبارزه برای راه یافتن به فدرت حکومتی و یا مقام دولتی باشد، و توفیق او تا حد زیادی بستگی به چیره دستی او در فنون ترغیب، مذاکره و سازش داشته باشند.
اساساً، این اصطلاح به معنای شخصی است که، صرف نظر از انگیزه یا هدف او، فعالانه در مبارزه برای دستیابی به قدرت حکومت و مقام درگیر باشد. اما ایم اصل استثناهای مهمی دارد:
۱- این اصطلاح معمولاً برای اداریان تمام وقت حرفه ای به کار نمیرود
۲- شامل کسانی نمیشود که (با همه دلبستگی که ممکن است به قدرت سیاسی داشته باشند) نه عضو هئت حاکمند، نه، آشکارا آرزومند چنین مقامی هستند
بطور کلی، این اصطلاح مقدار زیادی از رنگ و بوی خود را از ماهیت سیستم سیاسی میگیرند که اصطلاح در آن به کار برده میشود.مثلاً در بریتانیا مبارزه ای که سیاست مدار درگیر آن است، سرشار از رقابت است، و پیروزی سرانجام هنگامی بدست می آید که شخص بتواند کس دیگر یا هیئتی (پادشاه، پارلمان، حزب یا هیئت انتخاباتی) را به پذیرش مدعاهای خود قانع کند. از این رو وقتی کسی ((سیاست مدار)) نامیده میشود که مهارت خود را در جلب مردم و آرا دیگران به اثبات رسانده باشد. این عنوان در پایین ترین سطح برابر با فریبکاری به شمار می آید: بنگر(( سیاست مدار را ... که خدا را نیز تواند فریفت)) (شکسپیر، هملت). همراه با این دید، این تصور وجود دارد که سیاست مدار اساساً چند دوزه باز است، و کمتر به اصول توجه دارد تا به جلب توجه فوری مردم بر اساس منافع گذاری خویش. چنانکه آدام اسمیت فرق میگذارد میان ((قانونگذار)) ی که اصول کلی بر باریک اندیشی او حاکمند، و تا حد معنای ((قانونگذار)) چنانکه مراد آدام اسمیت است، معنای آن بالا رفته است. چنانکه دیرزائلی در ۱۸۷۰ گفته است: ((جهان بیزار است از دولتمردانی که دموکراسی آنان را تا حد سیاست مداران پایین آورده است))
در این مقاله سیاست، علم آن و سیاست مدار معرفی شدند، و در تعریف آنها مفاهیم دولت و حکومت نهفته بودند، که در مقاله ی بعدی به معرفی این دو مقوله نیز خواهیم پرداخت.
1Politics , Policy,( 2) Political Science,(3) Normative, (4) Attitude, (5) Motivation, (6) Politician
نویسنده و گرد آورنده: پویا صفری
آقا تبریک میگم
بالاخره دانشجوهای خواجه نصیر هم اومدن تو کار سیاست
خوب شروع کردید
با درود و تشکر از حسن نظر شما
امید به آنکه این راه دشوار را به خوبی و آنگونه که شایسته است ادامه دهم
با آرزوی بهترین ها برایتان
با سلام ؛
ما گروهی از بچه های آزاد اندیش اصفهان هستیم
وعلاقه به همکاری با شما هستیم.
لطفا از سایت دیدن کنید.